خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

آیت الله شریفی سیستانی چگونه داماد آیت الله سید علی قاضی(ره) شد؟

استاد کل آیت الله سید علی قاضی(ره) در نامه ای به آیت الله شریفی زابلی(ره) که در مشهد مقدس حضور داشتند می فرماید : :«...و اگر در ارض اقدس قدری ماندید، کما هو المظنون .البته متوقع است که به فیوض عظیمه برسید.تمام اهل طریقت یا اغلب آنها،حسب خود را به حضرت رضا-علیه و علی آبائه و ابنائه الصلاة و السلام و التعیة والثناء-منتهی میسازند و حرفشان بر این است که در دولت هاشمیه که تقیه کم شد و اول تنفس شیعه بود،آن بزرگوار، طریقت را که باطن شریعت است راهنما شد و علناً به مسلمین رسانید که راه ، همین است و ظاهر (کذا)، ظاهر آن است و آن مخصوص وجود امیرالمومنین و اولاد کرام او بود- صلوات الله علیهم- و فلان و فلان خبر نداشتند، نامحرم بودند...و گویند که حضرت رضا ، خرقه را به معروف کرخی داد...مقصود آنکه غافل مباش!»

سالک ربانی مجاهد فی الانفس والنفوس آیت الله میرزا ابراهیم شریفی زابلی(ره) متولد سال 1283 شمسی و اهل خطه ای از این خاک نورانی وشهیدپرور است که افتخارات فراوانی در طول تاریخ کسب کرده است . سیستان و زابل گرمایی از جنس محبت دارد . مثل گرمای نجف . بهمین دلیل آیت الله شریفی زابلی(ره) در جوانی بعد از قم و تلمذ در درس آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری، حاج آقا حسین قمی و آیت الله بروجردی(رضوان الله علیهم اجمعین) ، جهت تحصیل عازم نجف شد و در دروس آقا ضیاءعراقی و آقاسید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله نائینی(رحمت الله علیهم) شرکت کرد . اما شیخ زابلی بنابر هدایت خاصه ی رب العالمین پایش به وادی توحید باز شد و خدمت آیت بزرگ عرفان سید علی قاضی طباطبایی(ره) رسید و بعدها با صبیه ی ایشان ازدواج کرد و " داماد آیت الله قاضی " شد . اسامی دامادهای مرحوم قاضی(ره)  نیز از این قرار است : 1- آیت الله سید علی عینکی طباطبایی؛2- آیت الله میرزا محمد ابراهیم شریفی؛ 3- آیت الله شیخ محمد سرابی ؛ 4- سید کاظم رفیعی ؛5- میرزا محمد حسین تبریزی . دوران تحصیل آیت الله شریفی(ره) سی سال طول کشید . از همدوره ای های ایشان میشود از علامه طباطبایی(ره) ، شیخ علیمحمد بروجردی (ره) و آیت الله بهجت (ره) نام برد . او مورد توجه خاص استادش بود . اواخر دوره سلطنت پهلوی اول با درجه اجتهاد وارد سیستان شد و امامت جمعه مسجد جامع حسین آباد را به عهده گرفت . در زمانی که منبر رفتن ممنوع بود به مدد سیدالشهدا(ع) مراسم عزاداری به پا می کرد و به تبع آن توسط دستگاه جور دستگیر و زندانی می شد . در زمان مصدق که انتخابات آزاد عنوان شده بود به درخواست آیت الله کاشانی وامریه ی آیت الله بروجردی(ره) کاندید مردم خونگرم سیستان شد . اما درمقابل رقیبی از عمال حکومت داشت که در زمان انتخابات فتنه ای به پا شد و او را دستگیر و به تهران بردند . به وساطت آیت الله بروجردی(ره) آزاد شد و به سیستان برگشت . آیت الله شریفی زابلی در 17 دیماه 1348 شمسی بعد از عمری مجاهدت با عارضه قلبی به ملکوت اعلی پیوست . ایشان محبوب اهالی سیستان بود و مومنین و اخیار از او بسیار حمایت می کردند . قیام تاریخی 19 بهمن سال 1330 سیستان و رشادتهای آیت الله زابلی همیشه در یاد و خاطره ی آن دیار باقی است . مردم مجاهد سیستان جزء اولین خونخواهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هستند .

روزه های زیاد می گرفت و عمل ام داود را هر ماه انجام می داد وحتی سر موقع افطار نمی کرد که با تذکر استادش مرتفع شد . از علوم غریبه اطلاع داشت و نسخه هایی از او وجود دارد . همیشه برای حضور در جلسات آیت الله قاضی(ره) سبقت می گرفت و تا رسیدن استاد از بقیه اهل صفا و شاگردان آن آیت ربانی پذیرایی می کرد مخصوصاً شبهای ماه مبارک رمضان . او همراه سعی می کرد تا جایی که مجاز است در محضر استاد باشد و بیشتر مشکلات و حاجات استاد را او رفع می کرد . عایرغم کمیاب بودن کتاب شریف " بحر المعارف " اثر مولی عبدالصمد همدانی (ره) – مدفون در ایوان طلای حرم باصفای ابی عبدالله الحسین(ع) مرحوم شریفی به سرعت برای استاد تهیه کرده و در مواقعی که مرحوم سید محمدحسن قاضی(ره) آنرا برای پدرشان قرائت می کردند تا آنجا که ممکن بود کناری می نشست و حرفی نمی زد و در آن حال حضرت آقای قاضی(ره) که معمولاً وقتی غرق در تامل و تفکر میشدند کف دستشان را باز می کردند و نگاه خود را به انگشتان و ناخنهای خود می دوختند مشغول اوراد می شدند- به سجده های طولانی می رفتند یا حتی غذا می طلبیدند و در همه این حالات فرزند مشغول قرائت بود و پدر غلطهای او را می گرفت . در هر حالی که بود !!! دقت و هوشیاری استاد کل , لحظه ای کم نمی شد . در هر حالی که بود . مرحوم سید محمدحسن قاضی (ره) می گوید : بعضی طلاب زمانی را کنار رودخانه ای میگذراندند و شبها به مسجدکوفه یا سهله میرفتند . مسابقه ی مشاعره ای شد . من در یکی از گروههایی بودم که مرحوم شریفی زابلی(ره) حضور داشتند . درهفته اول مسابقه ایشان شرکت نکردند و در هفته دوم شرکت و برنده شدند . از ایشان ماجرا را پرسیدم . فرمودند : هفته پیش حافظ را مطالعه کردم !! قضیه را به والد معظم(ره)عرض کردم که فرمودند : این یکی از آثار مواظبت بر قرائت آیت الکرسی و دو معوذه است . آیت الله شریفی زابلی (ره) می فرمودند : موقعی که در زندان بودم و تحت فشارهای سخت قرار گرفته بودم در خواب سیدی در لباس روحانی دیدم ( البته مرحوم شریفی نام آن سید را فاش نکردند ) که به من گفت : فردا آزاد خواهی شد اما در نجف فلان علویه ای را که میشناسی را فراموش نکن . فردا به یکی از دوستانم که برای دیدنم به زندان آمده بود و عازم نجف بود مقداری وجه دادم تا به آن علویه بدهد و خودم هم اثاثیه ام را جمع کردم و منتظر زندانبان شدم تا خبر آزادیم را بیاورد . آیت الله شریفی(ره) به همین شکل از زندان رها شدند . این سالکان طریق الی الله با همت و استقامتی که داشتند نه تنها از حبس دشمن آزاد شدند بلکه از قفس حجابهای ظلمانی و نفسانی و به مدد انفاس اساتید عرفان از حجب نورانیه هم آزاد شدند . خوب ! وقتی ما کاری نمیکنیم که صلاحیت و قابلیت بدست آوریم نباید انتظار داشته باشیم که امثال مرحوم قاضی|(ره) از ما دستگیری کنند . زندگی نامه آیت الله شریفی زابلی(ره) بغیر از مطالب حذف شده همین بود . عمری مجاهدت . جهاد اصغر و جهاد اکبر . سالکی که در جبهه ی عالم ماده و عالم نفس مجاهده کند و صاحب فتح و ظفر شود صاحب باطن نورانی و شفاف خواهد بود . مرحوم شریفی (ره) چه پاکدامنی و طهارت باطنی داشته که آقای قاضی(ره) او را داماد خود کرده !!! این بزرگواران چه کسانی بودند ؟ مرحوم شریفی زابلی(ره) چه کرد که مرحوم قاضی(ره) اجازه این همه مجالست و موانست و ملازمت می داد ؟ چه مراقبه ای می کرد که معتمد استادش بود ؟ چرا ما با اطرافیانمان نمیتوانیم به سیره ی پیامبر و اهل بیت (صلوات الله علیهم) رفتار کنیم ؟ یا عجولیم یا متوقع . خودمان و کارهایمان را بزرگ می دانیم و دربرابر لطف دیگران سپاسگزار نیستیم .  ما خدا را کمتر " شکر " میکنیم چه برسد به دیگران ؟! گاهی هم جور دیگر است . از دیگران همیشه به جهت تملق ممنون هستیم اما تشکر از خدا را بلد نیستیم . یاد نامه ی آیت الله شریفی(ره) به مرحوم قاضی(ره) افتادم که در آن از فراق و هجران گفته بود . میرزا ابراهیم(ره) سالک بود . یعنی " محبت به خدا " بود که به شکل محبت به استاد درآورده بود . فراق یار بود که برای استادش می نوشت . او درک کرده بود این چیزها را !!! ما چقدر از فراق تا الان نالیده ایم ؟ ما نه برای خدا و نه برای ولی اش که به حساب شیعه بودن و عاشق علی(ع) بودن و سینه زن حسین(ع) بودن و غیره , به او فکر میکنیم که نزدیکیم , خیلی کم از دوری آه میکشیم و دلگیریم و اشک میریزیم . خدایا ! به حق خوبان درگاهت , دل ما را هم نرم کن تا برای خودت بسوزیم .

بروح سالک الی الله آیت الله میرزا ابراهیم شریفی زابلی (ره) و استاد عالی

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا