مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت
بایگانی

سوال- غرور بی نهایت همسرم موجب دوری ما حتی در منزل شده است به قدری که موقع رفتن به منزل بدنم می لرزد و به خاطر دو فرزندم می سوزم و دم نمی زنم ولی به خدای محمد(ص) او را نمی بخشم زیرا با غرورش مرا می سوزاند . لطفا راه کاری به من بدهید .
پاسخ- متاسفانه وقتی غرور در جایی وارد میشود ، باعث می شود که انسان تنها و درمانده بشود حتی عزیزترین کسان خودش را هم از دست می دهد . یک زن و شوهر به عنوان دو نفری که بالاترین رابطه عاطفی را با همدیگر دارند قطعا اگر بینشان غرور و تکبری باشد بچه ها یاد می گیرند که نسبت به همه این حالت تکبر و به اضافه آن خود کمتر بینی را داشته باشندیعنی یک حس حقارت درونی در بچه ها ایجاد میشود و شاید زمینه انواع خیانت ها و پوچی های درونی را ایجاد کند. اما راهکار این است که درمان تکبر و غرور قطعا با محبت و عاشقی است . درمان اصلی اش چون عشق به عنوان پادزهر اصلی است .اگر همسر شما به عنوان یک فرد مغرور موجب شده زندگی برای شما تبدیل به جهنم شود ،شما با محبت کردن بیشتر به بچه ها و به خودش کمک کنید تا یاد بگیرد که با محبت می تواند رفتارهای زیبا را ببیند و شرط اصلی این است که محبت شما بی دریغ و بی توقع باشد. گاهی وقت ها ما محبت می کنیم و نتیجه عکس می بینیم به خاطر اینکه منتظریم با یک بار ،دو بار،ده بار محبت کردن بلافاصله محبت بیشتری را دریافت کنیم و این غلط است . محبت غیر مشروط نتیجه آن محبت حقیقی است که می تواند فرد را در مدار سلامت قرار دهد. اگر محبت ما بی توقع باشد       می تواند به فردی که  بیماری غرور دارد کمک کند اما اگر به او کمک نکرد و دیدیم غرورش بیشتر شده ، اینجا راهکارش این است که در کانون خانواده ، این غرور را به سمت درمانش حرکت دهیم یعنی حتما یک مشاوره جدی برای درمان بگیریم .
سوال- من فردی مغرور هستم که حتی محبت کردن به شوهر و فرزندانم را دریغ      می کنم . خودم هم از این بابت ناراحت هستم ولی غرورم اجازه نمی دهد . از شما کمک می خواهم.راهنمایی بفرمایید .
پاسخ-این خانم عزیز خودش می داند دچار این بیماری است از این جهت خیلی خوب است. وقتی انسان خودش بداند دچار مشکل است برای درمانش می تواند اقدام کند . ایشان حتما سراغ یک مشاوره بروند چون باید فردی که تا این اندازه ای مغرور است و حتی محبت کودکان هم نتوانسته کمکش کند که از غرور دست بردارد ، پس نیاز به درمان اساسی دارد. برای حل غرورشان و برطرف کردن آن ،لازمه اش این است که به افرادی که نیازمند به محبت هستند اما آنها نمی توانند جبران کنند مثل ایتامی که در یک مجموعه نگهداری می شوند ،افراد بی سرپرست ،افراد سالمند که ما از آنها طبیعتا     نمی توانیم توقع داشته باشیم که محبت ما را پس بدهند، ایشان فرصتی بگذارند و فقط برای درمان بیماریشان با طلب کمک از خداوند شروع به محبت کردن بکنند . انسان متکبر تا تواضع نکند درمان نمی شود ولی شاید مرحله اول سخت باشد نسبت به کسانی که یک عمر با آنها مغرورانه برخورد کرده اند . شروع به رفتار متواضعانه اما به افراد غریبه بی بهانه و افراد نیازمند . دو انگیزه ویژه دارند که بتوانند متواضعانه رفتار کنند و این تواضع در حقیقتت زمینه ی این را به وجود می آورد که آن بیماری سخت تر از غرور که قساوت قلب است شکسته شود و ایشان را به سمت برطرف کردن بیماری هموار شود. معمولا می گویند برای ملکه شدن یک رفتار باید آن را چهل بار انجام داد.
در بحث رفتار درمانی اگر شما الگوی سختی را بردارید فردی که تمرین نکرده مثل فردی که ورزش نکرده ، اگر بخواهد دو کیلومتر را با سرعت بدود ، ماهیچه های پایش خواهد گرفت .فردی هم که تمرین معنوی ندارد اگر یک باره خودش را در تمرین معنوی سنگین قرار دهد زود می بازد و رها می کند. خیلی از عدم موفقیت های افراد در تمرین های معنوی به همین دلیل است که از همان اول سنگ بزرگ بر می دارند و سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است .در مرحله اول  پیشنهادمان این است به عنوان نمونه این را تجربه کنند . هفته ای یکی دو بار این کار را انجام دهند، وقتی دیدند می توانند این کار را انجام بدهند آن سختی بر طرف می شود .در مرحله ی دوم بهترین راه این است که چهل روز فرد خودش را در مدار سلامت معنوی قرار دهد و آنجا به سمتی    می رود که بیماری می خواهد ریشه کن بشود ولی در مرحله اول فقط این قدری است که با تجربه های صحیح ریاضت های شرعی فرد به این مرحله می رسد که باور      می کند می شود غرور را کنار گذاشت .کار این مادر عزیز مرحله سختی است . از مرحله آسان باید شروع کنند و آسان ترین مرحله این است که یکی دو بار به این مراکز سر بزنند و بعد که عادت کردند و اُنس گرفتند ، بعنوان تمرین جدی چهل روز انجام بدهند.  
سوال- دختری در سن بالای بیست سال هستم و مادرم به خاطر غرور و توقع بالای خودش ، مانع ازدواج من شده است .با غرور بی جای مادرم چگونه برخورد کنم تا با ازدواج من موافقت کند؟
پاسخ- متأسفانه گاهی اوقات بلند پروازی والدین موجب می شود ازدواج بچه ها به تأخیر بیافتد و از آن آسیب های روحی و معنوی که به آنها می زنند غافل می شوند .پیشنهاد ما به این دختر خانم این است که شما می توانید سه کار انجام دهید یکی اینکه محبتتان را به مادرتان بیشتر کنید .بالوالدین احسانا ،احسان کردن آن محبت بی دریغ و سرشار ،احترام به اضافه محبت،این دو گزینه موجب می شود مادر آن رأفت مادرانه اش به جوشش در بیاید .دوم اینکه شما علاوه بر اینکه احترام و محبت می کنید تمرین کنید حرف دلتان را مستقیم و بدون پرخاشگری با قاطعیت اما بدون توقع و جسارت به او بگویید که تمایل دارید ازدواج کنید و شما ملاکتان با ملاک ایشان متفاوت است . توقعات ایشان         غیر واقعی و توقعات شما متناسب با واقعیت های جامعه است و آن را به صورتی که ایجاد التهاب نکند حتماً بیان کنید تا وقتی بیان نکنید امکان دارد یک هرمی ببیند پنج سال،ده سال گذشته اما هنوز بین شما یک فاصله جدی وجود دارد. به جای اینکه ما به رفتار طرف مقابل اعتراض کنیم از احساس خودمان که آزردگی درونی نسبت به آن رفتارداریم حرف  بزنیم یعنی به جای اینکه دختر خانم اعتراض کند که مادر شما چقدر پُر توقع و مغرورهستید ، بگویند که مادر ، شما با این آرزوهای زیبایی که در مورد آینده من دارید می ترسم زندگی خوبی نداشته باشم . احساس آزردگی می کنم و بعد شروع کند به گفتن احساسات درونی خودش و آن افقی که درون خود می بیند. این ماجرا قطعا کمک می کند یکدیگر را بیشتر بفهمند . سومین کار همان بحث توسل است. توسل به حضرت فاطمه (س) بکنید . دو رکعت نماز استغاثه به ایشان را بخوانند که در مفاتیح نوشته شده است و از حضرت کمک بخواهند تا بهترین راه را برای زندگیشان پیش بگیرند.
سوال- در فامیل ما خانم ها در برابر مردان نامحرم بلوز و دامن یا شلوار می پوشند و می گویند اگر مردی چشم چران باشد از نگاه کردن صورت زن نامحرم نیز لذت       می برد و می گویند که چون تو چادر سر می کنی مردان فامیل بیشتر به تو حساس     می شوند . با حرف های آنها من یقینم را به حجاب کامل از دست داده ام . لطفا من را کمک کنید.
پاسخ- در مورد این موضوع که می گویند حساس تر می شوند ، من سوال می کنم، یک معلم نسبت به شاگرد اول کلاس یا دوم یا سوم حساس است یا نیست ؟ اگر او نیم نمره هم کم بیاورد کاملا توجهش را جلب می کند اما یک دانش آموزی که همیشه سیزده می گیرد و حالا یازده شده خیلی توجه معلم را جلب نمی کند ،آن فردی که حجابش با        استانداردهای قرآن مطابقت نداشته باشد ، قطعا نوع رفتار و گفتارش جلب توجه نمی کند چون نشان داده خیلی زیر نور قرآن قرار نگرفته اما فردی که چادر زیبای  حضرت زهرا(س) را به عنوان پرچم وجودش انتخاب می کند ، در حقیقت خواسته خودش را در مدار المپیادی های قرآن قرار دهد با این ویژگی ، بله همه حساس هستند،حساس هستند نسبت به اینکه اگر فردی ظاهرش تلالو نور دین را نشان می دهد ، در باطن و در رفتارش بیشتر دقت کند این حساسیت ،حساسیت مثبت است . در روانشناسی اجتماعی فشار مثبت اجتماعی می گویند یعنی وقتی که شما شاگرد اول کلاس باشید هیچ کس توقع ندارد که یک بار نمره هفده یا هجده بگیرید . مصداق چادر ایرانی که ما استفاده می کنیم کلمه اصلیش ، جلبابه است که در قرآن  هم رنگ سیاه چادر و هم پوشش سراسری  آن مطرح شده است . چادر فقط به عنوان یک نماد نیست ،بعضی ها فکر می کنند چادر یک سمبل است . خیر بیش از یک سمبل ،یک حقیقت و یک واقعیت است .فردی که نوعی دلبستگی به قرآن و اهل بیت دارد و دلش می خواهد خودش را در مدار پاکی و پاک دامنی قرار دهد ، قطعا به سمتی حرکت می کند که خود را بیشتر شبیه اهل بیت کند. قطعا مانتو یا هر نوع پوشش دیگری که جاذبه های زنانه را به جلوه در نیاورد پوشش مورد نظر اسلام می باشد اما لزوما نمره درجه یک نمی گیرد،پوشش درجه یک قرآن و اسلام پوششی است که اهل بیت(ع) به ما نشان داده اند .یک دانشجو از من سوال کرد چرا شما چادر را به عنوان اولویت مطرح می کنید ؟ من یک جواب کوتاه به او گفتم ،آیا به حضرت زهرا عشق می ورزی یا نه ؟گفت:خیلی .آیا حضرت مانتویی بودند یا چادری ؟ لبخند زد و رفت .ما یادمان باشد چادر یک نماد ویژه است و هر فردی حق ندارد سرش کند .چادر یک ارزش است . من اگر قداست چادر را بفهمم خیلی بیشتراز خودم مراقبت می کنم تا این ارزش و هویت خودش را نشان دهد و با رفتار و گفتار غلط چادر را دچار خدشه نکنم.
سوال- دوستان من می گویند خیلی مغرورم ولی این رفتار من از روی خجالت است نه غرور. می خواهم بدانم ظاهر فرد چه قدر مهم است؟
پاسخ- افراد خجالتی اشخاصی هستند که با دیگران کم رابطه برقرار می کنند البته خجالتی بودن به این اندازه اگر جدی شود نیاز به درمان دارد . در حقیقت کمرویی نیاز به درمان دارد لزوما یک صفت خوب نیست ولی اگر انسان هایی که درون گرا هستند خیلی با خودشان حشر و نشر دارند تا با دیگران ، به همین دلیل از دیگران فاصله     می گیرند . این فاصله گرفتن را بعضی ها بد تعبیر می کنند . می گویند  چون او ما را شایسته نمی داند با ما حرف نمی زند و این قضاوت در مورد افرادی که انسان شناس نیستند رخ خواهد داد . برای اینکه مشکل حل شود ، در درجه اول یادمان باشد در فرهنگ اهل بیت به ما یاد داده اند که مومن کسی است که دیگران با او الفت می گیرند و او هم با دیگران الفت می گیرد .مومن نباید مثل جغد در تاریکی و در یک خرابه خودش تنها باشد . او در جمع است اما با هیچ کس دوستی و رفاقت نمی کند و رابطه مثبت برقرار نمی کند .کتاب مهارتهای زندگی رضوی ، کتاب نامه های عرفانی به اهتمام آقای دکتر ابراهیم کلانتری با مقدمه ایشان و به اهتمام آقای دکتر علی محمدی که با نشر معارف چاپ شده است . یکی از کتاب های ارزشمند می باشد این کتاب اخلاق عرفانی است که نامه بسیاری از علمای بزرگ که املاهای نوشته و بی غلط یا بسیار کم غلط داشتند به ما یاد می دهند که چگونه زندگی مان را در مدار نورانی حق و معنویت داشته باشیم . دستورالعمل های کوتاه و بلندی در آنها است که خیلی زیباست . توصیه می کنم این کتاب را حتما همراه خود داشته باشند .
سوال- دوست دارم برای امام حسین (ع) گریه کنم ولی نمی توانم . چه کار کنم؟
پاسخ- گریه برای امام حسین(ع) وقتی بر اساس معرفت باشد ،گریه ای است که قطعا انسان را نجات می دهد.به همین دلیل به ما گفته شده که برای امام حسین (ع) گریه کنید حتی اگر گریتان نمی گیرد . خود را در حال گریه و حزن قرار دهید. وقتی شما وارد مجلس ختمی می شوید و این مجلس مصیبت شدیدی است اما اصلا فضای شما گریه و حزن نیست ،آیا شما همین جور به چهره آنهایی که گریه می کنند نگاه می کنید یا برای اینکه با صاحب مصیبت همدلی کرده باشید خود را در حالت محزون قرار می دهید؟ این همدلی کمک می کند به اینکه او در این مصیبت التیام پیدا کند . ما در مصیبت امام حسین (ع) نمی خواهیم کسی را به جز خود و قلبمان التیام ببخشیم . یادمان باشد که یاد امام حسین (ع) ذکر و یاد خداست و یاد خدا آرامش بخش است. اول اینکه قطعا باید شکم خود را از حرام خالی کنیم ، کسی که شکمش از مال شبه ناک و حرام پر شده باشد نه تنها نمی تواند گریه کند بلکه این روضه خوانی و گریه شاید به نظرش بیهوده باشد.همان مطلبی که امام در روز عاشورا فرمودند. وقتی امام حسین (ع) بارها سخنرانی کردند و آنها هر بار با هلهله یا سوت ، کف و گاهی با الله اکبر نگذاشتند صدای حضرت به گوش لشگر برسد ، حضرت در یکی از آن فرازها فرمودند که شکم هایشان از حرام پر شده است برای همین حرف ها ی من را نمی شنوند .متاسفانه بعضی از رفتارهای غلطی که دینداری را دچار آسیب های شدید می کند رفتار های اقتصادی است . رشوه ، ربا، مال شبهه ناک، مال خمس نداده ومال هایی که حقوق الهی ادا نشده قطعا من و فرزندانم را دچار آسیب های عمیق معنوی می کند اما لقمه ای که حلال و پاک باشد هر کاری انجام دهیم تبدیل به نور می شود . در وجود شما تبدیل به ذکر ، یاد خدا و اشک خواهد شد .اشک در راه خدا و آرامش قلبی با ذکر الهی. برای طلب اشک بهترین راه حل این است که فرد اول یک دقتی  در زندگی خود کند . پس یک نور افکن بیندازد و سعی کند خود را از محرمات اقتصادی دور کند. دوم از گناهان فاصله بگیرد . در محرم و صفر هر قدر می تواند به احترام امام حسین(ع) گناه نکند و هر قدر این کار را تکرار کند به حضرت و یارانش بیشتر شبیه می شود . برای همین در مدار نورانی آنها قرار می گیرد و این هماهنگی و هارمونی کمک می کند حتی وقتی نام مبارک سیدالشهداء می آید قلبش بلرزد. در قرآن داریم : افرادی وقتی یاد خدا گفته می شود  یا آیات قرآن خوانده می شود دلهایشان می لرزد . یادمان باشد امام حسین(ع) آیه و نشانه خدا است .راه بعدی این است که قلبمان را به سمت محبت حقیقی امام حسین (ع) ببریم و برای اینکه درک کنیم خود را در صحنه کربلا ببینیم در عاشورا یعنی در مکان و زمان ،من در این مکان و زمان نباید به عنوان کسی باشم که نشسته و دارد تصویری می بیند ،شما همزاد پنداری کنید بروید در صحنه عاشورا وقتی روضه ای خوانده می شود وارد آن صحنه شوید و خود را پیدا کنید . ( کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا )کربلا همین ویژگی است.در انواع غذاهایی که می خوریم بعضی ها اشک را زیاد می کند و بعضی ها کم . مثلا حتی خوردن زیاد گوشت حلال و پاک قساوت قلب می آورد و خوردن عدس گریه را زیاد  می کند . برای همین قدیم در تهران  رسم بود شب شام غریبان همه هیئت ها عدس پلو می دادند ولی متاسفانه سال ها است که این رسم فراموش شده است .
سوال- مشاغلی وجود دارد که استفاده از چادر مقداری سخت است .آیا چون از چادر استفاده نمی کنیم به نمره عالی در حجاب دست پیدا نخواهیم کرد؟
پاسخ- قبلا گفتیم از نمره 10 تا 20 قبولی حساب می شود . در حجاب هم همین طور است از 10 تا 20 قبول است نمره درجه  ب ،درجه دوم حجاب از 10 تا 17 یعنی اینکه شما نگاه کنید زنهای پاک دامن چگونه لباس می پوشند ،همان گونه بپوشید اما استاندارد های قرآن را به آن اضافه کنید . گردی صورت بدون زینت و دست ها تا مچ بدون زینت در مقابل نامحرم باشد و شما بتوانید راحت فعالیت های مختلف را انجام دهید اما نمره برتر آن را قطعا نباید فراموش کرد . نمره الف که از 18 تا 20 است آن حجاب سراسری از سر تا پا است ولی این بُعد حجاب فیزیکی است . حجاب یک قصر پنج ضلعی است ،حجاب فقط پوشش ظاهری نیست ،حجاب در گفتار ، در رفتار، درفکر و قلب، در نگاه انسان ،همه این ها موجب می شود فرد حقیقت یک حجاب کامل داشته باشد .اگر ما نمی توانیم حجاب چادر را داشته باشیم قطعا باید روی سایر ابعاد بیشتر کار کنیم. حجاب در گفتار و رفتار دو بُعد همه حجاب است که متاسفانه امروز کمتر به آن توجه می شود . پوشاندن بدن لازم است ولی کافی نیست و در ابعاد گفته شده مهم و جدی است و باید خیلی به آن توجه کنیم و بخش قابل توجهی که خیلی ها فکر می کنند نمی شود حفظش کرد ،حجاب در نگاه است که امروز به عنوان عصر دیجیتال همه فکر می کنند این امکان پذیر نیست. امکان پذیر است ، سخت است ولی بسیار ارزشمند است. از پیامبر اکرم (ص) داریم : کسی که چشمش را به محرمات الهی ببندد خداوند     شگفتی های عالم را به قلب او عرضه خواهد کرد و این راه فرعی دیدن همه       زیبایی های عالم خواهد بود .
سوال- بین حجاب مجری و کارشناس چه تفاوتی وجود دارد؟
پاسخ - نمی دانم. من تلقی ام به این است که مجری ها در صدا و سیما روی لبه تیغ راه می روند چون که فانوس خیال بالاخره نیازمند این است که برای بیننده رنگ و تنوع را جدی مطرح کند اما کارشناس این ضرورت را مطلقا ندارد چون گاهی مهمان خواهد بود و آن چیزی که ارائه خواهد کرد همان چیزی است که هست اما مجری خیلی وقت ها مجبور است متناسب با زمان ها و مکان ها به شکل های مختلف که با حجاب     شخصی اش متفاوت است باشد. من بارها دیده ام دوستان مقنعه های رنگی استفاده     می کنند ولی بلافاصله برنامه که تمام می شود از همان پوشش متعارف زن مسلمان ایرانی که ریشه قرآنی دارد یعنی پوشش مشکی استفاده می کنند و آنها مجبورند به خاطر نور پردازی و تصویر و ماجراهای فنی خیلی وقت ها مجبور می شوند به نحوه دیگری به بیننده نشان بدهند.
سوال- شوهرم استاد دانشگاه است و شاگردان زیادی دارد که برخی از آنها دختر هستند . با چند تا از آنها خیلی صمیمی شده و مرتب به هم پیامک می دهند مخصوصا به یکی از آنها دلبستگی عجیبی دارد . در پیام هایشان قربان صدقه هم می روند علت را       می پرسم می گوید : او مثل دخترم است در صورتی که تا حالا نشده این پدر بنشیند تا بداند چه مشکلی دارد اما اگر این دانشجو کمی ناراحت باشد آن قدر پیگیری می کند تا علت را بداند و کمک کند . به نظر شما من چه کار کنم ؟ واقعا ضعف اعصاب گرفته ام و چند روزی هم در بیمارستان بستری شدم . آیا این از حسادت من است؟
پاسخ - نه این حسادت نیست . وقتی فردی در مدار حرام الهی حرکت می کند قطعا زمینه های آسیب را برای خودش و جامعه ایجاد می کند .شأن یک معلم و استاد شأن بالایی است و برای ما قداست دارد اما نباید من معلم فراموش کنم که امتحان های خدا از من هم خواهد بود و من هم امکان دارد خدای نکرده تجدید شوم. راهکار اصلی محبت بی دریغ و بی شرط به همسرتان است . و قطعا ایشان به دختر نامحرمی توجهی کردند شاید خلاهای ویژه ای در رفتار و گفتار و نوع ابراز محبت شما وجود دارد . شما بدون اینکه بخواهید ایشان را متهم یا سرزنش و یا مقابله کنید سعی کنید جاذبه های رفتاری و عاطفی خودتان را این قدر زیاد کنید که ایشان را بتواند از گناه و حرام دور کند. تنوع طلبی برای آقایان نیست . برای همه است . هر فردی که در مدار هوس حرکت کند به حلال خدا قانع نخواهد بود و اسمش را تنوع طلبی می گذارد . خدا می فرماید : آیا ندیدی کسی را  که هوا و هوس را خدای خودش گرفته ؟ با یک چنین ویژگی باید حواسمان باشد که هوا و هوس می تواند به همه ی زیبایی های زندگی آسیب بزند . راه کار اصلی رفتن به سمت خدا است.  

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۵
khademoreza kusar

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی