خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

سلمان حدادی کیست؟ 5

سؤال 21

معیار انتخاب خلیفه، بیعت است یا تعیین، یا شورا؟

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که جانشین رسول اکرم(ص) چگونه باید تعیین شود؟

آیا بیعت و رأی مردم ملاک است، یا تعیین و نصب خلیفة قبلی، یا نظر شورا؟

اگر معیار در تعیین خلیفه، بیعت عمومی و رأی اکثریت مردم باشد، خلافت عمر و عثمان باطل و غیر مشروع است، چه اینکه هیچ‌کدام با رأی اکثریت مردم خلیفه نشدند، عمر با تعیین و نصب ابوبکر و عثمان با نظر شورا خلافت را به دست گرفت.

اگر معیار در تعیین خلیفه، نصب و تعیین خلیفه قبلی باشد، خلافت ابوبکر و عثمان باطل و غیر مشروع است؛ زیرا هیچ‌کدام با نصب خلیفة قبلی خلیفه نشدند.

اگر معیار در تعیین خلیفه، نظر شورا باشد، خلافت ابوبکر و عمر باطل و غیرمشروع است؛ زیرا این دو با نظر شورا خلیفه نشدند.

آیا می‌شود امر مهمی همچون جانشینی رسول اکرم بدون هیچ معیار و ملاک مشخصی، گاهی با بیعت گاهی با تعیین، گاهی با نظر شورا مشخص شود؟

سؤال 22

آیا همیشه اهل حقّ پیروزند؟

عمر بن الخطاب گفته است:

ما اختلف امّة بعد نبیّها إلاّ ظهر أهل باطلها علی اهل حقّها.[30]

هیچ امتی بعد از پیامبرش با هم اختلاف نکردند مگر اینکه گروه باطل بر گروه حقّ پیروز شدند.

با توجه به این حدیث، اختلاف سقیفه و پیروزی ابوبکر و عمر را چگونه توجیه می‌کنید؟

سؤال 23

آیا روابط حضرت علی(ع) با خلفاء خوب بوده است؟

چه اصراری است که روابط حضرت علی(ع) با خلفاء خوب جلوه داده شود؟

چرا به دروغ به مردم می‌گویید امیرالمؤمنین(ع) با خلفاء همکاری می‌فرموده و آنها را قبول داشته است؟!

مگر نمی‌دانید صحیح مسلم از قول خلیفة دوم (در ضمن یک حدیث طولانی) نظر امیرالمؤمنین(ع) و عباس (عموی پیامبر) را دربارة ابوبکر و عمر چنین نقل می‌کند:

فلمّا توفّی رسول الله قال ابوبکر: أنا ولیّ رسول الله فجئتما، تطلب میراثک من ابن أخیک و یطلب هذا میراث إمرأته من ابیها. فقال ابوبکر: قال رسول الله ما نورّث ما ترکنا صدقة فرأیتماه کاذباً آثماً غاراً خائناً... ثم توفّی ابوبکر و أنا ولیّ رسول الله و ولیّ ابوبکر فرأیتمانی کاذباً آثماً غادراً خائناً.[31]

عمر خطاب به امیرالمؤمنین(ع) و عباس عموی پیامبر می‌گوید: بعد از رحلت پیامبر ابوبکر گفت من جانشین پیامبر هستم و شما دو نفر آمدید و عباس ارث پسر برادرش را از ابوبکر طلب کرد و علی(ع) هم ارث همسرش را .

ابوبکر گفت: پیامبر فرموده‌اند: از ما پیامبران ارثی نمی‌ماند و هرآنچه باقی بماند صدقه است.

اما شما دو نفر (علی(ع) و عباس) او (ابوبکر) را دروغگو، گنهکار، نیرنگ باز و خائن می‌دانستید.

پس از ابوبکر من روی کار آمدم و شما دو نفر من را نیز دروغگو و گنهکار و نیرنگ باز و خائن می‌دانید.

آیا این کلمات حسن روابط را می‌رساند؟

اگر واقعاً امیرالمؤمنین(ع) خلفاء را قبول داشتند و با آنها همکاری می‌کردند چرا آنها را دروغگو و خائن و گنهکار معرفی کرده‌اند؟

مگر می‌شود آن حضرت، دروغگو و خائن و نیرنگ باز را قبول داشته باشد و با آنان همکاری کرده باشد؟

سؤال 24

شدّت تنفّر امیرالمؤمنین(ع) از عمر بن الخطاب!!

کسانی که می‌گویید حضرت علی(ع) با خلفاء روابط خوبی داشته است آیا تا به حال صحیح بخاری و مسلم را خوانده‌اید؟

آیا می‌دانید بنابر آنچه بخاری و مسلم نقل کرده‌اند، امیرالمؤمنین(ع) آن قدر از خلیفة دوم متنفّر بود که حتی حاضر نبود چهرة او را ببیند؟

صحیح بخاری حدیث را این‌گونه نقل کرده‌اند:

فأرسل إلی ابی بکر أن إئتنا و لا یأتینا أحد معک کراهیة لمحضر عمر.[32]

حضرت علی(ع) دنبال ابوبکر فرستاد که نزد من بیا و با خود کسی را همراه نکن چون خوش نداشت عمر را ببیند.

سؤال 25

آیا نامگذاری فرزندان امیرالمؤمنین(ع) به نام خلفاء، دلیل بر حسن روابط است؟!

کسانی که به طور گسترده این‌گونه شبهات را بین عموم منتشر می‌کنند تنها قصد فریب مردم را دارند و بس.

آنها می‌خواهند با عوام فریبی، جنایات خلفاء را پنهان کرده و مردم را به این‌گونه سؤالات مشغول کنند.

در این زمینه به چند نکته اشاره می‌کنیم:

نکته اول: اگر قرار باشد نامگذاری، دلیل بر حسن روابط باشد این اشکال به عمر بن الخطاب هم وارد است؛ زیرا یکی از فرزندان عمر، عبدالله نامیده شده است و یکی از منافقان معروف در زمان پیامبر هم عبدالله ابیّ بوده است. اگر واقعا نامگذاری، دلیل بر حسن روابط است پس خلیفة دوم با آن منافق معروف، همفکر و با او حسن روابط داشته، چون نام پسرش را به نام آن منافق نامیده است.

نکته دوم: اگر قرار بود امیرالمؤمنین(ع) به خاطر علاقه به خلیفة اول، نام فرزندش را اهم نام او بگذارد، از نام اصلی او (عبدالکعبه، عتیق، عبدالله) استفاده می‌کرد نه از کنیه او (ابوبکر).

در حالی که انتخاب کنیه در اختیار پدر فرزند نیست بلکه خود شخص با توجه به اتفاقاتی که در زندگیش می‌افتد کنیه‌اش را انتخاب می‌کند.

نکته سوم: اگر واقعا نام‌گذاری دلیل بر علاقه و حسن روابط است چرا هیچ‌کدام از خلفاء، نام فرزندانشان را به نام امام حسن و امام حسین(ع) نامگذاری نکرده‌اند؟

اگر خلفاء با امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) مشکلی نداشتند و با هم حسن روابط داشتند چرا حاضر نشدند نام فرزندانشان را به نام فرزندان آن حضرت بنامند؟

مگر می‌شود گفت حضرت علی(ع) به خاطر علاقه و دوستی با خلفاء، نام فرزندانش را به نام آنها نامیده ولی خلفاء حاضر نشدند برای ابراز علاقه متقابل به امیرالمؤمنین(ع) نام آن حضرت و یا امام حسن و حسین(ع) را برای فرزندانشان انتخاب کنند؟

مگر علاقه و دوستی یک طرفه می‌شود؟

نکته چهارم: معروف است که یکی از عادات خلیفة دوم این بود که نام افراد را تغییر می‌داد و نام عمر را خود او برای فرزند امیرالمؤمنین(ع) انتخاب کرد.

در نتیجه، این نامگذاری‌ها ربطی به آن حضرت ندارد تا به این وسیله مردم را فریب دهند.

بلاذری در انساب الاشراف می‌نویسد:

و کان عمر بن الخطاب سمّی عمر بن علیّ بإسمه.[33]

عمر بن الخطاب فرزند علی(ع) را به نام خویش نامگذاری کرد.

ذهبی در شرح حال عمر بن علی بن ابی طالب می‌نویسد:

و مولده فی أیام عمر فعمر سمّاه بإسمه.[34]

عمر بن علی در زمان خلیفة دوم متولد شد و عمر نام خودش را بر او نهاد.

نکته پنجم: مگر نام ابوبکر و عمر و عثمان، تنها منحصر به نام خلفاء است و در زمان پیامبر کسی دیگر به این نام‌ها نامگذاری نشده است؟!

ابن حجر در کتاب الاصابه ذیل نام عمر، بیست و یک نفر از صحابه را نام می‌برد که اسمشان عمر بوده است.

همچنین ذیل نام عثمان، بیست شش نفر از صحابه را نام می‌برد که اسمشان عثمان بوده است.

آیا می‌شود گفت همة این نامگذاری‌ها به خاطر علاقه به خلفاء بوده است؟

امیرالمؤمنین(ع) در علت نامگذاری یکی از فرزندانشان را به نام عثمان فرمودند:

انّما سمّیته بإسم أخی عثمان بن مظعون.[35]

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نامیدم.

در نتیجه نامگذاری فرزندان امیرالمؤمنین(ع) به نام‌های ابوبکر و عمر و عثمان نه تنها ربطی به خلفاء ندارد بلکه هیچ دلیلی بر روابط خوب اهل بیت(ع) با دستگاه خلافت نخواهد بود.

[30] . کنز العمال، متقی هندی، 1 / 183، حدیث 929، کتاب الاعتصام بالکتاب و السنة.

[31] . صحیح مسلم: 3 / 1379، حدیث 49، کتاب الجهاد و السیر، باب حکم الفیء.

[32] . صحیح بخاری: 5 / 252، حدیث 704، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر.

[33] . انساب الاشراف، بلاذری: 20 / 413، ولد علی بن ابی طالب.

[34] . سیر اعلام النبلاء، ذهبی: 40 / 134، شرح حال عمر بن علی بن ابی طالب.

[35] . مقاتل الطالبیین، ابو الفرج اصفهانی: 55، شرح حال عثمان بن علی بن ابی طالب.

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا