خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

روزشمار غدیر

بایگانی

رادکانا

.

موضوعات

دریافت کد وضعيت آب و هوا

نگرش قرآنی بر سیره اخلاقی امام حسین (علیه السّلام)

قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی، دربردارنده تمام امـوری اسـت که انسان در راه رسیدن به کمال و سعادت به آن نیاز دارد. «وَ نَزَّلْنا عَلَیک الْکتابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ»(نحل /89 ) از طرفی دیگر این آخرین کتاب آسمانی مخصوص عصر و زمان خاصی نبوده بلکه برای تمای انـسان ها تـا قیامت است.«وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکرٌ لِلْعالَمینَ»(قلم/52) و با جامعیت و جاودانگی خود به سوی آیینی که بهتر از هر آیین دیگر است راهنمایی می کند. «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدی لِلَّتی هِی أَقـْوَم» (اسـراء/9) بـدون شک سالم ترین و کامل ترین زندگی آنـ اسـت کـه بر اساس مفاهیم قرآن کریم و آموزه های اسلامی شکل گرفته باشد. زندگی اسلامی آن است که تمام جوانب زندگی انسان را در بر گیرد و او را بـه مـقصد واقـعی و هدف اصلی برساند. هدف اصلی خلقت انسان و زنـدگی وی بـراساس قرآن کریم عبادت و بندگی خداوند است.«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُون»(ذاریات/56) و این بندگی در همه عمر انسان جریان دارد کـه مـنجر بـه کمال و سعادت وی می شود. در این میان اخلاق یکی از مهم ترین لوازم سعادت و کمـال انسان می باشد. در مبحث اخلاق، قرآن کریم در تمامی ابعاد زندگی انسان به آن توجه داشته و مولفه های اخلاقی هر کدام را در نهی از رذائل اخلاقی و آراسـته شـدن بـه فضایل اخلاقی بیان داشته است. قرآن کریم از دو حیطه سلبی و ایجابی به این مـهم مـی پردازد؛ به لحاظ سلبی رذایل اخلاقی را مطرح می کند و انسان را از ورود به آن بر حذر می دارد؛ همچنان که عواقب دنیوی و اخـروی این رذایل را فـراروی انـسان می گذارد و به لحاظ ایجابی فضایل اخلاقی را مطرح می کند و در تقابل بـا رذائل قـرار مـی دهد. قرآن کریم از یک سو الگوهای اخلاقی را مطرح می کند و از سوی دیگر فضائل اخلاقی و نتایج آراسـته شـدن بـه آن ها را بیان می کند. مهم ترین غایت اخلاق، آراستگی به فضایل اخلاقی و پیراستگی از رذایل اخلاقی اسـت که یکی از مـهم ترین ثمرات این مهم، سلامت روحی و روانی انسان است. اخلاق نه تنها آرامش روحی و روانـی را بـه ارمـغان می آورد، بلکه با ارائه رویکردهای خاص سلامت معنوی جامعه را نیز فراهم می کند. برهمین اساس پژوهـش حـاضر با روش توصیفی-تحلیلی از نوع کتابخانه ای جایگاه اخلاق را در سیره علمی و عملی امام حسین(ع) مـورد تـحلیل و بـررسی قرار داده است و در این باره ضمن انطباق اخلاق قرآنی و سیره امام حسین (ع) مهم ترین شاخصه های اخـلاقی در سـبک زندگی را بیان نموده است.

2. نگاهی به مقام و منزلت امام حسین(ع)

درباره امـام حـسین (ع) و مـنزلت ایشان از یک سو و اثبات حجیّت سخنان ایشــان از سویی دیگر، می توان به آیات قرآن و روایات پیـامبر اکـرم(ص) اشـاره نمود. آیات قرآن درباره امام حسین(ع) در یک مجموعه کلّی درباره اهل بـیت(ع) اسـت که امام حسین (ع) نیز در این دایره قرار می گیرد. برخی از آیات عصمت اهل بیت(ع) و به تـبع آن امـام حسین(ع) و برخی از آیات تبعیت مطلق از ایشان را بیان می دارند. آیات تطهیر و مـباهله عـصمت اهل بیت (ع) و آیه الوالامر تبعیت مطلق از ایـشان را بـیان مـی دارند. آیه مباهله: «فَمَنْ حَاجَّک فیهِ مـِنْ بـَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنـْفُسَکمْ ثـُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عـَلَی الْکاذِبـینَ» (آل عمران/61) در ایـن بـاره اکـثر اهل سنّت اتفاق دارند که ایـن آیـه در شأن پیامبر اکرم (ص) امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین(ع) نـازل شـده است. (ترمذی، 1403ق: 4/293؛ حسکانی، 1411ق:1/129-130؛ حاکم نیشابوری، 1406ق: 3/150؛ احـمدبن حنبل، 1404ق: 1/185؛ بیضاوی، بی تـا: 2/22؛ قـندوزی حنفی، 1418ق: صص 9- 44- 51- 52) سید مرتضی در ایـن بـاره می نویسد: احادیث فراوانی داستان مباهله را تائید می کنند و آن اینکه پیامبر اکرم(ص)، امیر المـومنین(ع) و فـاطمه (س) و حسن و حسین(ع) را بر آن فـراخواندند. اهـل نـقل و تفسیر همگی بـر ایـن مطلب اجماع دارند.(عـلم الهـدی، 1410ق: 2/254)

علامه طباطبایی پس از نقل این جریان می نویسد: این بالاترین مناقبی است که خداوند اهـل بـیت(ع) را به آن اختصاص داده است. (طباطبایی، 1417ق: 3/259) همچنان کـه عـلامه بحرانی بـر ایـن بـاور است که اگر آنـان معصوم از همه خطاها و گناهان نبودند به این رتبه و مزیت که بالاتر از آن رتبه و مزیتی نیست نـمی رسـیدند به طوری که خداوند قسم بـه آنـها را فـارق بـین حـق و باطل و تصدیق کـننده کـتاب خدا و نبوت پیامبر گرامی قرار داد. (بحرانی، 1417ق: 58)

آیه تطهیر «إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطـَهِّرَکمْ تـَطْهیراً»(احـزاب/33)یکی دیگر از آیاتی است که عصمت امـام حـسین(ع) و حـجیّت سـخنان ایـشان بـا استناد به این آیه اثبات می شود. روایات متعددی نقل شده که تنها مصداق اهل بیت(ع) را، پیامبر اکرم (ص)، امام علی(ع)، حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) معرفی می کند. (کلینی، 1365 ش: 287-286؛ مجلسی، 1397 ق: 35 /211) عـلامه طباطبایی در این باره می نویسد: این روایات بسیار و بیش از هفتاد حدیث است؛ بیشتر آنها از طریق اهل سنت نقل شده که این خود بیشتر از چیزی است که از طریق شیعه روایت شده اسـت. اهـل سنّت آن را تقریبأ از چهل طریق و شیعه آن را از بیش از سی طریق نقل کرده اند. (طباطبایی،1397 ق: 16/311) ابن مردویه معتقد است به بیش از صد طریق روایت رسیده است که آیه تطهیر درباره محمد، علی، فـاطمه، حـسن و حسین نازل شده است. (ابن مردویه، 1422 ق: 301) همچنان که فیض کاشانی بر این باور است که روایات مربوط به نزول آیه تطهیر درباره پنـج تـن آل عبا، از طریق اهل سنت بـیش از آن اسـت که شمرده شود.(فیض کاشانی، 1982 م: 4/189) در منابع دیگر اهل سنت نیز (نک: ابن کثیردمشقی، 1982 م: 3/494؛ واحدی نیشابوری، 1402 ق: 295؛ سیوطی، 1377 ق: 6/603، حاکم حسکانی، 1411ق: 2/21) قریب به همین مضمون نقل شـده اسـت.

روایاتی دیگر در منابع اهـل سـنت نقل شده که مؤید این شأن نزول است. ترمذی از أم سلمه این گونه نقل می کند: پیامبر اکرم (ص) بر حسن، حسین، علی و فاطمه کسائی پوشاند، سپس گفت: خدایا اینان اهل بـیت و خـواص من هستند، پلیدی را از آنان دور کن وآنها را کامل پاک گردان. أم سلمه گفت: ای پیامبر خدا، آیا من نیز با آنها هستم، پیامبر اکرم(ص) فرمود: همانا تو بر خیر و نیکی هستی.[1] (ترمذی، بی تـا: 5/699) قـریب به هـمین مضمون از عایشه نیز نقل شده است.(نیشابوری، بی تا: 2/416)

سیاق آیه تطهیر نیز این عصمت را اثبات مـی کند؛ الف ولام واژه «الرجس» در آیه تطهیر، الف ولام جنس است که هر نوع پلیدی را در بـر مـی گـیرد خواه ناپاکی ظاهری باشد، خواه باطنی، خواه از نظر طبع آدمی و یا به حکم عقل یا شرع یـا هـمه این ها باشد.(فتح الهی و ذوالفقاری، 1387 ش: 58) واژه «یرید» نیز دال بر اراده تکوینی خداوند است نـه تـشریعی. اگـر اراده تکوینی خداوند به چیزی تعلق بگیرد، بین مراد و اراده خدا هیچ فاصله ای وجود نخواهد داشـت. اراده در آیه تطهیر، اراده تکوینی به معنای توفیق و عنایت خاص است. (معرفت، 1390 ش: 131-130) علاوه بر ایـن کلمه «إنما» که بـرای حـصر آورده شده دو گونه حصر از آن استفاده می شود، یکی اراده قطعی خداوند بر اینکه هر گونه پلیدی و گناه را از اهل بیت پیامبر(ص) دور نماید و دیگری اینکه این عصمت و دوری از گناه و پلیدی انحصار در اهل بیت (ع) دارد و دیـگران را شامل نمی شود. (طباطبایی، 1393 ق: 16/309 ) علاوه بر اینکه مضمون آیه تطهیر دلالت مطلق بر عصمت اهل بیت(ع) دارد. روایات معتبری از فریقین مؤید این مطلب است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: من، علی، حسن، حسین ونـه تـن از فرزندان حسین مطهر ومعصوم هستیم.(صدوق، بی تا، 1/64) در همین رابطه می فرماید:

من و اهل بیت من از همه گناهان پاک و مطهر هستیم.(طبرسی، 1382 ش، 9/207) و قریب به همین مضمون در روایات دیگری(شعیری، 1986 م: 19؛ صدوق، بی تا، 1/57) نقل شده که همگی مؤید عصمت اهل بیت (ع) هـستند. در مـنابع اهل سنت نیز قریب به همین روایات نقل شده که مضمون همه آنها عصمت اهل بیت(ع)را گواهی می دهد. (سیوطی، 1993 م: 6/606-605، جوینی، 198 م: 2/133، ابن ابی حاتم، 1999 م: 9/3133، دیلمی، 1406 ق: 1/54)

آیه: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطـیعُوا اللَّهـَ وَ أَطـیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تـَنازَعْتُمْ فـی شـَی ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ ذلِک خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا» (نساء/59) که مراد از «أُولِی الْأَمْرِ» امامان(ع) می باشند که اطاعت از آنـان هـم پایه اطاعت از خداوند و پیامبر واجب می باشد. (نک: کلینـی،1388ق: ج 1، ص 286؛ حـسکانی،1411ق، ج 1، ص 191، عیاشی، بی تا: ج1، ص 249، ح 169 )

احادیث معتبر منقول از پیامبر اکرم(ص) نیز به دو طریق عام و خاص حجیت سخنان امام حسین(ع) را اثبات مـی کـند از طـریق عام می توان به حدیث معتبر ثقلین اشاره نمود که پیـامبر (ص) فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی، احدهما اعظم من الآخر، کتاب الله حـبل مـمدود مـن السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض، فانظروا کـیف تـخلفونی بهما» (مسلم، بی تا: 2/1873؛ ترمذی، بی تا: 5/663) امام حسین(ع) از جمله اهل بیت(ع) جز عترت پیامبر اکـرم(ص) اسـت کـه حدیث ثقلین حجیّت علمی و عملی امام حسین(ع) را به طور مطلق بیان مـی دارد چـرا کـه در صورتی می تواند ثقل قرآن قرار گیرد که مانند قرآن حجت باشد که حـدیث ثـقلین ایـن حجیت را اثبات می کند. در روایت دیگر پیامبر اکرم(ص) به طور خاص امام حسین را از خود مـی دانـد و خود را از امام حسین(ع) که این مطلب نهایت منزلت امام حسین(ع) را اثبات می کند؛ آنـجا کـه مـی فرماید:

«حسین منی و انا من حسین» (طباطبایی، ۱۳۹۷هـ. ق: ص13) در روایت دیگر پیامبر اکـرم(ص) می فرماید: «و هو سـیّد شـباب اهل الجنة و باب نجاة الامة، امره امری و طاعته طاعتی» (صدوق،1417ق: ص 101 - 99) در این روایت عـلاوه بـر سـرور بهشت بودن امام حسین(ع) اطاعت امام حسین(ع) عطف بر اطاعت پیامبر اکرم(ص) شده است. روایـات مـتعدد دیگری نیز در این باره وجود دارد که تفصیل آن پژوهشی مستقل می طلبد؛ کـوتاه سـخن آن کـه عصمت امام حسین(ع) از یک سو حجیت سیره علمی و عملی ایشان از سوی دیگر مستند به قـرآن کـریم و روایـات معتبر از پیامبر اکرم(ص) است که جای هیچ شک و شبهه ای را در این زمینه نـمی گـذارد.

3.تجلی اخلاق قرآنی در سیره امام حسین(ع)

اخلاق امام حسین(ع) همان اخلاق حسنه ای است که قرآن بیان داشـته بـه گونه ای که چهره اخلاق نظری در معنای مطلق آن در قرآن بیان شده و چهره اخلاق عـملی بـه طور مطلق آن در سیره علمی و عملی امام حـسین(ع) نـمود پیدا کرده اسـت از جمله:

3-1. اهمیت سلام کردن

امام حسین (ع) مـی فرماید: سـلام کردن هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه ی آن برای سلام کننده و یک حسنه و پاداش برای پاسـخ دهـتده است.(ابن شعبه حرانی،1382: 248) هـمانگونه کـه در آیه ی شـریفه ی«وَ إِذا جـاءَک الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکم»(انـعام/54) پیـامبر صلوات الله علیه و آله و سلم را نهی نموده که مؤمنین را از خود طرد نماید و امر بـه مـلاطفت نمودن با ایشان داده است و بر آنـان سلام کند تا دلهـایشان گـرم و اضطراب درونیشان به آرامش و سـکون مـبدل گردد. (طباطبایی، 1378: 7/148) و بر طبق آیه ی«دَعْواهُمْ فیها سُبْحانَک اللَّهُمَّ وَ تَحِیتُهُمْ فیها سَلام»(یـونس /10) اولیـن کرامتی که خداوند سبحان در بـهشت بـه اولیـایش می دهد همان کـسانی کـه دل را از یاد غیر او منزّه سـاختند و غـیر از حب الهی را به خود راه ندادند و به چیزی غیر از خدا نیاندیشیدند، خیر و سلام است.(طـباطبایی1378: 10/19)

3-2. تـوجه و احترام به همسر

امام حسین (ع) فـرمود: هـر کس زبـانش راسـتگو بـاشد و کردارش پاکیزه باشد و هـر کس نیّت خیر داشته باشد، روزیش فراوان و هر کس با زن و بچه اش خوش رفتار باشد عـمرش پربـرکت می گردد.(مفید، بی تا: 1/323) در مورد تـکریم هـمسر از رسـول خـدا صـلوات الله علیه و آله و سلم نـقل اسـت: هر کسی همسری برگزید، باید وی را تکریم کند. (حرّعاملی، 1380ش: ج14،ص249) رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین شـما، بـهترین شـما (و خوش رفتارترین شما) با زنانش است و مـن بـهترین شـما بـا زنـانم هـستم». (صدوق، 1405 ق: ج 3، ص 443) و نیز در جای دیگر فرمود: بهترین شما، بهترین شما با خانواده است و من بهترین شما با خانواده هستم». (همان، ج 3، ص 555 ) آیه مبارک:«هُوَ الَّذِی خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جـَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیسْکنَ إِلَیهَا»(اعراف/189) درباره جایگاه همسر در زندگی و غایت آن که آرامش است می باشد. در روز عاشورا هنگامی که هلال بن نافع عازم جنگ بود همسر جوانش از رفتن او ناراحت شده و به شـدت مـی گریست، امام حسین (ع) متوجه او شد و چنین فرمود: ای هلال همسرت جدایی تو را نمی پسندد، تو آزادی و می توانی خشنودی او را بر مبارزه با شمشیرها مقدم بداری.(شریفی و دیگران،1382: 447)از دیگر نمونه ها که بیانگر ارج گذاری پیـشوای شـهیدان است، جایی است که امام حسین (ع) تکریم همسر را به دوستانش سفارش می کند و در پاسخ به اعتراض آنان نسبت به فرشها و پرده های نو در منزل آن حـضرت فـرمودند: ما پس از ازدواج، مهریه زنان را پرداخـت مـی کنیم پس آنان هر چیزی را که دوست داشته باشند می خرند و ما دخالتی نمی کنیم.(کلینی، 1375: 6/475) همانگونه که قرآن کریم می فرماید:«وَ ءَاتُواْ النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً»(نساء/4) مـردان عـهده دار بردن نفقه و تدبیر امـور اقـتصادی زن می باشند یعنی مردان علاوه بر دفاع و حفاظت از زنان امر تدبیرات و پرداخت نفقه ی زن را به عهده دارند.(قرطبی، 1364: 4/168 )رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم می فرماید: خداوند روز قیامت هر گناهی را می بخشد مگر مـهریه ی زنـی را که پرداخت نگردد.(حرّعاملی1380: 4/26)

3-3. احترام متقابل در نیکی ها

در سیره علمی و عملی امام حسین(ع) بر احترام متقابل و حتی بیشتر در مقابل نیکی های دیگران تاکید شده است. انس بن مالک گوید: نـزد امـام حسین (ع) بـودم کنیزکی در حالی که دسته ای ریحان به دست داشت، وارد شد و آنرا تقدیم امام نمود، حضرت فرمود: تو را بـه خاطر خداوند آزاد کردم. انس گوید: با تعجب پرسیدم کنیزکی برای شـما دسـته ای ریـحان آورد و سلام کرد. شما او را آزاد کردید؟ امام (ع) فرمود: خداوند اینگونه ما را ادب کرده است زیرا که فرموده است: «وَ إِذا حُییتُمْ بـِتَحِیةٍ فـَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها»(نساء/86) زمانی که کسی به شما تحیت و درود گفت شما نـیز جـواب او را بـه همان یا بهتر از آن بگویید و جواب بهتر این کنیز آزادی اوست. (ابن عساکر، 1415: 469) یحیی بن سـالم موصلی که از موالی امام حسین (ع) بود می گوید: با امام حسین (ع) در حرکت بـودیم به در خانه ای رسیدند و آب طـلبیدند، کـنیزی با قدحی پر از آب بیرون آمد، امام (ع) پیش از خوردن آب نقره ای را در آوردند و به او دادند و فرمود: این را به اهلت بسپار، آنگاه به نوشیدن پرداختند. (ابن شعبه حرانی، 1382: 464)قرآن کریم می فرماید: «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحـْسانُ» (الرحمن /60) آیا جزای نیکی جز نیکی است؟ امام سجاد (ع) فرمود: حقّ آن کسی که به تو نیکی کرده این است که او را سپاس داری و نیکی اش را یاد کنی.(ابن شعبه حرانی، 1382: 170)

3-4. تقوا اکمال فضایل اخلاقی، اجـتناب از رذایل اخـلاقی

امام حسین (ع) می فرماید: شما را به تقوای الهی سفارش می کنم هر کسی از خدا پروا کند، خداوند تضمین کرده که او را از آنچه نمی پسندد به آنچه می پسندد متحول سازد.(ابن شعبه حرانی،1382: 170)امـام حـسین (ع) با توصیه ی به تقوا به نتایج آن هم اشاره می فرماید: از جمله اینکه اوضاع را به نفع بندگانی متقّی برمی گرداند. ممکن است دنیاپرستان هوسباز چند روزی از کامیابی هایی برخوردار باشند ولی فرجام خوشی ندارند. (مـحدثی، 1385: 41) قـرآن با بیان «إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِین»(هود /49 )«وَ الْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَی» (طه / 132) عاقبت و فرجام نیک را از آن تقوا و اهل تقوا می داند. تقوا بزرگترین توصیه ی خداوند به بندگان است، آیات آن دربردارنده ی هشدارهایی است کـه آسـیبها و ضـررهای بی تقوایی و بی پروایی و پیـروی از نـفس امـّاره و متابعت از شیطان را به یاد می آورد و فرجام نیک اهل تقوا و عاقبت شوم بی تقوایان را نشان می دهد. خداوند با اهل تقواست، هوای آنـان را دارد، کـمکشان مـی کند. از خطرات نجاتشان می دهد و در آخرت هم بهترین پاداشـها و بـرترین نعمتهای بهشتی را در اختیار آنان قرار می دهد. امام حسین (ع) با توصیه ی به تقوا به نتایج آن هم اشاره می فرماید: از جمله ایـنکه اوضـاع را بـه نفع بندگانی متقّی برمی گرداند.(محدثی،1385: 52) و در جای دیگر سیدالشهداء (ع) می فرماید: شـما را به تقوای الهی سفارش می کنم زیرا خدا ضمانت فرموده «وَ مَن یتَّقِ اللَّهَ یجَعَل لَّهُ مخَرَجًا * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حـَیثُ لَا یحـَتَسِب»(طـلاق 2/3) کسی را که تقوی داشته باشد از وضعی که نمی پسندد به وضعی کـه مـی پسندد، برگرداند و از آنجا که گمان نمی برد روزیش را می رساند از کسانی مباش که بر گناهان بندگان خدا بیمناک اسـت و از عـقوبت گـناه خود آسوده خاطر است، زیرا خدای سبحان درباره ی بهشتش، فریب نمی خورد و بـه آنـچه نـزد اوست جز به اطاعت او و اگر خدا بخواهد نتوان رسید.(شریفی و دیگران،1382: 853)

3-5. اخلاق عبادی، اقـامه نـماز، فـرهنگ سازی بهره گیری از قرآن

امام حسین (ع) فرمود: خدا می داند که من نماز و تلاوت قـرآن را دوسـت می دارم. (مفید، بی تا: 1/232) در شب عاشورا که امام حسین (ع) به تلاوت قرآن مـشغول بـود گـروهی از لشکریان پسر سعد برای اطلاع از احوال امام حسین (ع)و یاران او نزدیک خیمه ها آمدند و ملاحظه کـردند کـه امام (ع) با یک صورت ملکوتی و جذاب آیاتی از سوره ی آل عمران را تلاوت می کند و در ظهر عـاشورا در بـحبوحه ی جـنگ نماز را به همراه ایشان اقامه نمودند.(مفید، بی تا: 1/232) طبق فرمایش قرآن کریم «یأَیهُّا الَّذِینَ ءَامـَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ءَامِنُواْ بِرَسُولِهِ یؤْتِکمْ کفْلَینْ مِن رَّحْمَتِهِ وَ یجَعَل لَّکمْ نُورًا تـَمْشُونَ بـِهِ وَ یغـْفِرْ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم»(حدید/28) کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده اند خداوند دو رحمتش را بـه آنـها مـی دهد و نور قرآن و دلائل بر حق آنرا برای ایشان قرار می دهد تا بـه وسـیله ی آن در آخرت راه بپیمایند و خداوند گناهان ایشان را مورد آمرزش قرار دهد. (طبرسی،1360: 24/252) امام در سخت ترین شرایط روز عاشورا وظـایف دیـنی و تکالیف اسلامی خود را در عالی ترین حالت و معنوی ترین وضع انجام داد و در ظهر روز عاشورا به رغـم گـرمای شدید هوا، تشنگی فراوان، خطر تیرها و یـورش های بـی امـان امویان، بی شرمی دشمنان، اندوه شهادت یاران و بـسیاری از تـنگناهای دیگر، اجازه نداد فریضه مقدّس نماز ترک گردد و حتی مصمّم گردید در اول وقت اقـامه گـردد. آنقدر شرایط آشفته بود کـه سـعید بن عـبداللّه کـه خـود را سپر اباعبداللّه (ع) نموده بود پس از پایان نـماز ظـهر عاشورا به تعبیر برخی مقتل نویسان، بدنی چون آبکش داشت چرا کـه تـیرهای فراوان به او اصابت کرد و این مـجاهد مخلص را به شهادت رسـانید. (آیـتی،1381: 46) حضرت مهدی عج الله تعالی فـرجه الشـریف فرمود: جدم حسین (ع)رکوع و سجودش طولانی بود. (قمی، 1390: 104)حضرت سید الشهداء بارها پیـاده بـه خانه ی خدا شتافت و مراسم حـج را بـرگزار کـرد. (ابن شهرآشوب، 1376: 3/ 224)«وَ أَذِّن فـی النـَّاسِ بِالحْجّ یأْتُوک رِجَالا»( حـج / 27 )

3-6. صـبر، اخلاق رفتاری در برابر مشکلات و سختی ها

در سخت ترین لحظات روز عاشورا و هنگام افتادن از اسب با آن هـمه جـراحات، این جملات از امام (ع) نقل شده اسـت: صـبرا علی قـضائک یـا رب لااله إلا سـواک، یا غیاث المستغیثین.(مـقرم،1391: 357 )پروردگارا بر قضای تو صبر می کنم. معبودی جز تو نیست ای فریادرس فریاد خواهان. «فَاصْبِرْ کمـا صـَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل»(احقاف/35 )پایدار بـاش، خـویشتندار بـاش، اسـتقامت داشـته باش، «وَ اسْتَقِمْ کمـا أُمـِرْتَ» (شوری /15)در زیارت امام حسین (ع) آمده است «و لقد عجبت من صبرک ملائکه السّماوات» (مجلسی، 1351: 98/317) از امام سجاد (ع) اسـت کـه هـر چه کار بر او پیچیده و سخت تر می شد، رنـگ چـهره اش درخـشیده تر و سـرتاسر وجـودش پر اطـمینان تر می گشت تا جایی که دشمن کینه توز با شگفتی بسیار او را قهرمانی خواند که در راه حق و عدالت هرگز به مرگ نمی اندیشد. (طبرسی،1380: 350)«سَلَامٌ عَلَیکمُ بِمَا صَبرَتمُ فَنِعْمَ عُقْبی الدَّار»(رعـد/24 ) سلام و درود خداوند به شما بر آنچه که صبر کردید؛ کلام ملائکه که اولوالالباب را به امنیت و سلامتی جاودانی و سرانجام نیک نوید می دهند، سرانجامی که هرگز دستخوش زشتی و مذّمت نگردد. (طباطبایی، 1378: 11/475)

3-7. اخـلاق اجـتماعی، امربه معروف و نهی از منکر

بنا به فرمایش امیرمؤمنان (ع) امر به معروف کن تا اهل معروف باشی. (کلینی، 1369: 1/50) از آثار اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر اجرایی شدن احکام اسلامی بـرقراری عـدالت اجتماعی، سازندگی، استواری نظام اسلامی، امنیت، خیر و سلامتی، (حرعاملی، 1364: 11/395) قدرت یابی مؤمنان (فیض الاسلام،1379: 1100) و تضعیف چهره ی منافقان (توبه/67) می باشد و از دیگر آثار دنیوی این فـریضه ی الهـی سلامتی دین و دنیا(خوانساری،1375: 5/440 ) نـصرت الهـی(حرعاملی، 1364: 11/398)کم نشدن عمر و روزی(فیض الاسلام، 1379: 366) نجات از بلایا(اعراف/165) و از آثار اخروی آن خشنودی خدای متعال(مریم/55) فلاح و رستگاری(آل عمران /104) ثواب فراوان(خوانساری،1375: 2/611) و بهشت بـرین (حـرعاملی،1364: 11/529 ) می باشد.

حضرت سـیدالشهداء (ع) در نـامه ای به معاویه پاسخی کوبنده به وی داد و برخی از مفاسد او را برشمرد در فرازی از آن فرمود: «خدا هیچ گاه تو را فراموش نخواهد کرد که مردم را به محض گمان دست گیر می کنی و اولیاء خداوند را بـا تـهمت می کشی و از خانه هایشان به جاهای دور دست تبعید می کنی و برای پسرت از مردم بیعت می گیری، پسر نورسی که شراب می خورد با سگان بازی می کند و تو را جز این نمی بینم که خـود را بـه خسران افـکنده و دین و آیین خود را نابود کرده و زیردستان حکومت خود را فریب داده ای و به گفتار سفیه نادان گوش فراداده و انـسان پارسا و با تقوایی را ترسانده ای...» (امینی، 1373: 10/161)امام حسین از یک سو شناخت عـمیق و دقـیقی از تـعالیم اسلامی داشت و از سوی دگر مقتضیات زمان را در نظر می گرفت و با این اشراف دوجانبه و بر حسب سنّت های جـوامع، بـه تبلیغ و پیام رسانی پرداخت. گفتگوی رودررو با افراد، سخنرانی، نامه نگاری از جمله وسایل ارتباط جـمعی حـضرت در آن عـصر به شمار می رفت. امام می کوشید حتی در برخورد با مخالفان از روش خشم های افراطی و برخی نفرت های احساسی پرهـیز کند و جاذبه را بر دافعه ترجیح دهد آن حضرت با تمام محدودیت های تبلیغی از وظیفه مـهم امر به معروف و نـهی از مـنکر که بالاتر از تبلیغ بود بازنایستاد. او ناصحی مخلص، فروتن، شجاع، عادل و بردبار بود که پیامش با رأفت و نرمش درهم آمیخته بود. (آیتی،1381: 1/196) سیدالشهداء (ع)در بیان هدف خود از قیام چنین می فرماید: من برای احـیای امر به معروف و نهی از منکر خروج کردم. (قمی،1390: 45) طبق بیان قرآن «کنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ» (آل عمران /110) شما بهترین امّت هستید در صورتی که امر به مـعروف و نـهی از منکر کنید. از نظر قرآن شرافت امت اسلامی متّصف به حقیقت ایمان، قائم به حق امر به معروف و نهی از منکر است. (طباطبایی، 1378: 3/583)

3-8. اخلاق معرفتی، شهامت در دفاع از حق

امام علی (ع) فرمود: بـه خـدا سوگند اگر تمام عرب ها برای جنگ بامن همدست شوند، من پشت نخواهم کرد.(فیض الاسلام، 1379: 45/971) امام زین العابدین (ع) در خطبه ای که در مسجد شام ایراد نمود فرمود: به ما اهل بـیت شـش صفت عطا شده است: دانش، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبّت در دل های مؤمنان. (مجلسی،1351: 45/138) برای بعضی از این بزرگواران موقعیّت هایی پیش آمده است که این صفت ظهور بیشتری داشته اسـت. کـربلا یـکی از این موقعیّت هاست؛ فردی از راویان دشـمن مـی گوید: واللّه مـا رأیتُ مَکثوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ اهلُ بیته وَ ولده و اصحابه اَرْبَطَ جَأشاً مِنه؛ به خدا سوگند که دل شکسته ای این چنین که تمام اصـحاب و اهـل بـیت و فرزندانش کشته شده باشد و این گونه برخوردار از قـوّت قـلب باشد، ندیده ام. زمانی که حضرت جنگ تن به تن را آغاز کرد، هریک از نیروهای دشمن که در مقابل او قرار می گرفت، بـه هـلاکت مـی رساند. عمربن سعد که احساس کرد کسی را یارای هماوردی او نیست بـر سپاهیان خویش نهیب زد که: وای بر شماآیا می دانید با چه کسی جنگ می کنید؟ این فرزند آن پدری است که شـجاعان عـرب و دلیـران آنان را به هلاکت رسانده است. روح علی در پیکر اوست. که در این زمـان از هـر طرف به امام هجوم آوردند. (طبری،1380: 6/259) رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم در تمام فضایل و کمالات انسانیاز جـمله شـجاعت سـمبل جامعه بود. او در مورد امام حسین (ع) می فرماید: و اما حسینم شجاعت و سخاوت را از من بـه ارث بـرده اسـت.(متقی هندی، 1409: 13/67) «یأَیهُّا النَّبی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلی الْقِتَالِ إِن یکن مِّنکمْ عِشْرُونَ صَبرِونَ یغـْلِبُواْ مـِاْئَتَینْ وَ إِن یکن مـِّنکم مِّاْئَةٌ یغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یفْقَهُون»(انفال /65) بیست نفر مؤمن صـابر از شـما بر دویست نفر از کسانی که کافر شده اند غالب می شود و صد نـفر صـابر از شـما بر هزار نفر از کسانی که کافر شده اند، غالب می آید و این غلبه به علت ایـن اسـت که کفار مردمی هستند که نمی فهمند، غالب بودن بیست نفر مؤمن در برابر دویـست کـافر نـاشی از ایمان به خداست و ایمان به خدا نیرویی است که هیچ نیروی دیگری معادل آن نـبوده و در بـرابر آن تاب مقاومت نمی آورد. زیرا که به دست آوردن نیروی ایمان مبنی بر فـهم صـحیح اسـت و فهم صحیح صاحبش را به هر خلق و خوی پسندیده ای متصف می سازد و او را شجاع و با شهامت و پر جرأت و دارای اسـتقامت و آرامـش قـلب و وثوق به خدا بار می آورد. (طباطبایی، 1378: 9/162) «کتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلی إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزیزٌ»(مجادله /21) قضا و قدر پروردگار این چنین نوشته شده است که من و پیغمبرانم همیشه غـالب هـستیم، غالب بودن پیغمبران و ائمه (ع) و مجاهدین اسلام از لحاظ منطق و دلیل می باشد زیرا کـه بـر اساس فطرت انسانها پایه گذاری شده اسـت. در احـادیث شـجاعت امام حسین علیه السّلام مورد تحسین و تشویق مـلائکه از جـمله جبرئل بوده است.(ابن اثیر،1420: 2/20) و حضرت امام حسن علیه السّلام شجاعت و هیبت سیدالشهداء (ع) را نـظیر پدرش امـیر مؤمنان (ع) می داند. شجاعت و جرأت امـام حـسین علیه السّلام بـاعث شـد وی از آغـاز دوران جوانی نقش یک جنگ را فرماندهی کـند. (قـمی، 1390: 1/258) امام حسین (ع) در سی و دو سالگی فرماندهی جنگ صفین را برعهده داشت و همچون شمع مـی سوخت و بـه دیگران روشنایی می بخشید. او زمانی که سـپاه بی مروت شام فـرات را اشـغال نمودهاز دسترسی مردم کوفه و یـاران عـلی علیه السّلام به آن ممانعت کردند به امیر مؤمنان (ع) گفت: اجازه می دهی من خود شـخصا بـه سوی فرات حمله نموده و آن را آزاد سازم؟ مـولا اجـازه داد. امـام حسین در راس ده هزار نـفر حـمله را آغاز کرد و با تـمام شـجاعت سپاهیان شام را وادار به فرار نمود و آب را تصرف کرد. خبر شادی آن به امیر مؤمنان (ع)رسید. وی بـه جـای خوشحالی شروع به گریه کرد و در عـلت آن فـرمود: به یـاد روزهـای کـربلای حسینم افتادم او در آن روزگار در سـرزمین کربلا غریب و تنها و عطشان به شهادت می رسد. اسب او به سوی خیمه ها روان می گردد و از ستم قـاتلان حـسین (ع) شکوه می کند. «الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسَلَتِ اللَّهِ» (احـزاب/39) آنـان کـه رسـالات و پیامهای الهی را بـه مـردم می رسانند. «وَ یخَشَوْنَهُ» (احزاب / 39) و از خدای خودشان می ترسند و یک ذره خلاف نمی کنند، پیام را کم و زیاد نمی کنند، از راه حق مـنحرف نـمی شوند. «وَ لَا یخـَشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ»(احزاب /39 ) و در ادای رسالت و تبلیغ احکام از احـدی جـز خـدا بـیم نـدارند. (طـبرسی، 1360: 20/131)

3-9. اخلاق اقتصادی، کمک به اقشار نیازمند جامعه

با توجه به اهمیت انفاق و تأکید عملی امام حسین (ع) بر آن انفاق دادن عطیه در راه خدا و مرتفع ساختن احتیاجات مجتمع و انجام کـارهای اصلاحی و کوشیدن در پیدایش رفاه عمومی و ساختن نابسامانی های اقتصادی می باشد. انفاق تنها پر کردن مستمندی ها نیست، بلکه با خودسازی انسان هم رابطه ای دارد زیرا انسان در سایه گذشتها و ایثارها روحشان روح الهی انـسانی مـی گردد که بر این اساس نداشتن و ندادن کمال نیست، بلکه به دست آوردن و از خود جدا ساختن عامل سازندگی انسان است. (مطهری، 1376: 2/70 )

«ذَالِک الْکتَبُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِین * الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَ یقِیمُونَ الصـَّلَوةَ وَ مـمِّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُون» (بقره 2/3) روزی سیدالشهداء (ع) به گروهی از مساکین برخورد نمود که عباهای خود را بر زمین انداخته و روی آن نشسته بودند و نان خشکی در پیش رو داشتند و می خـوردند. وقـتی که حضرت را دیدند او را دعوت کـردند. حـضرت (ع) از اسب پیاده شد و فرمود:«إِنَّهُ لَا یحُبُّ الْمُسْتَکبرِین»(نحل/ 23) خداوند متکبر فخر فروش را دوست ندارد و نزد آنان نشست و کمی نان تناول نمود. سپس به آنـان گـفت: همانگونه که من دعـوت شـما را پذیرفتم شما نیز دعوت مرا بپذیرید. آنان را به خانه بردند و دستور دادند که از آنان پذیرایی شود و آنان را انعام داده نوازش کردند.روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش بـه لب رسـیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد. او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد به او گفته شد: حسین بن علی (ع)شریف ترین و سـخی ترین فـرد مدینه اسـت. مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید. همانجا خطاب به امام (ع) گـفت: تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تـو امـید بـسته و درب خانه ات را کوبیده است، تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود، امام حسین (ع) بـعد از شـنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود: آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟ قنبر گـفت: بـلی، چـهار هزار دینار داریم. امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از مـا سزاوارتر و نیازمندتر است. سپس امام به منزل رفت و ردای خود را که از برد یمانی بـود از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در بـه آن مـرد نیازمند داد و چنین پاسخ فرمود: اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم. مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست. امام پرسید: « آیا عطای ما را کـم شمردی؟» گفت:« نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد.(مجلسی، 1351: 44/190)«الَّذِینَ ینفِقُونَ فی السَّرَّاءِ وَ الضرَّاءِ وَ الْکظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعَافِینَ عَنِ النـَّاسِ وَ اللَّهُ یحُبُّ الْمُحْسِنِین»(134/آل عمران)

4. نتیجه پژوهش

امام حسین (ع) مقتدای بی نظیر شیعیان با بهره مندی از مناقب و فضایل انسانی و برخوردار از مقامات قرآنی مصداق بارز برخی از عبارتهای کلام الهی می باشد تا هر چـه بـیشتر ارج و منزلت این امام همام بیان شده باشد و مودّت و دوستی شیعیان نسبت به حضرت (ع) هر چه بیشتر یابد. امام حسین (ع) تنها امام خاصی هستند که پایه های مبارزات نهضت رسول خـدا صـلوات الله علیه و آله و سلم همچون دین گریزی و فساد و بدعت در قیام و شهادت ایشان نمودار است. امام حسین(ع) به عنوان کشتی هدایت و نجات مظهر تمامی فضیلت های ممتاز انسانی می باشد که با عـفو و گـذشت رحـمت و رأفت اسلامی را نمایان ساختند و بـا رسـیدن بـه مقام شفاعت و طلب وصل به مقام صالحین درجه ی دیگری از برتری اخروی ایشان با توجه به آیات قرآن مطرح گشته است. سـیدالشهداء (ع) بـا تـأکید بر الزامات اخلاقی و نهی از زشتی ها آرامش و خیر را بـرای مـؤمنان چه در سطح جامعه با سلام و ملاطفت نمودن و چه در محیط خانواده و حتی در بحبوحه ی جنگ تکریم و توجه به همسران را به ارمـغان داشـتند. امـام (ع) با پاسخ دادن به نیکی ها، خیر و احسان نمودن را به انسانها یـادآور ساختند و با سفارش به تقوا در سخن و سیره ی خود، بزرگترین توصیه ی الهی را بیان نمودند و عاقبت خوش دنیوی و اخروی را از آنـ مـتقین مـی دانستند. امام با مطرح نمودن حب به نماز و تلاوت قرآن، استعانت از ایـن انـوار الهی را به همه ی مجاهدین آموختند و اجازه نداد شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی سستی ای در انجام عبادات ایـشان پدیـد آورد. ایـشان با استقامت و رضایت داشتن بر قضای الهی ذلت و خواری دشمن بی رحم را نمایان سـاخت و پایـان نـیک را که هرگز دستخوش تغییر و مذمت نمی گردد به پیروانش نشان داد. و با انجام رسالت امر بـه مـعروف و نـهی از منکر امت رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم را آگاه ساختند تا دچار فساد دسـتگاه حـکومت نگردد و قوام جامعه ی اسلامی را در برپایی این فریضه می دانستند و در میدان جنگ شهامت امـام (ع) بـاعث بـه هلاکت رساندن سپاه کفر و قوت قلبی برای اهل بیت (ع)و سپاهیان آن حضرت در ادای تکلیف الهی بـود. امـام (ع) با رفتار مهرآمیز خود با مستمندان با ریشه های فخرفروشی مبارزه نمود و اسباب کـار نـاامیدان را فـراهم ساخت.

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

آیتی، محمد ابراهیم(1381ش)، بررسی تاریخ عاشورا، قم: انتشارات امـام عـصر(عج)، چاپ اول.

ابن ابی حاتم(1999 م)، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، المکتبه المصریه.

ابـن اثـیر، عـلی بن محمد(1420ق)، اسدالغابه، بیروت: دارالفکر، چاپ چهارم.

ابن حنبل، احمد (1404 ق)، مسند، مصر: دارالمعارف.

ابن سـعد، مـحمد(1373ش) تـرجمه الامام حسین علیه السلام، قم: انتشارات آل البیت، چاپ نهم.

ابن شعبه حـرانی، حـسن بن علی(1382ش)، تحف العقول، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.

ابن شهرآشوب، محمدبن علی(1376ش)مناقب خاندان علی بـن ابـی طالب علیه السلام، نجف: انتشارات مکتب حیدری، چاپ سوم.

ابن عساکر، (1415 ق)، تـاریخ مـدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، چاپ سوم.

ابن قـولویه، جـعفربن مـحمد(1377ش)، کامل الزیارات، تهران: انتشارات پیام حق، چـاپ اول.

ابـن کثیر دمشقی، اسماعیل(1419ق)، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه.

إربلی، علی بن عـیسی (1382 ش)، کـشف الغمه، تهران: انتشارات اسلامی، چـاپ سـوم.

امینی، عـبدالحسین(1372ش)، الغـدیر، تـهران: انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

بحرانی، سـید هـاشم (1416 ق)،البرهان، تهران: بنیاد بعثت، چاپ دوم.

بحرانی، سیدهاشم(1417 ق)، عمده النظر، قم: انتشارات دارالجـلی.

بـیضاوی، عبدالله بن عمر(بی تا)، تـفسیر بیضاوی، بیروت: دارالکتب العـلمیه.

تـرمذی، محمد بن عیسی(1403ق)، سنن تـرمذی، بـیروت:دارالفکر

جوینی، ابراهیم بن محمد(1398ق)، فرائد السمطین، بیروت: موسسه المحمودی.

حاکم حسکانی، ابـوالقاسم عـبیدالله بن عبدالله(1411ق)، شواهد التنزیل، تـهران: مـوسسه چـاپ و نشر، چاپ اول.

حـاکم نـیشابوری(1406 ق)، مستدرک علی الصحیحین، بـیروت: دارالمـعرفه.

حرعاملی، محمد بن حسن(1380ش)، وسائل الشیعه، قم: نشرنهاوندی، چاپ اول.

حسینی استرآبادی، سید شرف الدیـن عـلی(1409ق)، تفسیرتأویل الآیات الظاهره، قم: انتشارات اسـلامی، چـاپ اول.

خوانساری، آقـاجمال (1375 ش)، شـرح غـررالحکم و درر الکلم، تهران: انتشارات دانـشگاه تهران، چاپ چهارم

زرندی حنفی، محمد بن یوسف(1377ق)، نظم درر السمطین، اصفهان: مکتبه الامام امیر المـومنین(ع).

سـیوطی، جلال الدین(بی تا)، تفسیر الدرالمـنثور، بـیروت: دارالمـعرفه.

شـریفی، مـحمود و دیگران، (1382ش)، کلمات مـوسوعه امـام حسین، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم.

صدوق، محمد بابویه ( 1405 ق)، من لایحضره الفقیه، بیروت: دارالاضواء.

طباطبایی، محمد حـسین(1378ش)، المـیزان، تـهران: انتشارات اسلامی، چاپ اول.

طبرسی، ابوعلی فضل بـن حـسن(1379ق)، مـجمع البـیان فـی عـلوم القرآن، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

طبرسی، فضل بن حسن(1390ش)، زندگانی چهارده معصوم، تهران: انتشارات اسلامی، چاپ اول.

طبری، ابوجعفرمحمدبن جریر(1380ش)، تاریخ طبری، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ دوم.

طوسی، ابـوجعفرمحمد(1382ش)، تهذیب الاحکام، تهران: انتشارات اسلامی، چاپ اول.

عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه(1415 ش)، نورالثقلین، قم: انتشارات اسماعیلیان، چاپ دوم.

علایلی، عبدالله(1379ش)، قم: انتشارات شریف رضی، چاپ اول.

فتح الهی، ابراهیم؛ذولفقاری، شهروز(1387ش)، تـاریخ تـفسیر قرآن کریم، تهران: انتشارات نگاهی دیگر.

قرطبی، محمدبن احمد(1364ش)، الجامع الأحکام القرآن، تهران: انتشارات ناصرخسرو، چاپ اول.

قمی، شیخ عباس(1376ش)، نفس المهموم، نجف: انتشارات مکتب حیدری، چاپ سوم.

قمی، شـیخ عـباس(1383ش)، سفینه البحار، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ دوم.

قمی، شیخ عباس(1390ش)، منتهی الامال، تهران: انتشارات مبین اندیشه،چاپ سوم.

قندوزی حنفی، شیخ سـلیمان(1418ق)، یـنابیع الموده، بیروت: موسسه الاعلمی.

کـلینی، مـحمد بن یعقوب (1369 ش)، اصول کافی، تهران، انتشارات علمی اسلامی، چاپ اول.

کلینی، محمد بن یعقوب(1388ق)، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

متقی هندی، علاء الدین علی بـن حـسام(1409ق)، کنزالعمال، بیروت: دارالفکر، چـاپ دوازدهـم.

مجلسی، محمد باقر(1362ش)، بحارالانوار، تهران: انتشارات دارالکتب الاسلامیه.

محدثی، جواد(1385ش)، پیام های عاشورا، قم: انتشارات زمزم هدایت، چاپ ششم.

محمدی ری شهری، محمد(1383ش)، میزان الحکمه، قم: انتشارات دارالحدیث، چاپ دوم.

مـطهری، مـرتضی(1376ش)حماسه ی حسینی، تهران: انتشارات صدرا، چاپ چهارم.

معرفت، محمد هادی(1390ش)، پرتو ولایت، تدوین: مجتبی خطاط، قم: انتشارات ذوی القربی.

مفید، محمد بن محمد(بی تا )، الإرشاد المفید، تهران: انتشارات اسلامی، چـاپ دوم.

مـقرم، عبدالحسین (1391ش)مـقتل الحسین علیه السلام، قم: انتشارات شریف رضی، چاپ دوم

مکارم شیرازی، ناصر(1374ش)، نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول.

پی نوشت

 

[1] ترمذی ذیل این روایت می نویسد: هذا حدیث حسن و هو أحسن‌ شیء‌ روی‌ فی هذا الباب.(ترمذی، بـی تـا: 5/699)

نظرات (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ذکر روزهای هفته
<
روزشمار محرم عاشورا