مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

ورود خاندان اهل بیت امام حسین(ع) به کربلا در اوّلین اربعین
ورود اهل بیت(علیهم السلام) در روز اربعین به کربلا از دو جهت مورد تردید قرار گرفته است؛ نخست از نگاه تاریخی نظرات مخالفی در این زمینه ابراز شده و دیگر آنکه بُعد مسافت مانع تحقق چنین امری است. ولی از مجموع شواهد و قرائن و کلماتی که از عالمان و محقّقان ذکر شده، می توان ورود اهل بیت(علیهم السلام) را در روز اربعین به کربلا تقویت کرد و با ردّ اقامت یک ماهه ایشان در شام، این موضوع تثبیت می شود.
سوال

آیا صحیح است که اهل بیتامام حسین(علیه السلام) در اوّلین اربعینوارد کربلا شدند؟

پاسخ

ورود اهل بیت(علیهم السلام) در روز اربعینبه کربلا از دو جهت مورد تردید قرار گرفته است؛ نخست از نگاه تاریخی نظرات مخالفی در این زمینه ابراز شده و دیگر آنکه بُعد مسافت مانع تحقق چنین امری است.

در این جا هر دو وجه را مورد بررسی قرار می دهیم؛ ابتدا اقوالی که پیرامون این مساله وجود دارد:

قول اول، آن است که اهل بیت(علیهم السلام) در همان سال 61 در روز بیستم صفر به کربلا وارد شدند که همان نظر سید بن طاووس در لهوف است و ابن نمانیز به همین معتقد است.(1)

در نفس المهموماز قول «تاریخ حبیب السّیر» آمده است که یزیدسرهای شهیدان را به علی بن الحسین (علیه السلام) تسلیم کرد و آن حضرت سرها را روز بیستم صفر به بدن ها ملحق کرده و سپس به مدینه بازگشت،(2) و در مقتل الحسین مقرّم این سخن از ابوریحان بیرونی در- الآثار الباقیه - نیز نقل شده است.(3)

مطابق این سخن، می توان گفت که اهل بیتنیز همراه امام سجاد(علیه السلام) در روز اربعین به کربلا آمدند و سخن سید بن طاووس تقویت می شود.

قول دوم، شیخ مفیدمی نویسد: «روز بیستم صفر روزی است که خاندان حرم حسینی از شام به مدینه آمدند، و این روز همان روزی است که جابر بن عبداللَّه انصاری به کربلا برای زیارتقبر امام حسین (علیه السلام) آمد و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد».(4)

شیخ طوسی نیز در مصباح المتهجّد تصریح می کند: روز بیستم صفر، روز ورود حرم حسینی از شام به مدینه است.(5)

قول سوم، سید بن طاووس در کتاب اقبال، ورود حرم حسینی را در اربعینبه کربلا بعید می شمرد و هم ورودشان را به مدینه(6) و علامه مجلسی نیز هر دو را بعید می داند.(7) در واقع سید بن طاووس که کتاب اقبال را پس از لهوف نوشته، نظرِ نخست خویش را نمی پذیرد، هرچند می گوید: ممکن است آنها به کربلا رفته باشند، ولی نه در روز بیستم صفر.(8)

قول چهارم و پنجم، آنکه به هنگام رفتن از کوفه به شام، نخست به کربلا آمده اند(9) و یا آنکه بعد از مراجعت از شام به مدینه، در زمان دیگری به کربلا آمده اند.

این دو قول را حاج شیخ عباسقمی در منتهی الآمال به برخی نسبت داده؛ ولی آنها را ضعیف شمرده است؛ چرا که در نقل ها نیامده است.

قول ششم، آن است که خاندان حسینی در سال 62 یعنی یک سال بعد، در روز بیستم صفر به کربلا آمده اند؛ که این قول را فرهاد میرزا در کتاب «قمقام زخّار» انتخاب کرده است.(10)

مطابق آنچه گفته شد، «سید بن طاووس» در «لهوف» و «ابن نما» در «مثیر الاحزان» و «شیخ بهایی» در «توضیح المقاصد» معتقدند اهل بیت(علیهم السلام) در اربعیناوّل به کربلا آمدند و مقصود، اربعینسال 61 است؛

زیرا گفته اند به هنگام مراجعت از شام از راهنمای کاروان خواستند آنها را به کربلا ببرد.

اما بُعد مسافت و توقف های طولانی:                         

آنچه که سبب تردید حضور خاندان حسینی در اربعینسال 61 در کربلا شده است، بعد مسافت از کوفه به شام و سپس از شام به کربلاست؛ بویژه آنکه آنان را در میان راه و در شام مدت زیادی نگه داشتند.

مرحوم حاج شیخ عباسقمی در منتهی الآمال در این باره می نویسد: «ثقات محدّثین و مورّخین متّفقند که بعد از شهادت امام حسین علیه السلام عمر سعد، نخست، سرهای شهدا را به نزد ابن زیادروانه کرد و پس از آن، در روز دیگر اهل بیت (علیهم السلام) را به کوفه برد. ابن زیادپس از زندانی کردن اهل بیت(علیهم السلام) نامه ای به یزیدنوشت که با سرها و اسیران چه کند؟ یزیدپاسخ داد که آنها را به شام روانه سازد و پس از آن بود که آنها را روانه شام ساخت.

همچنین از کتاب های معتبر نقل شده است که آنها را از راه اصلی و شهرها و آبادی ها عبور دادند که قریب به چهلمنزل می شود و حتّی اگر بگوییم آنها را از بیابان و مسیر غیر اصلی عبور داده باشند، نزدیک به بیست روز طول می کشید؛ چرا که میان کوفه و شام به خطّ مستقیم یکصد و هفتاد و پنج فرسخاست و در شام هم قریب به یک ماه توقّف کرده اند، همان گونه که سیّد بن طاووس در اقبال گفته است.

بنابراین، با ملاحظه مسائل فوق، بسیار بعید است که اهل بیت(علیهم السلام) در بیستم صفر و روز ورود جابر به کربلا، وارد کربلا شده باشند و خود سیّد در اقبال آن را بعید شمرده است؛ علاوه بر آنکه بزرگان حدیثو تاریخ و سیرهبه این مطلب اشاره ای نکرده اند، با آنکه شایسته ذکر بود. بلکه شیخ مفیدو شیخ طوسی و کفعمی گفته اند، روز بیستم صفر آنها به مدینه آمده اند.

همچنین در کتاب مصباح الزائر از سید بن طاووس و بشاره المصطفی از عمادالدین ابوالقاسم آملی که هر دو از کتاب های معتبرند، ماجرای ورود جابر به کربلا آمده است، ولی هرگز نامی از ورود اهل بیت(علیهم السلام) در آن هنگام برده نشده است؛ با آنکه به حسب مقام شایسته ذکر بود».(11)

مرحوم حاجی نوری در کتاب «لولو و مرجان»(12) و «علامه شهید مرتضی مطهری» در «حماسه حسینی» نیز آن را بعید، بلکه ناممکن دانسته اند.(13)

ولی به چند دلیل، امکان ورود اهل بیت حسینی (علیه السلام) را در اربعیناول به کربلا نمی توان به کلّی انکار کرد:

1. تصریح مورّخانی قبل از سید بن طاووس: هرچند برخی از محققان گفته اند که این سخن نخستین بار توسط سید بن طاووس در قرن هفتم مطرح شد، ولی جستجوی تاریخی نشان می دهد، پیش از آن بزرگوار و یا معاصر با وی دیگران نیز این مطلب را ابراز داشته اند، که در اینجا به برخی از آنان اشاره می کنیم:

الف) ابوریحان بیرونی (متوفای 440 ق) در الآثار الباقیه می نویسد: «در بیستم ماه صفر بعد از خروج اهل بیتاز شام، سرهای مبارک شهدا به کربلا آورده شد و کنار بدن ها دفن گردید»(14) البته خواهد آمد که این سرها توسط امام سجاد(علیه السلام) به کربلا آورده شد.

ب) عماد الدین طبری آملی (متوفای اوایل قرن ششم) در کتاب بشاره المصطفی به آن تصریح کرده است؛ وی در این کتاب پس از نقل ماجرای زیارتجابر و عطیهآورده است: در این میان جمعیتی را دیدند از مسیر شام به کربلا نزدیک می شود. جابر به عطیهگفت: برو ببین اینها چه کسانی هستند؟

عطیه رفت و برگشت و به جابر گفت: ای جابر، برخیز و از حرم رسول خدا(صلی اللهعلیه و آله) استقبال کن؛ چراکه حضرت زین العابدین (علیه السلام) به همراه عمه ها و خواهرانش می آیند.

جابر برخاست و با سروپای برهنه به استقبال آن کاروان شتافت؛ وقتی که به امام زین العابدین (علیه السلام) نزدیک شد، امام به او فرمود: «اَنَتَ جابرٌ؟»؛ ( تو جابری؟) پاسخ داد: آری، امام فرمود: «یا جابِرُ هیهُنا وَاللَّهِ قُتِلَتْ رِجالُنا، وَذُبِحَتْ اَطْفالُنا، وَسُبِیَتْ نِساوُنا، وَحُرِّقَتْ خِیامُنا»؛ (ای جابر به خدا سوگند! اینجا مردان ما کشته شدند، اطفال ما سربریده شد، زنان ما اسیر گردیده و خیمه های ما سوزانده شد).(15)

ج) ابن نما(متوفای اواخر قرن هفتم) در مثیر الاحزانماجرای ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کربلا و ملاقات با جابر را با صراحت نقل کرده است.(16)

بنابراین، مطابق نقل ها، ورود اهل بیت (علیهم السلام) در اربعیناوّل به کربلا بعید به نظر نمی رسد.

2. الحاق سرهای شهدا به بدن ها: همچنین برخی دیگر از صاحب نظران هر چند به این مطلب (ورود اهل بیتدر اربعینبه کربلا) تصریح نکرده اند، ولی لازمه سخنانشان مطلب فوق است. آنان که می نویسند: امام سجاد(علیه السلام) سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را به کربلا آورد و به بدن پدر بزرگوارش ملحق کرد. و یا می نویسند: سر مبارکش به کربلا برگردانده شد، هرچند نام امام سجاد(علیه السلام) را ذکر نکرده اند. این سخن با ضمیمه این نکته که ورود آن حضرت به کربلا را، جز در اربعینحسینی ننوشته اند، و الحاق سر نیز فقط توسط آن حضرت صورت گرفت، می توان نتیجه گرفت که ورود آنان به کربلا و الحاق سرها در همان بیستم صفر بوده است.

در اینجا به پاره ای از اقوال اشاره می کنیم:

الف) شیخ صدوق(متوفای 381 ق) می نویسد: «امام سجاد علیه السلام با اهل بیت (علیهم السلام) به همراه سرهای مبارک شهیدان (از دمشق) خارج شدند و سرهای مقدس را به کربلا باز گردانند و (به خاک سپردند)».(17)

ب) فتّال نیشابوری (متوفای 508 ق) نیز می نویسد: «خَرَجَ عَلیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِالنِّسْوَهِ، وَرَدَّ رَاْسَ الْحُسَیْنِ الی کَرْبَلاءَ»؛ (امام علی بن الحسین (علیه السلام) همراه با زنان، سر امام حسین (علیه السلام) را به کربلا بازگرداند). (18)

ج) ابن شهر آشوب (متوفای 588 ق) نیز در مناقب، اعاده سر مطهر امام حسین (علیه السلام) را به بدنش ذکر کرده است.(19)

د) عالم بزرگ اهل سنّت سبط بن جوزی (متوفای 654 ق) نیز می نویسد: «اَلْاَشْهَرُ اَنَّهُ رُدَّ الی کَرْبِلاءَ فَدُفِنَ مَعَ الْجَسَدِ»؛ (قول مشهورتر آن است که سر مبارک آن حضرت به کربلا آورده شد و در کنار پیکر مطهرش دفن گردید).(20)

ه) علّامه مجلسی نیز می نویسد: «مشهور میان علمای امامیهآن است که سر مبارک آن حضرت کنار پیکر شریفش به خاک سپرده شد و این کار توسط امام علی بن الحسین علیه السلام انجام گرفت».(21)

و) شبلنجی عالم بزرگ اهل سنتنیز می نویسد: «امامیه معتقد است بعد از چهلروز از شهادت امام حسین (علیه السلام) سر مطهر آن حضرت به بدنش در کربلا ملحق شد».(22)

بنابراین، با توجّه به این نکته که سرهای شهدا به کربلا بازگردانده شد و آن هم توسط امام سجّاد (علیه السلام) صورت گرفت و در کنار بدن های مطهّر به خاک سپرده شد و از سوی دیگر نقل نشده است که آن حضرت پس از ورود به مدینه، سرها را به کربلا آورده باشد و یا کاروان را به مدینه فرستاده و خود به تنهایی به کربلا آمده باشد؛ می توان از آن استفاده کرد که امام سجّاد (علیه السلام) همراه خواهران و عمه ها و دیگر بازماندگان حادثه عاشورابه کربلا آمده است (همان گونه که شیخ صدوقو فتّال نیشابوری به آن تصریح کرده اند) و ضمن دفن سرهای شهیدان، بار دیگر با شهدای کربلا تجدید خاطره نمودند؛ هرچند در پاره ای از این نقل ها نیامده است که آن روز، بیستم صفر و یا با روز ورود جابر بن عبداللَّه همراه بوده است، امّا در پاره ای دیگر از نقل ها به آن تصریح شده است (مانند سخن ابوریحان بیرونی) و آنها که انتقال سرها را به کربلا آورده اند، نیز تاریخ دیگری ذکر نکرده اند؛ لذا با توجه به سخن کسانی که معتقدند ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کربلا در بیستم صفر بوده، می توان نتیجه گرفت که الحاق سرها توسط امام سجاد(علیه السلام) همراه دیگر اعضای کاروان در همان روز اتفاق افتاده است.

3. سنّت زیارتاربعین:

مرحوم علّامه مجلسی در زاد المعاد می نویسد: «چون جابر که از بزرگان صحابهبود، اساس این کار را گذاشت، می تواند دلیل فضیلت زیارتآن حضرت در این روز شده باشد» ولی با این حال، احتمال می دهد وجوه دیگری داشته باشد که بر ما مخفی است.(23)

امّا به نظر می رسد که نمی تواند این همه اهتمام نسبت به زیارتاربعین و آن را از علائم مومن شمردن و نقل زیارتنامه ای مخصوص از سوی امام صادق(علیه السلام)، به صرف زیارت آن حضرت از سوی جابر بن عبداللَّه انصاری در اربعینباشد؛ به ویژه آنکه زیارت اربعین ویژه امام حسین (علیه السلام) است و درباره هیچ یک از دیگر معصومان چنین زیارتی وارد نشده است. بلکه همانطور که دانشمند بزرگ و محقّق شهیر ابوریحان بیرونی گفته است: «وَفِی الْعِشْرینَ رُدَّ رَاْسُ الْحُسَیْنِ علیه السلام الی جُثَّتِهِ حَتَّی دُفِنَ مَعَ جُثَّتِهِ، وَ فیهِ زِیارَهُ الْاَرْبَعینَ»؛ (در بیستم صفر سر مطهّر امام حسین (علیه السلام) به پیکرش بازگردانده شد و همراه آن به خاک سپرده شد و در همین روز زیارتاربعین وارد شده است) (24)

در نتیجه با توجه به این نکته که اربعینفی حدّ نفسه امتیازی ندارد، باید در اربعین امام حسین علیه السلام حادثه ویژه ای اتفاق افتاده باشد که آن را از سایر روزهای قبل و بعدش ممتاز ساخته باشد و این جز با الحاق سرهای شهدا به بدن هایشان و زیارت قبور شهدا توسط امام سجاد(علیه السلام) و کاروان همراه، نمی تواند باشد.

4. مساله بُعد مسافت و توقف طولانی مدت در شام:

این اشکال را می توان این گونه پاسخ داد:

در کتاب های متعددی آمده است که روز ورود کاروان اسیران به شام، روز اوّل صفر بوده است که پیش از این به آن اشاره شد، و بنی امیه نیز آن روز را برای خود عید قرار دادند.(25)

حاج شیخ عباسقمی نیز می نویسد: «شیخ کفعمی و شیخ بهائی و محدّث کاشانی گفته اند: روز اوّل صفر، سر حضرت سیّدالشهداء را به شام آوردند و بنی امیه آن روز را عید گرفتند و اندوه مومنان در این روز تازه گردید. ..».(26)

چنانکه گذشت کاروان اسیران نیز همراه با سرها وارد شام شدند؛ بنابراین، آنها روز اوّل صفر در شام بودند.

امّا زمان حضور آنان در شام، آنگونه که سیّد در اقبال نوشته و آن را یک ماه دانسته است، بعید به نظر می رسد؛ زیرا نقل شده است که پس از خطبه های حضرت زینبو امام سجّاد (علیهما السلام) و تغییر اوضاع شام، کاروان اهل بیت (علیهم السلام) از یزیداجازه گرفتند که در شام عزاداری کنند و آنها به مدت چند روز مجلس عزا بپا داشتند تا آنکه به یزیدگفته شد، مصلحت نیست اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را در این شهر نگه دارید؛ آنها را مهیای سفر حجاز کن؛ و او نیز چنین کرد.(27)

مرحوم شیخ مفیدنیز می نویسد: پس از اتمام جلسه یزید، دستور داده شد که آنها را در خانه ای نزدیک قصر یزیداقامت دهند، سپس می افزاید: «فَاَقامُوا اَیّاماً ثُمَّ نَدَبَ النُّعْمانَ بْنَ بَشیر. ..»؛ (چند روزی در آنجا اقامت گزیدند، سپس نعمان بن بشیر را فرا خواند و دستور داد آنها را آماده رفتن کند).(28)

مورّخ معروف «طبری» می نویسد: «آنها به مدت سه روز (در شام) مراسم ماتم بر پا کردند».(29)

بنابراین، اقامت آنها در شام به مدت یک ماه جز توسط سیّد در اقبال نقل نشده است و با توجه به وضع شام و افشاگری های اهل بیت به نظر نمی رسد که مصلحت دستگاه اموی در آن بود که اهل بیت (علیهم السلام) را مدت طولانی در شام نگه دارند و سخن کسانی که می نویسند ایامی چند در آنجا بودند، صحیح تر است.

در نتیجه اگر از روز ورود آنها به شام که اوّل صفر بوده و حضور در مجلس یزیدو آنگاه ماندن حداکثر هفت روز را بپذیریم، باید اهل بیت (علیهم السلام) را دوازده روز مانده به بیستم صفر از شام حرکت داده باشند، و این مدتِ زمانی، برای رسیدن کاروان از شام به کربلا کافی است؛ زیرا:

1. جناب سید بن طاووس با آنکه در اقبال ورود کاروان اهل بیت (علیهم السلام) را در اربعین به کربلا بعید می داند، ولی می نویسد: «رفت و برگشت از کوفه به شام بیست روز طول می کشد».(30) بنابراین در مدت 12 روز می توان از شام به کربلا رسید.

2. در تاریخ آمده است: آنگاه که مروان بن حکم، سردار سپاهش عامر بن ربیعه را با یکصد هزار لشکر از شام برای جنگ با مختاراعزام کرد، آنها در مدت ده روز به کوفه رسیدند.(31)

بدیهی است، اگر بتوان لشکری یکصد هزار نفری را طی مدت ده روز به کوفه رساند، رسیدن کاروانی کوچک در مدت 12 روز به کربلا مشکلی ندارد.

مرحوم شهید قاضی طباطبایی موارد متعدد تاریخی ذکر کرده است که می توان مسیر شام به عراق را در کمتر از ده روز طی کرد و حتی از مرحوم سید محسن امیننویسنده کتاب اعیان الشیعه نقل می کند: راهی میان شام و عراق است که مستقیم است و عرب های عقیلدر زمان ما از آن راه می روند و در مدت یک هفته به عراق می رسند.(32)

3. امام حسین (علیه السلام) مسیر میان مدینه و مکه را که حدود 470 کیلومتر است به مدت پنج روز پیمود، زیرا آن حضرت دو روز مانده به پایان ماه رجب از مدینه حرکت کرد و روز سوم شعبان وارد مکه شد.(33)

بنابراین، مسیر شام تا کربلا که قریب 600 کیلومتر است را می توان به راحتی در مدت ده روز پیمود (دقت کنید!).

به هر حال، از مجموع شواهد و قرائن و کلماتی که از عالمان و محقّقان ذکر شد، می توان ورود اهل بیت (علیهم السلام ) را در روز اربعینبه کربلا تقویت کرد و سخنان آنان که معتقدند کاروان اهل بیت (علیهم السلام) با جابر و همراهانش در کربلا ملاقات کردند و به عزاداری پرداختند، پذیرفت. و اگر جناب سید بن طاووس در اقبال آن را بعید می شمرد مشکلی ایجاد نمی کند، چرا که ایشان با فرض ماندن آنها به مدت یک ماه در شام، ورود آنها را در روز اربعینبه کربلا نمی پذیرد، همان گونه که ورودشان را در این تاریخ به مدینه نیز قبول ندارد؛ ولی هنگامی که ثابت شد، کاروان اسرا کمتر از ده روز در شام مانده اند، پذیرش سخن سید بن طاووس در لهوف که ورود آنها را به کربلا همزمان با ورود جابر از قول راوی نقل کرده، به حقیقت نزدیک تر است.

در واقع، سیدبن طاووس در تاریخ معتبری این حادثه را دیده بود و آن را در لهوف نقل کرده، ولی بعداً که در تاریخ دیگری خوانده است آنها به مدت یک ماه در شام مانده اند، ورود کاروان اهل بیت (علیهم السلام) را در روز اربعینبه کربلا ناممکن دانسته است.

طبیعت امر نیز اقتضا می کند که این کاروان قبل از رفتن به مدینه بار دیگر با آسودگی به کربلا بروند و با قبور شهدا تجدید دیدار نمایند.

مرحوم حاج میرزا ارباب (از علمای معروف قم) می نویسد: «به حسب عادت بعید می نماید که آن قافله دل شکسته که با اکراه و اضطرار از کربلا کوچ کردند و از گریه و سوگواری منع شدند و اجساد شریفه شهدای خود را در مقابل آفتاب دیدند، بدون آگاهی برحال مقابر مقدّسه و اطلاع بر حال، به مدینه رجوع کنند و به زیارتآن تربتمقدّسه فائز نشده، برگردند».(34). (35)

در نتیجه، با ردّ سخن آنان که اقامت یک ماهه را در شام مطرح کرده اند، موضوع ورود اهل بیت(علیهم السلام) در اربعینسال 61 به کربلا تثبیت می شود.

پی نوشت:

(1). مثیرالاحزان، ص 107. شیخ بهایی نیز معتقد است در اربعین حسینی، اهل بیت علیهم السلام به کربلا آمدند و با جابر ملاقات کردند توضیح المقاصد، ص 6 هر چند وی اربعین را روز نوزده صفر می داند، ولی با توجه به آنکه امام حسین در عصر عاشورا به شهادت رسید، باید ابتدای اربعین را از روز یازدهم حساب کرد ولذا بیستم صفر، اربعین آن حضرت می شود رجوع کنید به: تحقیق درباره اربعین، ص 201- 202.

(2). نفس المهموم، ص 269.

(3). مقتل الحسین مقرّم، ص 363.

(4). مسارّالشیعه، ص 46.

(5). مصباح المتهجد، ص 548.

(6). اقبال الاعمال، ج 3، ص 100- 101. وی می نویسد: پس از ورود کاروان اسیران به کوفه، عبیداللَّه بن زیاد برای یزید نامه نوشت تا تکلیفش را درباره اسرا روشن سازد و یزید پاسخ داد که آنها را به شام روانه کند، این رفت و برگشت و سپس حرکت و رسیدن به شام بیست روز یا بیشتر طول می کشید؛ و از طرفی وقتی آنها به شام رسیدند، در آنجا نیز آنها را یک ماه در مکانی که از سرما و گرما حفظشان نمی کرد، جای دادند؛ بنابراین، طبیعت کار اقتضا می کند که آنها بیش از چهل روز از شهادت امام حسین به عراق و یا مدینه برسند.

(7). زاد المعاد، ص 402.

(8). اقبال، ص 101.

(9). قول چهارم را ناسخ التواریخ ج 3، ص 176 انتخاب کرده است. مرحوم شعرانی نیز در ترجمه نفس المهموم ص 270 این قول را ترجیح داده است.

(10). قمقام زخار، ص 586.

(11). منتهی الآمال، شرح حال زندگانی امام حسین علیه السلام با تلخیص و تصرف.

(12). لؤلؤ و مرجان، ص 181- 192.

(13). حماسه حسینی، ج 1، ص 30.

(14). الآثار الباقیه، ص 331، مطابق نقل مقتل الحسین مقرّم، ص 363.

(15). اعیان الشیعه، ج 4، ص 47. شرح حال جابر بن عبداللَّه انصاری.

(16). مثیر الاحزان، ص 107، جعفر بن محمد بن جعفر معروف به ابن نمای حلّی حدود سال 680 وفات یافت. اعیان الشیعه، ج 4، ص 156 و با سید بن طاووس که وفاتش سال 664 است، معاصر بوده است.

(17). امالی صدوق، مجلس 31، ص 168، ح 4، خَرَجَ عَلیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِالنِّسْوَةِ وَرَدَّ رَأْسَ الْحُسَیْنِ إِلی کَرْبَلاءَ.

(18). روضة الواعظین، ص 192.

(19). مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 85.

(20). تذکرة الخواص، ص 150.

(21). بحارالانوار، ج 45، ص 145.

(22). نورالابصار، ج 2، ص 44.

(23). زاد المعاد، ص 402.

(24). الآثار الباقیة، ص 331.

(25). شهید آیت اللَّه قاضی طباطبایی می نویسد: در برخی از کتاب های معتبر آمده است که 15 ماه محرم اسرا را از کوفه حرکت دادند و در حدود ده تا پانزده روز به شام رسیدند. تحقیق درباره اربعین، ص 23.

(26). نفس المهموم، ص 239.

(27). نفس المهموم، ص 263 و 265.

(28). ارشاد مفید، ص 480.

(29). تاریخ طبری، ج 4، ص 353.

(30). اقبال، ج 3، ص 101.

(31). تحقیق درباره اربعین، ص 21.

(32). برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به: تحقیق درباره اربعین، ص 18- 30.

(33). ارشاد مفید، ص 375 و 377؛ و مقتل الحسین مقرّم، ص 140.

(34). اربعین حسینیه، ص 242- 243.

(35). گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، سعید داودی ومهدی رستم نژاد،(زیر نظر آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی)، امام علی بن ابی طالب علیه السلام ، قم ، 1388 ه. ش ، ص 625- 638.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۵
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی