خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(ره) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(ع)

تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام)
این تحقیق با عنوان و هدف «تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام)» انجام گرفته است. از آنجا که یکی از مقاطع مهمّ تاریخ ایران اسلامی، وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دفاع مقدّس مّلت مسلمان و شریف ایران است که قداست و اسلامی بودن اقدامات و الگو گیری از یک منبع معتبر و الهی در آن بسیار در خور توجّه می باشد، اهمیت تحقیق حاضر را دو چندان می کند. به همین جهت پس از تحقیق و بررسی، برای اثبات این موضوع ابتدا به اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) که در این عرصه تا کنون تحقیق زیادی صورت نگرفته، پرداخته و در ادامه به بررسی اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه)، به عنوان فرماندهی کل قوا پرداخته ایم. در اجرای این تحقیق از بین مؤلفه های زیاد اندیشه دفاعی، مؤلفه مهم تکلیف محوری با ٧ شاخص در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) به عنوان الگو در نظر گرفته شد که این ٧ شاخص برای حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) نیز مورد بررسی قرار گرفت. و این نتیجه حاصل شد که حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در همه شاخص های تکلیف محوری در سطح و وسعت اختیارات خود از امام حسین (علیه السلام) الگو گرفته و از ایشان پیروی کرده است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی – توسعه ای و از حیث روش توصیفی - تحلیلی است و از نظر منطق اجرا، پژوهش قیاسی است. روش و ابزار گردآوری اطّلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادی که به صورت مکتوب موجود است، انجام گرفته است.

مقدمه

بر اساس مطالعه تاریخ از یک سو با جنگ های قبیله ای، منطقه ای، قومی، نژادی و منفعت طلبانه ای مواجه می شویم که فقط بر اساس هواهای نفسانی بشر و مادیات روی داده است. از این قبیل جنگ ها می توان به جنگ های جهانی اول و دوم که در عصر حاضر رخ داده اشاره نمود و نشان داد که اگر جنگ ها مبنای الهی نداشته باشد؛ آنچنان به بیراهه کشیده می شود که ننگ آن هیچ گاه از تاریخ بشریت محو نخواهد شد. این جنگ ها در مرحله خاصی به پایان می رسند و در نهایت خشم و نفرت انسان ها را بر می انگیزند. از سوی دیگر و در مقابل آن نیز می توان به مبارزات پیامبران و اولیای الهی اشاره کرد که بر اساس تکلیف و امر خداوند در مقابل دشمنان دین و خدا ایستادگی کرده اند. این مبارزات بر اساس تعالیم الهی صورت گرفته است و در هیچ یک از محدودیت های زمانی، مکانی، ملی، نژادی، قومی و. . . نمی گنجد و در نتیجه زمان را در هم می نوردد و با توجه به این ویژگی که پایان ناپذیر بوده و در طول تاریخ جریان داشته ، دارد و خواهد داشت. این نوع جنگ ها از تقدس خاصی برخوردار هستند؛ چرا که تحقق آرمان هایی چون نجات از بردگی ها و اسارت ها و استثمارها و. . . را در پی دارد و برای همه انسان های آزاده از هر دین و مذهبی مقدّس و الگو می شود. یکی از بهترین و مقدّس ترین این نبردها حادثه کربلا و حماسه امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفای آن حضرت است . که در طول تاریخ الگویی برای همه آزادیخواهان و ظلم ستیزان گشت و همگان، مسلمان و غیر مسلمان از آن به نیکی و قداست یاد می کنند. امام خامنه ای (مدّظلّه)

درباره تأثیر و الگو بودن این جریان می فرماید: «عاشورا یک حادثه تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبد الّله (علیه السلام) با این حرکت - که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کامللاً روشنی بود- یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت وگذاشت» (٠٥/ ١١/ ١٣٨٤).

اگر بخواهیم در عصر حاضر از نبردی که بر اساس تکلیف دینی و الگوپذیری از آن حادثه عظیم رخ داده است نام ببریم ، می توان به دفاع مقدّس جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که در یک طرف آن عراق با تمام حمایت های منطقه ای و بین المللی و با خوی وحشیگری بدون در نظر گرفتن تمام قواعد انسانی و اسلامی در جنگ قرار داشت و طرف دیگر ایران اسلامی بود که مبنای نظام و انقلاب آن را اسلام و احکام مقدّس اسلامی شکل داده بود. به همین علت مراجعه به ابعاد مختلف دفاع مقدس و بهره گیری از زوایای مختلف و آموزنده آن لازم به نظر می رسد، چنانچه حضرت امام خامنه ای (مدّظلّه) درباره اهمیت مراجعه به حادثه بزرگ دفاع مقدّس می فرماید: «هشت سال دفاع مقدّس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه زمانی نیست؛ گنجینه عظیمی است که تا مدت های طولانی ملت ما می تواند از آن استفاده کند» (١٣٨٨/٦/٢٤).

ما در این تحقیق به دنبال آن هستیم که میزان الگو پذیری اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) را از اندیشه دفاعی سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السّلام)

در زمینه تکلیف محوری بررسی نماییم. بدون تردید هرچه انطباق این دو اندیشه بیشتر باشد قداست دفاع مقدس آشکارتر شده و شک و تردید های مغرضین و معاندین بی اثر و خود الگویی برای همه نسل های آینده این کشور و حتی همه مجاهدان حق علیه باطل خواهد شد.

بیان مسأله

دفاع در اسلام جزیی از جهاد و از واجبات و تکالیف الهی محسوب می شود که باید با شرایط مخصوص و آداب صحیح آن انجام گردد. یکی از صحنه های جهاد در صدر اسلام که بر اساس احساس تکلیف صورت گرفت حادثه کربلا و قیام امام حسین (علیه السّلام) است که تا به امروز نه تنها از اهمیت و ارزش آن کم نشده است؛ بلکه روز به روز به عظمت و منزلتش افزوده شده است.

به طوری که تمام آزادی خوهان عالم از آن به بزرگی یاد کرده و درس های آن را به عنوان الگوی مبارزات خود مد نظر قرار داده اند.

بعد از حادثه عاشورا جنگ های زیادی بین اسلام و کفر صورت گرفته است؛ اما به جرأت می توان اذعان نمود که جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس جمهوری اسلامی ایران که در سایه حکومت اسلامی رخ داد یکی از جلوه های ناب از قیام امام حسین (علیه السّلام) محسوب می گردد. و جا برای پرداختن به آن بسیار لازم و ضروری است و تحقیق در این که مبانی فکری و اصول حاکم بر دفاع مقدّس به چه اندازه با قیام سالار شهیدان که خود بر گرفته شده از تعالیم الهی و سنت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بوده است ، مطابقت داشته کاری ضروری به نظر می رسد چرا که از یک طرف قداست یک جنگ وقتی خودش را نشان می دهد که طبق تعالیم دینی و الگوپذیری از جنگ و جهاد ائمه اطهار و به ویژه به نام حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) باشد و از طرفی امروز دفاع مقدّ س به عنوان نماد مقاومت و سند مشروعیت و حقانیت این نظام مطرح می شود و شهدای آن برای همه و به ویژه نسل جوان به عنوان الگو معرفی می گردند. بدون شک هر چه اندیشه حاکم بر دفاع مقدّس به دستورات الهی و سیره ائمه - اطهار(علیهم السلام) نزدیک تر باشد، اثرات مثبت آن هم شگرف تر خواهد بود.

اندیشه دفاعی شامل اصول و مبانی است که بر اساس آن دکترین و طرح های نظامی تدوین شده و در نهایت اقدامات اساسی و تاکتیکی در صحنه عمل به اجرا در می آید و چون دفاع مقدّس یکی از جلوه های مبارزه در راه دین و خدا بوده است؛ قطعاً اصول و مبانی آن هم باید طبق دستورات الهی و سنت اهل بیت (علیهم السلام) باشد و از طرفی غفلت و نپرداختن به این حادثه عظیم و سرنوشت ساز فرصتی برای دشمنان این نظام فراهم خواهد کرد که به ایجاد شبهه و انحراف در آن بپردازند و نسل های آینده را که باید ادامه دهندگان راه شهدا و رزمندگان باشند با تردید و سستی روبرو کنند.

این تحقیق به دنبال آن است که انطباق اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) در دفاع مقدّس را با اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) بررسی و تبیین نماید. و بعد از بررسی مؤلفه های عمده و پر کاربرد در زمینه اندیشه دفاعی به مؤلفه تکلیف محوری بپردازد. برای این منظور محقق در مورد اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) مسایلی که بیشتر در مسیر قیام ایشان و به ویژه در کربلا رخ داده است، مورد بررسی قرار داده و آن را به عنوان مبنا و الگو در نظر گرفته و میزان انطباق آن را با اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) که رسالت حسینی و در حقیقت فرماندهی کل قوا در دفاع مقدّس را بر عهده داشت، مورد بررسی قرار داده است.

پرسش تحقیق

آیا اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) درجهت ادای تکلیف الهی از اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) الگوپذیری داشته است؟

اهداف تحقیق

١- اثبات و تطبیق اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) با اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) در ادای تکلیف الهی؛

٢- ارائه یک الگوی عملی برای همه نسل هایی که بنا بر انجام تکلیف در صدد حفظ دین الهی و این نظام هستند؛

٣- شبهه زدایی از عملکرد حضرت امام خمینی (رحمه اللفه علیه) در دفاع مقدس .

نوع تحقیق

نوع تحقیق از نوع کاربردی - توسعه ای است. تحقیق کاربردی تحقیقی است که به دنبال دستیابی به راه حل مسائل و مشکلات موجود می پردازد. در این نوع تحقیق محقق درصدد است با استفاده از معیارها و روش های علمی به راه حل هایی دست یابد (بشارتی، ١٣٩٣: ٨٠)

تحقیق توسعه ای ، هرگونه فعالیت منظم مبتنی بر دانش موجود حاصل از پژوهش ها و تجارب است که به منظور تولید مواد، فرآورده ها و سایر ابزار و فرایندها و روش های جدید و یا بهبود آن ها صورت می گیرد (طبیبی، ملکی، دلگشایی، ١٣٩٢: ١٢٠).

روش تحقیق

در این تحقیق از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. که توصیف واقعی و منظم از خصوصیات و ویژگی های یک موقعیت یا موضوع است ، به عبارت دیگر در این تحقیق ، محقق سعی می کند، هست ها را توصیف نماید و بعد به تحلیل و علت یابی روابط بین پدیده ها و متغیرهای تحقیق بپردازد (دلاوری، ١٣٨٧: ٢٠).

مبانی نظری تعریف اندیشه

«اندیشه» درلغت اندیشیدن ، تأمل کردن ، تفکر کردن و به طور کلی اعمال ذهن انسان است. به لحاظ وجود شناسی و منطقی نیز «اندیشه» و «فکر» بیانگر هر نوع کنش ذهنی فعال انسان صاحب عقل است.

به لحاظ معرفت شناسی ، اندیشه نوعی معرفت یا دانش تلقی می شود که عبارت است از: مجموعه تلاش ذهنی دارای انسجام منطقی، چارچوب مشخص مبنا، مستدل و با اهمیت، درباره موضوعات خاص چون «سیاست»، «اقتصاد»، «جامعه»، «فرهنگ»، «دفاع»، «نظام» و. . .

به بیان دیگر، اندیشه یعنی «هرگونه تلاش فکری منسجم، مبنادار، مستدل و مهم و دارای چارچوب نظری». بنابراین اندیشه دارای انواع و شعب گوناگونی است مثل «اندیشه سیاسی»،

«اندیشه اقتصادی»، «اندیشه فرهنگی»، «اندیشه نظامی» و. . . (جمشیدی، ١٣٨٣: ٢٨).

اندیشه و تفکر فرایندی است که در آن عقل به عنوان ابزار محوری به کار می رود و ذهن با مرور معلومات، دانش ها و شهود در جستجوی کشف یک مجهول، حل مسأله و افق گشایی آینده است. در حقیقت انسان هر گاه با بهره گیری از دانش های موجود در نزد خود، به یاری ابزار عقل

بکوشد تا مجهول و ناشناخته ای را حل کند، تفکر کرده و اندیشه ورزیده است (رشید زاده، 1389: 5)

دفاع

تدابیری است که برای مقاومت در برابر حملات سیاسی ، نظامی ، اقتصادی، اجتماعی، روانی و یا فنآوری از سوی یک یا چند کشور مؤتلفه اتخاذ می شود. توانایی های دفاع بازدارندگی را تقویت می کنند و بازدارندگی نیز به این تونایی ها نیرو می بخشند. همچنین به حفظ و حمایت از ارزش هایی نظیر زندگی، مالکیت، آزادی، هویت ملی و تمامیت ارضی در برابر تهدیدهای گوناگون داخلی و خارجی و یا ساختار دفاع منتهی می گردد (نوروزی، ١٣٨٥: ٣٤٤).

تعریف اندیشه نظامی و دفاعی

در دفاع چون ارتباط نزدیکی به مباحث نظامی داشته و حتی بعضی این دو واژه نظامی و دفاعی را یکی دانسته اند ابتدا به واژه نظامی اشاره ای داشته و ابعاد آن را مورد توجه قرارمی دهیم.

اندیشه نظامی و اندیشه شناسی، موضوعی اساسی و تعین کننده در رفتار و کارکردهای نظامی محسوب می شود. که درباره پدیده های نظامی است و پدیده نظامی هر چه باشد، در جامعه سیاسی تحقق می یابد؛ بنابراین نقطه آغاز تبین چیستی اندیشه نظامی، شناخت چیستی جامعه سیاسی - نظامی است (رشید زاده ، ١٣٨٩: ٣).

اندیشه نظامی، تفکر و تأملی است منسجم، دارای چارچوب نظری، اصولی و مستدل و با اهمیت در مورد امر یا رأی نظامی. یا به عبارت دیگر اندیشه نظامی، تفکری منسجم، موجه، اصولی، مهم و دارای چارچوب است که به بررسی مسأله بقای مادی و معنوی یک جامعه در مقابل خطرات و تهدیدات با توسل به قوه قهریه و سلاح و در جهت نیل به امنیت و تأمین منافع آن می پردازد (جمشیدی، ١٣٨٣: ٢٩-٢٨).

اندیشه دفاعی یک نوع دور اندیشی، آینده نگری و روشن بینی عمیقی است که در قالب طرح ها و برنامه های دقیق راهبردی موجب تأمین منافع ملی کشور در زمینه های مختلف در حال و آینده می شود (پیری، ١٣٩١: ٤٤).

اندیشة دفاعی عبارت است از تفکر و رویکردی که مجاهدان، رزمندگان و سازمان های دفاعی، مبتنی بر مبانی اعتقادی و مذهبی، تحولات محیطی و مبتنی بر تجارب و ذخایر تجربی دارند و در هر حوزه ای که دفاع در آن تکلیف و مأموریت باشد، حضور فعال دارند و بر اساس آن تفکر بتوانند فلسفه دفاعی شان را بیان و اعلام نموده، دستورات و قوانین دفاعیشان را تدوین و نهادینه و علوم و ابزارهای مورد نیازشان را تولید و به کارگیری نمایند. اندیشه دفاعی را باید بتوان در قالب سیاست ، دکترین و راهبردهای دفاعی و در قالب فرهنگ، ساختار، سازمان، نظامات، قوانین، فنآوری و اصول رزم متجلی و به منصه ظهور رساند. اهمیت اندیشه دفاعی به قدری زیاد است که هر چه بین اندیشمندان دفاعی یک کشور یا سازمان و بین مبانی، مؤلفه ها و دستاوردهای اندیشه دفاعی، وحدت، هماهنگی و یکپارچگی بیشتر باشد، موفقیت و پیروزی در دفاع بیشتر خواهد بود (خودسیانی، مقیسه، ١٣٩٣: ٢١١-٢١٠).

معنی لغوی و اصطلاحی تکلیف

تکلیف از ریشه (کلف) است و کَلف: (بر وزن فرس) در صحاح و قاموس گفته: کلف نقطه و خالی است که در پوست چهره ظاهر می شود (قرشی بنایی، ١٤١٢ق، ج ٦: ١٣٦).

واژه - کلْفَة - در سخن معمولی اسمی است برای مشقت و سختی. و- تَکلُّفْ - اسمی است برای کاری که با مشقت و حرص و ظاهر سازی انجام می شود (راغب اصفهانی، ١٣٧٤: ٦٣).

در اصطلاح و فرهنگ دین، تکلیف به فرمان الهی اطلاق می شود. مرحوم لاهیجی در «گوهر مراد» می گوید: تکلیف خطاب الهی را گویند که متعلق به افعال بندگان است (جوادی آملی، ١٣٨٥: 30-32).

چگونه تکلیف خود را بشناسیم ؟

طبق آیات و روایت دو راه مهم، از بین راه های مختلف برای شناخت تکلیف بیان شده است:

درک شرایط زمان خود

انسان نباید نسبت به اتفاقات پیرامون خود بی تفاوت باشد؛ بلکه باید شرایط زمان خود را خوب درک کند تا هم دیندار زندگی کند و هم دین خود را حفظ کند؛ چرا که بعضی اتفاقات به مرور روح دینداری و اصل عبودیت را در انسان و جامعه زایل کرده و انسان از هدف متعالی خویش که همان هدایت و سعادت دنیا و آخرت است باز می ماند. امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: «وَجَدْت عِلْمَ الَّناسِ کلَّهُ فِی أَرْبَع : أَوُّلَهَا: أَنْ تَعْرِفَ رَبَّک، وَ الَّثاِنی: أَنْ تَعْرِفَ ما صنَعَ بِک ، وَ الَّثاِلث : أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْک وَ الرَّاِبع : أَنْ تَعْرِفَ مَا یخْرِجُک مِنْ دِینِک» (کلینی ، ١٤٢٩ق ، ج ١: ١٢٤) یعنی: « علم مردم را همه، در چهار موضوع دانستم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی با تو چه کرده . سوم بدانی از تو چه خواسته. چهارم بدانی چه چیز ترا از دینت بیرون برد» (کلینی، ١٣٧٥، ج ١: ١٤٧). بنابراین بر هر انسان دینداری که نسبت به دین و سعادت خود احساس تکلیف و مسئولیت می نماید واجب است شرایط حاکم بر زمان خود را هر چه بیشتر و بهتر بشناسد تا اگر دشمن توطئه ای در پیش گرفته باشد با درایت و اقدام مناسب آن را خوب شناخته و خیلی زود خنثی نماید. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «العَالِمُ بِزَمَاِنهِ لَا تَهْجُمُ علَیهِ اللَّوَاِبس؛ هر کس زمان شناس باشد شب هات به او هجوم نمی آورند» (کلینی ، ١٤٠٧ق، ج ١: ٢٧). و در این راه اگر همه دینداران به این شناخت و درک مناسب برسند، یک اقدام هماهنگ و دسته جمعی برای حفظ دین و انجام تکلیف الهی صورت خواهد گرفت. و این به این معنی نیست که اگر دیگران به این حقیقت دست پیدا نکرده باشند تکلیف از دوش آگاهان برداشته خواهد شد. بلکه هر کس در حد توان خود باید به تکلیف خویش عمل کند. خداوند در قران می فرماید: «لا یکلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا. . . »، خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او. . (بقره : ٢٨٦) و «. . . لا یکلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آَتاهَا سَیجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عسْرٍ یسرًا»، که خدا هیچ کس را جز به مقدار آنچه (توانایی) داده تکلیف نمی کند و خدا به زودی بعدِ هر سختی آسانی قرار دهد (طلاق: ٧)

پیروی از امام و رهبر جامعه

یکی از بهترین روش های شناخت تکلیف، پیروی از رهبر و ولی امر است. ایشان با علم و آگاهی عمیق و خاص خود، شرایط را بخوبی زیر نظر داشته و تکالیف هر زمان را بر حسب آن شرایط معین می نماید، تا افراد جامعه دینی برحسب وظیفه و توان خویش برای انجام تکلیف خود اقدام نمایند. بنابراین ارتباط با ولی امر و رهبری حکومت یکی از ضروریات جامعه مسلمین است. تا با ارتباط با ایشان اوضاع و شرایط حاکم خوب درک شده و تکالیف جامعه مشخص گردد. قرآن در این زمینه می فرماید: «. . . فَسْاَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لاَ تعْلَمُون»، شما اگر خود نمی دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید (نحل: ٤٣). جامعه مسلمین با اطاعت و پیروی از ایشان در راه شناخت و انجام تکلیف قدم برمی دارند. این روش و شیوه یکی بزرگترین ارکان دین است همان طور که امام محمد باقر(علیه السّلام) می فرمایند: «بُنِی الإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکاةِ وَ الصوْمِ وَ اْلحجِّ وَ اْلوَلَایةِ وَ لَم یُنَادِ بَشَی ءٍ کمَا نُودِی بالْوَلَایة»، «اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و هیچ یک آن ها آن گونه که ولایت مطرح شده است، مطرح نگشته است» (حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، ١٣٨٠: ٢٧٧). و خداوند اطاعت از امر آنان را واجب و شرط حل اختلافات و ایمان و دینداری دانسته است: «یا اَیهَا اَّلذِینَ آمنُوا اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُوِلی الامْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَی ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسولِ إِنْ کنْتُمْ توْمِنُونَ باللَّهِ وَاْلیوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَیرٌ وَاَحْسَنُ تَاْوِیلا» ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید، پس اگر در چیزی کار به نزاع کشد آن را به حکم خدا و رسول بازگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود (نساء: ٥٩).

بنابراین اگر انسانی را مجبور کنند که همه علوم جهان را فرا گیرد، باز هم تکلیف به غیر مقدور است و صحیح نیست و هرگز از طرف یک مقام حکیم عادل چنین حکمی صادر نمی شود. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «لا یکلف الله نفسا إلا وسعها؛ خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش مکلف نمی سازد» (بقره: ٢٨٦). اگر شخصی در حال غرق شدن است و ما قدرت داریم که او را نجات دهیم بر ما واجب است که او را نجات دهیم، اما اگر مثلاً هواپیمایی در حال سقوط است و ما به هیچ وجه قادر نیستیم جلوی سقوط آن را بگیریم تکلیف از ما ساقط است، یعنی خداوند ما را به خاطر کمک نکردن به جلوگیری از سقوط هواپیما مؤاخذه نمی کند (مطهری، بی تا: ٢٩٧).

سیره دفاعی امام حسین (علیه السلام)

هدف این تحقیق بیشتر به بررسی اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) در مسیر قیام آن حضرت در زمان یزید که منجر به رخ دادن حادثه عظیم کربلا شد منعطف شده است؛ اما برای تبیین عمیق تر اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) ابتدا به طور گذرا نگاهی به حضور مدافعانه ایشان نسبت به دین الهی در مقاطع مختلف تاریخ از زمان پیامبر تا خلافت معاویه می اندازیم که می توان این مقاطع را به هفت مقطع تقسیم کرد:

١- حکومت نبوی (صلی الله علیه وآله)؛ ٢- حکومت خلیفه اوّل؛ ٣- حکومت خلیفه دوم؛ ٤- حکومت خلیفه سوم؛ ٥- حکومت علوی (علیه السّلام)؛ ٦- دوران کوتاه حکومت امام حسن مجتبی (علیه السّلام)؛ ٧- حکومت معاویه؛ ٨- حکومت یزید.

امام حسین (علیه السلام) در زمان پیامبر کودکی بیش نبود؛ اما همراهی او با پیامبر و ذکر روایتی از جنگ احد-که یکی از سخ ترین جنگ های پیامبر بوده است - را می توان دلیلی بر شکل گرفتن شخصیت و اندیشه آن حضرت برای آمادگی جهت دفاع و مبارزه با دشمنان اسلام دانست چنانچه حضرت امام رضا(علیه السّلام) روایت کرده که حسین بن علی (علیهماالسّلام) فرمود: رسول خدا(صلّی اللَّه علیه وآله) را دیدم که بر حمزه پنج تکبیر گفت ، و بر شهداء دیگر بعد از حمزه پنج تکبیر، پس بر حمزه هفتاد تکبیر رسید (ابن بابویه، ١٣٧٢، ج ٢: ٦١)

امام حسین (علیه السّلام) به سبب شخصیت ممتاز و نسب برجسته اش ، در زمان خلفای سه گانه مورد احترام دستگاه خلافت بود، تا آنجا که انتقادات سخت آن حضرت را با بردباری تحمّل می کردند و سعی در حفظ حرمت وی داشتند. در برخی از کتب اهل سّنت آمده است که: روزی خلیفه دوم بر منبر، خطابه می خواند که حسین (علیه السّلام) خطاب به وی فرمود: «از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرخویش بنشین!». عمر با خونسردی پاسخ داد: «پدرم که منبری ندارد!». آنگاه حسین (علیه السّلام) را در کنار خویش نشاند (و به او اظهار محبت کرد).

در زمان عثمان نیز، در چند ماجرا حضور امام حسین (علیه السّلام) ثبت شده است که هر کدام به گونه ای نشان احترام و عظمت آن حضرت میان عموم مسلمانان و مراعات حریم آن حضرت از سوی دستگاه حاکمیت بود. امام حسین (علیه السّلام) همراه پدر بزرگوارش امیرمؤمنان (علیه السّلام) و برادر ارجمندش امام حسن (علیه السّلام) در مسیر هدایت مسلمین و دفاع از مظلومان حضور سازنده ای داشت و به وظیفه خویش - بدون توجّه به تهدیدات مخالفان عمل می کرد. گاه خشم خلیفه سوم را بر می انگیخت، و در عین حال مورد تعرّض دستگاه خلافت قرار نمی گرفت، آنگونه که ابوذر و عمّار و عبدالّله بن مسعود، مورد تعرّض و ضرب و شتم عثمان و عمّال وی قرار گرفتند، زیرا افکار عمومی سخت با این کار مخالف بود و از روی ناچاری حرمتش را مراعات می کردند.

امام حسین (علیه السّلام) در زمان خلافت پدر بزرگوارش، همراه آن حضرت در جنگ هایش علیه ناکثین، قاسطین و مارقین شرکت مؤّثر داشت؛ در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امیرمؤمنان (علیه السلام) به عهده وی بود و در جنگ صفّین ، چه از راه سخنرانی های پرشور و تشویق یاران علی (علیه السّلام) برای شرکت در جنگ و چه در مسیر پیکار با قاسطین حضور فعّال داشت . در ماجرای حکمیت نیز یکی از شاهدان این ماجرا از طرف علی (علیه السّلام) بود. امام حسین (علیه السّلام) پس از شهادت پدرش امیرمؤمنان (علیه السّلام) در کنار برادرش امام حسن (علیه السّلام) که امام و پیشوای زمان خود بود، قرار گرفت و به هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی (علیه السّلام) به سمت شام، همراه آن حضرت بود و هنگامی که امام حسن (علیه السّلام) با پیشنهاد صلح از سوی معاویه مواجه شد، در این باره، با امام حسین (علیه السّلام) و عبدالَّله بن جعفر به گفت وگو پرداخت و پس از انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به مدینه بازگشت و در همانجا اقامت گزید.

امام حسین (علیه السّلام) چه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و چه پس از آن حضرت، تا زمان خلافت معاویه همواره مورد احترام مسلمانان و خلفا قرار داشت، چرا که وی علاوه بر امتیازات انسانی و عظمت روحی و معنوی و کرامت و بزرگواری، فرزند رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و مورد محبت فوق العاده او بود، ولی در زمان معاویه و سپس یزید وضع دگرگون شد. (مکارم شیرازی، 43: 1387-46)

امام حسین (علیه السّلام) در دوران معاویه

پیشوایی امام حسین (علیه السلام) در اوایل سال پنجاه هجری محقّق شد و در آن دوران ستمگری بنی امیه به اوج رسیده بود و تمام همّت آنان در نابود ساختن احساسات و مقدّسات اسلامی امّت خلاصه می شد. معاویه به والیان خود در سراسر کشور نامه نوشت و از آنها خواست شیعیان را از کارهای دیوانی بر کنار کرده، سهم آنها را از بیت المال قطع کنند و گواهی دوستداران علی (علیه السّلام) را در هیچ محکمه ای نپذیرند و حّتی به والیان خود امر کرد، هر کس را به صرف اینکه شبهه شیعه بودن در مورد او برود، به قتل برسانند! در همان دوران یکی از سران بزرگ شیعی «حجربن عدی» و یارانش ناجوانمردانه توسط یاران معاویه به شهادت رسیدند و «عمرو بن حمق» یکی از صحابیان ارزشمند پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز به قتل رسید. به علاوه معاویه زیاد بن ابیه را بر کوفه و بصره مسلط ساخت و حکومت او به معنی قتل و ارعاب و شکنجه شیعیان بود (جزایری، ١٣٨١: ٧٥٢-٧٥١).

امام حسین (علیه السلام) در واکنش به شهادت «حجربن عدی» و یارانش به معاویه نامه نگاری کرده و اعتراض شدید خود را اعلام می دارد به طوری که می نویسد: «(ای معاویه!) آیا تو همان نیستی که حجر و یارانش را که عابد و در برابر خدا متواضع بودند، به قتل رساندی؟ آنان که از بدعت ها بیزار بودند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کردند؛ اما تو آنان را از روی ستم و عداوت - پس از پیمان های محکم (در عدم تعرّض به آنان)- کشتی و این عمل را از روی نافرمانی در برابر خداوند و سبک شمردن پیمان او انجام دادی». و نیز در اعتراض به شهادت «عرو بن حمق» در نامه ای به معاویه از آن بزرگمرد به عظمت یاد می کند و می فرماید: «آیا تو قاتل عمروبن حمق نیستی؛ همان مردی که کثرت عبادت چهره اش را فرسوده کرده بود» (مکارم شیرازی، ١٣٧٨: ١٩٥-١٩٢).

و در نصب «زیاد ابن ابیه» و جنایات او در بخشی از نامه آن حضرت می خوانیم: «آنگاه زیاد را بر مسلمانان مسّلط ساختی و او نیز آنان را به قتل می رساند و دست و پای آنان را به عکس یکدیگر (به طرز وحشتناک) قطع می کند و آنان را بر دار اعدام می آویزد» (مکارم شیرازی، ١٣٧٨: ٤٦).

بنابراین امام حسین (علیه السّلام) ساکت نمانده و برای دفاع از مظلومین و خون های به ناحق ریخته شده و ظلم وستم عمال معاویه در صحنه حاضر است تا حدی که در آن شرایط دشوار، دست به اقدام متهوّرانه و مؤثری می زند که باعث می شود معاویه تا حدّی اعمال پلید خود را کنترل کند، آن حضرت ابتدا مجلسی از شیعیان و اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و تابعان ترتیب داد و در آن مجلس به ذکر فضائل علی (علیه السّلام) و خاندان بزرگوار خود پرداخت و یاد و خاطره امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) را در ذهن حاضران زنده ساخت و در پایان گفتار خود همه اصحاب و تابعان را بر صدق گفتار خود گواه گرفت و همه حاضران این مطالب را تأیید کردند، سپس امام (علیه السّلام) آنها را به حقّ خدا و حقّ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) سوگند داد که این مطالب را به مردمانی که به ایشان اعتماد دارند در شهرها و قبایل دیگر ابلاغ کنند، این نقشه مانع مناسبی در برابر طغیان معاویه در سبّ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود.

به همین دلیل امام حسین (علیه السّلام) تنها ندای حقّ طلبی بود که در آن زمان در برابر هر تجاوز و ستمی رعد آسا می غرّید و در برابر اعمال متجاوزانه عمّال بنی امیه مقاومت و ایستادگی می کرد و بسیاری از اندیشمندان و نام آوران را به ایجاد انقلاب و شورش بر علیه حکومت معاویه ترغیب و تشویق می نمود، امّا اغلب آن ها منافع خود را بر مصالح دین ترجیح داده و پیمان های خود را پاس نمی داشتند (جزایری، ١٣٨١: ٧٥٢).

در ادامه به تکلیف محوری اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) و امام خمینی (رحمه الله علیه) می پردازیم :

تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) اوضاع حکومت یزید

یزید در حالی بر جای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) تکیه زده بود و ادعای خلافت مسلمین را می نمود که فردی نالایق، شرابخوار و بی بند و بار بود. امام حسین (علیه السّلام) در جواب نامه معاویه، یزید را این گونه معرفی می فرماید: «. . . دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می نمایی مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شرابخوار و سگباز بیعت کنند. . . » (مجلسی ، ١٣٦٢، ج ٤٤: ٢٢٩). و نیز امام حسین (علیه السّلام) هنگام خروج از مدینه کنار قبر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در وداعی سوزان و گدازان خطاب به روح بزرگ پیامبر درباره یزید فرمود: «آنان زورمدارانه از من می خواهند که با یزید، آن عنصر شرابخوار و تبهکار دست بیعت دهم؛ و اینک می نگرم که اگر چنین کنم به خدای کفر ورزیده ام و اگر دست رد بر سینه او زنم خونم را خواهند ریخت . هان ای پیامبر خدا! گواه باش که من از جوار تو ناخواسته و به زور بیرون می روم. . . (ابن نما حلی، ١٣٨٠: 102).

از مطالب فوق اوضاع بنی امیه و یزید و شرایط امام حسین (علیه السّلام) به خوبی مشخص است. دین خدا بازیچه فردی لاابالی و شرابخوار قرار گرفته و اکثریت مردم هم او را به عنوان خلیفه مسلمین پذیرفته اند و حتی مخالفان او هم هیچ تحرکی از خود نشان نمی دهند. امام بنا بر رسالت و تکلیفی که در راستای دین الهی و نقش خود به عنوان امام در بین مردم بر دوش دارد، باید وارد عمل شود.

برخی از شاخص های تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) به شرح زیر است:

١- اطاعت از دستور خدا

بر هر مسلمانی واجب است که دستور خدا و خلفای الهی او را به عنوان یک تکلیف الهی اطاعت و اجرا نمایند. در همین راستا امام حسین (علیه السّلام) بعد از برخورد با سپاه حر برای اصحاب خودش و اصحاب حر این گونه خطبه خواند و هدف خود را قیام برای اطاعت و اجرای فرمان خدا و رسول خدا بیان کرد. امام پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم ، رسول الله (صلّی الله علیه و آله فرموده است: هر کس پادشاه ستمگری را بنگرد، که حرام خدا را حلال کرده، دین خدا را فرو افکنده، با سّنت پیامبر خدا مخالفت می کند و در میان مردمان با گناهکاری و ستم حکم می راند، سپس با سخنرانی و اقدام بر او نشورد، سزاوار است که خداوند آن کس را نیز به سرانجام (خواری و عذاب) آن پادشاه دچار سازد. . . » (مجلسی، ١٤٠٣، ج ٤٤: ٢٨٢).

٢- هدایت بشریت

یکی از تکالیف امام حسین (علیه السّلام) که نشأت گرفته از اندیشه دفاعی آن حضرت بود، نجات انسان های در بند و هدایت آنان به سوی خداوند بود و باید از هر موقعیتی برای این هدف مهم استفاده می کرد، بنابراین به مکه رفت، آن هم در ایامی که مکه شلوغ بود مثل شعبان و تا ذی حجّه آنجا ماند و به تبلیغ دین و هدایت بندگان خدا پرداخت (محدث قمی، ١٣٨٤: ٧٢). ایشان در کلامی فرمود: «خدایا! تو می دانی آنچه از سوی ما انجام گرفته است به خاطر سبقت جویی در فرمانروایی و افزون خواهی در متاع ناچیز دنیا نبوده است؛ بلکه برای این است که نشانه های دینت را به مردم نشان دهیم و اصلاح در شهرهایت را آشکار کنیم. می خواهیم بندگان ستم دیده ات در امان باشند و به دستورها و سنت ها و احکامت عمل شود» (ابن شعبه حرانی، ١٣٨٥: ٤١٧).

امام در نامه به بصریان ضمن تحلیل اوضاع ناهنجار و تأسف انگیزی که بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود، مردم آزادیخواه و آزادمنش را به سوی حق و عدالت و راه و رسم عادلانه خدا و پیامبرش فراخواند و راه هدایت آنان را مستلزم اجابت و اطاعت خویش دانسته و نوشت: « فان تجیبوا دعوتی، و تطیعوا أمری، أهدکم سبیل الرشاد. » (ابن نما حلی ، ١٣٨٠: ١١٢)

٣- حفظ شریعت و دین

حفظ دین و شریعت خداوند به عنوان یک تکلیف در حالی بر دوش امام است که یزید دین خدا را به سخره گرفته است و در لهو لعب بسر می برد و باید برای حفظ دین، یزید کنار گذاشته شود به همین منظور هنگامی که مروان به زعم خود برای گشودن راه راست به امام پندی می دهد، امام می فرماید: «همه ما از خداییم و به سوی او بازمی گردیم، اگر با یزید بیعت کنم باید آخرین وداع را از اسلام بنمایم (و از اسلام جدا گردم) زیرا اسلام به رهبری مانند یزید گرفتار شده، و من از جدّم رسول خدا(صلی اللَّه علیه وآله) شنیدم که می فرمود: عهده داری خلافت بر دودمان ابو سفیان حرام است. » (ابن طاووس ، ١٣٧٧: ٤٩).

٤- اصلاح جامعه و جاری ساختن سنت پیامبر و امیرالمؤمنین علی (علیهماالسلام)

امام در وصیتی که برای برادرش محمد حنفیه هنگام خروج از مدینه می نویسد: «. . . جز این نیست که من به منظور ایجاد صلح و سازش در میان امت جدم خارج شدم، من در نظر دارم امر به معروف و نهی از منکر نمایم. من می خواهم مطابق سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) رفتار نمایم. . . » (قمی، ١٣٨٤: ٧٢).

امام حسین (علیه السّلام) به دنبال زنده کردن سنت های پیامبر و پدرش و مبارزه با بدعت بودند و این در حالی بود که در کنار بی تفاوتی نسبت به دین، بسیاری از احادیث و سنت های پیامبر تحریف شده بود و مسلمانان دچار حیرت و گمراهی شده بودند و واجبی بزرگ به نام امر به معروف و نهی از منکر به بوته فراموشی سپرده شده و مردم نسبت به دین و انحراف در آن، بی تفاوت شده بودند.

تنها راه حل اصلاح جامعه و حفظ مکتب الهی ، در مقابل انحراف موجود، قیام علیه آنها و در شرایط مقتضی، جهاد بود.

و همین طور امام در نامه ای به بصریان می نویسد: «اّنی ادعوکم الی اللَّه و الی نبیه، فان السنة قد امیتت»: «شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر فرا می خوانم زیرا سنت به بوته فراموشی سپرده شده» و هشدار می دهد که رژیم سیاهکار و بیداد پیشه اموی سیره و روش عادلانه و انسانی و آزادمنشانه پیامبر را هدف قرار داده و با پایمال ساختن آن، استبدادی خشن و رسوا و بی منطق را به نام اسلام به جای آن نشانده است. (ابن نما حلی، ١٣٨٠: ١١٢)

٥- برچیدن ظلم و فساد

اسلام نه می پسندد کسی زیر بار ظلم می رود و نه دستور ظلم صادر می کند، به طوری که امام به صراحت در وصیتنامه خود بیان می فرماید: «من برای سرکشی و عداوت و فساد کردن و ظلم نمودن از مدینه خارج نشدم» (مجلسی، ١٣٦٢، ج ٤٤: ٣٦٠-٣٥٩). امام حسین (علیه السلام) حکومت وقت را ظالم و مفسد می داند و می فرماید: «آگاه باشید که اینان طاعت شیطان را پذیرفته اند و اطاعت خدای رحمان را ترک کرده اند آشکارا فساد می کنند. حدود الهی را ترک کرده اند، اموال بیت المال را به خود اختصاص داده اند و حرام خدا را حلال و حرام او را حلال کرده اند (مجلسی، ١٣٧٧، ج ٤٤:

٣٨٢). بنابراین امام برچیدن ظلم و ظالم را تکلیفی می داند که در راستای اجرای احکام الهی و اصلاح امت و سنت جدش باید به آن عمل نماید. بنابراین قیامش را علیه ظلم و ظالم زمان خویش یعنی حکومت یزید شروع می نماید.

٦- احقاق حق و زدودن باطل

وقتی سپاه حرّ بر امام سخت گرفت و او را از راه باز داشت امام حسین (علیه السّلام) برخاست، خطبه کوتاهی را خوانده و در قسمتی از آن می فرماید: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ اْلحَقَّ لَا یعْمَلُ بهِ وَ أَنَّ اْلبَاطِلَ لا یتَنَاهَی عَنْهُ»، «آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود، و از باطل جلوگیری نمی گردد» (ابن طاووس، ١٣٧٧: ١٠٢). بنابراین امام نه تنها حکومت وقت را بر پایه حق ندانسته بلکه آن را در مسیر اجرای و عمل به حق و جلوگیری از باطل هم نمی داند. اینجاست که در اندیشه امام تکلیف دیگری که همانا احقاق حق و زدودن باطل است نیز نمایان می شود.

٧- عزت طلبی و ذلت ناپذیری

خداوند عزت را مختص خود و پیامبر و مؤمنان می داند: «العِزَّةُ لله وَ لرَسُوِلهِ وَ للْمؤمنینَ»: «عزّت مخصوص خدا و رسول و اهل ایمان است» (منافقون، ٨). تکلیف هر مسلمان و مؤمنی است طبق دستور خداوند زیر بار ذّلت نرفته و در راه کسب عزت از هر کوشش و حرکتی دریغ ننماید، بنابراین قیام و حرکت امام حسین (علیه السّلام) که خود پرچمدار اجرای فرامین الهی است بر مبنای عزّت طلبی بود و لحظه ای تن به ذلت و سر به خواری نداد و سطرسطر قیام او نشان گر عزّ ت مداری و پایداری بر راه حق بود. به نمونه هایی از عزت طلبی و ذّلت ناپذیری ایشان اشاره می کنیم:

امام در خطبه ای فرمود: «چقدر آسان است جان دادن در راه به دست آوردن عزت و زنده کردن حق. هرگز در راه عزت چیزی نیست جز زندگی جاودان و زندگی با ذلت چیزی نیست جز مرگ پایدار». یا در جای دیگری فرمود: «لا وَالله لا اُعطیهِمِ بیدی اِعطاءَ الذَّلیل وَلا اقرّ اِقرارَ البَعید»

یعنی «نه بخدا قسم نه مانند ذلیلان تسلیم می شوم ونه مانند بردگان گردن می نهم (وحیدی، ١٣٨٤: 233-236)

وقتی عمربن ابی طالب نزد امام آمد و عرض کرد: «. . . می شد که خود را کنار نمی کشیدی و بیعت می کردی؟» امام حسین (علیه السّلام) در پاسخ فرمود: «وَ أَّنَهُ لَا أُعْطِی الدَّنِیةَ مِنْ نفْسِی أَبَداً...»، همانا حقیقت این است که من هرگز زیر بار پستی و ذّلت نمی روم (ابن طاووس، ١٣٧٧: ٥١).

امام حسین (علیه السّلام) در روز عاشورا در مقابل سپاه دشمن قرار گرفت و فریاد برآورد که: «أَلَا وَ إِنَ الدَّعِی اْبنَ الدَّعِی قدْ رَکزَ بَینَ اْثنَتَینِ بَینَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»یعنی « شگفتا! زنازاده فرزند زنازاده مرا بین یکی از دو چیز مجبور کرده است، بین مرگ و ذّلت (تسلیم) و هیهات که ما ذّلت و خواری را بپذیریم.» (ابن طاووس، ١٣٧٧: ١٢١)

تکلیف مداری در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه)

یکی از مهم ترین اصول اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) که رمز موفقیت ایشان نیز در طول زندگی مبارزاتی و حیاتشان محسوب می شد بحث تکلیف مداری است. اساس تصمیم گیری های امام بر اصل تکلیف بنا شده بود. و آنچه را که خداوند امر یا نهی فرموده ، تکلیف می شمرد و پیوسته بر این سخن تأکید می ورزید که «مهم برای ما این است که ما به تکلیفمان عمل بکنیم. به آنچه خدای تبارک و تعالی فرموده است عمل بکنیم» (صحیفه امام، ج ١٥: ٢٢).

این اصل در همه سطوح مدیریت و تصمیمات خود پا بر جا بوده، چنانچه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای رجایی چنین می فرمایند: «اگر ما به تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین فرموده است عمل بکنیم، باکی از این نداریم که شکست بخوریم، چه از شرق و چه از غرب و چه از داخل چه از خارج، و اگر به تکالیف خودمان عمل نکنیم ، شکست خورده هستیم؛ خودمان، خودمان را شکست دادیم» (صحیفه امام، ج ١٥: ١٧٠).

در ادامه به شاخص های تکلیف محوری در اندیشه امام خمینی (رحمة الله علیه) می پردازیم:

١- اطاعت و اجرای فرمان الهی

در اندیشه دفاعی حضرت امام یکی از تکالبف مهم، اطاعت از خدا و اجرای فرمان الهی بود که به اعتقاد ایشان نصرت الهی و محو ظلم به وسیله همین عمل به تکلیف اتفاق خواهد افتاد: «کوشش این است که اولاً الهی بشویم، در راه خدا خدمت بکنیم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم و خودمان را از او و به سوی او بدانیم» (صحیفه امام، ج ١٧: ٢٩٥).

امام در جمع مسئولین کشوری و لشکری عدم غرور در پیروزی ها و عدم ناراحتی در شکست ها را در سایه اطاعت از خدا مورد تأکید قرار داده و می فرماید: «ما نمیخواستیم خودمان یک چیزی بشویم که سرشکستگی پیدا کنیم ما می خواستیم اطاعت امر خدا را بکنیم . خدا فرموده است: بروید دست ظالم را قطع کنید. ما میرویم، آن قدری که قدرت داریم ، دست ظالم را، بتوانیم قطع میکنیم؛ نتوانستیم، کار خودمان را انجام داده ایم . به ما فرموده است که «قاتلوهم»، یا خداوند تعزیرشان میکند به دست شما. ما مقاتله میکنیم، اطاعت است ؛ یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم، اطاعت بکنیم» (صحیفه امام ، ١٩: ٢٠٣).

٢- هدایت مسلمانان جهان

در اندیشه دفاعی حضرت امام هدف از مبارزه با ظلم، آرامش بعد از تحمل سختی هاست تا مقدمه هدایت به سوی خدا فراهم گردد: «تمام مسائلی که هست ما می خواهیم دست ظالم ها را کوتاه کنیم ان شاء الَّله و می خواهیم که قدرت ها را سرکوب کنیم و پایشان را از این بلاد مسلمین کوتاه کنیم ان شاءالَّله. همه اینها مقدّمه این است که یک آرامشی در این بلاد پیدا بشود و دنبال این آرامش یک سیر روحی پیدا بشود، یک هدایت به سوی خدا پیدا بشود» (صحیفه امام ، ١٩: ٥١).

امام هدف از مقابله با صاحبان قدرت را احیای هویت اسلام و آموزش مبانی عقیدتی برای سربازان اسلام جهت آشنایی و هدایت آنان میداند و می فرماید: «من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد» (صحیفه امام، ج ٢١: 91)

٣- هدف اسلام است

حضرت اما خمینی (رحمة الله علیه) هدف اصلی و ایده آل خود را حفظ اسلام و گسترش دین الهی قرار داده بود و مبارزه برای اسلام و حرکت کردن در مسیر آن را جز تکالیف الهی نمی دانست.

حضرت امام ، حفظ اسلام را بالاترین وظیفه و تکلیف دانسته و ارزش آن را تا فراهم نمودن زمینه برای مبارزه طولانی و فدا کردن همه عزیزان در راه آن می داند: « برای اسلام باید جنگ بکنیم ، برای اسلام باید فداکاری بکنیم. ما باز هم در این مواردی که کشته دادیم به قدری که در صدر اسلام کشته دادند، ما باز کشته ندادیم. ما باید فداکاری بکنیم. ما باید همه عزیزانمان را فدای اسلام بکنیم» (صحیفه امام، ج ١٣: ٢٥٠).

امام راهکار حفظ اسلام و ترویج اسلام را مبارزه با جهانخواران و خشکاندن ریشه های فساد می داند و می فرماید: «ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسول الَّله (صلی اللَّه علیه وآله) و سلم - را در جهان استکبار ترویج نماییم» (همان، ج ٢١: ٨١).

در اندیشه دفاعی حضرت امام حفظ جمهوری اسلامی ایران شرط حفظ اسلام بوده و آن را فریضه اعظم دانسته و می فرماید: «حفظ اسلام یک فریضه الهی است، بالاتر از تمام فرایض؛ یعنی، هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. اگر حفظ اسلام جزء فریضه های بزرگ است و بزرگترین فریضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است» (همان، ج ١٥: ٣٢٩).

امام تأکید ویژه ای هم به نیروهای نظامی و انتظامی در کنار سایر مردم برای حفظ اسلام و دفاع از کیان اسلامی داشته و آن را تکلیف بزرگی می داند: «شماها توجه داشته باشید، چه پاسداران و چه سایر قوای انتظامی و نظامی و غیر انتظامی و چه سایر ملت، همه توجه داشته باشند که ما وظیفه داریم که این اسلامی که الآن به ما رسیده حفظش کنیم تا آن فرد آخری هم که - خدای نخواسته - کشته می شود» (صحیفه امام، ج ١٥: ١١٢).

٤- اصلاح جامعه

یکی از بالاترین اهدافی که امام در اندیشه دفاعی خود دنبال می کرد اصلاح تک تک افراد و در نهایت اصلاح جامعه بود و آن را وظیفه و تکلیف علمای اسلام دانسته و راه آن را هم داشتن دیانت همراه با سیاست بیان می فرمود و از طرفی این مهم را هدف واحد همه انبیاء و اولیاء به ویژه امام حسین (علیه السّلام) می دانست : «علمای اسلام احساس کردند، اکثریت قریب به اتفاقشان احساس کردند که باید ما این سد عدم دخالت در سیاست را بشکنیم و ما باید وارد بشویم در امور. باید ما دخالت کنیم . باید اهتمام به امر مسلمین داشته باشیم... تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده اند، تمام. و همه آنها این مسئله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود. فرد هرچه بزرگ باشد  بالاترین فرد که ارزشش بیشتر از هر چیز است در دنیا  وقتی که با مصالح جامعه معارضه کرد این فرد، باید فدا بشود. سیدالشهدا روی همین میزان آمد، رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا کرد» (صحیفه امام، ج ١٥: ٢١٢).

٥- ایستادگی و مبارزه علیه جور و فساد

در اندیشه حضرت امام مقابله با ظلم و فساد یک وظیفه است که باید تکلیف خود را در قبال آن روشن کنیم. و بهترین الگوی مبارزه با ظلم را حضرت سیدالشهدا(سلام الَّله علیه) می دانست: «حضرت سید الشهدا(سلام اللَّه علیه) به همه آموخت که در مقابل ظلم ، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد» (همان، ج ١٧: ٥٢).

«سیدالشهدا  سلام الّله علیه  از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه شان اقامة عدل بود. فرمود که، می بینید که معروف، عمل بهش نمی شود و منکر، بهش عمل می شود. انگیزه این است که معروف را اقامه کند و منکر را از بین ببرد، انحرافات همه از منکرات است، جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است، اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت، قیامش، انگیزه اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود. مِن جمله قضیة حکومت عدل، جور، حکومت جور باید از بین برود» (صحیفه امام، ج ٢١: ١). امام خمینی (رحمة الله علیه) درباره اهداف نهضت حسینی فرمود:

«سیدالشهدا (سلام اللّه علیه) که همة عمرش را و همه زندگی اش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند، تمام عمرش را صرف این کرد و تمام زندگی اش را صرف این کرد که این حکومت، حکومت جور بسته بشود و از بین برود؛ معروف در کار باشد، منکرات از بین بروند. . . این باید سرمشق بشود از برای مسلمان ها» (صحیفه امام، ج ٢١: ٣).

بنابراین اندیشه، هنگامی که از طرف صدام مورد تجاوز و در حقیقت ظلم واقع شدیم امام مقابله با آن را یک تکلیف معرفی کرد: «تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم و این کسی که تعدی به ما کرده است، تو دهنی به او بزنیم و تا این قضیه را دنیا قبول نکند این جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست، از طرف ما نیست» (همان ، ج ١٩: ١٩٩).

٦- احقاق حق و زدودن باطل

حضرت امام در اندیشه دفاعی خود یکی از شرایط اسلام خواهی و مبارزه در راه اسلام و تشکیل حکومت اسلامی را احقاق حق و سفارش به حق می داند و تأکید زیادی به نیروهای نظامی و انتظامی دارند که از این امر مهم غفلت نورزند: «باید صبر کرد، سفارش به صبر کرد، برای احقاق حق، صبر لازم است. اگر ما اسلام را می خواهیم و اگر قرآن کریم را می خواهیم که در این مملکت و ان شاءالله در ممالک دیگر پیاده بشود و می خواهیم که یک حکومت اسلامی داشته باشیم، باید همه توصیه به حق بکنیم و سفارش به حق بکنیم. و در همه اطراف کشور، آنهایی که در کمیته ها هستند، آنهایی که در بسیج هستند، آنهایی که در دادگاه ها هستند و سپاه پاسداران ، شهربانیها و همه با هم سفارش به حق بکنند» (همان، ١٣: ٤٦٩).

حضرت امام هدف از مبارزه ملت ایران را از همان ابتدا اقامه عدل و احقاق حق و زدودن باطل دانسته و آنان را در این راه از دعای خیر خویش محروم نکرده و می فرماید: «خداوند تعالی این ملت را که از ١٥ خرداد ٤٢ تا ٢٢ بهمن ٥٧ و از آن وقت تا کنون برای اقامه عدل الهی از هر چه داشته است گذشته است و عزیزان برومند خود را که قامت رشید و بلند آنان چون ابدیت استوار و گرمی خونشان چون عشق به جمال جمیل حق روح افزا بود، به پای دوست به قربانگاه فرستادند، با نور هدایت خود ارشاد، و با جلوه قدرت ازلی خود برومند و با بارقه روانبخش خود در احقاق حق و ابطال باطل استوار و پایدار فرماید، و این وحدت و صلابت را از آنان سلب ننماید» (صحیفه امام، ج ١٦: ٢٩٤).

و در جایی دیگر در همین زمینه و یادآوری حماسه کربلا با تأکید بیشتری می فرماید: «ملت شهیدپرور ایران بدانند این روزها روز امتحان الهی است. روز پرخاش علیه کسانی است که با اسلام کینه دیرینه دارند. روز انتقام از کفر و نفاق است. روز فداکاری است. امروز روز عاشورای حسینی است. . . امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امریکا و استکبار غرب سیلی زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند. امروز روز درنگ نیست. امروز روز صیقل انسانیتِ انسان هاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است . و حق را باید گرفت» (صحیفه امام، ج ٢١: ١٢-١١).

٧- عزت طلبی و عدم پذیرش ننگ خواری و ذلت

یکی دیگر از تکالیف مهم دینی در اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) عزت اسلام و مسلمین بود که از همان اول شروع نهضت و تا آخرین لحظات حاضر نشد که این عزت را فدای بعضی روابط و کوتاه آمدن در برابر ابر قدرت ها و سازش با آنان کنند و این همان تکلیفی است که خداوند در قرآن برای همه مسلمین بیان فرموده است که: «. . . وََلنَْ یجْعَلَ اللَّهُِ للْکَافِرِینَ علَی اْلمؤمنینَ سبیلا» و خداوند هیچ گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسّلط باز نخواهد نمود (نساء/١٤١).

امام عزت طلبی و ذلت ناپذیری را مدیون امام حسین (علیه السّلام) و یاران کم ایشان دانسته و می فرماید: «سلام بر حسین بن علی که با یاران معدود خویش برای برچیدن بساط ظلم غاصبان خلافت بپا خاست و از ناچیز بودن عِده و عُده به خود خیال سازش با ستمگر را راه نداد و کربلا را قتلگاه خود و فرزندان و اصحاب معدودش قرار داد و فریاد «هیهات منّاالذِّلَّةُ»اش را به گوش حق طلبان رساند» (صحیفه امام، ج ٢٠: ٨٧). و نیز فرمود: «مردم ما دیگر به هیچ وجه حاضر نیستند تن به خواری و ذلت بدهند و مرگ سرخ را بر زندگی ننگین ترجیح می دهند ما برای کشته شدن حاضریم و با خدای خود عهد نموده ایم که دنباله رو امام خود سیدالشهدا باشیم» (همان، ج ١٣: 213)

امام مرگ با عزت را به مراتب بالاتر از زندگی ذلیلانه چند روز این دنیا دانسته و می فرماید:

«اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرت ها می شدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهری درست می شد و قبرستانهای ما پر از شهدای عزیز ما نمی گردید، ولی مسلماً استقلال و آزادی و شرافتمان از بین می رفت. آیا ما می توانیم نوکر و اسیر امریکا و دولت های کافر شویم تا بعضی چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد»(همان، ج ١٧: ٣٥).

و نیز می فرماید: «به شما برادران مؤمن عرض می کنم اگر ما با دست جنایتکار امریکا و شوروی از صفحه روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم» (صحیفه امام، ج ١٥: ٧٠).

تجزیه و تحلیل

در تجزیه و تحلیل این تحقیق به پرسش تحقیق پاسخ می دهیم که آیا اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در جهت ادای تکلیف الهی از اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) الگو گرفته است؟

در پاسخ به این سوال ، طبق تحقیقی که انجام شد و مطالبی که به دست آمد شاخص های زیر در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) استخراج شد:

١- اجرای فرمان الهی، ٢- هدایت بشریت، ٣- حفظ شریعت و دین، ٤- اصلاح جامعه، ٥- برچیدن ظلم و فساد، ٦- احقاق حق و زدودن باطل، ٧- عزت طلبی و ذلت ناپذیری

شاخص های فوق را در مورد امام حسین (علیه السّلام) و حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بررسی و مقایسه می کنیم:

اطاعت از دستور خدا

شاخص اجرای فرمان الهی که در حقیقت اجرای حکم مافوق به شمار می رود در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) وقتی نمایان می شود که ایشان در برخورد با سپاه حر در جمع آنان و یاران خویش هدف خود را اطاعت از دستور خدا، طبق فرمایش پیامبر که باید علیه سلطان ستمکار قیام کرد بیان می فرماید.

با بررسی اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) هم این شاخص ، در بیان ایشان که درچند جا فرمود باید خودمان را فرمانبر از خدا بدانیم تا بتوانیم اسلام را حفظ کنیم و با اجرای فرمان الهی است که نصرت خدا هم شامل حال ما خواهد شد، خود را نشان می دهد.

هدایت بشریت

در شاخص هدایت بشریت اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) ایجاب می کند که بنا بر تکلیفی که بر دوش دارد انسانیت را از گمراهی بیرون آورده و به سوی هدایت الهی رهنمون سازد و بیان می دارد که هدفش فرمانروایی و کسب متاع ناچیز دنیا نیست و نیز در نامه خود به بصریان می نویسد که تنها راه هدایت پیروی از او می باشد.

با تحقیق در اندیشه دفاعی حضرت امام می توان این شاخص را در هدایت مسلمانان جهان مشاهده کرد که ایشان به عنوان تکلیفی بر دوش خود و نظام اسلامی دانسته و همه مبارزات را در جهت تحقق این هدف بیان می دارد و به قول خودش دلیلی برای انجام ندادن این تکلیف وجود ندارد.

حفظ شریعت و دین

حفظ دین، یکی از تکالیف بسیار مهمی است که بر دوش امام حسین (علیه السّلام) است و در حقیقت فلسفه وجودی امام هم برای انجام این تکلیف است . بنابراین در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) مبارزه با حکومت فاسد وقت برای حفظ دین واجب است. به همین دلیل امام در پاسخ دلسوزی ظاهری مروان که امام را نصیحت می کند، به صراحت حکومت یزید را نه انحراف در دین بلکه فاتحه اسلام می خواند و اعلام می کند برای حفظ دین حاظر به مصالحه و کنار آمدن با یزید نیست و نیز حدیث پیامبر را یادآوری می کند که حکومت بر آل ابو سفیان حرام است .

حفظ اسلام در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) در اکثر مواضع و سخنان و پیامهایش بروز آشکار و روشنی دارد به طوری که به جوانان سفارش می کند که خوب مجهز شوند و برای اسلام جنگ و فداکاری کنند تا حدی که اعتقاد دارد ما باید همة عزیزانمان را فدای اسلام بکنیم. امام محکم ترین راه برای حفظ اسلام را مبارزه با طاغوت های زمان و نظام ها و حکومت های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم معرفی می کند. نکته مهم دیگر در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) این است که اگر با قدرت های مستکبر که در سراسر جهان آشوب بپا کرده اند سازشی صورت بگیرد اسلام دفن و نابود خواهد شد بنابراین باید با شجاعت و استقامت، مبارزه در راه حفظ اسلام ادامه پیدا کند.

اصلاح جامعه

شاخص اصلاح جامعه در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) تا آن اندازه مهم است که در وصیت نامه خود به محمد حنفیه می فرماید: «من به منظور ایجاد صلح و سازش در میان امت جدم خارج شدم» و این مهم در شرایطی بود که اکثر مردم از راه و سنت پیامبر و حضرت علی منحرف شده بودند و باید این مسیر هر چه زودتر عوض گردیده و به طریق حق خود باز گردد بنابراین مؤثرترین راه از منظر امام حسین (علیه السّلام) قیام علیه حکومتی بود که به صراحت و جسارت این اعوجاج را ایجاد کرده بود. امام در نامه به بصریان اعلام می دارد که که راه و رسم و سنت پیامبر به بوته فراموشی سپرده شده است. و نیز در هنگام رویارویی با لشکر حر علت قیامش را همین نکته متذکر می شود این شاخص در اندیشه دفاعی حضرت امام به عنوان یک تکلیف الهی آن قدر با اهمیت است که یکی از بالاترین اهدافی که دنبال می کند اصلاح تک تک افراد و در نهایت اصلاح جامعه است . امام این تکلیف را که بر دوش همه انبیا، امامان، علما و فرد فرد مردم می داند و فدا شدن در این راه را نیز بالاترین ارزش می شمارد و قیام سید الشهدا و فدا کردن یارانش را در جهت انجام این تکلیف می داند

برچیدن ظلم و فساد

امام حسین (علیه السّلام)، در مورد این شاخص، قیام خود را بر اساس ظلم رد می کند و می فرماید:

«من برای سرکشی و عداوت و فساد کردن و ظلم نمودن از مدینه خارج نشدم» و هم هشدار می دهد که حکومت وقت حلال خدا را حرام و حرام او را حلال کرده و مشغول فساد هستند، پس باید بر اساس تکلیفی که در اندیشه دفاعی ایشان، بر دوش هر مسلمانی است این ظلم و فساد برچیده شود.

این شاخص در اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) با ذکر اهداف امام حسین (علیه السّلام) در بسیاری از مواقع خیلی پر رنگ و اساسی متبلور است. ایشان به صراحت می فرماید: «حضرت سید الشهدا- سلام الَّله علیه - به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد» و در سخنی دیگر بیان می فرماید که این حرکت و هدف امام حسین (علیه السلام) باید سرمشق ما بشود. بنا بر این اندیشه ، هنگامی که از طرف صدام مورد تجاوز و در حقیقت ظلم واقع شدیم امام مقابله با او را یک تکلیف معرفی کرده و می فرماید: «تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم و این کسی که تعدی به ما کرده است، تو دهنی به او بزنیم».

احقاق حق و زدودن باطل

امام حسین (علیه السّلام) در اندیشه دفاعی خود یکی از تکالیفی که به عنوان امام بر حق جامعه بر دوش خود احساس می کند احقاق حق و زدودن باطل است، بنابراین وقتی با سپاه حر برخورد می کند یکی از جملات نورانیش این است که «آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود، و از باطل جلوگیری نمی گردد».

در اندیشه امام خمینی (رحمة الله علیه) درجهت احقاق حق و نفی و زدودن باطل ، سفارش به حق و صبر در به ثمر نشستن حق را یکی از لوازم مهم مبارزه می داند. امام شرایط آن روزها را همانند کربلا و عاشورای حسینی دانسته و مبارزه با صدام و استکبار جهانی را هم در راستای همین هدف معرفی می کند و می فرماید امروز روز احقاق حق است. و حق را باید گرفت. ایشان ضمن قدردانی از ملتی که از همان ابتدای قیام برای اقامه عدل بپا خاسته از خداوند جهت احقاق حق و ابطال باطل استواری درخواست می کند.

عزت طلبی و ذلت ناپذیری

شاخص عزت طلبی و ذلت ناپذیری در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) طبق دستور و ایات قرآن که آن را مخصوص خدا و رسول و مؤمنین می داند، جایگاه بلندی دارد. اوج عزت مداری امام آنجایی است که این جمله معروف را در مقابل دشمن می فرماید« هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»یعنی هیهات که ما ذّلت و خواری را بپذیریم». امام مرگ با عزت را بر زنگی ذلت بار ترجیح داده و جان دادن در راه بدست آوردن عزت را آسان تر از زیر بار ذلت زندگی کردن می داند و محکم براین اعتقاد ایستاده به حدی که می فرماید: «نه بخدا قسم نه مانند ذلیلان تسلیم می شوم و نه مانند بردگان گردن می نهم. ». امام حسین (علیه السلام) این فرهنگ و اندیشه را به اهل بیت خود هم منتقل کرده و از آنان می خواهد که اسارت را با حفظ عزت تحمل کنند و نوید می دهد که «اهل بیت من! شما اسیر خواهید شد؛ ولی حقیر و ذلیل نخواهید شد».

یکی از تکالیف مهم دینی در اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) عزت اسلام و مسلمین بود. امام عزت طلبی و ذلت ناپذیری را مدیون امام حسین (علیه السّلام) علیه السلام و یاران کم ایشان دانسته و با خدا عهد می بندد که خود و ملت ایران در این تکلیف الهی دنباله رو ایشان باشند.

امام ملاقات خدا با خون سرخ شرافتمندانه را بهتر از ننگ نوکری آمریکا و دولت های کافر بیان می کند.

نتیجه

در مؤلفه تکلیف محوری که شامل هفت شاخص در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) بود و همین شاخص ها را در اندیشه امام خمینی (رحمة الله علیه) مورد مقایسه قرار دادیم، نتیجه تحقیق و بررسی در جدول زیر به این شرح آمده است:

جدول مقایسه مؤلفه تکلیف محوری

جدول.PNG

همان طور که در جدول فوق مشاهده می شود شاخص های ستون اول، شاخص های تکلیف محوری در اندیشه امام حسین (علیه السلام) است که به عنوان الگو احصا شده است، و ستون دوم شاخص های تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) است که با مقایسه این ستون ها و شاخص های آن این نتیجه حاصل می شود که این شاخص ها در برخی موارد در همان وسعت و در برخی موارد در وسعت کمتر در اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمة الله علیه) نیز وجود داشته است.

بنابراین می توان به این نتیجه رسید که امام خمینی (رحمة الله علیه) در حد وسع و حیطه عمل و اختیارات خود در عمل به تکلیف از امام حسین (علیه السلام) الگو گرفته و پیروی کرده است.

منابع                

ابن بابویه، محمد بن علی. (١٣٧٢). ترجمه عیون أخبار الرضا(علیه السّلام)، چاپ اول ، (ترجمه: حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری). تهران: نشر صدوق،

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی. (١٣٨٥). تحف العقول، چاپ پنجم، (ترجمه: حسن زاده). قم: انتشارات آل علی (علیه السّلام).

ابن طاووس، علی بن موسی. (١٣٧٧). غم نامه کربلا (ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف)، چاپ اول، (ترجمه: محمد محمدی اشتهاردی). تهران.

ابن نما حلی، جعفر بن محمد. (١٣٨٠). در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان)، چاپ اول، (ترجمه: علی کرمی). قم: نشر حاذق.

بشارتی، محمد رضا، حشمتی جدید، مهدی (١٣٩٣). روش تحقیق و نگارش پایان نامه. - تهران: انتشارات سخنوران

پیری، هادی (١٣٩١)، گزیده مقالات همایش تبین اندیشه های دفاعی امام خامنه ای (مدّظلّه)(روش شناسی و مؤلفه های اندیشه دفاعی امام خامنه ای)، ج ا، تهران : یاران شاهد، سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح - اداره عقیدتی سیاسی دانشگاه صنعتی مالک اشتر

جزائری، نعمت الله بن عبد الله (١٣٨١). قصص الأنبیاء (قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبیاء جزائری)، چاپ اول (مترجم: مشایخ، فاطمه)، ناشر: انتشارات فرحان

جمشیدی، محمد حسین (١٣٨٣). مبانی وتاریخ اندیشه نظامی در جهان، تهران: سپاه پاسداران انفلاب اسلامی، دانشکده فرماندهی و ستاد، دوره عالی جنگ

جوادی آملی، . . . . . . . . . . حق و تکلیف

حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی. (١٣٨٠). الحیاة، چاپ اول، ( ترجمه احمد آرام)، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی

خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، مجموعه نرم افزار نور

خود سیانی، مصطفی و مقیسه رضا. (١٣٩٣). گزیده مقالات دومین همایش تبین اندیشه های دفاعی امام خامنه ای (مدّظلّه) (الگوی آمادگی و رزمی در اندیشه فرماندهی معظم کل قوا حضرت امام خامنه ای)، جلد ١، تهران: سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسّلح، اداره عقیدتی سیاسی دانشگاه مالک اشتر، ص (٢٠٥ -٢٤٨)

راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (١٣٧٤). ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، چاپ

دوم، (مترجم: خسروی، غلامرضامحقق / مصحح: خسروی حسینی، غلامرضا)، تهران: مرتضوی

رشید زاده، فتح اله. (١٣٨٩). تبین اندیشه های نظامی فرماندهی معظم کل قوا، فصلنامه مدیرت نظامی، شماره ٣٧، بهار ١٣٨٩، ص ١-٢٨

قرشی بنایی، علی اکبر. (١٤١٢ق). قاموس قرآن، چاپ ششم، تهران: دارالکتب اسلامیه

کلینی، محمد بن یعقوب . (١٤٠٧ق). الکافی ، جلد پنجم، چاپ چهارم، (محقق / مصحح : غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد)، تهران: دار الکتب الإسلامیة

کلینی، محمد بن یعقوب. (١٤٠٧ق). الکافی، جلد دوم، چاپ چهارم، (محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد)، تهران: دار الکتب الإسلامیة

کلینی، محمد بن یعقوب. (١٣٧٥). أصول الکافی، چاپ سوم، (ترجمه محمد باقر کمره ای)، قم: اسوه

کلینی، محمد بن یعقوب. (١٤٢٩ق). الکافی ، قم : دارالحدیث

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی. (١٣٦٢). زندگانی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، (ترجمه جلد ٤٤ بحار الأنوار). چاپ دوم، (مترجم: نجفی، محمد جواد)، تهران: اسلامیه

مجلسی ، محمد باقر بن محمد تقی. (١٣٧٨). ایمان و کفر (ترجمه کتاب الإیمان و الکفر بحار الأنوار، جلد ٦٤، (ترجمه عزیز الله عطاردی قوچانی)، تهران: عطاردی

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی. (١٤٠٣). بحار الأنوار، جلد ٤٤، چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی

محدث قمی، شیخ عباس . (١٣٨٤). در کربلا چه گذشت (ترجمه نفس الهموم، (ترجمه محمد باقر کمره ای)، قم: انتشارات مسجد مقدّس جمکران

مطهری، مرتضی، بی تا، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، جلد١٦، نرم افزار نور

مکارم شیرازی، ناصر. (١٣٨٧). عاشورا ریشه ها انگیزه ها، رویدادها پیامدها، چاپ پنجم، قم : مدرسه الامام علی بن ابی الطالب

نوروزی، محمد تقی. (١٣٨٥). فرهنگ دفاعی -امنیتی، تهران: انتشارات سنا، مرکز مطالعات و پژوهش های مدیریت

وحیدی، محمد. (١٣٨٤)، . عزت وذلت در مکتب اسلام و سیره اولیای دین با تاکید بر سیره سید الشهدا(علیه السلام)، قم: موسسه فرهنگی -تحقیقاتی دارالذکر

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا