خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

امیرالمؤمنین امام علی علیه السّلام راه کسب مال حلال راچگونه معرفی می نماید؟؟؟

شریعتی: صلی الله علیک یا رسول الله سلام می‌گویم به همه‌ی شما خیلی خوش آمدید به سمت خدای امروز ایام خیلی مبارک تان باشد. حاج آقای حسینی سلام علیکم و رحمة الله.

حاج آقا حسینی: سلام علیکم و رحمة الله من هم عرض سلام و ارادت خدمت همه‌ی بینندگان عزیز دارم و عرض تبریک این ایام ولادت خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم و امام صادق سلام الله علیه و هفته‌ی وحدت. بازار عقد و عروسی‌ها و جشن ازدواج‌ها داغ داغ. ان شاء الله برای همه‌ی عروس خانم‌ها و آقا داماد‌ها به خیر باشد و برای دختران و پسرهایی که بخت ازدواجشان رسیده و گذشته بلکه برای خیلی‌ها هر چه زودتر داماد شوند عروس شوند به همه شان تبریک عرض می‌کنیم واقعا ایام بسیار خجسته و فرخنده‌ای است. یکی از بینندگان آن هفته گفتند قسم خورده اند به خدا قسم وقت برنامه که می‌شود می‌روم مرخصی ساعتی می‌گیرم که برنامه را ببینم. خدمت همه‌ی عزیزان عرض ارادت داریم.

شریعتی: خیلی ممنون باز هم تبریک می‌گویم از طرف خودم و از طرف همه‌ی بچه‌های سمت خدا. بحث ما در روزهای سه شنبه سیره‌ی تربیتی امام علی علیه السلام است مهمان سفره ناب نهج البلاغه هستیم. امروز هم بیننده‌ی بحث باشید.

حاج آقا حسینی: بسم الله الرحمن الرحیم من هفته‌ی گذشته‌ی بحث رد مظالم را مطرح کردم خیلی استقبال شد الحمدلله بعضی توضیحاتی لازم است عرض کنم خیلی از بینندگان نام مرجع تقلیدشان را برده بودند که از مرجع تقلید ما هم شما اجازه گرفتید یا نه چون هفته‌ی گذشته گفتیم تا آخر ماه ربیع الاول ما از مراجع اجازه گرفتیم کسانی که رد مظالم بدهکار هستند یعنی به کسی بدهکارند که او را الآن نمی‌شناسند و دسترسی ندارند وارث اش را هم نمی‌شناسند اجازه گرفتیم بتوانند پول را بدهند به فقرا به نیت صاحبانی که مدیون آن‌ها هستند تا مبلغ صدهزار تومان. من نام می‌برم همه خیالشان راحت باشد. از آیت الله مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، سیستانی، شبیری زنجانی، از مقام معظم رهبری هم حاج آقای فلاح زاده فرموده بودند باز هم هماهنگ کردیم از طرف همه‌ی مراجع مقلد هر کدام از این مراجع باشند تا آخر ماه ربیع الاول تا دو هفته‌ی دیگر فرصت دارند صد هزار تومان رد مظالم بپردازند. کسی دیروز به من می‌گفت خانم‌ها پخش کردند خانم‌ها گفتند تا آخر ماه صدهزار تومان هر چه مظالم بدهکار بودید اگر ده میلیون هم بدهکار بودید نه ما این طوری گفتیم گفتیم تا صد هزار تومان بابت آن صد هزار تومان کافی است باز سوال کرده بودند که می‌شود به نیازمند بدهیم یا فرزند بدهیم اگر نیازمند هستند حتما نمی‌شود پدر و مادر ما و فرزندان ما اگر ما بتوانیم زندگی شان را تامین کنیم واجب النفقه‌ی ما هستند کسی که واجب النفقه‌ی ما است دیگر نمی‌توانیم از رد مظالم بدهیم به پدر و مادر یا اولاد نمی‌شود داد باید از راه دیگری تامین کنیم. باز سوال کردند من معلم بودم در گذشته بچه‌ها را زدم گاهی سیاه شده کبود شده الآن نمی‌شناسم اگر نمی‌شناسد و دسترسی ندارد بحث رد مظالم است که احکامش را قبلا اشاره کردیم می‌توانند بدهند و تا آخر همین ماه ربیع الاول است بعدش می‌توانند بدهند منتها باید اجازه بگیرند. ولی الآن ما از مراجع بزرگوار اجازه‌ی عمومی به همه‌ی مردم گرفتیم که دیگر نیازی به تماس با دفتر مراجع نباشد. باز سوال کردند به سادات فقیر می‌شود داد بله مشهور فقها می‌فرمایند مانعی ندارد. فقیری که می‌دهید سید باشد یا غیر سید. یادآوری کردیم به مدرسه و مسجد و امور خیریه نمی‌شود پرداخت کرد. به فقیر باید پرداخت کرد. باز سوال کرده بودند ما طلبکارمان را می‌شناسیم می‌دانیم به چه کسی بدهکاریم روی ما نمی‌شود خجالت می‌کشیم بگوییم ما چنین حقی از شما ضایع کردیم این را می‌شود رد مظالم داد؟ نه باید به خودش داد. البته نیازی نیست بگویید این پول بابت فلان چیز است. به هر شکلی شما آن پول را به آن فرد برسانید کافی است اما اگر طلبکار را می‌شناسید خجالت کشیدن مجوز مانع رد مظالم نمی‌شود. از طریق واسطه یا شماره حساب می‌توانیم واریز کنیم. گفتند ما احیانا غیبت کسی را کردیم می‌شود رد مظالم کرد یا نه. مشهور فقرا می‌فرمایند مخصوصا اگر انسان نگران این است که اگر برود به طرف بگوید من غیبت ات را کردم شر بیشتری به پا شود لازم نیست ما بگوییم استغفار کنیم توبه کنیم ولی کار خوبی است خیرات هم بدهیم برایشان به فقرا بدهیم بگوییم ثوابش باشد برای کسانی که غیبت شان کردیم. خیلی خوب است. یک داستانی را از مرحوم آیت الله مشکینی رضوان الله علیه روایت کردیم فرمودند ایشان به مکه مشرف شدند فرموده بودند من توانایی این که هیچ طوافی به غیر از طواف واجب را نداشتم فقط یک طواف مستحب با هزار زحمت انجام دادم به این نیت که خدایا این ثوابش باشد محفوظ تا فردای قیامت اگر فردای قیامت طلبکاری سر راه من را گرفت که من یادم رفته در دنیا به او بپردازم این طواف ثوابش مال آن‌ها آن جا من را راضی کن. به طور کلی می‌شود رد مظالم بدهد به فقرا بدهد بگوید اگر احیانا ما طلبکاری داشتیم. و باز حرف آخرم این است که کار خیلی خوبی است پرداخت رد مظالم کمکی است به فقرا پنج گروه نیت خودمان به نیت بچه هایمان خیلی وقت‌ها بچه‌ها در مدرسه‌ای جای دیگری ضرری زیانی به کسی وارد کردند غفلت کرده اند به نیت پدر مادرمان به نیت همسرمان و به نیت درگذشتگان مان که این خیلی لازم است مخصوصا کسانی می‌خواهند خدمت بکنند به پدر مادر عزیزانی که از دست داده اند حتما بهترین فرصت است این‌ها همه باید به فقیر داده شود اما اگر به دولت خسارتی وارد کردیم آن باید به خزانه دولت واریز شود. رد مظالم را نمی‌توانیم به حساب دولت بریزیم و آن پولی را که باید به دولت بدهیم نمی‌توانیم به فقیر بدهیم شماره حساب خزانه درآمد‌های متفرقه‌ی دولت مربوط به بدهی‌هایی است که به دولت داریم و نمی‌توانیم جبران کنیم. حرف آخرم این باشد که کسی از بینندگان نوشته شما این قدر ارسال دارید ما بدهی هایمان را به دولت بدهیم شماره حساب دادید دولت چطور می‌خواهد مظالم مردم را بپردازد این هم حرف خوبی است دولتی‌ها هم به فکر باشند که اگر به مردم بدهکار هستند ما دیگر از بس گفتیم نمی‌خواهیم تکرار بکنیم همین روزها دیدیم بعضی مراجع بزرگوار گفتند در خبر‌ها هم خواندید که گفتند مردم از بانک‌ها شاکی هستند تا بانک‌ها اصلاح نشود امور اقتصادی اصلاح نمی‌شود این هم حق الناس است این را هم دولتی‌ها باید زودتر بنشینند فکر بکنند چیزی که عجیب است این است که همه‌ی مسئولین عالی رتبه همه می‌گویند باید اصلاح شود چه کسی باید اصلاح بکند فکر می‌کنم بعد از ظهور حضرت ولی عصر است همه می‌گویند باید اصلاح شود مخاطب معلوم نیست چه کسی است تعجب است من دیشب در خیابان قدم می‌زدم در قم، از بس دیدم در یک ردیف بانک است گفتم واقعا عجیب است کجای عالم ما هیچ کجای عالم این قدر بانک و ساختمان‌ها و دکور‌ها را ندیده ایم در دنیا در کشورهای اروپایی ساختمان بانک‌ها ساختمان خیلی معمولی است یک کوچه پس کوچه یک ساختمان عادی اما این جا زیباترین شکیل ترین ساختمان‌ها برای بانکهاست. ما اگر یک مسابقه بگذاریم اگر شما توانستید نام ببرید تمام بانک‌های خصوصی و دولتی که الآن در ایران است یقین دارم شما نمی‌توانید یقین داریم نمی‌توانید اگر می‌توانستید قطعا یک جایزه می‌دادیم. هیچ بیننده‌ای نمی‌تواند درجا تمام اسامی بانک‌ها را نام ببرد بانک دیروز امروز فردا پریروز خورشید زمین آسمان ماه ستاره. چه سود و خیراتی دارد؟ به هر حال من خواستم پیام این بیننده را برسانم شما که می‌گویید اگر مردم حقی ضایع کردند دولت هم ببیند اگر حقوقی ضایع کرده دولت هم حسابی بدهد ایام ولادت است بگوید ما یک بار دیگر پولی می‌دهیم بابت حالا.

شریعتی: خیلی ممنون که با حوصله پیام‌ها را خوانده اید هم خواندند هم پاسخ دادند و حالا برویم سراغ بحث ما

حاج آقا حسینی: بله بحث ما رسیده بود به این کلام حضرت که در مورد تجارت فرمودند اَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ اول فقه احکام اسلامی و شرعی معاملات را یاد بگیرید بعد بروید سراغ تجارت اگر کسی اول برود سراغ کسب و کار در ربا فرو می‌رود. باز بحث هفته‌ی گذشته مان خیلی خوشحالم الحمدلله صدها پیام در هر موضوعی که ما اشاره کرده بودیم که در این بخش منظورتان چیست خیلی خوشحالیم این همه توجه به مسائل و احکام شرعی می‌شود با این که بخشی از صحبت ما احکام بود شاید بیشترین پرسشی که بینندگان عزیز داشتند این بود که شما که چند مسئله را گفتید اگر این طوری باشد باطل است باطل است این باطل است یعنی چه؟ یعنی حرام است؟ ما گرفتار حرام خواری شدیم؟ این مسئله‌ای که در آپارتمان‌ها در اجاره در نقد و نسیه و پیش خرید گفتید آیا باطل است یعنی حرام است؟ خیلی از مردم نگران شده بودند نه باطل با حرام بودن فرق دارد. حرام فقط در آن جایی که معامله ربا باشد. معاملات ربوی هم حرام است هم باطل است اگر معامله ربوی باشد که البته تقریبا می‌شود گفت آن چیزی که بیشتر در جامعه‌ی ما مسئله‌ی معاملات ربوی پیش می‌آید در قرض‌های ربوی است تقریبا در جاهای دیگر کم تر پیش می‌آید و حلش خیلی آسان است تقریبا طلا فروشان می‌دانند وقتی خانمی مراجعه می‌کند النگویش شکسته می‌خواهد عوض کند توجه دارد که شکسته را می‌خرند یک سالم را می‌فروشند این‌ها را در مقابل هم قرار نمی‌دهند که مشکل ربا ایجاد شود. ربای قرضی یعنی کسی به کسی ده میلیون پول بدهد یازده دوازده میلیون بگیرد این است که هم حرام است هم باطل اما بقیه‌ی مواردی که اشاره کردیم معاملات باطل به این معنا نیست که حرام خواری پیش آمده باشد در خانه‌ای که نشستند آن خانه نمازی اشکال دارد یا ملکی خریدند ملک اش غصبی است نه نگران نباشند اما در عین حال هدف ما از بحثی که داشتیم این است که عزیزان تشویق شوند بدانند چقدر مسائل ریزی است که اگر غافل باشیم ممکن است نمی‌گوییم در معاملات غیر ربوی حرام خواری پیش بیاید اما اگر توجه نداشته باشند ممکن است اختلافات فراوانی در دادگاه‌ها و مسائل حقوقی پیدا بکنند حتما بروند یاد بگیرند یکی از دوستان ما سر معاملاتی که داشتند یک کلمه ابهام در قرار داد باعث شد طرفین هر کدام رفتند وکیل گرفتند سر یک کلمه پرسیدم چقدر پول وکیل دادی گفت 400 میلیون تومان او چقدر پول وکیل داده او 500 میلیون تومان. چرا؟ چون قرارداد‌ها مشخص و روشن نبوده. می‌خواهم عرض کنم نمی‌خواهیم بگوییم حرام خواری پیش می‌آید بلکه باطل است گرفتاری‌های حقوقی زیاد پیش می‌آید در معاملات قابل توجه حتما مراجعه کنیم مسئله را از دفاتر مراجع تقلید سوال کنیم این انگیزه‌ای شود احکام را بیشتر یاد بگیریم. دوستان در مساجد بین نماز بعد نماز از امام جماعت بخواهند دو مسئله از آداب تجارت برای ما بخوانید پیشنهاد خوبی است تقاضا می‌کنم اصناف کسبه این عبارت امام را فارسی عربی تابلو کنند امام فرمودند البته همه‌ی فقها یجب علی کل من یباشر التجاره تعلم احکامه خیلی کوتاه است هر کسی می‌رود دنبال تجارت باید احکامش را یاد بگیرد. حدیثی خواندیم کسی خدمت امام علی علیه السلام آمد گفت من می‌خواهم تجارت بکنم حضرت فرمودند مسائلش را یاد گرفتی؟ گفت رفتیم شروع کردیم کم کم حضرت ناراحت شد اول مسائلش را یاد بگیر. ایام عید است نمی‌خواهم خاطر‌ها تلخ شود برنامه‌ی ما این نیست ولی کتمانش هم خوب نیست در این مسائل یک سلسله مسائل دیگر مطرح کنیم باز هزاران پیامک دیگر می‌آید که ما تا به حال یک جور دیگر عمل می‌کنیم همه‌ی قصدم این است که تذکری باشد هشداری باشد انگیزه پیدا شود. من زیاد دیدم خانم‌هایی می‌آیند برای عقد ازدواج می‌خواهیم ازدواج کنیم خب مبارک است خانمی است که می‌گوییم شما ازدواج قبلی نداشتید؟ می‌گویند بله از آن آقا طلاق گرفتید می‌گوید چه حرفی است ما ده سال است هم دیگر را ندیدیم خب این که ده سال همدیگر را ندیده اند ولی طلاق شرعی صورت نگرفته ده سال از هم جدا هستند نه او به من کار دارد نه من به او تمام شده همه چیز ده سال است ولی طلاق شرعی خوانده نشده این می‌تواند دوباره ازدواج کند؟ قطعا نمی‌تواند مردم عوام معروف این است که اگر شش ماه زن و مرد از هم جدا بودند خیلی متاسفانه این حرف رایج است شش ماه اگر جدا باشند طلاق است طلاق شرعی نمی‌خواهد شش ماه که هیچ شش سال که هیچ شصت سال اگر زن و مرد از هم جدا باشند اگر صیغه‌ی طلاق خوانده نشود باز زن و مرد شرعی هستند هیچ می‌دانید گاهی غفلت می‌شود طرف فکر می‌کند ما که شش ماه از هم جدا بوده ایم می‌رود ازدواج می‌کند با یک مرد دیگری در حالی که این زن زن شوهردار محسوب می‌شود باور می‌فرمایید من نمی‌خواهم اما اگر چند مسئله ردیف این مسائل عرض کنم یقین دارم ولوله‌ای می‌شود. ما این احکام را که می‌گوییم بحث ما احکام نیست برنامه‌ی دیگری می‌طلبد گاهی بینندگان که تعجب می‌کنند ما را متهم می‌کنند به این که یا احکام بلد نیستیم. آن هفته در پیام‌ها دیدم کسی نوشته فکر می‌کنیم کارشناس شما در راه که می‌آمده سرش به جایی خورده از این چیزهایی که می‌گوییم این قدر تعجب کرده. سر به جایی خورده خودش قاطی دارد اما علی القاعده به جایی نخورده. یکی از مسائل دیگر این است که ارث را می‌خواهند تقسیم بکنند به دختر ارث نمی‌دهند چرا به دختر ارث نمی‌دهی؟ نه پدر ما زمان حیات جهیزیه داده خیلی حواسش بوده دیگر ارث نمی‌خواهد. در بحث وصیت گفتیم بعضی پدرها می‌گویند این پسر اصلا به من خدمت نکرده یادتان باشند یا می‌نویسند من مردم به این بچه ارث ندهید بیست سال سی سال نیامد به من سری بزند محروم کردن از ارث معنا دارد؟ اصلا معنا ندارد زمین و زمان به هم جمع شود امکان ندارد بتوانید وارث را از ارث محروم کنید. یا این که اگر کسی ثروتمند ترین آدم روی زمین باشد از دنیا برود نماز و روزه‌ی قضا به گردنش است ولی هیچ چیز ننوشته وارث می‌دانند اما خودش وصیت نکرده اگر ثروتمند ترین آدم روی زمین باشد ولی ننوشته باشد ورثه وظیفه‌ای ندارند هیچ تکلیفی متوجه آن‌ها نیست اگر دلشان بسوزد محض رضای خدا بگویند گناه دارد چیز دیگری است. قصه‌ی مرحوم آیت الله مجتهدی را عرض کردیم آمده بودند گفتند پدر ما ننوشته گفتند شرعا وظیفه‌ی شما نیست خدمت کنید به پدر مادر آن‌ها گفته بودند اگر خدمت نکنیم چه می‌شود؟ گفته بود پدر شما آن جا می‌سوزد گفته بودند شما انصاف بده این‌ها یازده برادر خواهر بودند ما یازده برادر خواهر بسوزیم بهتر است یا پدر ما؟ یک کلمه اگر شما در وصیت نامه نوشتید وظیفه‌ی آن‌ها است اگر ننوشتید ثروتمند ترین آدم روی زمین هم باشید ولی ننوشتید که من پنج سال نماز دارم ورثه‌ی شما هیچ وظیفه‌ای ندارند. مسئله‌ی نماز به گردن پسر بزرگ تر پس چه؟ فرض کنیم طرف پسر بزرگ تر ندارد. باز من خاطره‌ای بگویم. من در یک سفر دو شب یک جایی مهمان بودم این آقا خیلی مقید به نماز شب بود تقریبا یکی دو ساعت به اذان صبح ما را بیدار کرد گفتم چه خبر است گفت پاشو نماز شب بخوان گفتم خدا پدرت را بیامرزد ما بخواهیم نماز شب هم بخوانیم دیگر از دو ساعت قبل بیدار نمی‌شویم دیدیم دیگر چاره‌ای نیست رفتیم نماز شب و بعد نماز صبح خواندیم و نشستیم گفتم من یک کاری بکنم فردا شب ما را نماز شب دو ساعت زود تر بیدار نکند گفتم آقا شما که این قدر مقیدی حمد و سوره ات را بخوان ببینیم درست است یا نه البته گفتم من می‌خوانم شما حمد و سوره‌ی من را ببین بعد هم شما بخوان. من واقعا می‌خوانم با قراء و حفاظ مانعی هم ندارد کار خوبی هم ندارد. ایشان خواند چون هیچ کسی نمی‌شناسد محال است کسی بشناسد و جای دیگر. ما بودیم و ایشان در آن دل شب. ایشان که خواند دیدم ده پانزده تا غلط دارم من نوشتم فردا شب به جای این که ما را بیدار کنی برای نماز شب این ده پانزده غلط را درست کن. من شرمنده ام می‌گویم باور کنید درصد نمی‌گویم یک درصد قابل توجهی از مردم ما امشب بعد از نماز به امام جماعت بگویند ما می‌خواهیم حمد و سوره مان را بخوانیم ببینن درست است یا نه درصد زیادی از مردم حمد و سوره‌ها مشکل دارد نمی‌توانیم یاد بگیریم؟ به قول حاج آقا قرائتی 17 کلمه است. اصلا رفتیم دنبال اش؟ مغازه‌های اطراف حرم در قم در مشهد دیدید عربی صحبت می‌کنند ترکی انگلیسی صحبت می‌کنند تمام زبان‌ها را بلد اند به مقداری که کارشان راه بیفتد برای یک جعبه سوهان فروختن تمام زبان‌ها را یاد گرفته. هر کس رفت نماز مغرب عشا به امام جماعتش مراجعه بکند من در سفرهای حج روحانی حج بودم عزیزان آمده اند حمد و سوره خوانده اند خیلی مشکل دارد. آن شب گذشت باز فردا شب ما را زود بیدار کرد اتفاقا من مسئله‌ی وصیت و نماز روزه را گفتم گفت خوب شد گفتی این وصیت نامه‌ی ما را هم اگر می‌شود ببینید تنظیم کنید گفتم بسم الله حرفی نیست بند اول بند دوم رسیدیم به بند سوم. در دل شب داشتیم وصیت نامه بررسی می‌کردیم البته کار بسیار پیچیده‌ای است بینندگان حتما به دفاتر مراجع مراجعه بکنند خب گفتیم حق الناس حق الله وصیت نامه عمده اش همین است حق الله به گردن شما نیست؟ گفت چرا خیلی نماز نخوندم گفتم چند سال گفت اگر ننوشته بودم چه می‌شد گفتم اگر ننوشتی هیچ وارث وظیفه‌ای نداشت. گفتم چقدر بنویسم نماز گفت بنویس پنجاه سال نماز گفتم شما هفتاد سالت است چرا پنجاه سال گفت من هفت هشت سال است نماز را شروع کردم گفتم الحمدلله خدا را شکر این قدر خوب شروع کرده که اهل نماز شب هم شده. گفتم از این به بعد نماز قضاهایت را بخوان بهتر است نوشتیم پنجاه سال نماز. گفتم روزه گفتم این هم همین. پنجاه سال روزه. گفتم پنجاه سال روزه عمدا خورده کفاره‌ی این پنجاه سال چه می‌شود؟ قضا سر جاش. کفاره اش را بنویس. بند سه نوشتیم کفاره. بند چهار گفتیم رد مظالم. گفت جوانی‌ها دست بزن داشتم حالا نماز شب خوان شده ام خیلی زده ام گفتیم پس بنویس پنجاه سال. در همین مسئله شاید خیلی از بینندگان بگویند خوب شد گفتید ما هم کفاره چند سال روزه ننوشتیم کفاره اش را نماز روزه اش را ننوشته ایم. اگر ما در احکام نماز روزه تجارت ازدواج طلاق صد‌ها مسئله‌ی مبتلا به است که اگر در رسانه اشاره بکنیم مشکلات فراوان می‌شود البته نمی‌دانم چه کسی مقصر است مردم مقصر اند که دنبال احکام نمی‌روند ما روحانیون مقصریم که کمتر احکام گفتیم رسانه مقصر است که نگفته. بگذارید تقصیر خودمان را بیشتر از همه بکنیم. کلمه‌ی 466 از کلمات قصار امیرمومنان می‌فرماید مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ یَتَعَلَّمُوا حَتَّی أَخَذَ عَلَی أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ یُعَلِّمُوا اول خداوند به اهل علم می‌گوید شما چرا یاد ندادید اول روحانیت مسئول است دو ساعت سخنرانی می‌کنی یک مسئله هم بگویید مسئله نمی‌گوییم اگر هم کسی یک جا دعوت بکنند مسئله بگوید مردم معمولا برای بخش احکام نمی‌آیند می‌گویند سخنران بیاید. هم مردم مقصرند هم ما هم رسانه در این زمینه کار کرده اند زلال احکام خیلی برنامه‌ی خوبی است خود ایشان می‌فرمودند ما چند میلیون پرسش داریم که هنوز جواب نداده ایم به هر ترتیب رسانه بیشتر برای این مسئله وقت بگذارد.

شریعتی: خیلی ممنون نکات خوبی را شنیدیم ان شاء الله این دغدغه شود که برویم یاد بگیریم صفحه‌ی 318 قرار امروز سمت خدایی هاست آیات 88 ام تا 98 ام سوره‌ی مبارکه‌ی طه و چقدر خوب است در آستانه‌ی میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام و امام جعفر صادق ثواب تلاوت این آیات را هدیه بکنیم به روح بلند و ملکوتی و آسمانی پیامبر رحمت حضرت محمد و امام جعفر صادق علیه السلام. باز می‌گردیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُکُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِیَ ﴿٨٨﴾ أَفَلَا یَرَوْنَ أَلَّا یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلًا وَلَا یَمْلِکُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا ﴿٨٩﴾ وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ یَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِی وَأَطِیعُوا أَمْرِی ﴿٩٠﴾ قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاکِفِینَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَى ﴿٩١﴾ قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا ﴿٩٢﴾ أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی ﴿٩٣﴾ قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ﴿٩٤﴾ قَالَ فَمَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ ﴿٩٥﴾ قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی ﴿٩٦﴾ قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَکَ مَوْعِدًا لَّن تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا ﴿٩٧﴾ إِنَّمَا إِلَهُکُمُ اللَّـهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا ﴿٩٨﴾

پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.] (۸۸) پس آیا درک نمی کنند [و نمی فهمند] که [گوساله، هنگامی که آن را می خوانند] پاسخی به آنان نمی دهد و مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟! (۸۹) و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته اید، و بی تردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید. (۹۰) گفتند: ما همواره بر پرستیدن گوساله باقی می مانیم تا موسی به سوی ما باز گردد. (۹۱) [هنگامی که موسی بازگشت، به هارون] گفت: ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدند چه چیز تو را مانع شد، (۹۲) از اینکه مرا [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟ (۹۳) گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی. (۹۴) [موسی] گفت: ای سامری! سبب کار [بسیار خطرناک] تو چه بود؟ (۹۵) گفت: من به حقایق و اسراری آگاه شدم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستی] آن را دور انداختم [و به گوساله سازی پرداختم]؛ و این گونه نفس من [آن کار بسیار خطرناک را برای گمراه کردن بنی اسرائیل] در نظرم آراست. (۹۶) [موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقیناً کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مُسری ویژه ای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته اش را در دریا می پاشیم. (۹۷) معبود شما فقط خدای یکتاست که جز او معبودی نیست، دانش او همه چیز را فرا گرفته است. (۹۸)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شریعتی: ان شاء الله انس ما با قرآن هر روز بیشتر و بیشتر شود. اشاره‌ی قرآنی را بفرمایید

حاج آقا حسینی: آیه‌ی 97 نکته‌ی بسیار لطیفی دارد داستان سامری است که مردم را به بت پرستی دعوت کرد در ظرف سه روز ششصد هزار نفر را گوساله پرست کرد وقتی موسی علی نبینا و آله و علیه السلام برگشت یک مجازات سنگینی بود برای بنی اسرائیل نوبت به مجازات خود سامری رسید «قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ» وقتی موسی خواست سامری را که گوساله پرستی را ترویج کرد ششصد هزار نفر گوساله پرست شدند وقتی خواست مجازات کند این حدیث در تفسیر مجمع البیان است امام صادق علیه السلام فرمود ‌لَما هُم موسی بِقَتل سامِری‌ وقتی خواست سامری را مجازات کند، خداوند به موسی وحی کرد لَا تَقْتُلِ السَّامِرِیَّ در مجازات سامری تخفیف بده فَإِنَّهُ سَخِیٌّ چون آدم سخاوتمندی است ممکن است آدم سامری باشد ولی سخاوتمند باشد سخاوت به دادش می‌رسد اما اگر مومن بود و سخاوتمند چه؟ اگر در آستانه‌ی ولادت خاتم الانبیا سخاوت داشت چه؟ من همین جا با کمال ادب و تواضع از بینندگان تقاضا می‌کنم بزرگواری بفرمایید ماه ربیع امسال تقاضا داریم از همه‌ی کسانی که به دیگران بدهکار هستند بیایند به احترام ولادت حضرت رسول و امام صادق اگر می‌توانند بدهی شان را زودتر بدهند مخصوصا کارفرماها نسبت به کارگرانشان نسبت به کارمندانشان چه دولتی چه خصوصی ما الآن دو سه ماه دیگر سال جدید و نوروز داریم بگذارید دست این‌ها باز باشد یک کارگر یک کارمند که شما شش ماه یک سال بدهکاری لباس نو نمی‌خواهد؟ خانه تکانی نمی‌خواهد؟ شما که می‌خواهید بعدا بدهید بیایید در آستانه‌ی ولادت پیامبر من خواهش می‌کنم چه خصوصی‌ها چه دولتی‌ها مخصوصا کارفرما‌ها از هر کجا می‌شود گوشه کنار بزنند در این ایام خجسته بگذارید طعم شیرین ولادت پیامبر اسلام و امام صادق این طور به کام مردم باشد. هر نوع بدهی ها. آن‌هایی که می‌توانند عید فقط به چراغانی نیست شما یک برنامه‌ی شادی پخش بکنید یک لحظه مردم بخندند بعد تمام شود دوباره غم عالم می‌آید روی قلب شان اگر می‌خواهید شادی در قلب مردم باشد مخصوصا آن‌هایی که به کارگرها به کارمند‌ها بدهکارند بدهی‌ها را بدهند این هم طرح برای امسال باشد طرح‌هایی هم سال‌های گذشته بود فراموش نشود جمعه روز ولادت است تعطیل است مدارس پنج شنبه هم تعطیل است پدرمادر‌ها معلمان اگر می‌خواهند کام دانش آموزان را شیرین کنند فردا آخرین فرصت است چهارشنبه. شهید مطهری می‌فرمودند مسیحیان این ایام سال نو مسیحی بود مسیحی‌ها چه می‌کنند در ولادت عیسی مسیح؟ آن وقت برای پیامبر گرامی اسلام ما آن طور جشن و شادی داریم؟ باید داشته باشیم. نام‌های نیک طرحی بود سال‌های قبل داشتیم. یکی از دوستان آماری می‌داد از یکی از مدارس در یکی از شهرها 70 نام دانش آموز از این هفتاد چند اسم اسم‌های خدا پسند بود؟ من نگویم چند درصد. الآن آمار می‌دهند که اسم محمد اسم علی چقدر زیاد است اما از آن طرف پدر مادرها به میمنت این ایام نام‌های نیک را توجه کنند. ولی بدهی‌ها یادمان نرود از همه مهم تر است. اگر کسی هم دریافت کرد به ما خبر بدهد خوشحال شویم اگر کسی پرداخت کرد به ما خبر بدهد خوشحال شویم اگر کسانی هم بنا ندارند خدا به دلشان بیندازد. در بحث آداب تجارت ما به مناسبت کلام حضرت گفتیم یک سری آداب واجب است یک سری آداب مستحب است. من یکی دو آداب مستحب را می‌گویم. یکی از آدابی که تمام فقها گفته اند و در روایات فراوان آمده این است که فروشنده با مشتری کنار بیاید. کتابی که دست من است کافی مرحوم کلینی رضوان الله علیه است مَرَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام عَلى جَارِیَةٍ امیر مومنان سلام الله علیه در بازار داشتند عبور می‌کردند یک خانمی داشت از قصابی گوشت خریداری می‌کرد وَهِیَ تَقُولُ این خانم به قصاب می‌گفت یک کم بیشتر بریز فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  امیرمومنان ایستادند حضرت هر روز بازار می‌رفتند آن هم اصناف مختلف زِدْهَا؛ فَإِنَّهُ أَعْظَمُ لِلْبَرَکَةِ اگر می‌خواهی برکت کسب ات بیشتر شود با مشتری کنار بیا َإِنَّهُ أَعْظَمُ لِلْبَرَکَةِ اگر فروشندگان دنبال برکت هستند الآن خیلی‌ها دنبال برکت اند اگر ما این باورهای دینی را داریم کنار آمدن با مشتری رضایت مشتری را به دست آوردن موجب برکت می‌شود این یک روایت. روایت دیگری این هم عجیب است مخصوصا تاکید می‌کنم فکر می‌کنم با این حدیث جای شک نمی‌ماند. این حدیث در تحف العقول است من اولین باری که این حدیث را شنیدم در این برنامه از حاج آقای عالی شنیدم جایشان هم بسیار خالی است من نگاه کردم در مصادر داستان بسیار خوبی است امام صادق علیه السلام نشسته بودند کسی آمد خدمت حضرت تاجران و کاسب‌ها بیشتر عنایت کنند. یک کسی از اصحاب آقا آمد شروع کرد به شکایت کردن و از کسی شکایت کرد گفت من از فلانی شاکی هستم اتفاقا در همان فاصله آن کسی که از او شکایت داشتند آمد خدمت امام صادق. حضرت فرمود چه شده از تو شکایت می‌کنند چرا کاری می‌کنند از تو شاکی باشند او خیلی طلبکارانه گفت برای چه شکایت می‌کند حق شکایت ندارد ‌اَیَشکُونی‌ شکایت می‌کند که من حقم را از او به طور کامل گرفتم؟ اضافه از حق که نگرفتم حقم را تمام و کمال تا قران آخر از او گرفتم چه شکایتی؟ عین روایت این است فَجَلَسَ مُغضَباً ‌حضرت نشستند در حالی که غضب داشتند ناراحت شدند حضرت فرمود فکر می‌کنی وقتی حقت را به طور تمام و کمال از برادر ایمانی است گرفتی ظلمی به او نکردی؟ می‌گویند حقم را گرفتم پدرش را در آوردم مجبورش کردم پول من را تا قران آخر بدهد. بعد این آیه را خواندند بهشتی‌ها فردای قیامت نگران هستند نگران چه؟ در سوره‌ی رعد داریم «وَیَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ» (رعد/21) امام صادق فرمود مگر خدا با کسی با کسی سوء حساب دارد؟ بد حسابی نمی‌کند. این‌ها نگران چه هستند؟ این که قرآن می‌گوید بهشتی‌ها از سوء حساب می‌ترسند فرمود نگرانند نکند خدا تا آن رقم آخر قلم آخر کمال و تمام از ما این طوری حق را بگیرد؟ مگر نمی‌گوییم الهَنا عامَلنا بِهِ فَضلَک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلشک اگر خدا با ما با عدلش برخورد کند ما بیچاره می‌شویم اگر خدا بخواهد کمال و تمام از ما بگیرد ما بیچاره می‌شویم امام صادق فرمود تو فکر می‌کنی ظلم نکردی؟ مدارا کند انسان با طلبکارش. مدارا کند کنار بیاید از آداب تجارت است که مخصوصا فروشندگان کسبه و تجار کنار بیایند یقین داشته باشند برکت اگر می‌خواهند اعظم برکت است.

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا