خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

با مال مخلوط به حرام چه کنم؟؟؟

احکام مال حلال مخلوط به حرام

 

صباتک: هر کس از راه غیر حلال مالى به دست آورد خداوند او را به فقر و ندارى مبتلا مى‏کند.

 

کتاب خدا در به دست آوردن روزى تأکید بر مال حلال دارد، زیرا حضرت محبوب آنچه را روزى عبد کرده از حلال است، و حرام هیچ ارتباطى با رزق و روزى و اراده حق ندارد.

حلال از طریق کسب مشروع و زحمت بازو و طرق اسلامى قابل کسب است، به دست آوردن مال از طریق غیر شرعى بدون شک حرام است و توبه آن به این است که مال به صاحبش برگردد.

در دستورهاى الهى و انبیا و امامان آمده؛ اگر حرامى به دست آورده‏اید و صاحبش معلوم است، موظف هستید آن را برگردانید، اگر مالکش مجهول است از جانب صاحبش در راه حق صدقه بدهید.

 

مال حرام و روایات آن‏

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

مَنْ کَسَبَ مالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ افْقَرَهُ اللَّهُ. «1»

هر کس از راه غیر حلال مالى به دست آورد خداوند او را به فقر و ندارى مبتلا مى‏کند.

و نیز فرمود: خداوند فرموده:

مَنْ لَمْ یُبالِ مِنْ اىِّ بابٍ اکْتَسَبَ الدّینارَ وَ الدِّرْهَمَ لَمْ ابالِ یَوْمَ الْقِیامَةِ مِنْ اىِّ ابْوابِ النّارِ ادْخَلْتُهُ. «2»

کسى که در به دست آوردن مال از هر راهى باک نداشته باشد، من هم در قیامت باک نکنم که او را از چه درى وارد آتش کنم.

امام على علیه السلام فرمود:

شَرُّ الاْمْوالِ مالَمْ یُخْرَجْ مِنْهُ حَقُّ اللَّهِ سُبْحانَهُ. «3»

بدترین اموال، مالى است که حق خدا از آن خارج نشده باشد.

و نیز فرمود:

شَرُّ الْمالِ مالَمْ یُنْفَقْ فى سَبیلِ اللَّهِ مِنْهُ وَ لَمْ تُؤَدَّ زَکاتُهُ. «4»

بدترین مال، مالى است که از آن در راه خدا انفاق نشده باشد، و از پرداخت زکاتش خوددارى کنند.

 

زکات‏

کسى که زکات مال نپرداخته بدون شک چون حق هشت طایفه در مال اوست:

فقرا، مساکین، متصدیان زکات، آنان که باید از آنان تألیف قلب شود، بندگان، قرض داران، راه خدا، بازماندگان از راه، «5» مالش مال مخلوط به حرام است و از این قبیل است مالى که خمسش پرداخت نشده یا از رشوه و غصب و ارث دیگران به ناحق در مال اوست، یا از دزدى و کسب حرام به دست آمده تصفیه چنین مالى به بیرون‏ کردن حرام از آن است.

در باب زکات نزدیک به سى و چهار آیه در قرآن مجید آمده، تعداد آیات و تأکیدى که در آنها بر مسئله زکات شده، و وعده خوفناکى که نسبت به عذاب مانعان زکات داده شده، همه و همه دلیل بر عظمت این مسئله در اسلام است.

در قرآن مجید زکات در کنار نماز ذکر شده است و قرآن خواسته بگوید: اهمّیّت زکات کمتر از نماز نیست و نماز بى زکات قابل توجّه نمى‏باشد.

 

زکات در روایات‏

امام صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند:

کسى که زکات شتر و گاو و گوسفند به عهده اوست و نپردازد، در قیامت در سرزمینى صاف او را به پا مى‏دارند، در آن وقت هر حیوان صاحب شاخى به او شاخ مى‏زند، و هر گزنده‏اى او را مى‏گزد، و هر سم دارى او را لگدکوب مى‏کند تا حضرت حق از حساب خلق فارغ شود!

و هر که زکات خرما و جو و گندم و انگور بر عهده اوست و نپرداخته، زمینش را تا طبقه هفتم تا به پا شدن قیامت، قلاده گردن او مى‏کنند. «6» و نیز حضرت صادق علیه السلام از پدرانش از رسول حق صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند:

اسْخَى النّاسِ مَنْ ادّى‏ زَکاةَ مالِهِ، وَ ابْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِما افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ. «7»

سخى‏ترین مردم کسى است که زکات مالش را بپردازد، و بخیل‏ترین آنان کسى است که از اداى واجب الهى بخل ورزد.

 

ائمه طاهرین علیهم السلام از رسول اللّه صلى الله علیه و آله روایت مى‏کنند:

بیماران خود رابا صدقه معالجه کنید، ابواب بلا را با دعا دفع نمایید، اموال خود را با زکات حفظ کنید، پرنده‏اى صید نمى‏شود مگر این‏که تسبیح حق را ضایع کرده باشد. «8» امام صادق علیه السلام فرمود:

السُّرّاقُ ثَلاثَةٌ: مانِعُ الزَّکاةِ، وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ کَذلِکَ مَنِ اسْتَدانَ وَ لَمْ یَنْوِ قَضاءَهُ. «9»

دزدان سه نفرند: آن که زکات نمى‏پردازد، آن که مهر زنان را به خود حلال مى‏داند، آن که قرض مى‏گیرد و نیّت دارد باز پس ندهد.

حضرت رضا علیه السلام در روایت مهمّى مى‏فرماید:

خداوند به سه چیز همراه سه چیز امر فرموده: نماز را با زکات امر کرده، پس هر کس نماز بجاى آورد و زکات نپردازد نمازش قبول نمى‏شود. شکر نسبت به خودش را با شکر از پدر و مادر امر نموده، پس هر کس از والدین شکر نکند خدا را شکر نکرده؛ تقوا را با صله رحم دستور داده، پس هر کس صله رحم نکند از خدا پروا نکرده است. «10»

داستانى عجیب از مال حرام‏

على بن ابى حمزه مى‏گوید:

دوستى داشتم که در دستگاه بنى امیه نویسنده بود، از من خواست از حضرت‏ صادق علیه السلام براى او وقت ملاقات بگیرم، حضرت اجازه داد. چون وارد شد سلام کرد و نشست و عرضه داشت: فدایت شوم، در ادارات بنى امیه نویسنده بودم و از اینرو مال فراوانى به دست آوردم.

حضرت فرمود: اگر بنى امیه کسى را نمى‏یافتند تا در تمام امور به آنان کمک دهد، امر مال و غنیمت و مسئله جنگ و امور سیاسى و اجتماعى، قدرت غارت کردن حق ما را نداشتند، اگر مردم آنان را رها مى‏کردند چیزى جز آنچه در دست داشتند، نمى‏یافتند.

 

جوان عرض کرد: فدایت شوم راهى براى خروج از مال حرام جهت من هست؟

فرمود: اگر راهنمایى کنم مى‏پذیرى؟ عرضه داشت: آرى، فرمود: از آنچه از این راه به دست آورده‏اى بیرون شو، اگر صاحبان مال را مى‏شناسى به آنان برگردان، اگر نمى‏شناسى از جانب آنان صدقه بده، در این صورت من بهشت را براى تو ضامنم!

جوان زمانى طولانى سکوت کرد و سر به زیر انداخت، سپس گفت: فدایت شوم، انجام دادم.

او با ما به کوفه برگشت، چیزى نبود جز این‏که از آن جدا شد حتى از لباس ضرورى بدنش، ما براى او لباس تهیه کردیم و مختصر نفقه‏اى به او مى‏رساندیم.

چیزى نگذشت که مریض شد، به عیادتش رفتیم، در یکى از عیادت‏ها او را به حال احتضار دیدم، چشم گشود و گفت: اى على بن ابى حمزه! به خدا قسم! امام صادق علیه السلام به عهدش وفا کرد!

 

این را گفت و چشم از جهان بست. چون به خدمت امام رسیدم به من نگریست و فرمود: عهدم را نسبت به دوستت وفا کردم، گفتم: فدایت شوم، راست مى‏گویى، او این مسئله را به وقت مرگش به من خبر داد. «11» در هر صورت از مال حرام به هر صورت که هست بپرهیزیم، زیرا مال حرام‏ باعث تاریکى باطن و غضب حضرت حق و دور افتادن از رحمت دوست و در بسیارى از مراحل، علت بطلان قطعى واجبات مانند نماز و طواف حج است.

منبع:پایگاه عرفان

نویسنده:آیت الله حسین انصاریان

گردآورنده:گروه معارف صباتک

 پی نوشت ها:

(1)- بحار الأنوار: 66/ 382، باب 38، حدیث 44؛ الأمالى، شیخ طوسى: 182، حدیث 306.

(2)- بحار الأنوار: 100/ 11، باب 1، حدیث 46؛ مستدرک الوسائل: 13/ 67، باب 4، حدیث 14766.

(3)- غرر الحکم: 369، حدیث 8355.

(4)- غرر الحکم: 369، حدیث 8354.

(5)- توبه (9): 60.

(6)- بحار الأنوار: 93/ 8، باب 1، حدیث 2؛ مستدرک الوسائل: 7/ 18، باب 3، حدیث 7527.

(7)- بحار الأنوار: 93/ 11، باب 1، حدیث 11؛ الأمالى، شیخ صدوق: 20 و 21، حدیث 4.

(8)- بحار الأنوار: 93/ 11، باب 1، حدیث 13؛ وسائل الشیعة: 9/ 29، باب 3، حدیث 11443.

(9)- بحار الأنوار: 93/ 12، باب 1، حدیث 15؛ الخصال: 1/ 153، حدیث 190.

(10)- بحار الأنوار: 93/ 12، باب 1، حدیث 17؛ الخصال: 1/ 156، حدیث 196.

(11)- بحار الأنوار: 93/ 237، باب 28، حدیث 4؛ الکافى: 5/ 106، حدیث 4.

 مطالب فوق برگرفته شده ازکتاب:تفسیر و شرح صحیفه سجادیه، جلد یازدهم

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا