خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

قصه وشعر کودکانه 2

داستانی از امام حسن عسکری (ع)

حیوان نا آرام

خلیفه اسب یا استری چموش و خطرناک داشت که هیچ کس نتوانسته بود آن را رام کند و سوارش شود. یک روز از امام خواست تا سوار آن اسب وحشی شود. قصدش این بود که حیوان امام را به زمین بکوبد یا با لگد به او صدمه بزند. امیدوار بود که امام با این حادثه کشته و یا زخمی شود.

امام حسن عسگری(ع) جلو رفت. دستش را روی سر اسب گذاشت و نوازش کرد و به آرامی سوارش شد و به طرف خلیفه حرکت کرد و فرمود:« این حیوان که بسیار آرام ونجیب است ! » خلیفه که از خجالت و دسپاچگی نمی دانست چه کند گفت:«حالا که توانستید آن را رام کنید من آن را به شما هدیه می دهم.»

 

اشعار کودکانه امام حسن عسکری (ع)

 

شعر کودکانه امام حسن عسکری(1)

 

بر امام من عسکری درود

آنکه با خدا بود و بنده بود

بوده چون نبی بوده چون علی

بر جهانیان بوده او ولی

بوده چون چراغ در مسیر دین

دارد احترام بین مسلمین

بوده او شریف بوده او امام

نزد خالقش دارد احترام

منبع:کتاب امام حسن عسکری(ع)

مهدی وحیدی صدر


شعر کودکانه امام حسن عسکری(2)

این جهان ندید مثل روی تو

از گل و گلاب هم تو برتری

ای امام ما ای ولی ما

پاک و بی ریا مثل گوهری

ای صدای حق پس خدا تو را

بر جهانیان داده سروری

هستم ای امام!من محب تو

مانده بر دلم مهر عسکری(ع)

منبع:کتاب امام حسن عسکری(ع)

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا