چگونه محبوب خداوند شویم ؟
در مطلب پیش رو راههای تحصیل محبت و موانع آن از منظر قرآن کریم با استناد به آیاتی از کلام وحی مورد بررسی قرار میگیرد.

برای بدست آوردن محبت خداوند چه کنیم ؟
راه تحصیل محبت خداوند ؛ اندیشیدن در الطاف الهی
از دیدگاه قرآن کریم محبّت خدا و اولیای خدا نیرومندترین انگیزهای است که در برابر همه گناهان و جاذبههای منحرف کننده به انسان استقامت، ایستادگی و پایداری میدهد تا بر آنها پیروز و مسلط شود و در این راستا راه ساده تحصیل این محبّتها، اندیشیدن درباره نعمتها، لطفها و توجهاتی است که به انسان مبذول داشته است.
برای انسانهایی که به فکر صعود و تعالی هستند، زمینههای بسیاری برای اندیشه وجود دارد که لازم است فکر خویش را در آنها به کار گیرند. کسانی که معرفتشان کاملتر و روحشان لطیفتر است، باید درباره حضور خداوند بیندیشند و به این حقیقت که او ناظر است و به همه کارهای ما آگاهی دارد، توجه خویش را متمرکز کنند.
چنانکه خداوند خود فرموده است: «وَاللّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ خدا به آنچه عمل میکنید، آگاه است.» (آل عمران، 53)
همچنین لازم است درباره نعمتهای عظیم و بیحد و حصر خداوند بیندیشیم تا محبّت او را در دلهایمان ایجاد کند و آن را بیفزاید.
محبّت خدا، و اولیای خدا نیرومندترین انگیزهای است که در برابر همه گناهان و جاذبههای منحرف کننده به انسان استقامت، ایستادگی و پایداری میدهد تا بر آنها پیروز و مسلط شود.
راه ساده تحصیل این محبّتها، اندیشیدن درباره نعمتها، لطفها و توجهاتی است که به انسان مبذول داشته است.
در یک حدیث قدسی آمده است که خدای متعال خطاب به حضرت موسی فرمود: «یا مُوسی حَبِّبْنی اِلی خَلْقی»، مرا در دل خلق محبوب کن و چنان کن که آنان مرا دوست بدارند.
موسی از خداوند پرسید: چگونه؟ و خداوند در پاسخ به او فرمود: نعمتهای مرا یادآوریشان کن و مورد توجهشان قرار بده.
این فطرت انسان است که هر کس به وی احسان میکند، در دل خویش نسبت به او محبّت ورزد؛ چرا که انسان بنده احسان است و احسان فطرت انسان را بیدار میکند و محبّت خدا را که در فطرت وی ریشه دارد برمیانگیزد.
انسان آن کس را که در وقت گرفتاری به داد او رسیده باشد و از مخمصهای خلاصش کرده باشد، هیچگاه فراموش نخواهد کرد و پیوسته خویش را مدیون او میداند؛ ولی با این همه نعمتهای ریز و درشت که سراسر زندگی و محیط زندگی انسان را پر کرده، نعمتهایی که از جهت کمّی و کیفی قابل مقایسه با این کمکها و هدایای کوچک انسانی نیستند و همه را خداوند در اختیار انسان قرار داده است، با این همه چرا انسان خدا را فراموش میکند و توجه چندانی به ولیّ نعمت اصلی خود، خدای مهربان، ندارد؟
در پاسخ باید گفت که این فراموشی و بیتوجهی به دلیل غفلت از نعمتهای بزرگ خداوند است و اگر درباره این همه نعمت در اندیشه فرو رویم و عمق و عظمت و نقش اساسی آنها را درک کنیم، طبعاً محبّت خدا که مالک اصلی آنهاست در دل ما زنده و انگیزه شکرگزاری نسبت به خداوند و اطاعت از وی در ما فعّال خواهد شد و در این صورت است که بسیاری از مشکلات در زندگی شخصی و اجتماعی انسان حل میشود.
موانعی برای محبت خداوند
درباره موانع محبت الهی نیز باید گفت: در درجه اول، هر نوع محبّت استقلالی به غیر خدا، مزاحم با محبّت خدا خواهد بود: «مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ؛ خداوند برای هیچ کس بیش از یک دل در درون او قرار نداده است». (احزاب، 4)

اگر کسی بخواهد دلش منحصراً جایگاه محبّت خدا باشد و محبّت غیر خدا در دل او معارض با محبّت خدا نباشد، باید این حقیقت را درک کند که هیچ موجودی جز خدا هیچ نوع استقلالی از خودش ندارد؛ هر کمالی و هر جمالی در هر جایی که هست، در واقع از آن اوست و عاریتی در اختیار اشیای دیگر است.
در درجه دوم، محبّت شدید به غیر خدا میتواند مانع محبّت خدا و عامل خودداری از عمل به وظایف الهی شود.
بر این اساس، حدّ نصابی برای محبّت خدا تعیین شده که لازم است محبّت انسان به خدا غالب باشد بر محبّت وی نسبت به اشیای دیگر؛ چنانکه فرموده است: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ» . محبت مخلوق هیچگاه نباید مؤمن را از عمل به مقتضای محبّت خالق بازدارد: «لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق».
محبّت به غیر خدا آثاری دارد که در مواردی با آنچه که مقتضای محبّت خداست، متعارض و غیر قابل جمع است و چنانکه در این موارد محبّت غیر خدا شدید تر باشد، محبّت خدا را ضعیفتر و آثار آن را معدوم میکند:
«وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ؛ و هنگامی که خدای یگانه یادآوری شود، دلهای کسانی که ایمان به آخرت ندارند در هم شود و هنگامی که کسانی جز او یادآوری شوند، در این هنگام آنان دلخوشی یابند». (زمر، 45)
به هر حال باید مواظب باشیم تا مبادا نسبت به مخلوقات آنچنان دلبستگی شدید پیدا کنیم که محبّت خدا را در دل ما ضعیف و به تدریج ایمان ما را سلب کند و چه خوب است که انسان دوستان خود را نیز از میان افراد صالح و شایسته برگزیند تا زمینهای برای چنین تعارضی به وجود نیاید؛ چون اینگونه افراد هیچگاه از کسی تقاضای انجام معصیت نمیکنند و راضی نمیشوند عملی برخلاف خواست خدا اتّفاق افتد؛ اما محبّت به کسانی که از ایمان و شایستگی کافی برخوردار نیستند، چنین خطرهایی را ممکن است در برداشته باشد؛ ولی نهایتاً لازم است تعلّق را از هر چیز دیگری غیر از خدا کم کرد و تا آنجا پیش برویم که تعلّقی جز به خدا و آنچه که مربوط به اوست از آن جهت که مربوط به اوست، در دل ما باقی نماند.
افعال الهی که جلوههایی از صفات الهی هستند، در صورتی که مورد شناخت و ادراک انسان قرار گیرند، آثار ویژهای در دل و روان و سپس در عمل و رفتار وی پدید میآورند و از آنجا که افعال الهی چهرههای گوناگونی دارند، به این معنا که مفاهیم مختلفی از آنها انتزاع میشود و با زمینههای مختلف روحی انسان ارتباط پیدا میکنند، به تناسب آنها صفات و افعال اخلاقی متعدّدی در این زمینه مطرح میشود.
وبلاگ خوب و مفیدی دارید استفاده کردم.
خدا خیرتون بده که تبلیغ دین می کنید.
التماس دعا