خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

چرا شناخت امام واجب است؟؟؟؟

الف- وجوب شناخت همه ی امامان علیهم السلام:
به علت اهمیت شناخت حق امام علیه السلام و نیز با توجه به اینکه این حق خود مقدمه و زمینه سازی است جهت انجام دیگر حقوق، از این رو بیشتر به آن پرداخته شده است با امید اینکه بتواند مفید واقع شده و موجب اطاله ی کلام نباشد.
یکی از حقوق عامه (حقوقی که به واسطه امام بودن ایشان بر شیعیان واجب است)، معرفت و شناخت امام علیه السلام است و این بدین معنی است که شناخت همه ی امامان واجب بوده و بر اساس روایات بدست آمده از ائمه علیه السلام بنابر دلایل گوناگون بر آن تأکید شده است که در ادامه خواهد آمد.

 

1- چون انکار یک امام موجب انکار بقیه امامان است
حمران بن اعین می گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به امامان سؤال کردم، پس فرمود: هر کس یکی از امامان زنده را انکار کند، همه ی امامان را که از دنیا رفته اند، انکار کرده است.1
در روایات دیگر تأکید بر این امر است که شناخت یک امام وابسته به شناخت امامان قبل از اوست. در روایتی از محمد بن مسلم آمده است که می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم، مردی به من گفت که تو آخرین امامان (امام آخر) را بشناس، دیگر برای تو زیانی (اشکالی) نیست که امام جلو و اول را نشناسی، آن حضرت فرمودند: خدا این مرد را از رحمت خود دور گرداند که من او را نشناخته دشمن می دارم، مگر امام بعد، جز به نصّ امام پیش شناخته می شود؟ 2
با کمی دقت در این روایت می توان نکاتی را از آن استخراج کرد:
1- همانطور که گفته شد، شناخت همه ی امامان واجب است و شناخت یک امام وابسته به شناخت امامان قبل از اوست.
2- با توجه به روایتی که در آن اشاره به این امر دارد که، هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است (اگر بمیرد) و از طرف دیگر، هر کس که ادعای شناخت امام زمانعلیه السلام (که آخرین امام هستند) را داشته باشد، بدون اینکه امامان قبل از ایشان را بشناسد، پس نه تنها امام زمانش را نشناخته، بلکه مرگ جاهلیت در انتظار اوست.

2- شناخت امام شرط ایمان است
اهمیت و وجوب شناخت امام تا حدّی است که یکی از دو امام باقر و صادق علیهما السلام فرمودند: بنده ی خدا مؤمن نباشد، تا اینکه خدا و رسولش و همه ی ائمه و امام زمانش را بشناسد و در امورش به امام زمانش رجوع کند و تسلیمش باشد...3
البته باید در نظر داشت که شناخت امام به تنهایی شرط ایمان نیست، بلکه همانطور که در روایت آمده باید در کنار این شناخت، تسلیم به امر خدا و امام علیه السلام نیز باشد.
پس با این بیان اکنون می توانیم متوجه شویم که چرا ائمه و پیامبر صلوات الله علهیم اجمعین فرموده اند: «هر کس امام زمانش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.»

3- شناخت امام شرطی برای معرفه الله است
در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که: روزی امام حسین علیه السلام بر اصحاب خود وارد شدند، بعد از حمد خدای بزرگ و درود بر پیامبرش محمدصلی الله علیه و آله وسلم علیه و آله وسلم فرمودند: ای مردم، سوگند به ذات مقدس پروردگار که خداوند، بندگان را نیافرید، مگر برای اینکه او را بشناسند، زمانی که او را شناختند، پرستش کنند، هنگامی که او را پرستش کردند با عبادت و پرستش او از بندگی غیر خدا بی نیاز گردند. مردی عرض کرد: پدر و مادرم به فدای شما ای زاده ی پیامبر، معرفت خدا چیست؟ فرمود: معرفت اهل هر زمانی نسبت به امامشان، امامی که طاعت او بر آنان واجب و لازم است.4
از آنجایی که بر طبق این روایت، معرفت خدا، همان معرفت امام علیه السلام است و از طرف دیگر خداوند نیز بندگان را آفریده است تا او را بشناسند و از سوی دیگر، هر کس که خدا را بشناسد او را می پرستد و در نهایت، با عبادت و پرستش خداوند از بندگی غیر او بی نیاز می شود، می توان تمامی این نتایج را به شناخت امام علیه السلام هم نسبت داد، یعنی اینکه هر کس امام خود را بشناسد، توانسته است خدا را بشناسد، او را بپرستد و بندگی او (خدا) را داشته باشد و از بندگی غیر خدا بی نیاز شود.
تذکر: همان طور که پیش از این نیز اشاره شد، شناخت یک امام (امام آخر) کافی نیست، از طرفی در صورتی شناخت امام به معرفه الله منجر می شود که همراه با تسلیم امر او امام علیه السلام و امر خدا بودن باشد.
دلیل اینکه چرا شناخت امام منجر به معرفه الله می شود (با رعایت نکات و شرایط) این است که: راه و قول و فعل امام، همان طور که در قرآن کریم در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم علیه و آله وسلم آمده است که «از سر هوی و هوس سخن نمی گوید.»5 چیزی جدای از امر خدا نمی باشد پس نتیجه ی شناخت امامان علیهم السلام همان معرفه الله است.

4- شناخت امام به عنوان راهنمایان راههای آسمانی (بهشت و جهنم) واجب شده است
امام باقرعلیه السلام به ابوحمزه فرمودند: «ای اباحمزه، هر یک از شما که می خواهید چند فرسخی پیماید، برای خود راهنمایی گیرد. تو که به راههای آسمانی نادانتری تا به راههای زمینی، پس برای خود راهنمایی طلب کن.» (و آن راهنما، غیر از پیامبر و اهل بیت ایشان علیهم السلام نمی تواند باشد، زیرا از آسمان وحی در خانه ی آنها نازل شده و راه بهشت و جهنم را آنها می دانند.)6

ب- نتایج شناخت امام علیه السلام:
هر کس که هر عملی را مرتکب شود، نتایج آن را نیز خواهد دید، پس برای شناخت امام معصومعلیه السلام نیز نتایج و اثراتی است که می توان از روایات گوناگون آنها رااستخراج نمود (در اینجا سعی شده که به مهم ترین آنها بسنده شود) از آن جمله اینکه:

1- شناخت امام علیه السلام مجوزی برای گذشتن از صراط و رفتن به بهشت است
امام صادق علیه السلام می فرماید: ابن کوا، نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین (آیه 46 سوره اعراف) بر اعراف مردانی باشند که همه کس را از رخسارشان بشناسند، یعنی چه؟ فرمود: مائیم اعراف که یاران خود را به رخسارشان بشناسیم، و مائیم اعراف که خدای عزوجل جز از طریق معرفت ما شناخته نشود و مائیم اعراف که خدا ما را در روز قیامت بر روی صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نوشد مگر کسی که ما او را بشناسیم و او ما را نشناسد و به دوزخ نرود جز آنکه ما او را ناشناس دانیم،...7
همان گونه که از این روایت پیداست و پیش از این نیز بدان اشاره شد:
1- معرفت خدا از طریق معرفت ائمه علیهم السلام خواهد بود
2- شناخت امام علیه السلام معیاری است جهت عبور از صراط و رفتن به بهشت.

2- شناخت امام، مساوی حکمت است
امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عز و جل (آیه 273 سوره بقره)، به هر که حکمت دادند، خیر بسیاری دادند. فرمود: مراد به حکمت، اطاعت و معرفت امام است.8
نکات جالب توجه این روایت این است که: 1- معرفت و اطاعت امام، همان حکمت است که اگر به کسی داده شود، خیر فراوانی به او داده شده است. 2- معرفت امام یا حکمت، موجب خیر فراوان است که در این بحث، فواید و نتایج آن (شناخت امام علیه السلام) در دست بررسی است.

3- کار نیکی که بهتر از آن را پاداش می دهند
در سوره نمل آیات (90-89) بیان شده که خداوند می فرماید:
«هر که کار نیکی آورد، بهتر از آن را پاداش گیرد و از هراس قیامت ایمن باشند.» و «و هر که کار بدی آورد به رو در دوزخ افتد، مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.»
امام باقرعلیه السلام فرمودند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مورد این آیه به ابوعبدالله جدلی چنین فرمودند که: کار نیک، شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد، انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت.9
نکته ای که می توان دریافت کرد، این است که:
1- پاداش شناخت ائمه علیهم السلام و دوستی ایشان چه پاداش عظیمی است.
2- با توجه به اینکه خداوند عادل است و نیز همان طور که در پایان آیه دوم، بیان شده است که «... مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.» به این نتیجه می رسیم که آن پاداش بهتر، که خداوند به آن وعده داده است و در مقابل شناخت ولایت و دوستی اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم می باشد، کاملاً به حق و عادلانه است، که مجددا از این مطلب می توان به اهمیت و جایگاه شناخت ائمه علیهم السلام پی ببریم.

4- کسی که امامش را بشناسد، اگر بمیرد، شهید از دنیا رفته است
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر کس از شما که در بستر خویش بمیرد، در حالی که به طور شایسته معرفت خدا و پیامبر و اهل بیتشعلیهم السلام را داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال شایسته ای را که قصد انجام آن را داشته است می برد، و نیتش جانشین ضربات شمشیرش قرار می گیرد.10
به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام اجر و پاداش عارفان به شئون والای امام واجب الطاعه، به عهده ی ذات لایزال الهی است، از این عبارت استفاده می شود که شناخت امام زمان، خود عبادتی بلند پایه می باشد که فرشتگان رحمت الهی، وساطت در اجر و پاداش آن ندارند، بلکه خداوند مباشرت در اداء اجر آن خواهد داشت.11
البته به نوعی نیز می توان از این روایت، اهمیت شناخت امام علیه السلام و نیز عملی که بهتر از آن را پاداش می دهند را نیز دریافت کرد، چرا که عملی را که خداوند بدون واسطه پاداش آن را عطا فرماید، مسلماً عمل مهمی بوده و پاداش آن نیز بهتر از خود عمل است.

ج- نتایج عدم شناخت امام علیه السلام
از ابتدای بحث شناخت امام تا کنون، بحث درباره ی وجوب و نتایج شناخت امام علیه السلام بود. اکنون بحث راجع به نتایج عدم شناخت امام علیه السلام می باشد و از آنجا که به اهمیت این موضوع (شناخت) پی برده ایم، مسلماً عدم شناخت امام علیه السلام نتایج بسیار اثر گذار و زیان باری بر زندگی دنیا و آخرت انسان دارند. در اینجا سعی بر این است که با بعضی از اثرات مهم عدم شناخت امامان آشنا شویم، از آن جمله اینکه:

1- کسی که امام خود را نشناسد، دین و ایمان ندارد و اعمال او از بین می رود
ایمان هیچ مؤمنی صحیح نیست مگر اینکه از حال کسی که به او ایمان می آورد با خبر باشد (او را شناخته باشد) و همچنین ایمان کسی که به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تعالی فرجه الشریف ایمان آورده است، فایده ندارد، مگر اینکه به شأن و منزلت او در حال غیبت عارف باشد.12
در مورد اینکه عدم شناخت امام موجب از بین رفتن اعمال می شود؛ از امام باقرعلیه السلام توسط حبیب سجستانی روایت شده که آن حضرت فرمود: خدای عز و جل فرموده است: هر کس از رعیت، اسلام را که به ولایت هر امام ستمکاری که از جانب خدا نیست، اعتقاد داشته باشد، حتماً عذاب خواهم کرد، هر چند آن فرد در اعمال خود نیکوکار و باتقوی باشد و هر رعیتی از اسلام که به ولایت هر امام عادلی از جانب خدا اعتقاد داشته باشد، مورد بخشش قرار خواهم داد، اگر چه آن فرد، در اعمال خود ستمگر و گنهکار بوده باشد.13
نتیجه اینکه؛ اعتقاد به امام دروغین (که نتیجه ی عدم شناخت امام راستین است) موجب بیرون رفتن از ایمان است و اعتقاد به امام راستین را که از جانب حق است، موجب بیرون شدن از تاریکی گناه و دخول در نور ایمان است. مصداق و شاهد این وعده ی الهی در آیه الکرسی بیان شده است، خداوند در این آیات می فرمایند:
الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا...
خداوند ولایت دارد بر آنانکه ایمان آورده اند و آنان را از تاریکیها به سوی نور می راند.

2- گمراهی:
در حدیثی از امام باقرعلیه السلام آمده است که هر کس دینداری خدا به سبب عبادتی که خود را در آن به زحمت افکنده داشته باشد ولی امام و پیشوایی که خدا معین کرده را نداشته باشد، زحمتش ناپذیرفته و خود او گمراه و سرگردان است. حکایت چنین فردی همچون حکایت گوسفندی است که از چوپان و گله ی خود گم شده و تمام روز، سرگردان است. وقتی که شب فرا می رسد گله ای را با چوپانی می بیند و به سوی او فریفته می شود و شب را با آنها به سر می برد و در هنگام صبح گوسفند، چوپان را ناشناس می بیند، پس متحیر و سرگردان به دنبال گله اش می رود... در این حال گرگ گم شدن او را غنیمت شمرده و او را می خورد.
به خدا سوگند هر کس که امامی هویدا و عادل از طرف خدای عز و جل نداشته باشد، چنین است و اعمالی را که انجام می دهند همچون خاکستری است که تند بادی به آن می وزد و چیزی از کردارشان باقی نمی ماند پس به گمراهی دوری می افتند (که همان گرفتار شدن به دام مذهب تراشان و دین سازان است.)14

3- نادانی
امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند خودداری و امتناع فرموده که کارها را بدون اسباب فراهم آورد، پس برای هر چیزی سبب و وسیله ای قرار داد و برای هر سبب، شرحی و گشایشی مقرر داشته و برای هر شرحی، نشانه ای (دانشی) گذاشت و برای هر نشانه دری گویا نهاد، عارف حقیقی کسی است که این در را شناخته و نادان حقیقی کسی است که به این در نادان گشت، این در گویا، رسول خداصلی الله علیه و آله وسلم است و ما اهل بیت علیه السلام.15
در شرحی که بر این حدیث آمده است، اشاره به این مطلب دارد که خداوند برای سعادت و نجات مردم سبب قرار داده که آن اطاعت خدا و رسول است و برای این سبب شرحی قرار داده که همان مقررات و قوانین دینی است و برای این شرح نشانه یا دانشی قرار داده که قرآن است و برای قرآن درِ گویائی مقرر داشته که آن پیغمبر و ائمه ی معصومین علیهم السلام، پس هر کس سعادت و نجات را می خواهد باید این راه و مسیر را بپیماید.
نتایجی را که می توانیم از این حدیث (با توجه به شرح آن) بدست آوریم این گونه است که: از آنجایی که هر کس که می خواهد به سعادت و نجات برسد باید به دانش و نشانه ای مثل قرآن آگاه باشد. قرآن نیز جامع ترین کتاب زندگی، انسان سازی و... است، از طرف دیگر در گویای این کتاب الهی پیامبر و امامان معصوم علیه السلام هستند، پس می توان گفت که اول شناخت این در (امامان معصوم علیهم السلام) برای آگاهی به قرآن لازم و ضروری است.
همچنین کسی که نتواند به در اصلی راه یابد، نمی تواند به دانش لازم برای سعادت و نجات (قرآن) برسد.
با این توضیح می توان متوجه شد که چرا امام صادق علیه السلام نادان حقیقی را کسی می دانند که نتواند پیامبر و ائمه علیهم السلام را بشناسد.

پی نوشت:
1- ابن ابی زینب نعمانی، متن و ترجمه غیبت نعمانی، ترجمه محمد جواد غفاری، تهران، کتابخانه صدوق، پاییز 1363، ص 183.
2- همان، ص 184.
3- ابی جعفر محمد کلینی، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، بی تا، ج1، ص 255.
4- علی کریمی جهرمی، حقوق فراموش شده امام زمان، بی جا، احرار، 1415ق، ص 18 به نقل از کنز الفوائد کراجکی، ص 151.
5- سوره نجم آیه 4.
6- ابی جعفر محمد کلینی، اصول کافی، ج1، ص 261.
7- همان، ص 261-260.
8- همان، ص 261.
9- ر.ک: حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، قم، آستان مقدس صاحب الزمان، 1412 ق، چاپ دوم، ص13.
10- علی کریمی جهرمی، حقوق فراموش شده امام زمان، ص 19؛ به نقل از نهج البلاغه فیض الاسلام، خ 232.
11- همان، ص 19.
12- محمد بن علی بن باقر شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، محقق علی اکبر غفاری، قم، مسجد جمکران، چاپ دوم، 1382، ج1، ص 39.
13- ابن ابی زینب نعمانی، متن و ترجمه غیبت نعمانی، ترجمه محمد جواد غفاری، ص 187.
14- ر.ک: ابن ابی زینب نعمانی، متن و ترجمه غیبت نعمانی، ترجمه محمد جواد غفاری، ص 181 و 182.
15- ابی جعفر محمد کلینی، اصول کافی، ج1، ص 259. 

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا