خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

نظارت امام زمان(عج) بر شیعیان

نظارت امام زمان(عج) بر شیعیان

امام چشم خدا در میان انسان ها است[1] و بر کل هستی و همه جوامع انسانی اشراف و نظارت کامل دارد.

امام (عج) هم چون پدری مهربان از شیعیان خود مراقبت می کند و در بزنگاه ها و لحظات سرنوشت ساز با شیوه های مختلف به یاری آنها می شتابد. خودش در نامه ای به شیخ مفید می گوید:

«فإنّا نحیط علما بأنبائکم و لا یعزب عنّا شی ء من أخبارکم»[2]؛

ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی ماند.

«إنّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لو لا ذلک لنزل بکم اللأواء و اصطلمکم الاعداء»[3]؛

ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بوده دشواری ها و مصیبت ها، بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند.

«لانّنا من وراء حفظهم بالدعاء الذی لا یحجب عن ملک الارض و السماء»[4]؛

چراکه ما پشت سر مؤمنان شایسته کردار، با نیایش و دعایی که از فرمانروای آسمان ها و زمین پوشیده نمی ماند، آنان را حفاظت و نگهداری می کنیم.

- برادرم گفت: من هم نیتی دارم. گفت نیت کن. تسبیح گرفت، طاق و جفت انداخت و رنگش تغییر کرد.

گفت: این چه نیتی است؟ نیت تو راجع به کسی است که الآن مکه بود، الآن شام بود، الآن مدینه و... (مرتب می گفت: الان، الآن) بعد گفت: نیت تو راجع به کسی است که منظومه به دور سر او می چرخد. نیت تو راجع به امام زمان علیه السّلام است.[5]

- عرض کردم: ای مولای آوارگان و فریادرس بیچارگان! تویی مولای ما و دانستی درد و مصیبت ما، علاج آن را بیان فرما؛ زیرا که تویی پناه ما و غیر از تو کسی را نداریم که رو به سوی او آوریم و تو قدرت بر آن داری.

فرمود: چنین است که گویی. یابن عیسی دلتنگ مباش. بدان که در خانه آن وزیر لعنة الله درخت اناری است.. .

از تأخیر جواب پرسیدم: آن حضرت معلل به وسعت زمان استمهال نمودند و فرمودند: اگر یک شب مهلت می خواستید همان شب به مقصود می رسیدید.[6]

- در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و روسی، که حملات و هجوم ها به ملّت شیعه اوج گرفته بود، مرحوم آیت الله العظمی نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از اینکه این وضع به کجا خواهد انجامید، نکند که این کشور محبّ و دوستدار امام زمان علیه السّلام از بین برود و سقوط کند.

در همین زمان ها، شبی به امام عصر علیه السّلام متوسل می شوند و در حال توسّل و گریه و ناراحتی به خواب می روند و خواب می بینند:

دیواری است به شکل نقشه ایران و این دیوار شکست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زیر این دیوار، یک عده زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر اینها خراب می شود.

مرحوم نائینی وقتی این صحنه را می بینند به قدری نگران می شوند که فریاد می زنند و می گویند که: خدایا! این وضع به کجا خواهد انجامید؟

دراین حال می بینند که حضرت ولی عصر علیه السّلام تشریف آوردند و انگشت مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند و دومرتبه سرجایش قرار دادند و بعد فرمودند:

«اینجا شیعه خانه ماست. می شکند، خم می شود، خطر هست، ولی ما نمی گذاریم سقوط کند، ما نگهش می داریم.»[7]

- «الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه السّلام است.»[8]

مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری رحمه اللّه نقل می نماید: یک روز من در منزل آقای آیت الله فاضل لنکرانی از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایش هایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران می فرمایید؟ یک مستأجر را نمی شود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما می خواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند. سخنم را تکرار کردم.

امام برآشفتند و فرمودند: فلانی چه می گویی؟ مگر حضرت بقیة الله صلوات الله علیه به من (نستجیر بالله) خلاف می فرماید؟ شاه باید برود و همان هم شد و شاه از مملکت بیرون رفت. می بینم که ایشان چنین پیوندی با حضرت بقیة الله (عج) داشتند.[9]

- 22 بهمن 57 یوم اللّه بود. واقعا ما در معرض کشته شدن بودیم. فقط ندای ولی عصر (عج) به داد ما رسید. فردی که الآن زنده است، پیام برد به دبیرستان علوی.

(خدمت امام امت) گفت: حضرت مهدی (عج) می فرماید: در خانه نمانید. اگر ماندید، کشته می شوید. لذا امام خیلی محکم فرمود: در خانه نمانید. آقای طالقانی به امام عرض کرد: آقا! مردم را درو می کنند. این ها عصبانی هستند، آخر کارشان است.

امام فرمود: باید بیرون بریزند. ایشان (آقای طالقانی) خیلی اصرار کرد. امام فرمود: اگر پیام از جای دیگری باشد، باز [بر] سر حرف خود ایستاده اید؟ (آقای طالقانی) گفت: چشم، تسلیم هستم. لذا 22 بهمن یوم اللّه است.[10] و[11]

- مقام معظم رهبری می فرماید: من در اداره امور کشور بعضی وقت ها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم. راه قم را در پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم، بعد از راز و نیاز با آقا، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمایی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم و مشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم.[12]

پی نوشت ها

[1] «السلام علیک یا عین الله فى خلقه»( مفاتیح، ص 106، زیارت امام زمان علیه السّلام در روز جمعه)؛« و عینک الناظرة باذنک»( مفاتیح، ص 992، دعا براى حضرت امام زمان علیه السّلام).

[2] احتجاج طبرسى، ج 2، ص 596. براى آگاهى از همه نامه، ر. ک: ضمائم، ص 216( نامه به شیخ مفید).

[3] همان. براى آگاهى از همه نامه، ر. ک: ضمائم، ص 216( نامه به شیخ مفید).

[4] احتجاج طبرسى، ج 2، ص 602. ر. ک: ضمائم، ص 216( نامه به شیخ مفید).

[5] ر. ک: ضمائم، ص 243( سخنان حضرت آیت الله العظمى وحید خراسانى).

[6] دارالسلام، شیخ محمود عراقى، ص 492( تشرف محمد بن عیسى بحرینى)؛ نجم الثاقب، ص 556، حکایت 49.

ر ک: ضمائم، ص 248( انار سیاه).

[7] فرازهایى از تجلّیات امام عصر( عج)، ص 54؛ ملاقات با امام عصر علیه السّلام، ص 136.

[8] شیفتگان حضرت مهدى( عج)، ج 2، ص 356؛ تشرف‏یافتگان، ص 84. ر. ک: ضمائم، ص 254( الیوم استعمال توتون و تنباکو ...؛ فتواى میرزاى شیرازى به حرمت تنباکو).

[9] پابه‏پاى آفتاب، ج 5، ص 171.

[10] درس تفسیر قرآن، آیت اللّه خزعلى، مرکز تخصصى تفسیر حوزه علمیه قم، 23/ 11/ 1379.

[11] آقاى مرتضایى‏فرد نقل مى‏کند:« روز 22 بهمن که امام اذن دادند مردم در خیابان‏ها بریزند چون ما حکومت نظامى نداریم، این جریان را به مرحوم آیت الله طالقانى اطلاع دادند. در آنجا من در خدمت ایشان بودم. آیت الله طالقانى از منزلشان به امام در مدرسه علوى تلفن زد و مدت نیم تا یک ساعت با امام صحبت کرد. برادران بیرون از اتاق بودند فقط مى‏دیدند که آیت الله طالقانى مرتب به امام عرض مى‏کند آقا شما ایران نبودید، این نظام پلید است، به صغیر و کبیر ما رحم نمى‏کند، شما حکمتان را پس بگیرید، برادران یک‏وقت متوجه شدند که آقاى طالقانى گوشى را زمین گذاشته و به حالت تأثر در گوشه اتاق نشست. بعد از لحظاتى خدمت ایشان رفتند و با این تصور که احیانا امام به ایشان تندى کرده‏اند، گفتند: آقا چرا شما دخالت مى‏کنید و از این قبیل حرف‏ها و با اصرار از آیت الله طالقانى جریان را سؤال کردند. ایشان گفتند: هرچه به امام عرض کردم حرف مرا رد کردند و وقتى دیدند من قانع نمى‏شوم فرمودند: آقاى طالقانى شاید این حکم از طرف امام زمان علیه السّلام باشد. این را که از امام شنیدم دست من لرزید و با امام خداحافظى کردم زیرا دیگر قادر نبودم سخنى بگویم.»( برداشت‏هایى از سیره امام خمینى، ج 3، ص 158)

حجة الاسلام آقاى حسین گنجى نیز شبیه همین داستان را با اندکى تفاوت از قول یکى از اساتید خود و او از قول آقاى محمد على انصارى نقل مى‏کند.( ر. ک: ارتباط معنوى با حضرت مهدى( عج)، ص 180)

[12] ( 4). نمایشگاه آب، آیینه، آفتاب، ص 11.

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا