مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت
۱۵ آبان ۹۷ ، ۰۷:۵۴

متن اشعار و روضه پیامبر ص

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است


گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است


گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیده زهرای اطهر است


گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است


پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است


قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است


روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است


ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن
مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

 

اشعار رحلت پیامبر اعظم, شعر و ترانه

اشعار رحلت پیامبر و امام حسن مجتبی

 

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در
از بهر قبض روح شریف پیامبر


از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب
بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر


با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر


یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش
محو نگاه آخر خود بود بر پدر


اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حسین بر روی قلب پیامبر


دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر


زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن
از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر


هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه
گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه

بوی پیراهن پیامبر (ص)

«السّلامُ عَلَیکَ یَا بَقیَّهَ الله یَا حُجَّهَ اللهِ عَلَی خَلْقِه»

ما هم از همین جا با قرائت دعای سلامتی امام زمان(ارواحُنا لَهُ الفِداء) دو سه جمله ذکر مصیبت از مادر بزرگوارش زهرای مرضیه سلام الله علیها می خوانیم. «أَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، أَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلیٰ آبَائِهِ فِی هذِهِ الساعَهِ وَ فِی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیَّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُفیها طَویلاً»

سحرخیز مدینه کی می آیی

الا ای بی قرینه کی می آیی

عزیزم مادرت چشم انتظار است

دوای درد سینه کی می آیی

مادرم می آیم و حق تو احیا می کنم

دشمنانت را یکایک خوار و رسوا می کنم

روضۀ جانسوز می خوانم کنار قبر تو

چشم عشاق تو را از اشک دریا می کنم
یابن الحسن!

امیرالمؤمنین می فرماید: شبی که پیغمبر را غسل دادم، او را در پیراهن خودش غسل دادم، بعد از آنکه پیامبر را به خاک سپردم پیراهن پیامبر (ص) را پیش خودم نگه داشتم، پیراهنی که رسول الله با آن نماز شب خوانده و عبادت کرده متبرک است. بر تن اولین شخصیت جهان خلقت بوده است.

حضرت می گوید: اما خیلی توجه داشتم که فاطمه این پیراهن را نبیند. فاطمه یکی از این روزها امیرالمؤمنین را صدا زد، علی جان! خواسته و خواهشی دارم.

فاطمه جان! تو چه وقت از علی چیزی خواستی که علی توانسته باشد و انجام نداده باشد. علامه مجلسی در جلد ۴۳ بحارالانوار این جریان را نقل کرده است. عرضه داشت: یا اباالحسن! می شود پیراهنی را که بابایم را در آن غسل دادی برایم بیاوری. تا یک بار دیگر بوی بابایم را استشمام کنم. یک بار دیگر به یاد بابام اشک بریزم. امیرالمؤمنین پیراهن را آوردند، تعبیر این است: همین که پیراهن پیامبر (ص) را به زهرای مرضیه داد بی بی سلام الله علیها پیراهن بابا را روی چشمان و صورتش گذاشت «وَ غُشِیَ عَلَیها»[۱] طاقت نیاورد که بوی پیراهن بابا را استشمام کند.

یا فاطمه! پیراهن بابا را که دیدی بی هوش شدی، اما نبودی کربلا ببینی دختر ابا عبدالله نه تنها لباس بابا، بلکه بدن بابا را روی دست عمه دید. خودش را روی بدن انداخت: «عَمَّتی هذا نَعشُ مَن»!؟

«وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.»

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۵
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی