مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت
۱۶ دی ۹۷ ، ۰۹:۴۳

حکایتی از کشف حجاب

کشف حجاب

رضا شاه دستور داده بود رئیس هر صنفی باهم صنفهای خود در روز معینی همراه زنانشان بدون حجاب در محلی تجمع نمایند. این برنامه از خود شاه شروع شد و به ترتیب وزراء، وکلا.. تا نوبت به علما رسید.

شاه از «امام جمعه» خواست مقدمات این کار را ترتیب دهد. او از شاه مهلت خواست و خود را به آیت الله سید محمد بهبهانی رساند. سید به او گفت:

این را بدان هر انسانی چهار چیز دارد 1- مال 2- جان 3-ناموس 4- دین. باید مال را برای جان، جان را برای ناموس، و همه را برای دین فدا کرد. تو عمر خود را کرده ای پس چه بهتر این دستور را عملی نکنی. اگر به دستور شاه عمل کنی به لعنت و عذاب الهی گرفتار خواهی شد. اما اگر کشته شوی سعادت دنیا و آخرت را برای خود کسب کرده ای.

شاه امام جمعه را برای جواب خواست. او نیز هرچه از سید شنیده بود، یک جا تقدیم کرد: شاه غضبناک شد و گفت، این سخنان تو نیست، سخن سید محمد بهبهانی است. و از روی ناچاری او را آزاد ساخت.[1]

پی نوشت

[1] یک‏صد داستان، سید محمد شیرازى، ص 44.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۶
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی