مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت
بایگانی
دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۲ ق.ظ

چرا فقط این چند نفر گلچین شدند..پس بقیه...؟؟؟

سؤال کننده : علی اکبر سلیمی

توضیح سؤال :

سوال 1 : مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر وآیه اهل بیت در آیه حضرت ابراهیم علیه السلام

در آیه اول مقصود اهل بیت حضرت ابراهیم و در آیه دوم مقصود اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است.

اما اینکه اهل بیت در هرکدام از دو آیه چه کسانی هستند بین اهل تسنن وتشیع بحث است . اهل سنت آن را عام برای تمامی بستگان دانسته وشیعیان تنها عده خاصی را مطرح می کنند . در این بین شیعیان برای اثبات مدعای خویش به آیات قرآن روایات اهل تسنن استشهاد می کنند. اما اهل تسنن چون در این زمینه از منبع وحی فاصله گرفته اند حتی بین خود نیز در مورد معنای اهل بیت ( که کدام دسته از بستگان هستند ) اختلاف دارند.

دلیل بر نظر شیعه:

اهل بیت در لغت:

در لغت عرب اهل الرجل را در مورد خاصه ونزدیکان شخص به کار می برند . پس در ابتدا اهل بیت الرجل شامل زن فرزند وحتی بستگان وی هم می شود.اهل بیت در اصطلاح قرآن:

اما در مورد اصطلاح دینی ،اصطلاح خاصی برای معنی اهل وضع شده است :

در قرآن می بینیم که لفظ اهل برای بعضی خاص از خاندان انبیا استعمال شده است و مقصود تمامی نزدیکان ایشان نیست . زیرا در قرآن حتی پسر نوح نبی علیه السلام هم از اهل ایشان استثنا شده است  . تا چه رسد به همسر( مانند همسر نوح ولوط)

قَالَ یَا نُوحُ إنَّهُ لَیسَ مِن أهلِکَ إنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ (سوره هود آیه 46)

خداوند فرمود ای نوح او از خاندان تو نیست او (صاحب) عمل ناشایست است.

پس برای فهمیدن معنای اهل بیت هر رسولی باید به منبع وحی تمسک جسته از او معنای اهل بیت را پرسید .

و در مورد اهل بیت رسول خدا بهتر است به روایات نبوی مورد اتفاق شیعه وسنی مراجعه کرد.

در مورد شان نزول این آیه سوره احزاب ، اهل تسنن روایت حدیث کساء را نقل می کنند:

عن صَفِیَّةَ بِنْتِ شَیْبَةَ، قَالَتْ قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم غَدَاةً وَعَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).

صحیح مسلم: 130/7 ح 6414

عائشه گفت که رسول خدا صبح هنگام بیرون رفتند و بر روی دوش ایشان عبایی طرح دار از موی سیاه بود . پس حسن بن علی آمد پس او را در زیر عبا گرفت . پس حسین آمد  و او را نیز وارد کرد . پس  علی آمد او را نیز وارد کرد . سپس فرمود : خداوند می خواهد از شما اهل بیت پلیدی ها را دور کند و شما را پاک نماید .

ودعا رسول الله  صلى الله علیه وسلم  الحسن والحسین وعلیا وفاطمة فمد علیهم ثوبا فقال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا

سنن النسائی الکبرى ج5/ص113

رسول خدا، حسن حسین علی وفاطمه را خواست پس پارچه ای بر روی ایشان کشید و گفت خداوندا ایشان اهل بیت من هستند پس بدی را از ایشان دور گردان وایشان را پاک نما

3871 حدثنا محمود بن غیلان حدثنا أبو أحمد الزبیری حدثنا سفیان عن زبید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة أن النبی  صلى الله علیه وسلم  جلل على الحسن والحسین وعلی وفاطمة کساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا فقالت أم سلمة وأنا معهم یا رسول الله قال إنک إلى خیر قال هذا حدیث حسن وهو أحسن شیء روی فی هذا وفی الباب عن عمر بن أبی سلمة وأنس بن مالک وأبی الحمراء ومعقل بن یسار وعائشة

سنن الترمذی ج5/ص699

ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : رسول خدا بر روی حسن ، حسین ، علی وفاطمه عبایی کشید .پس فرمود که حداوندا ایشان اهل بیت من و نزدیکان من هستند . از ایشان پلیدی را ببر و ایشان را پاک گردان . ام سلمه می گوید : از رسول خدا پرسیدم که آیا من همراه ایشان هستم (از اهل بیتم)؟ فرمودند تو بر خوبی هستی (از اهل بیت  نیستی اما از نیکانی) .

ترمذی گفته است که این حدیث خوبی است و بهترین روایت در این زمینه است ...

البانی در کتاب خود (صحیح سنن الترمذی، الألبانی 3: 306 ح 3205) این روایت را صحیح دانسته است  .

همچنین این روایت را حاکم نیشابوری نقل کرده وگفته است:

هذا حدیث صحیح على شرط البخاری ولم یخرجاه.

 المستدرک: 416/2، 146/3.

این روایت طبق نظر بخاری ومسلم صحیح است ولی آن را ذکر نکرده اند.

همچنین بعد از ذکر روایتی با همین مضمون می گوید:

هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه.

 المستدرک: 416/2.

این روایت طبق نظر مسلم صحیح است ولی آن را نقل نکرده است.

وحتی طبرانی در ج3/ص52 از حدیث 2662 تا 2673 ده روایت می آورد که در آنها تصریح به همین مضمون شده است که اهل بیت رسول خدا تنها علی فاطمه حسن وحسین هستند و حتی ام سلمه از همسران رسول خدا در آن مجموعه نیست .

نیز احمد بن حنبل و طبرانی در ضمن این روایت نقل کرده اند که  ام سلمه گفت :

فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی وقال: إنّک على خیر.

 مسند أحمد ج 6 ص 323، المعجم الکبیر للطبرانی ج 3 ص 53

پس من عبا را بالا بردم تا همراه ایشان داخل شوم، پس حضرت آن را از دست من کشیده و فرمودند تو بر خیر هستی

جالبتر اینکه ابن تیمیه که رهبر نظری وهابیون است در مورد ایشان چنین می گوید :

والحسن والحسین من أعظم أهل بیته اختصاصا به کما ثبت فی الصحیح أنه دار کساءه على علی وفاطمة وحسن وحسین ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا

منهاج السنة النبویة ج4/ص561

معنی این عبارت واضح است که خدایا ایشانند که خاندان من هستند پس از ایشان پلیدی ها را دور کن وپاکشان گردان

در این عبارت هیچ شرطی برای طهارت اهل بیت قرار داده نشده است .یعنی تقوای ایشان فرض شده است .

اما در مورد همسران رسول خدا در قرآن می بینیم که فرموده است :

یَا نِسَاءَ النبی لَستُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إن اتَّقَیتُنَّ (سوره احزاب آیه 32)

ای زنان رسول خدا مانند بقیه زنان نیستید اگر تقوا داشته باشید.

نیز در بعضی رویات صحیحه اهل تسنن آمده که بعضی از بزرگان صحابه صریحا همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را جزو اهل بیت نمی دانند:

عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ دَخَلْنَا عَلَیْهِ فَقُلْنَا لَهُ لَقَدْ رَأَیْتَ خَیْرًا لَقَدْ صَاحَبْتَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَصَلَّیْتَ خَلْفَهُ وَسَاقَ الْحَدِیثَ بِنَحْوِ حَدِیثِ أَبِی حَیَّانَ غَیْرَ أَنَّهُ قَالَ أَلَا وَإِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ مَنْ اتَّبَعَهُ کَانَ عَلَى الْهُدَى وَمَنْ تَرَکَهُ کَانَ عَلَى ضَلَالَةٍ وَفِیهِ فَقُلْنَا مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ نِسَاؤُهُ قَالَ لَا وَایْمُ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکُونُ مَعَ الرَّجُلِ الْعَصْرَ مِنْ الدَّهْرِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَى أَبِیهَا وَقَوْمِهَا أَهْلُ بَیْتِهِ أَصْلُهُ وَعَصَبَتُهُ الَّذِینَ حُرِمُوا الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ

صحیح مسلم ج4/ص1874 کتاب فضائل الصحابة باب من فضائل علی بن أبی طالب

پس گفتیم (از زید بن ارقم) که اهل بیت رسول خدا کیانند؟ همسران او؟ پاسخ داد : نه قسم به خدا که زن چند وقتی با شوهرش خواهد بود سپس وی را طلاق داده وبه نزد خانواده اش وبستگانش باز می گردد .

غیر از این روایت روایات دیگری هم آمده است که در مضمون با این روایت مخالف است اما همانطور که گفته شد علت این اختلاف عدم استفاده از قرآن وکلام خود رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است .

اما ما در ابتدا با استفاده از قرآن مشخص کردیم که در نظر دین اهل بیت هر پیغمبری عده خاصی هستند .

سپس با روایات خود اهل تسنن از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مصداق آن را مشخص نمودیم.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 

 

 

    فهرست نظرات

 

 

1  

نام و نام خانوادگی:  کاظم باقری     -   تاریخ:  06 آذر 86 - 00:00:00
سلام به همه شیعیان جهان من یک افغانی مقیم انگلستان هستم واین اولین روز است به این سایت امده ام واقعا انسان ساز است.
از تمامی دست اندرکارانش تشکر میکنم.
خداوند توفیق بیشتر عنایت فرماید. اجرتان بامولا امام زمان(عج)

2  

نام و نام خانوادگی:  hadez803     -   تاریخ:  13 اسفند 86 - 00:00:00
جالب این است که در روایات اهل سنت اشاره شده که منظور از "اهل بیت" در داستان ابراهیم محمد و آل او هستند (صلوات الله علیهم اجمعین)فتح الباری - ابن حجر - ج 11 - ص 137 – 138(باب صلوات فرستادن بر پیامبر...)وهو حدیث أبی مسعود فیما أخرجه مالک ومسلم وغیرهما وعبر الطیبی عن ذلک بقوله لیس التشبیه المذکور من ‹ صفحه 138 › باب الحاق الناقص بالکامل بل من باب الحاق ما لم یشتهر بما اشتهر وقال الحلیمی سبب هذا التشبیه أن الملائکة قالت فی بیت إبراهیم رحمة الله وبرکاته علیکم أهل البیت انه حمید مجید وقد علم أن محمدا وآل محمد من أهل بیت إبراهیم.....

3  

نام و نام خانوادگی:  یوسفی     -   تاریخ:  08 مهر 87 - 00:00:00
دلایلتان در این مورد بسیار ضعیف است چرا روایات اهل سنت را ناقص می آورید؟ در ادامه حضرت محمد (ص) به ام سلمه میگوید تو از اهل بیت هستی و بر خیر خوبی هستی
و اصلا نیازی به این گفتن هم نیست آیات قران به صراحت این موضوع را تایید میکند. آیا شما از کتاب خدا هم معتبر تر سراغ دارید؟ . فقط آنچه معلوم نبوده اینکه اهل بیت حضرت علی در آیه مشخص نبوده که رسول گرامی با این کار آنها را هم به اهل بیت داخل کرده. ضمنا از این آیه هیچ گاه عصمت بدست نمی اید طهارت از نظر لغوی با عصمت خیلی متفاوت است . واقعا شما را به هر آنچه اعتقاد دارید . به کتب اهل سنت مراجعه کنید بعد این دروغها را از نمیدانم کدام دروغستانی copy paste کنید.
اصلا صادقانه بحث نمیکنید رعایت امانت داری در بیان روایات را انجام دهید چرا که این کار شما شک امثال من نسبت به خودتان را به یقین تبدیل میکند
تیجانی هم در کتابش به روایات ناقص و احادیث جعلی زیادی اشاره کرده که به لطف خدا علما کتابهایی در جواب او نوشته اند

جواب نظر:
جناب یوسفی ! در کدام روایت دارد که  پیامبر به ام سلمه گفته باشد : تو از اهل بیت هستی ؟ این دروغی است آشکار . اتفاقاً در بساری از روایات دارد که پیامبر گوشه عبا را با عصبانیت از دست ام سلمه کشیده و به او گفت که تو خوب هستی . این نشان می&zwnjدهد که ام سلمه جزء اهل بیت نبوده .

بهترین دلیل هم در صحیح مسلم که صحیح ترین کتاب شما بعد از قرآن است آمده که زنان هرگز جزء اهل بیت نیستند . همه این مطالب در متن مقاله آدرس داده شده است . و نیز بیش از هفتاد روایتی که در کتاب&
zwnjهای اهل سنت آمده است .

اتفاقاً قرآن صراحت دارد که این ایه در باره زنان پیامبر نازل نشده است ؛ زیرا اولاً پیش از آن از ضمایر مؤنث استفاده کرده و در این جا ضمیر مؤنث ؛ ثانیاً : در آیات قبل از کلمه «بیوتکن» و به صورت جمع استفاده کرده و در این جا از کلمه «بیت» ؛ ثالثاً : هیچ یک از زنان پیامبر در طول تاریخ زندگیشان ادعا نکرده&
zwnjاند که جزء&zwnj اهل بیت هستند . و دهها دلیل دیگر .

طهارت از رجس ، همان عصمت است ، شما اگر فکر می&
zwnjکنید که تفاوت دارند ، ثابت کنید .

شما ک این قدر صادقانه بحث می&
zwnjکنید ، لطف کنید مواردی از عدم رعایت صداقت را که ما انجام داده&zwnjایم برای ما ارسال کنید تا متوجه اشتباه خودمان بشویم !!! . ادعای بدون دلیل هیچ ارزشی ندارد .



والسلام علی من اتبع الهدی



گروه پاسخ به شبهات

4  

نام و نام خانوادگی:  یوسفی     -   تاریخ:  14 مهر 87 - 00:00:00
چرا شما که میدانید خوانندگانتان بدین منابع دسترسی ندارند سعی در تایید سخنانتان از این منابع دارید . من که دسترسی به برخی از این منابع دارم آگاهانه اینها را میگویم و میدانم که شما روایات اهل سنت را کامل نمی آورید.
صحیح مسلم صحیح ترین نیست از نظر رتبه صحیح مسلم در رتبه دوم است و صحیح البخاری صحیح ترین است این هم محض اطلاع شما که به منابع اهل سنت رجوع میکنید.
ببینید در مورد ضمایر آنقدر واضح است و آنقدر دلیل در این زمینه وجود دارد که نیاز به بحث نیست ضمیر مونث و مذکر و کاربرد این دو در زبان عربی هم برای من و هم برای شما مشخص است . بهتر است این را قبول کنیم که ضمیر مذکر در عربی در بر دارنده مونث هم هست و در ضمن اهل بیت مورد نظر شیعه هم شامل مونث (حضرت فاطمه دخت گرامی رسول(ص)) میشود. در ضمن در مورد اهل بیت به نظر شما آیه برای اینکه زنان پیامبر شامل آیه باشند باید عبارت اهل بیوت باید آورده میشد؟؟؟!!!!! این دیگر چه نظری است که حتی با دیگر آیات قران سنخیتی ندارد . اگر لازم باشد به آیات دیگر قران میتوان اشاره کرد تا مفهوم اهل بیت مشخص شود. برایتان خواهم آورد
در ضمن آیا بیت پیامبر خانه علی (رضی الله) است . چه دلیلی دارید که بیت در این آیه اشاره به خانه حضرت علی دارد؟؟
آیا آیه ای که تا انتها در مورد زنان پیامبر صحبت میکند . یعنی خطاب آیه به زنان پیامبر است در انتها ی آیه که دلیل نزول آیه و دلیل این دستورات است . زنان پیامبر از این بخش خارج شده و کسانی که هیچ ارتباطی با آیه ندارند وارد میشوند؟
البته معتقد به اینکه حضرت علی و اهل بیت او جزو اهل بیت هستند بر اساس حدیث ثابت است ولی در آیه چنین نیست بلکه اعتقاد این است که پیامبر از خدا میخواهد که این افراد را هم جزو اهل بیت قرار دهد و دعای ایشان در همان بیان حدیث کسا این را اثبات میکند.
هیچ یک از فرق اهل سنت نگفته اند که حسن و حسین از اهل بیت نیستند . ما هم به این معتقدیم ولی این ادعای شما در مور امامت را اثبات نمیکند

جواب نظر:








/*
Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{
mso-style-name:"Table Normal"
mso-tstyle-rowband-size:0
mso-tstyle-colband-size:0
mso-style-noshow:yes
mso-style-parent:""
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
mso-para-margin:0cm
mso-para-margin-bottom:.0001pt
mso-pagination:widow-orphan
font-size:10.0pt
font-family:"Times New Roman"
mso-ansi-language:#0400
mso-fareast-language:#0400
mso-bidi-language:#0400}

جناب یوسفی ! این کتاب&zwnjها هم اکنون در صدها سایت اینترنتی وجود دارد و همه کاربران می&zwnjتوانند با یک جستجوی ساده به آن&zwnjها دسترسی پیدا کنند . ضمن این که نرم افزارهای مختلفی ؛ از جمله : مکتبة&zwnj اهل اللبیت ، مکتبة&zwnj الشاملة ، الجامع الکبیر و ... وجود دارند و همه کاربران می&zwnjتوانند با تهیه این نرم افزارها به تمامی کتاب&zwnjهای شیعه و سنی دسترسی پیدا کنند ؛ پس دوران در جهالت نگه داشتن مردم به سر رسیده است ،&zwnj نه شما می توانید مردم را فریب دهید و نه ما .

 

صحیح مسلم در رتبه اول باشد و یا دوم ،&zwnj فرقی ندارد ؛ زیرا از دیدگاه اهل سنت تمامی روایات موجود در این کتاب صحیح السند و قطعی الصدور هستند و در این کتاب دو روایت وجود دارد که ثابت می&zwnjکنند زنان جزء «اهل اللبیت» نیستند . برای اهل حق همین کفایت می&zwnjکند .

 

زبان عربی ، آن قدر هم بی در و پیکر و بی قاعده نیست که شما هر جا خواستید از ضمیر مذکر و هر جا دلتان خواست از ضمیر مؤنث استفاده کنید .

 

چرا خداوند قبل و بعد از آیه تطهیر از ضمایر مؤنث استفاد کرده است : بُیُوتِکُن&rlm ، تَبرََّجْن&rlm ، أَقِمْن&rlm ، ءَاتِین&rlm ، أَطِعْنَ ، وَ اذْکُرْن&rlm ... اگر واقعاً در این جا نیز مراد زنان پیامبر بود&zwnj ، چرا از ضمیر مذکر استفاده شده است ؟

بلی از دیدگاه شیعه ، ضمیر «کم» به صدیقه شهیده سلام الله علیها نیز برمی&zwnjگردد ؛ اما هم شما می&zwnjدانید و هم ما که اگر مخاطب جمعی بودند که هم در بین آن&zwnjها افراد مذکر وجود داشت و هم افراد مؤنث ، از باب تغلیب از ضمیر مذکر استفاده می شود . در این جا نیز چهار مرد و یک زن هستند ؛ پس باید از ضمیر مذکر استفاده می&zwnjشد .

 

چون زنان پیامبر دارای خانه&zwnjهای متعدد بودند و هر کدام خانه مستقلی داشتند ، قبل و بعد از آیه تطهیر از کلمه «بیوتکن» استفاده شده است و اگر در این جا نیز مراد زنان پیامبر بودند ، باید از کلمه جمع استفاده می&zwnjشد نه از کلمه مفرد . این مطلب کاملاً با قرآن سنخیت دارد .

 

ما هرگز نگفته&zwnjایم که مراد از بیت پیامبر خانه امیر المؤمنین علیه السلام است و آیه اشاره به خانه آن حضرت دارد ؛ بلکه طبق بیش از هفتاد روایتی که در کتاب&zwnjهای اهل سنت وجود دارد ، آیه «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ&rlmْ تَطْهِیرًا » در خانه ام سلمه نازل شده است و پیامبر گرامی اسلام با کشیدن کساء بر سر پنج نفر و پس زدن دست ام سلمه و ممانعت از ورود او به داخل کساء ، اهل اللبیت را تفسیر و مرز آن را مشخص کرده است . اگر ام سلمه جزء اهل بیت بود ، چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، عبا را از دست او می&zwnjکشد و از ورود او به داخل کساء ممانعت می&zwnjکند ؟

 

وحدت سیاق نیز در صورتی دلیل می&zwnjشود که همه آیات در یک زمان و در باره یک مسأله نازل شده باشد ، در حالی که طبق همین هفتاد روایت جمله « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ&rlmْ تَطْهِیرًا » به صورت مستقل نازل شده و بعدها توسط رسول خدا با در نظر گرفتن مصالحی ،در این جا قرار داده شده است . و جمله&zwnjهای قبل و بعد آن نیز در جای دیگر و در زمان دیگر نازل شده است .

اهل سنت اگر م خواهند ثابت کنند که این آیه شامل زنان نیز می&zwnjشود ، باید ثابت کنند که تمام این آیه و آیات قبل و بعد آن در یک زمان نازل شده است ؛ در حالی که چنین چیزی قابل اثبات نیست .

 

هیچ روایت صحیح السندی وجود ندارد که پیامبر اسلام از خداوند درخواست کرده باشد که امیر المؤمنین ، صدیقه شهیده و حسنین علیهم السلام را جزء اهل بیت قرار دهد ؛ بلکه طبق همان هفتاد روایت ، رسول خدا به خداوند عرضه می&zwnjدارد که فقط این&zwnjها اهل بیت من هستند ، آن&zwnjها را پاک و مطهر گردان ، نه این که آن&zwnjها جزء اهل بیت من نیستند ، آن&zwnjها را جزء اهل بیت قرار بده .

 

از این گذشته حتی یک روایت ضعیف السند نیز وجود ندارد که زنان رسول خدا ادعا کرده باشند که جزء اهل بیت هستند ، شما ها کاسه&zwnjهای داغتر از آش شده&zwnjاید و چیزهای را به زنان پیامبر نسبت می&zwnjدهید که روح آنان از آن بی خبر هستند .

 

چطور می&zwnjشود که خداوند اراده کند ( آن هم به اراده تکوینی) که کسی را پاک و مطهر نماید ؛ ولی اراده خداوند عملی نشود و شخص مورد نظر نه تنها پاک و مطهر نشود ؛ بلکه مدتی بعد علیه خلیفه رسول خدا خروج کرده و بیش از بیست هزار نفر از فرزندانش را از دم تیغ بگذارند ؟! مگر اراده خداوند تخلف پذیر است ؟!

 



والسلام علی من اتبع الهدی

 



گروه پاسخ به شبهات

5  

نام و نام خانوادگی:  امیر هاشمی     -   تاریخ:  27 اردیبهشت 88 - 00:00:00
نقل قول:چطور می&zwnjشود که خداوند اراده کند ( آن هم به اراده تکوینی) که کسی را پاک و مطهر نماید ؛ ولی اراده خداوند عملی نشود و شخص مورد نظر نه تنها پاک و مطهر نشود ؛ بلکه مدتی بعد علیه خلیفه رسول خدا خروج کرده و بیش از بیست هزار نفر از فرزندانش را از دم تیغ بگذارند ؟! مگر اراده خداوند تخلف پذیر است ؟! با تشکر ازشما که اینقدر جالب موضوع را از همه ی ابعاد بررسی می کنید من هم برایم شبهه شده بود که شاید این ایه در مورد زنان پیغمبر هم باشد از اول بحث درمورد شبه ی ضمایر و هچنین چرا این ایه با ایه های زنان پیغمبر امده قانع نشدم حتی در مورد اوردن سند از کتب اهل سنت بخصوص صحیح مسلم قانع نشدم چون این کتاب را هم نمی توان از کتاب های خیلی معتبر اهل سنت دانست نه این که همه ی روایاتش غلط و معتبر نباشد ولی ممکن است در بین روایاتش ضعیف هم باشد که همان طور که شماحتی روایت کافی را با علم رجال ،راوی حدیث را بررسی میکنید روایت های اهل سنت را هم باید بررسی کرد. گرچه که میبینیم در کتاب بحار الانوار علامه ی مجلسی(ره) برای حفظ حدیث تمام احادیث حتی ان ها راکه مطمئن بوده کاذب است وبرای شیعه معتبر نیست را جمع اوری کرده پس چرا صحیح مسلم این طوری نباشد دلیل نمی شود که چون روایتی از صحیح مسلم می اورید به طور قطع عقیده ی اهل سنت باشد حالا باشد که قبل از اوردن نام کتاب میگویند صحیح یعنی صحت و صدق ان.اما اگر منبع صحیح بخاری باشد قضیه فرق میکند! زیرا اهل سنت بعد از کلام خدا ،صحیح بخاری را کاملا معتبر و عقیده ی خود میدانند وحتی شک را درآن جایز نمیدانند.وحتی روایت است که امام بخاری (رض) انقدر محتاط بوده است که قبل از اوردن روایتی اول در مسجدالحرام نماز میخوانده و بعد ان را مینوشته است .و اگر شما میخواهید روایاتی از عقیده ی اهل سنت بیاورید خواهشا از صحیح بخاری بیاورید وگرنه این میشود که بعضی از اهل سنت به جای اوردن حدیثی از کافی شیخ کلینی (ره) حدیثی ضعیف از بحار میاورند و میگویند این عقیده ی شیعه است (که من یک با از زبان مرجع عالی قدر مکارم شیرازی(دامة برکاة) در یکی از برنامه های تلویزیون شنیدم که می گفتند بعضی از این اهل سنت(وهابی ها)یک حدیث از بحار انتخاب میکنند مبنی بر تحریف قران و جنجال راه می اندازد عقیده ی شیعه این است و گفتند که علامه ی مجلسی برای حفظ همه ی احادیث همه ی احادیث حتی روایاتی راکه مطمئن بودند کاملا ضعیف و حتی جعلی است را اورده اند و گفتند ما همه ی احادیث را با بررسی سلسله روای حدیث و علم رجال و دیگر احادیث و قران بررسی میکنیم و... )پس همانطور که ما میخواهیم ان ها حدیثی ضعیف را عقیده ی ما ندانند و از منابع معتبر تر مابیاورند مثل کافی و حتی یک حدیث را عقیده ی ما ندانند پس نمی شود ما هم روایتی از صحیح مسلم بیاوریم وان را کاملا معتبر و عقیده ی کل جماعت اهل سنت بدانیم گرچه بحارالانوار مثل صحیح مسلم در رتبه ی دوم کتب حدیثی شیعه بعد از کافی قرار ندارد وما به جز کافی نهج البلاغه و بعد از ان ها کتب دیگری همچون من لا یحضره الفقیه از شیخ صدوق(ره) وسائل الشیعه و اتهذیب و الایتبصار و... در صدر اول قرار دارند و نمیشود از نظر اعتبار وسندی بحارالانوار و صحیح مسلم را بین شیعه وسنی مقایسه کرد ولی خواهشاً برای مطرح کردن عقیده ی اهل سنت از صحیح بخاری روایت بیاورید و در کتاب دین و زندگی سال سوم دبیرستان در صفحه ی 86 درپایین صفحه پیرامون توضیحات درمورد این ایه(ایه تطهیر) این چنین نوشته اند "کتاب های بزرگ اهل سنت ،مانند صحیح مسلم ،صحیح ترمذی ،صحیح بخاری ،مسند احمدبن حنبل ،سنن بیهقی ،الدرّالمنثورسیوطی واسدالغابه ابن اثیر ،ایه ی تطهیر را در حق همین پنج تن نقل کرده اند(غایه المرام ،ص281)."پس همین طور که در این کتاب گفته است حتما در صحیح بخاری هم وجود دارد شما لطف کرده بگردید واز این کتاب هم نقل کنید. پس تا اینجا نه اوردن دلیل هایی بر این که چرا دنباله ی این ایه با ایات زنان پیغمبر امده مرا قانع نکرد و نه دلیل و اثبات بر صدق ضمیر این ایه که چرا مذکر امده و نه اوردن سند از منابع اهل سنت ولی باید به هوش و ذکاوت شما کارشناس محترم احسنت و صد افرین گفت که موضوع و قضیه را از همه ابعاد مورد بررسی قرار میدهید و در پاراگراف اخر که در پاسخ نظر اقای یوسفی اورده بودید واقعا دلیل قانع کننده ای بود بر این که زنان پیغبر در گرو این ایه قرار نمی گیرند و این دلیل ، بنده را قانع کرد مگر چطور می شود که خداوند(جل جلاله)اراده کند طبق این ایه اهل بیت را از هر پلیدی و ناپاکی(هر گونه گناه) کاملا پاک کند و همسران پیغمبر هم جزء این گروه باشند و حضرت ام المومنین عایشه (رض) که از همسران پیغمبر است و همچنین مادر مومنین(طبق ایه ای از قران) اشتباه بزرگی در تاریخ انجام دهد وجنگ جمل را بر علیه چهارمین خلیفه ی راشدین علی (ع) به راه بیاندازد.مگر چنین چیزی میشود! پس در نتیجه همسران پیغمبر جزء اهل بیت این ایه(ایه تطهیر 33 سوره احزاب) محسوب نمی شوند. با تشکر از کارشناس محترم وسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

6  

نام و نام خانوادگی:  معصومه رضانژاد     -   تاریخ:  30 اردیبهشت 88 - 00:00:00
سلام
من 23 سالمه و رشته ی دانشگاهی مرتبط با علوم دینی هم نمی خونم
اما مطالعاتی جانبی در این موارد دارم . واقعاَ این قدر واضح قرآن داره بیان می کنه .اون دنیا به خاطر این همه لجاجت هم محاکمه می شیم . چرا برادران و خواهران اهل تسنن حاضر نیستند حقایق رو بپذیرند ؟ واقعاَ نمی تونم درک کنم ؟ نه این که بگید من تو خانواده شیعه متولد شدم این طوری فکر می کنم ؟ نه ! من برای بار دومه که شیعه شدم و شیعه موندم . یه بار بعد از تولد تو خونواده شیعی و یه بار پس از خوندن کتاب ها ی سنی و شیعه مثل صحیح بخاری و کتاب شیخ صدوق و کلینی و ... فقط کافیه که لجاجت رو کنار بذاریم و مذهب آبا و اجدادیمون رو و تعصب های الکی رو . و بعد با دیدی بی طرفانه همه چیز رو بررسی کنیم !
با ارزوی توفیق برای همه ی مسلمانان جهان و آرزوی ایمان برای غیر مسلمانان

7  

نام و نام خانوادگی:  خراسانی     -   تاریخ:  21 بهمن 88 - 00:00:00
باسلام,دوست عزیز جناب
اقای هاشمی به اتفاق نظر جمیع علمای اهل تسنن تمامی روایات موجود در صحیح مسلم وبخاری درست وبدون خدشه میباشد,اینو مانمیگیم بلکه مورد اتفاق همه علمای اهل سنت هست واولی بودن بخاری نسبت به مسلم فقط به این علته که مثلا بخاهیم بین حدیث قوی وخیلی قوی انتخاب کنیم .مثلا اگر از دیدگاه اهل سنت دربخاری نسبت احادیث خیلی قوی به احادیث قوی90درصد به10 درصد باشددرمسلم80به20 هست درحالیکه از دیدگاه اهل سنت هردو(خیلی قوی وقوی)کاملا معتبر وقابل استنادهستند.گواه صحبت من اینکه شما میتونید بایک سرچ ساده نظر جمیع علمای اهل سنت دقت کنیدگفتم علمای اهل سنت نه عوام اهل سنت (چون بسیاری از عوام هستندکه سخنان غیر علمی ونظرات شخصی خودشون روابراز میکنن)رو در مورد کتاب صحیح مسلم جویا بشین.

8  

نام و نام خانوادگی:  خراسانی     -   تاریخ:  21 بهمن 88 - 00:00:00
باسلام,دوست عزیز جناب
اقای هاشمی به اتفاق نظر جمیع علمای اهل تسنن تمامی روایات موجود در صحیح مسلم وبخاری درست وبدون خدشه میباشد,اینو مانمیگیم بلکه مورد اتفاق همه علمای اهل سنت هست واولی بودن بخاری نسبت به مسلم فقط به این علته که مثلا بخاهیم بین حدیث قوی وخیلی قوی انتخاب کنیم .مثلا اگر از دیدگاه اهل سنت دربخاری نسبت احادیث خیلی قوی به احادیث قوی90درصد به10 درصد باشددرمسلم80به20 هست درحالیکه از دیدگاه اهل سنت هردو(خیلی قوی وقوی)کاملا معتبر وقابل استنادهستند.گواه صحبت من اینکه شما میتونید بایک سرچ ساده نظر جمیع علمای اهل سنت دقت کنیدگفتم علمای اهل سنت نه عوام اهل سنت (چون بسیاری از عوام هستندکه سخنان غیر علمی ونظرات شخصی خودشون روابراز میکنن)رو در مورد کتاب صحیح مسلم جویا بشین.

9  

نام و نام خانوادگی:  الاحقر     -   تاریخ:  29 خرداد 89 - 17:05:41
البته همه صحیح بخاری حتی نزداهل سنت صحیح نیست بلکه رویات معلقی وجود دارد که خود بخاری در صحیحش انها را با الفاظ معینی مشخص کرده است که البته تعداد انها زیاد نیست.

10  

نام و نام خانوادگی:  حسن     -   تاریخ:  01 تیر 89 - 02:57:43
جناب اقای یوسفی با سلام" با توجه به اینکه شما ادبیات عرب را میدانید لطفا بیان فرمایید که(یطهرکم تطهیرا) در تجزیه وترکیب ایه 33 سوره احزاب چه نوع مفعولیست.

11  

نام و نام خانوادگی:  سید محمد رضا هاشمی زاده     -   تاریخ:  13 تیر 89 - 09:18:37
با عرض سلام و خسته نباشید: 1- از کجا معلوم می شود که اراده ی تکوینی در کار است؟ 2- تفاوت آن با این آیه چیست؟ ما یریدالله لیجعل علیکم من حرج ولکن یرید لیطهرکم ولیتم نغمته علیکم لعلکم تشکرون
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

می‌توانید برای گرفتن پاسخ خویش به آدرس ذیل مراجعه نمایید :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=7661

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

12  

نام و نام خانوادگی:  سید محمد رضا هاشمی زاده     -   تاریخ:  13 تیر 89 - 10:01:06
با عرض سلام و خسته نباشید: 1- آیا طبق نص صریح این آیه پیامبر هم جزء این اهل البیت هستند یا خیر ؟ 2- اگر نیستند که هیچ اما اگر هستند چرا ضمیر کم به ایشان بر نگردد و به خاطر مقام ایشان و از باب احترام ضمیر از جمع مونث به جمع مذکر تبدیل شده است که در آن صورت زنان پیامبر هم شامل آن می گردند؟ با تشکر از شما من فقط به استناد آیه جواب می خواهم نه روایات؟
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

همانطور که در بخش نظرات گفته ایم ، اگر بخواهیم تنها و تنها به آیه قرآن تمسک کنیم ، قطعا زنان رسول خدا (ص) مخاطب این آیه نیستند (چه همراه با کسی دیگر و چه به تنهایی)‌زیرا در مورد آنها در ابتدای آیه کلمه «بیوت» به کار رفته است و در مورد تطهیر کلمه «اهل البیت» و اگر مقصود ،‌همه زنان بود ، باید می‌فرمود «اهل البیوت» و نه «اهل البیت»

اما مخاطب آن کیست ، باید به روایات مراجعه کرد ، زیرا در خود قرآن فرموده است «انزلنا الیک الذکر لتبین للناس» و تبیین مقصود از این آیه در روایات صحیحه اهل سنت آمده است !

البته ، اگر بخواهیم به صورت منطقی نیز پیش برویم ،‌مخاطب آیه مشخص می‌شود ؛ زیرا در اقوال مربوط به این آیه که به برخی از آنها اشاره می‌شود :

ا. همسران رسول خدا فقط

ب. همسران رسول خدا به همراه ایشان

ج. تمامی بستگان رسول خدا و همسران ایشان

د. بستگان رسول خدا بدون همسران

ه. اهل خانه امیرمومنان به همراه رسول خدا (ص)

در تمامی این اقوال ، یا همسران رسول خدا موجود هستند ، که طبق قرآن ثابت شد که مخاطب آنها نیستند ، پس نظری که شامل همسران باشد ، باطل است !

یا اهل یک خانه نیستند که آن نظر نیز باطل است و تنها و تنها نظر مربوط به اهل خانه امیرمومنان یعنی آن حضرت و فاطمه و حسن و حسین به همراه رسول خدا مقصود آیه است .

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

13  

نام و نام خانوادگی:  فروغی ( مشهور به فروغ )     -   تاریخ:  04 شهریور 89 - 15:21:17
با سلام،فقط میخوام در مورد بیت و بیوت و ضمیر موءنث در این چند آیه یک چیز رو بگم: در آیات قبل و بعد از این آیه خداوند زنان پیامبر (ص) رو مورد نصیحت و امر خود قرار داده و چون هر کدام از زنان پیامبر ( رض ) بیت جداگانه ای داشته اند برای همین از ضمیر مونث مثلا ( بیوتکن ) استفاده فرموده است ولی در این قسمت از آیه که خود به تنهایی یک آیه نیست ( انما یرید الله ... ) چون همه زنان پیامبر متعلق به شخص آنجناب میباشند برای همه یک خانه قائل میشود و همه را تحت عنوان ( اهل البیت ) مخاطب قرار میدهد . اضافه بر آن به سرف اینکه قسمتی از یک آیه در جایی و قسمت دیگر در جای دیگر نازل شده باشد نمیتوان ادعا کرد که با هم ربط ندارند چون در این صورت ما اولا قرآن را پراکنده فرض میکنیم و دوما شمولیت ، حکمت و از همه مهمتر فصاحت و بلاغت قرآن را زیر سوال میبریم ( نعوذ بالله ) که ایk به ضرر مسلمین و نفع دشمنان اسلام است پس بیایید طبق آیه شریفه : و همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و از تفرقه بپرهیزید . با آرزوی روزی بدون تفرقه برای مسلمین جهان دانشجوی حسابداری که هیچ منبعی جز قرآن در دست ندارم .
جواب نظر:

با سلام
دوست گرامی
1-    اگر چناچنه شما می‌گویید بود ، در ابتدا نیز باید می‌فرمود «وقرن فی بیتکن»! نه «فی‌ بیوتکن»
2-    درست است که به صرف در دوجا نازل شدن ، نمی‌توان گفت که به هم ربط ندارند ، اما به هم ربط داشتن را نیز نمی‌توان ادعا کرد ! بلکه باید به روایات مراجعه کرد (که روایات سخن شیعه را تایید می‌کند)
3-    این مطلب چه ربطی به وحدت و عدم تفرقه وضرر به مسلمانان دارد ؟!!! یعنی اگر ثابت شود که حق با شیعه است ، به ضرر مسلمانان است ؟!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

14  

نام و نام خانوادگی:  عسگر شریفی راد     -   تاریخ:  11 اردیبهشت 90 - 20:29:31
با سلام
احتراما خواهشمند است در مورد چگونگی مخالفت اهل تسن و آغاز شروع مخالفت های بین شیعیان و اهل تسنن که یک مسائل مهم در امور جانشینی امام علی (ع) به امر پیامبر اسلام که جایگاه بی همتایی در نزد مردم داشتند مورد مخالفت شده است . با تشکر از کسانی که راهنمایی میکنند.

15  

نام و نام خانوادگی:  امید     -   تاریخ:  19 خرداد 90 - 23:41:57
در مورد معنی رجس، علامه عسکری رضوان الله علیه در کتاب نقش ائمه در اسلام جلد دوم در معنی رجس عبارات زیر را آورده است:

لغویّون نیز در معانى «رجس» کلماتى دارند که تطهیر از آن به عصمت منتهى خواهد بود :
راغب اصفهانى مى‏گوید : «رجس چیز پلید است» . گفته مى‏شود : «رجل رجس» :
«مردى پلید» ، و «رجال أرجاس» : «مردانى پلید» . خداوند مى‏فرماید : «رجس من عمل الشّیطان» : «پلیدى‏اى است از عمل شیطان» . و پلیدى به چهار صورت ممکن است وجود داشته باشد : یا از نظر طبیعت ، یا از جهت عقلانى ، یا از نظر شرعى و یا از همه این جهات مثل مردار . زیرا مردار هم از نظر شرع پلید است ، هم از نظر عقل و هم از نظر طبیعت انسانى . پلید از نظر شرع چیزهایى است مثل قمار و شراب . برخى گفته‏اند که
اینها از نظر قضاوت عقل هم پلید محسوب مى‏شوند ...» .
ابن اثیر ، لغوى مشهور در النّهایه مى‏نویسد :
الرجس : القذر . وقد یعبّر به عن الحرام والفعل القبیح
رجس چیز پلیدى است ، و گاهى نیز گفته شده مقصود از آن ، کار حرام و عمل قبیح است .
علاّمه ابن منظور گفته است :
الرجس : القذر . وقد یعبّر به عن الحرام والفعل القبیح والعذاب واللّعنة والکفر
رجس پلیدى است . و گاهى از حرام و کار قبیح و عذاب و لعنت و کفر به رجس تعبیر مى‏گردد .
فیروز آبادى مى‏گوید :
الرجس : القذر وکلّ ما استقذر من العمل ، والعمل المؤدّى إلى العذاب ، والشّکّ والعقاب والغضب
رجس پلیدى و هر عمل بد و آلوده و هر کار که به عذاب و شک و جزاى بد و خشم منتهى شود ، مى‏باشد .
جوهرى نوشته است :
الرجس : القذر ، و قال الفراء فى قوله تعالى : «وَیَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ» إنّه العقاب والغضب .
عبدالقادر رازى نیز در مختار الصحاح ، بدون اندک تغییرى همین معنى را براى رجس ذکر کرده است .

فیومى گفته است :
الرجس : النتن ، والرجس : القذر . قال الفارابى : وکلّ شى‏ء یستقذر فهو رجس . وقال النقاش :
الرجس : النجس . وقال فى البارع : وربّما قالوا : الرجاسة والنّجاسة ، أى جعلوهما بمعنى .
ابن‏فارس مى‏گوید :
الرجس : القذر لانّه لطخ وخلط .
حبیش تفلیسى :
بدان که رجس در قرآن سه وجه باشد . وجه نخستین رجس به معناى سیکى و قمار و بت و تیر مقامرى بود ... ووجه دوم رجس به معناى کفر و نفاق بود ... ووجه سیم رجس به معناى کردار بد بود .

16  

نام و نام خانوادگی:  علیرضا ن     -   تاریخ:  22 آذر 90 - 11:53:04
با سلام
خواهشمندم از شما این جمله سید شباب بهشت امام حسن مجتبی را تفسیر کنید:
( یا اهل الکوفه اتقوا فینا فانا امراءکم و انا اضیافکم و نحن اهل البیت الذی قال الله فیهم: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت.)( سیر اعلام النبلاج4ص394).
جمله از خدا بپرهیزید و درباره ما اهل بیت چنین نکنید، زیرا ما امیران و میهمانان شما هستیم. خواهشمندم این جمله سنگین امام حسن مجتبی را تفسیر کنید و اینکه چرا در بین این همه آیات و روایت که در فضلیت اهل بیت است، تنها امام حسن به این آیه استناد می کند.
انشا الله اجرتان با آقا امام حسن مجتبی (ع).

17  

نام و نام خانوادگی:  علیرضا ن     -   تاریخ:  22 آذر 90 - 12:42:06
با سلام
از شما تقاضا دارم که عبارت ، ما امیران و میهمانان شما هستیم و استدلال امام حسن به آیه تطهیر را توضیح دهید؟ ( چون امام هم به اصل نصب الهی و هم به اصل عصمت تاکید دارد).

18  

نام و نام خانوادگی:  زمانی پور     -   تاریخ:  24 دی 90 - 05:48:16
باسلام چگونه مطمین شویم واقعاشیعه حق است یاسنی بعضی حرفای اونا راسته وبعضی حرفای ما ازبس کتاب خواندم بیشتر سردر گم شدم شمارا به خداقسم لطفا کمکم کنید
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

 مسلمانان بعد از پیامبر اکرم(ص) به فرقه‏ های مختلفی تقسیم شدند و هر یک برای خویش طریقه‏ ای را برگزیدند. تعالیم اسلام نیز دستخوش ذوق‏ ها و سلیقه‏ ها و نیز تمایلات افراد و حکومت‏ ها گردید. در این بین با مراجعه به گفته‏ های پیامبر(ص) و نیز قرآن، به دنبال راه می‏ گردیم که در این جنجال و هیاهو بالاخره باید به چه راهی رفت و تعالیم دین و احکام آن را از چه کسی باید فرا گرفت؟با کمی تحقیق، به این نتیجه خواهیم رسید که پیامبر اکرم(ص) برای پس از خود، مردم را در سر در گمی رها نساخته و برای آنان راه و طریقه‏ ای را مشخص کرده است. آن حضرت فرموده ‏اند: «من دو چیز گران‏بها در بین شما می‏گذارم.قرآن و اهل بیت». با تمسّک به همین کلام نورانی درمی‏ یابیم که پس از پیامبر باید به دنبال اهل بیت آن حضرت حرکت نمود تا در پیچ و خم افکار و عقاید و راه‏های گوناگون، اسیر گمراهی نشد.
با توجه به دلیل عقلی و نقلی، پس از درگذشت پیامبر(ص)، باید از جانب خدای متعال امامی برای مردم تعیین شود که حافظ و نگهبان معارف و احکام دین باشد و مردم را به راه حق هدایت کند.
 دلیل عقلی: یک سازمان دولتی که در کشوری تشکیل می‏شود و کارهای عمومی مردم را اداره می‏ کند، خودکار نیست و تا جمعی از افراد شایسته و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند، قابل بقا نخواهد بود و مردم را از فوائد خود بهره‏مند نخواهد ساخت. بدون شک، سازمان دین اسلام نیز همین حکم را دارد و در بقا و جریان خود به نگهبان و گرداننده نیازمند است؛ و پیوسته افراد شایسته‏ ای می‏ خواهد که معارف و قوانین آن را به مردم برسانند و مقررات دقیق آن را در جامعه اسلامی اجرا کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند. اگر گفته شود که این مطلب با وجود علما و مفسران دین حل می‏شود و نیازی به تعیین جانشین از سوی خداوند وجود ندارد، می‏ گوییم علما هر چه صالح و با تقوا هم باشند، از خطا و معصیت مصون و معصوم نیستند و تغییر یافتن برخی از معارف و قوانین دینی از ناحیه آنان، اگر چه غیرعمدی باشد، محال نیست. بهترین شاهد این مطلب، وجود مذاهب گوناگون و اختلافاتی است که در اسلام به وجود آمده است.
به بیان دیگر، می‏توان گفت: همان دلیلی که فرستادن پیامبران و برقرار ساختن دعوت دینی را ایجاب می کرد، عیناً اقتضا می‏ کند که پس از درگذشتن پیامبر - که با عصمت خود نگهبان دین و رهبر مردم بود - باید خداوند متعال کسی را که در اوصاف کمالی (به غیر از وحی و نبوت) مانند او باشد، به جای وی بگمارد که معارف و شرایع دین را دست‏ نخورده نگهبانی؛ و مردم را رهبری کند؛ و گرنه برنامه هدایت عمومی به هم می‏ خورد و حجت مردم بر خدا تمام می‏شود.
 دلیل نقلی: از پیغمبر اکرم(ص) به طرق مختلف روایت شده که امت اسلام پس از آن حضرت امامان و پیشوایانی دارد که جانشینان وی می‏باشند. در روایت معروفی که شیعه و سنی نقل می‏ کنند، آن حضرت می‏ فرماید: «امامان دوازده نفر می‏باشند و همه از قریشند» و در روایتی مشهور، به جابر انصاری فرموده «امامان دوازده نفرند» سپس نام‏های ایشان را یک به یک شمرده، به جابر فرمود که «تو پنجمین امام را درک خواهی کرد. سلام مرا به او برسان» گذشته از اینها پیغمبر اکرم(ص) جانشین خود را که حضرت امیرالمؤمنین(ع) باشد، شخصاً و با اسم و مشخصات و نشان دادن، تعیین فرموده است. آن حضرت نیز امام پس از خود را معرفی کرده و همچنین هر امامی امام بعد از خود را معین نموده است. علامه سید محمد حسین طباطبایی، آموزش دین، ص 148 - 153.

با این وجود آیا می شود در انتخاب راه سردرگم شد ؟!

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

 

19  

نام و نام خانوادگی:  الیاس     -   تاریخ:  06 اسفند 90 - 16:19:23
من فقط میخواستم بگم اگر کسی قانع شد و فهمید که اشتباه کرده یک حجت کوچک در اوایجاد شده که اگه این حجت را کنار بگذارد و نادیده بگیرد در روز قیامت مورد مواخذه قرار میگیره

20  

نام و نام خانوادگی:  عبد الزهرا     -   تاریخ:  07 شهریور 92 - 13:49:24
وهابیون شبهه کرده اند که در جواب شیعه به ضمائر مذکر در این آیه تطهیر،،می گویند که این ضمائر یه اهل باز می گردد و کم در این جا،ضمیر برای اهل است نه برای موضوع آیه
این شبهه را پاسخ دهیدممنون
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

اولا: اگر ضمیری به کلمه اهل رجوع کند بخاطر ظاهر لفظش می باشد که مذکر می آید

ثانیا: کلمه «اهل» مانند کلمه «قوم» است که دلالت بر یک جمعیت چه مرد و جه زن دارد اما اینکه این جمعیت مردند یا زن این کلمه دلالت ندارد
ثالثا: ضمیر در عربی (به جز در مورد  شأن که اینجا موردش نیست)، به مرجع قبل از خود باز می گردد، نه بعدش در آیه تطهیر اهل بعد از کم آمده است همچنانکه ضمیر در "فقال لأهله ... اتیکم" (طه 10)، "کم" به ظاهر لفظ "اهل" در قبل از خودش برگشته است، نه به مرجعی بعد از خودش.
و همچنین ضمیر کم در آیه 73 سوره هود :
رابعا : هیچ یک از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله ادعا نکرده اند که آیه شامل آنها می شود پس این قرینه است که مخاطب در آیه تطهیر آنها نیستند

در اینجا به نکته ای که باید به آن  توجه کرد این است که آیا زنان پیامبر صلی الله علیه و اله آیه را خوب می فهمند یا کسانی که ادعا می کنند ایه شامل زنان نیز می شود ؟!

خامسا: روایات فراوانی از خود اهل سنت نقل شده است که زنان جزء آیه نیستند

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

21  

نام و نام خانوادگی:  حسن م     -   تاریخ:  26 شهریور 92 - 12:21:47
با عرض سلام وادب و احترام.به هر حال این ایه به دلائل مختلفی نمی تواند شامل زنان پیامبر شود برای مثال پیامبر اکرم برای این که اختصاص اهل بیت را به خمسه طیبه ثابت کند مدت شش ماه و به گفته بعضی روایات هشت یا نه ماه به هنگام نماز صبح از کنار خانه حضرت فاطمه می گذشت ومی فرمود الصلوه یا اهل البیت انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. هم چنین این ایه به ادله مختلفی عصمت اهل بیت را می رساند در حالی که همسران پیامبر گاهی مرتکب گناه می شدند در سوره تحریم می خوانیم پیامبر رازی را به همسرانش فرمودند ولی او امانت داری نکرد و به دیگری گفت قران این عمل را گناه نامیده و فرمود:ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما.عائشه که همسر پیامبر بود جنگ جمل را به راه انداخت وسپس پشیمان شد با انکه در این جنگ عده ی بسیاری از مسلمانان کشته شدند. قابل توجه این که عائشه که طبق گواهی روایات اسلامی در بازگو کردن فضائل خود وریزه کاری های ارتباطش با پیامبرچیزی فروگذار نمی کرد اگر این ایه شامل او می شد قطعا در لابلای سخنانش و به مناسبتهای مختلف از ان سخن می گفت در حالی که هرگز چنین چیزی از او نقل نشده است. عیبجویی کردن عائشه از حضرت خدیجه که بزرگترین و فداکارترین وبا فضیلت ترین زنان اسلام است در تاریخ اسلام مشهور است این سخن به قدری بر پیامبر ناگوار امد که از شدت غضب مو بر تنش راست شد وفرمود به خدا سوگند همسری بهتر از او نداشتم. اما در جواب کسانی که می گویند اگر اهل بیت فقط پنج نفرند پس چرا این ایه در میان ایاتی قرار گرفته که مربوط به زنان پیامبر است می گوییم:1.هیچ نصی محکمی در این مورد وجود ندارد که انما یرید الله ... در میان این ایات نازل شده است بلکه در هنگام جمع اوری قران در این جا قرار گرفته است 2.رسم فصیحان وشاعران و ادیبان عرب این بوده که در لابلای مطالب معمولی حرف جدید ومهمی مطرح می کنند تا تاثیرش بیش تر باشد چنان که در میان اخبار صدا وسیما اگر گوینده یک مرتبه بگوید: به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید این گونه سخن گفتن یک شوک روانی وتبلیغاتی ایجاد می کند. نظیر این ایه را در ایه سوم سوره مائده می خوانیم که مطلب مربوط به امامت و ولایت وکمال دین را در کنار احکام مربوط به گوشت خوک وخون قرار میدهد.3.در این ایات در میان سفارش هایی که به زنان پیامبر می کند یک مرتبه می فرماید: خدا اراده ی مخصوص بر عصمت اهل بیت دارد یعنی ای زنان پیامبر شما در خانواده ای هستید که معصومین هستند وحتما باید تقوا را بیشتر مراعات کنید. موفق باشید والسلام علیکم ورحمت الله و برکاته.

22  

نام و نام خانوادگی:  عثمان     -   تاریخ:  12 مهر 92 - 16:03:21
امام جماعت مکه یک روز ماه مبارک رمضان بعد از نماز ظهر مرا دعوت کرد به منزلش. وقتی رفتم بساط طعام آماده کرده بود و بر سر طعام نشست. به او گفتم مگر روزه نیستی در حالیکه فصل صیام است. گفت من خیلی مطالعه کرده ام و به یقین رسیده ام که مذهب ما اهل سنت غلط و ضلالت محض است و مذهب علی رضی اله عنه صحیح است و شیعیان راست می گویند. من جرات اظهار این را ندارم پس مطمئن هستم جهنمی هستم پس به خود می گویم چرا به خود زحمت بدهم و رنج صیام بکشم؟

23  

نام و نام خانوادگی:  شمس الدین جلیلیان     -   تاریخ:  13 مهر 92 - 19:24:18
همان گونه که دوستان می دانند رجس معادل ناپاکی و پلیدی است از هر نوع . بنابراین اگر مقصود آیه زنان پیامبر باشند باید آنها از هر نوع پلیدی به دور باشند و درواقع پاک و طاهر باشند . اما آیا واقعا این گونه است ؟ آیا ام امومنین عایشه پاک و طاهر بود ؟ و اگر چنین بود چرا در سفر حج رسول اکرم در محل فعلی مسجد تنعیم (مسجد عائشه) مقیم شد و وارد محدوده ی حرم نشد ؟ همان گونه که در روایات آمده علت ماندن ایشان در خارج از محدوده ی حرم عذر زنانه ای بود که بر او حادث گردید . بنابراین زنی که عذر زنانه داشته باشد نمی تواند مصداق یطهرکم و خصوصا تطهیرا باشد . اما حضرت ام الائمه زهرای بتول از این عذر زنانه مبرا و پاک بوده اند کما اینکه بتول خوانده شدن آن حضرت به همین دلیل بوده است . بنابراین زنان پیامبر با همه ی فضائلی که بعضا از جمله ام سلمه داشته اند هیچ ارتباطی با این آیه ندارند و ویزگی آیات خداوند این است که بعضی به وسیله ی آیات هدایت می شوند و بعضی گمراه می گردند ...

24  

نام و نام خانوادگی:  معصومه وحیدی     -   تاریخ:  03 دی 92 - 14:20:13
سلام با تشکر از مطالب خوبتان
در جواب نظر سوم آمده «یش از آن از ضمایر مؤنث استفاده کرده و در این جا ضمیر مؤنث» باید نوشته می شد «در این جا ضمیر مذکر» نه مونث
چند جای متن هم به اشتباه کلمات و حروف لاتین آمده مثل &zwnj که باید اصلاح شود
درست است که برخی در جهل مرکب اند یا جاهل قاصر، ما باید مصداق این دو آیه شریفه باشیم : فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی ؛ و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

25  

نام و نام خانوادگی:  یسی     -   تاریخ:  23 بهمن 92 - 21:25:17
سلام خوبی رسیدی تک بنداز

26  

نام و نام خانوادگی:  حسین     -   تاریخ:  10 اردیبهشت 93 - 17:42:37
واقعا عالی است در همه شبهه ها از منابع اهل سنت است استفاده کنید.
اجرتان با ائمه
التماس دعا

27  

نام و نام خانوادگی:  م     -   تاریخ:  01 تیر 93 - 17:03:37
واقعا استدلالهایی که آورده بودید عالی بود. نمیدونم این اهل سنت چرا گوشها و چشمهاشون رو بستن و خودشون رو به اون راه زدن ! به این موضوع فکر نمیکنن که ایا باید یک روز در حضور خدا جوابگو باشن
کاش به خاطر عاقبت خودشون هم که شده به خودشون بیان

28  

نام و نام خانوادگی:  مجنون و عاشق سینه چاک اهل بیت سلام الله علیها     -   تاریخ:  04 تیر 93 - 14:25:38
حتی یک روایت صحیح هم وجود ندارد که پیامبر و یا همسران پیامبر و یا یکی از صحابه ی مورد اطمینان گفته باشند که آیه تطهیر جدای از اینکه در حق پیامبر و حضرت امام علی ع و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و حضرت امام حسن ع و حضرت امام حسین ع نازل شده در حق همسران پیامبر نیز نازل شده باشد پس در روایت همچین چیزی وجود ندارد که اگر یک روایت صحیح دادند با افتخار از اهل سنت میشویم.اما در روایات برخلاف ادعای اهل سنت را با سند صحیح در کتب اهل سنت داریم که بحث را به طور کامل پایان میدهد:
در مورد شان نزول این آیه سوره احزاب ، اهل تسنن روایت حدیث کساء را نقل می کنند:

قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم غَدَاةً وَعَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْر أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).

صحیح مسلم: 7 /130 ح 6414.

ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : رسول خدا بر روی حسن ، حسین ، علی وفاطمه عبایی کشید .پس فرمود که حداوندا ایشان اهل بیت من و نزدیکان من هستند . از ایشان پلیدی را ببر و ایشان را پاک گردان . ام سلمه می گوید : از رسول خدا پرسیدم که آیا من همراه ایشان هستم (از اهل بیتم)؟ فرمودند تو بر خوبی هستی (از اهل بیت نیستی اما از نیکانی) .ترمذی گفته است که این حدیث خوبی است و بهترین روایت در این زمینه است ...البانی در کتاب خود (صحیح سنن الترمذی، الألبانی 3: 306 ح 3205) این روایت را صحیح دانسته است .
این روایت همه چیز را مشخص میکند زیرا پیامبر از حضور همسرشان در کنار اهل البیت آیه تطهیر جلوگیری میکند
به نظرم همین دوروایت برای روشن شدن حق و حقیقت کافیست و کاملا نشان میدهد که اهل البیت آیه تطهیر چه کسانی اند و همچنین نشان میدهد زنان پیامبر جزو اهل البیت آی تطهیر نیستند.
نکات آیه تطهیر:در آیه تطهیر بحث دراین مورد است که اهل البیت آیه تطهیر چه کسانی اند نه اینکه اهل البیت پیامبر چه کسانی اند زیرا خود شخص نبی اکرم صلی علی علیه و آله وسلم نیز جزو همین اهل البیت میباشند.آیا پیامبر جزو اهل البیت خودشان هستند؟نکته ی دیگر اینکه حتی اهل البیت قرآنی پیامبر نیز شامل همان 4 نفر اهل کسا میشود که در آیه مباهله وقتی که پیامبر از میان تمام امت همین 4 نفررا با خود میبرند و میفرمایند خدایا اینان اهل البیت منند این موضوع به وضوح مشخص میشود.
حالا برویم ببینیم زنان پیامبر مخصوصا عایشه همسر پیامبر میتواند جزو اهل البیت آیه تطهیر براساس برسی تماما قرآنی باشد.
درآیه تطهیر خداوند میفرماید میخواهم شما اهل البیت را از الرجس دور کنم و شمارا به صورت مستمر و دائم کاملا پاک سازم.
درآیه تطهیر کلمه ی یریدالله آمده که اراده ی خدا به صورت مضارع استمراریست و واژه ی رجس آمده
رجس از نظر لغت شناختی به هرگونه پلیدی عنوان شده است (مفردات – ج1ص342) در ایه شریفه رجس به صورت کلی عنوان شده لذا معنایش اینست که شما اهل بیت از هرگونه رجس و پلیدی دور خواهید بود(ترجمه المیزان –ج16 ص467)یعنی رجس به معنای عام آمده که شامل تمامیه بدی های ظاهری و باطنی میشود زیرا به رجس الف و لام چسبیده یعنی الرجس که این الف و لامه جنس میباشد و پلیدی های ظاهری و باطنی را دربر میگیرد آن هم به صورت مستمر و همیشگی.معنای رجس درقرآن از میان تمامی معانی آن چندمورد بیان شده که بدان اشاره میکنیم:
یک. خمر مائده 90

دو. میسر مائده 90

سه. انصاب مائده 90

چهار. ازلام مائده 90

پنج. بی ایمانی انعام 125

شش. غذای حرام انعام 145

هفت. شرک اعراف 71 و حج 30

هشت. نفاق توبه 95

نه. بی تعقلی یونس 100

ده. مرض قلبی توبه 125

این مواردی که ذکر شده به صورت مستمر در آیه تطهیر از اهل البیت دور شده و این یعنی به هیچ عنوان نباید بدان مبتلا شوند و این اعمال در وجودشان حضور بیابد.ابتدا به جنگ جمل بیندیشیم خداوند در آیات سوره ی احزاب به همسر پیامبر میفرماید از خانه خارج نشوید دوتفسیر را میگوییم یکی اینکه یعنی از خانه خارج نشوید و یکی هم اینکه از شهری که در آن زندگی میکنید خارج نشوید که عایشه همسر پیامبر هم از خانه خارج شد و هم از شهری که در آن زندگی میکرد و جنگ جمل را به راه انداخت و هزاران مسلمان جان خود را از دست دادند.جالب این است که خود عایشه همسر پیامبر اولین کسی بود که گفت عثمان را بکشید و بعد از کشته شدن عثمان به دست صحابه که عده ای از آنان به عقیده اهل سنت از السابقونند به یکباره خون خواه عثمان شد که مقاله اش در وبلاگ موجود میباشد.دراینجا عایشه ای که به عقیده ی اهل سنت یطهرکم تطهیراست و از هرگونه الرجسی به دور است برخلاف آیه قرآن عمل کرده که میتوانید از معانی رجسی که در بالا از قرآن آوردم عمل اورا تطبیق دهید که آیا میشود کسی که از الرجس که یکی از معانی آن درقرآن بی ایمانیست به صورت مستمر بدورباشد اما برخلاف قرآن عمل کند؟آیا هزاران نفر را به کشتن میدهد؟به یک آیه ی دیگر توجه کنیم
سوره ی تحریم در حق دوتن از همسران پیامبر نازل شده که میخواستند راز پیامبر را فاش کنند و اورا بیازارند و آن دوزن عایشه همسر پیامبر و حفضه همسر پیامبر هستند: از ابن عباس نقل شده است که مى‌گفت: مى‌خواستم از عمر سؤال کنم که آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم‌ پیمان شدند، چه کسانى بودند؟ سخنم را تمام نکرده بودم که عمر گفت: حفصه و عائشه بودند... صحیح البخاری، ج 4، ص 1868، ح4630

یکی از آیات آن را بیان میکنم:

«اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید قلب هایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.» [تحریم، آیه 4

یکی از معانی رجس که به صورت مستمر و دائمی از اهل البیت آیه تطهیر دور شده مرض قلبیست که دربالا به آن اشاره کردیم اما میبینیم در این آیه خداوند به همسران پیامبر میگوید قلب هایتان منحرف شده .....آیا از همسران پیامبر الرجس که یکی از معانی آن مرض قلبیست دور شده است؟آیا خداوند به اهل البیت آیه تطهیر میگوید توبه کنید؟آیا اهل البیت آیه تطهیر که از هرگونه پلیدی به دور هستند پیامبر را آزار میدهند؟سعی کردم دونمونه قرآنی بیاورم و فقط از قرآن بحث کنم و تضاد عمیق میان آیه تطهیر و اینکه همسران جزو آن هستند را واضح بیان کنم.درروایات صریحا از قول حضرت ام السلمه آمده که زمانی که میخواست به زیرا عبا برود و در کنار اهل البیت آیه تطهیر قرار گیرد پیامبر این اجازه را نداد.هیچ روایتی دراین زمینه نداریم که سندش صحیح باشد و زنان جزو اهل البیت آیه تطهیر باشند.به این روایت هم توجه کنید که حتی اهل البیت بودن زن پیامبر را هم مشخص میکند وضعیت آن چگونه است چه برسد به اهل البیت بودن آیه تطهیر:
پس گفتیم (از زید بن ارقم) که اهل البیت رسول خدا کیانند؟ همسران او؟ پاسخ داد : نه قسم به خدا که زن چند وقتی با شوهرش خواهد بود سپس وی را طلاق داده وبه نزد خانواده اش وبستگانش باز می گرددصحیح مسلم ج4/ص1874 کتاب فضائل الصحابة باب من فضائل علی بن أبی طالب
از صحابیه مورد اطمینان اهل سنت در صحیح ترین کتاب اهل سنت این موضوع به وضوح آمده و این یعنی زنان پیامبر نه از اهل البیت آیه تطهیرند و نه اهل البیت ویژه ی پیامبرند.درقرآن حتی پسر نوح از اهلیت او به دلیل انجام عمل ناشایست خارج شده و این یعنی اهلیت قرآنی را خداوند انتخاب میکند و در همه جا فقط 4 نفری که مدنظر شیعه میباشد جزو اهل البیت آیه تطهیر و اهل البیت ویژه ی قرآنی پیامبرند و زنان پیامبر براساس آیات قرآن محال است جزو اهل البیت آیه تطهیر و اهل البیت پیامبر ص باشند که هرگونه پلیدی به صورت مستمر از آنان به دور است و جالب اینجاست اهل سنت با سند معتبر دارند که یکی از همسران پیامبر بنام قتیله بعد از شهادت پیامبر مرتد شد.دراین مقاله خواستم از روایات و آیات به صورت قاطعانه استفاده کنم و حق را آشکار سازم که هم اهل البیت آیه تطهیر شامل همسران پیامبر نمیشود و هم اهل البیت ویژه ی پیامبر شامل همسران نمیشود.برخی میگویند این آیه در میان آیات مربوط به زنان پیامبر است و ما در پاسخ میگوییم آیه غار که معتقد هستید درحق خلیفه اولتان است هم در میان آیات منافقین قرار گرفته آیا میتوان گفت آنکه در غار با پیامبر بوده است منافق بوده؟.آیه تطهیر جدای از آیات دیگر نازل شده دریک زمان خاص و در خانه ی خاص برای افرادی خاص که به وضوح مشخص شده اند و مانیز از قرآن دونمونه از اعمال همسران پیامبر را بیان کردیم تا کاملا مشخص شود عمل آنان با اهل البیت بودن آیه تطهیر منافات دارد.در آیات احزاب آمده که اگر همسر پیامبر میخواهد مقام نزد خداداشته باشد باید تقواداشته باشد و این یعنی شرط برتری زنان پیامبر تقوا پیشه کردن آنهاست یعنی هرزمان که تقواداشته باشند به مقامی میرسند اما در آیه تطهیر اهل البیت آیه تطهیر بدون هیچ پیش شرطی از الرجس که شامل تمام پلیدی هاست بدور شده اند یعنی تقوای آنان کاملا فرض شده و به این مقام رسیده اند اما همسران پیامبر باید تقواداشته باشند تا به مقام رسند که ما با برسی کردن معنای الرجس از قرآن و تطبیق دادن آن با جنگ جمل و آیات سوره ی تحریم و با برخلاف قرآن از خانه خارج شدن به این موضوع کاملا اشاره کردیم که آن اهل البیتی که الرجس که شامل تمام پلیدی ای ظاهری و باطنیست از ایشان دور شده کسانی غیر از همسران پیامبرند که در روایاتی که ابتدای مقاله ارائه دادم بدان اشاره کردم.آدرس وبلاگم بر گرفته شده از سایت حضرت ولی عصر عج http://valiiasr.aj.glxweb.ir

29  

نام و نام خانوادگی:  انا شیعه و اخی سنی     -   تاریخ:  23 تیر 93 - 00:44:28
در قران امده که حضرت موسی با ان همه معجزه اش که به مردم نمایان ساخت و حقانیت را ثابت کرد باز هم تعداد زیادی از بنی اسراعیل از تسلیم شدن در برابر خداون رحمان و پیامبر با کرامتش سر باز زدند,,,برادران کمی فکر کنید,مگر محمد رسول الله در غدیر خم فرمان الهی را به مردم مبنی بر ولایت امیر المومنین اعلام نکرد و عده ی زیادی سر باز زدند,حال میبینیم که تاریخ دوباره تکرار شد,,!!! درود بر تمام مسلمانان جهان,

30  

نام و نام خانوادگی:  دانشچیان     -   تاریخ:  18 مرداد 93 - 00:03:02
ابتدا عرض میکنم که بنده ایمان دارم که انتهای آیه 33 احزاب شامل 5 تن نیز هست اما نه منحصر به آنها بلکه زنان رسول خدا نیز مشمول این آیه میشوند. بنده برحسب دانش و تحقیقات خود مطالبی را در این قسمت بیان میکنم با این هدف که خواستار جواب قانع کننده و به دور از تعصب هستم.
ابتدا بر خود واجب میدانم اگر خدا بخواهد نقدی بر فرمایشات شما داشته باشم. خواهشمندم در جواب ایرادات بنده کمتر از روایات استفاده کنید چرا که روایات اغلب دستخوش تغییرات شده اند هرچند که متواتر باشند مادامی که محتوای آنها با قرآن سازگاری نداشته باشند, صحیح نیستند.به طور مثال شما روایتی را ذکر کرده اید که در آن آمده است ((وقتی ام سلمه از رسول اکرم درخواست ورود به زیر کسا را کرد, آن بزرگوار اجازه نداند و فرمودند تو ادم خوبی هستی اما از اهل بیت نیستی)) ولی در روایت دیگری از طبری آمده است که رسول اکرم به ام سلمه در جواب فرمودند انک من اهلی(تو نیز از اهل من هستی)(تفسیر طبری جلد 19 صفحه 106)از این جهت است که بنده درخواست دارم کمتر به روایات استناد کنیم و ترجیحا در درجه اول از خود قرآن برای تفسیر آیاتش استفاده کنیم چرا که میدانیم (القرآن یفسر بعضه بعضا) یا چنانکه حضرت علی نیز فرمودند ((یشهد بعضه علی بعض)) و از آنجا که قرآن به لطف خدا از تحریف مصون مانده است بهترین منبع برای تفسیر آیات خودش است.اما استفاده از روایاتی که با مدلول قرآن سازگار است,موردی ندارد.مسئله بعدی این است که شما برای اثبات اینکه همسر از اهل بیت مرد به حساب نمیاید به روایتی از صحیح مسلم استناد کرده اید.سوال من اینجاست که مگر هرچه در صحیح مسلم آمده است صحیح است؟!بر خود واجب میدانم در مورد این روایت و علت مردود بودن آن کمی توضیح دهم.شما در بخشی از روایتی که بیان کردید، آورده اید(همسر یک مرد از اهل بیت آن به حساب نمی آید...)یا اینکه آورده اید(بهترین دلیل ما روایات متواتری است که حتی در صحیح مسلم آمده است که اهل بیت شامل زنان نمی‌شود .) اگر بهترین دلیل شما فقط روایات است و اینکه گفتید اهل بیت شامل زن نمیشود شمارا به کتاب مصباح المنیر ارجاع میدهم،آنجا مرقوم شده است(یطلق الاهل علی الزوجه یعنی به همسر اهل اطلاق میشود)ابن منظور میگوید(اهل البیت=سکانه. اهل بیت یعنی ساکنین خانه) در حکمت 420 نهج البلاغه آمده است(فاذا نظر احدکم الی امراه تعجبه فلیلامس اهله...یعنی هرگاه کسی از شما با نگاه به زنی به شگفت آید با همسرش(اهله) بیامیزد...)که در این عبارت نیز اهل به معنی همسر گرفته شده است و همسر هرکس قطعا اهل خانه آن شخص نیز هست.در قرآن نیز آمده است ((هل ادلکم علی اهل بیت یکفلونه لکم))که در این آیه منظور از اهل بیت به اعتبار آیه((فرددنه الی امه. یعنی موسی را به مادرش بازگرداندیم. قصص 13)) مادر حضرت موسی است که از اهل بیت عمران به حساب میاید ودر آیه 6 سوره تحریم آمده است((ای کسانی که ایمان آورده اید خویشتن و خانواده خویش(اهلیکم)را از آتش جهنم نگاه دارید))بنابراین آیا این آیه میخواهد بگوید با زنان خود کاری نداشته باشید و فقط فرزند و داماد و نوادگان خود را از آتش نجات دهیم؟!!!در آیه 132 سوره طه آمده است ((ای رسول خدا اهل خویش را به نماز فرمان ده))در تفسیر این آیه صاحب المیزان فرمودند(پس بنابراین جمله اهلک ، خدیجه همسر آن جناب و على علیه السلام هستند چون على (علیه السلام ) هم اهل آن جناب و در خانه آن جناب بود)همانطورکه در ادامه نیز ذکر خواهم کرد بنده هیچ مشکلی ندارم که حضرت علی علیه السلام نیز از اهل بیت رسول خداست. اما بار دیگر به فرمایشات صاحب المیزان توجه کنید.آنجا که میفرماید(على (علیه السلام ) هم اهل آن جناب و در خانه آن جناب بود)وقتی میفرماید (علی هم)یعنی خدیجه نیز از اهل بیت رسول خداست چون در خانه آن جناب زندگی میکرد به عبارت دیگر به همان دلیل که خدیجه-همسر رسول خدا- اهل بیت رسول خداست علی نیز از اهل بیت رسول خداست. بنابراین مشخص شد که این روایت آنچنان که باید صحیح نیست اما به فرض صحیح بودن این روایت آیا این درست است که فقط به روایت رجوع کنیم؟چیزی که من متوجه شده ام شما غالبا برای اثبات فرمایشات خود از روایات استفاده کرده اید آنجا که شما در جواب آقای حامد فرمودید ((وقتی ام سلمه از حضرت سوال کردند که آیا من هم از اهل بیتم ، فرمودند خیر ! یا وقتی خواست خود وارد شود ، عبا را از دست او کشیدند !
همچنین ، در روایت صحیح مسلم وقتی از یکی از صحابه سوال می‌شود که آیا همسران رسول خدا (ص) جزو اهل بیت ایشان هستند ، می‌گوید «لا» !))

جواب نظر:

با سلام

دوست گرامی

اولا: بیش از هفتاد حدیث از طریق شیعه و اهل سنت در مورد این آیه وارد شده است که همگی اتفاق دارند این آیه در حق علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام وارد شده است و بسیاری از بزرگان اهل سنت، اعتراف کرده اند که آیه تطهیر،در حق پنج تن آل عبا نازل شده و تاکید کرده اند بر اینکه زنان پیامبر (ص)،جزو این اهل بیت مخصوص نیستند. این حجر هیثمی می گوید:(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا)، أکثر المفسرین على أنها نزلت فی علی وفاطمة والحسن والحسین.اکثر مفسرین نظرشان این است که این آیه در حق علی،فاطمه،حسن و حسین نازل شده است . الصوائق المحرقه ص199 مکتبه الحقیقه

آیا می شود گفت تمام این هفتاد روایت دستخوش تغییر و تحریف شده است؟!!

ثانیا: اگر در خود آیه نیز دقت کنید متوجه می شوید که زنان از آیه تطهیر خارجند ؛ از جمله ضمیر «کم» که جمع مذکر مخاطب است که در آیه دو بار ذکر شده است، توضیح اینکه درست است، که این آیه در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر (ص) است ولی آیه تطهیر لحن جداگانه ای دارد و هدف دیگری را دنبال می کند زیرا که آیات قبل و بعد همه با ضمیرهای جمع مؤنث است ولی آیه مورد بحث با ضمائر جمع مذکر آمده است و این بهترین شاهد و قرینه است که آیه تطهیر ناظر به همسران پیامبر (ص) نمی باشد و کسانی که این قسمت از آیه را ناظر به آنها دانسته اند سخنی بر خلاف ظاهر آیه و قرینه موجود در آن یعنی تفاوت ضمیرها گفته اند. خصوصاً با توجه به اینکه لحن آیاتی که متوجه زنان پیامبر (ص) است با لحنی که در این آیه شریفه است در مقابل هم قرار دارند.در آیات سورة احزاب که به زنان پیامبراکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خطاب شده هستند، ضمیر‌ها همه مؤنث است مثل: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمِیلامعلوم است که مخاطب زن‌های پیامبرند و بعد از چند آیه یک مرتبه ضمیر مذکر می‌شود

ثالثا: ابا دقت در آیات دیگر نیز متوجه خواهید شد که زنان پیامبر نمی‌توانند جزء اهل‌بیت پیامبر (ص) باشند، زیرا طبق تصریح قرآن همه زن‌های پیامبر حتّی جزء محسنات هم نبودند، چه رسد به این‌که جزء خاصان رسالت او باشند، قرآن درباره زن‌های پیامبر (ص) می‌گوید «اعد للمحسنات منکنّ اجراً عظیماً» (خداوند برای خوبان از شما اجر بزرگی آماده کرده) اگر همه زنهای پیامبرخوب بودند، خداوند تعبیر «محسنات» را برای همه آنها بکار می‌برد. نه برای برخی از آنها که از کلمه من تبعیضیه در «منکنّ» فهمیده می‌شود، بنابراین طبق این آیه زنهای پیامبر(ص) همه خوب نبودند و همانطور که فرزند نوح بخاطر خوب نبودن از اهل نوح نبود، چنانکه قرآن می‌گوید إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ زنهای غیر خوب پیامبر اسلام هم جزء اهل بیت رسول‌الله و خاصان او نبودند روی این حساب اهل‌بیت در آیه مورد بحث شامل زن‌های پیامبر (ص) نیست، چون کسی بین زنان خوب و بد تفکیک نکرده، یا همه را داخل اهل‌بیت می‌دانند و یا همه را خارج می‌کنند.
و اگر زنان پیامبر (ص) جزء اهل بیت بودند چرا خودشان این ادعا را نکردند و ثبت هم نشده که زنان حضرت شان نزول آیه را درباره خود بدانند و وجود  این آیه تطهیر در میان آیاتی که درباره زنان است، دلیل بر این نیست که این آیه باهم نازل شده است بلکه آیه تطهیر مستقل نازل شده و خود پیامبر (ص)  آیه تطهیر را در کنار آن آیات قرار داده است
رابعا:مراد از اهل بیت در آیه تطهیر معنی لغوی آن نیست که بگوییم شامل زنان نیز باشد در اینکه زنان در معنای اولیه و لغویه اهل بیت پیامبر می شوند، شکی نیست اما در این آیه مراد معنای خاصی از اهل بیت است که شامل معنای لغوی نمی شود لذا احتمالا اشتباه شما نیز از اینجا ناشی شده است که بین این دو معنی فرق نگذاشته اید پیامبر (ص) در موارد گوناگون مراد از «اهل‌بیت» را بیان می‌کند، امّا در این معرّفی‌ها منظور پیامبر(ص)  این نبوده که افرادی را که بحسب معنای لغوی تحت کلمه «اهل‌بیت» مندرج بودند، معرّفی کند، زیرا افرادی که بحسب معنای لغوی جزء خاندان پیامبر بودند برای همه معلوم بودند و خفائی برای کسی و مخصوصاً برای امثال ام سلمة و عایشه که روایات مذکور از ناحیه آنها روایت شده، وجود نداشت، بلکه مراد پیامبر از این معرّفی‌ها این بود که افرادی را که در دستگاه رسالت پیامبر از خاصان و مقربان او بودند را معرّفی کند، مخصوصاً که در بسیاری از روایات منقوله کلمه «خاصتی» بدنبال «اهل‌بیتی» ضمیمه شده و پیامبر بعد از این‌که این چهار نفر را جمع می‌کند می‌گوید «هؤلاء اهل بیتی و خاصتی» و کلمه خاصّة به افراد کاملاً مقرب به یک نفر، که در مقامات اجتماعی او صاحب سرّ اویند اطلاق می‌شود مثلاً به افراد بسیار نزدیک به پادشاه که در اداره حکومت او صاحب سرّند، خاصة الملک گفته می‌شود، بنابراین در این معرّفی‌ها پیامبر می‌خواهد افراد مقرب در دستگاه رسالت خود را به مردم معرفی کند، نه افرادی را که در مسکن و بیت مادی او زندگی می‌کردند که برای همه معلوم بود

خامسا: هیچ کدام از زنان پیامبرصلی الله عله و آله، ادعا نکردند که ما هم جزء اهل بیت منظور هستم حال شما چرا این همه دلائل را نادیده گرفته و بر حرف خود پافشاری می کنید تا ثابت کنید زنان نیز از اهل بیت در آیه هستند مشخص نیست؟!

موفق باشید

گروه  پاسخ به شبهات

31  

نام و نام خانوادگی:  دانشچیان     -   تاریخ:  18 مرداد 93 - 00:03:44
آیا گفته آن صحابه که میگوید همسران رسول اکرم از اهل بیت آن بزرگوار نیستند سند است؟آیا درست است که فقط به همین جواب بستنده کنیم؟
در جای دیگر فرمودید((اگر تطهیر در این آیه ، تطهیر خاصی نبود ، اهل سنت اصرار نداشتند که به زور همسران رسول خدا (ص) را نیز وارد این قسمت از آیه کنند !))خواهشمندم مجددا به آیه 33 سوره احزاب نگاه بیندازید و خود قضاوت کنید که آیا اهل سنت به زور، زنان رسول اکرم را وارد قسمت اخر این ایه میکنند؟ ابتدای آیه با ((ینساء النبی)) آغازشده و خداوند بعد از امر و نهی هایی کاملا به جاست علت این امر و نهی ها را بیان بدارد و بلافاصله میفرماید((انما یرید الله....الخ))وحتی در ایات 30-31 سوره احزاب نیز خطاب متوجه زنان رسول خداست .با توجه به سیاق این ایات کاملا بجاست که بگوییم این ایات خطاب به زنان رسول خدا هست و درست نیست که شما فرمودید اهل سنت به زور زنان رسول خدا را در انتهای این ایه وارد میکنند این گفته اهل سنت نیست بلکه فرمایش قرآن است که اهل سنت با توجه به آیات قران(نه با استفاده از روایات)به این نتیجه رسیدند.و جایی که قرآن واضح امری را نشان میدهد دیگر نیازی به روایات نیست.شما از روایات مذکور خلاف منظور واضح قران را برداشت کرده اید واتفاقا شمایید که فرمایش واضح قرآن را نادیده میگیرید و میخواهید به زور انتهای این ایه را فقط متوجه 5 تن کنید.آیا این مقبول است که خداوند بدون بیان مخاطبین جدید و ناگهان و بدون آنکه سخن قبلی را که در مورد زنان رسول خداست تمام کند و به طور کامل از این زنان صرف نظر کند و خطاب خود را متوجه عده خاصی کند و مطالب جدیدی را بگوید که هیچ ارتباطی با زنان رسول خدا ندارد و آنها از مصداق انتهای همین آیه(و نه حتی آیه بعد) خارج کند.قرآن بر قوم عرب نازل شده است به طوری که جوابگوی سطح فکری آن قوم بوده است و نیز به زبان ساده نازل شده است و زبانی است فصیح.اگر سیاق آیات قرآن ناگهان تغییر کند چگونه میتواند منظور خود را برساند؟اگر ما سیاق این چنین واضح قرآن را در نظر نگیریم و بگوییم انتهای این آیه خطاب به غیر زنان آن بزرگوار است میتوان نتیجه گرفت که نعوذ بالله قرآن باعث گمراه کردن خواننده شده است.درست نیست که منظور واضح قرآن را ندیده بگیریم و برای انتهای این آیه فلسفه ببافیم و بگوییم جای قسمت انتهایی این آیه این قسمت نیست و در جای دیگر نازل شده است و به دستور رسول اکرم در این قسمت قرار گرفته است و شما که این قول را قبول دارید چرا نمیگویید جای اصلی این آیه کجاست؟! یا به قول علامه مجلسی عده ای به منظور منافع دنیوی آن را در اینجا قرار دادند!!!!و حتی احتمال میدهد که آیاتی قبل و بعد این جمله بودند و بعد حذف شده اند!!!!و شما تنها در جواب دوست گرامیمان آقای میثم میگویید((
اما در مورد کلام علامه مجلسی ، معنای کلام ایشان واضح است ...))
کجای حرف ایشان واضح است؟آنجا که میگویند قرآن تحریف شده است؟؟!!
جواب نظر:

باسلام

دوست گرامی؛ از آشنایی و حضور شما در این سایت خرسندیم امیدواریم این گفتگوها، سازنده و بدون حاشیه ادامه داشته باشد.

در مورد قرآن چند نکته را باید به عنوان اصل ابتدایی مد نظر قرار دارد:

1. قرآن آیات متشابه و محکم و مقید و مطلق و... دارد. (منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات)

2. قرآن نیاز به مفسر دارد. (انا انزلنا الیک الکتاب لتبین للناس ...)

3. در بیان و تفسیر قرآن باید شان نزول آنها را مد نظر قرار داد.

4. ممکن است در یک آیه دو موضوع مطرح شود که هر کدام شان نزول خاصی داشته باشد لذا لزومی بین اتحاد در خطاب در یک آیه نیست.

و... .

اما توضیحاتی در مورد برخی از انتقادات شما:

1. برداشت یک صحابی آنهم مانند زید بن ارقم و سوال فرد مقابل چند چیز را می تواند به ما بفهماند:

الف) برداشت معنی لغوی از کلمه اهل بیت در آن زمان یک برداشت قطعی آنطور که شما برداشت داشته اید نبوده.

ب) مردم بعد از نزول آیات منتظر تفسیر رسول الله صلی الله علیه و آله بودند و اینطور نبوده که برداشت خود را ملاک قرار دهند.

ج) سندیت سخن صحابی بخاطر دریافت او از رسول الله صلی الله علیه و اله است.

2. وقتی چندین دلیل بر تفسیر یک آیه دلالت دارد مانند: اینکه این قسمت آیه شان نزول خاص دارد و روایات بصورت متواتر تفسیر آیه را بیان می دارد و تغییر در خطاب هم بر آن دلالت دارد و اخبار تاریخی هم موافق آن است و طرف مقابل با یک دلیل آنهم دلیل مردود یعنی قرار گرفتن در یک ایه بخواهد برداشتی را از آیه داشته باشد بنظر شما کدامیک به زور چیزی را بر آیه تحمیل کرده است؟3. اینکه این آیه جابجا شده یا نه و اینکه این قسمت بخاطر فلان دلیل اینجا قرار گرفته و یا رد آن تحلیلاتی ظنی و گمانی بیش نیست که با وجود دلایل قطعی بیان شده نیازی به طرح انها نیست. انشاءالله بعد از ظهور، به قطعیت خواهد پیوست.

3. نظر آقا میثم و کلام آقای مجلسی را هم متوجه نشدیم کجا چنین سخنی زده شده است.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

(1)

32  

نام و نام خانوادگی:  دانشچیان     -   تاریخ:  18 مرداد 93 - 00:04:13
یا اینکه صاحب تفسیر المیزان در این مورد میفرمایند((انما وضعت بینها اما بامر النبی او عند التالیف بعد الرحله.المیزان جلد 16 صفحه 133 )) این سخنان تنها از کسانی سر میزنند که معتقد باشند نعوذ بالله نظم آیات قرآن به هم ریخته است قران تحریف شده است.
قرآن به بهترین صورت چیدمان شده است و اگر غیر از این بود دیگر خداوند نمیفرمودند((فاتوا بسوره من مثله))یا((فاتوا بعشر سور مثله)) و یا خداوند نمیفرمودند((انا له لحافظون))نباید منظور واضح آیه قرآن را کنار گذاشت و به زور بخواهیم فقط با استفاده از روایات(نه با استفاده از ایات دیگر قرآن) عصمت ائمه را از انتهای آیه اثبات کنیم.در جای دیگر خطاب به آقای میثم فرمودید((اگر تنها دلیل شیعه بر نزول این قطعه از آیه در مورد اهل بیت مذکر بودن ضمیر باشد، کلام شما درست است...)) شما مذکر بودن ضمیر را دلیل بر این گرفته اید که این قسمت از آیه خطاب به غیر زنان رسول گرامی خداست.با توجه به توضیحی که آقای میثم در مورد قاعده معروف تغلیب داده اند در انتهای این عبارت با به کار بردن جمله((کلام شما درست است))خودتان دلیل خود را که گفتید((وقتی به آیه تطهیر رسیده ضمایر جمع مذکر به کار رفته مانند: لیذهب عنکم - ویطهرکم . پس معلوم می شود مخاطب در آیه تطهیر غیر از مخاطب در آیات قبل و بعد از آیه تطهیر است.)) به گونه ای رد کرده اید.و در انتهای فرمایشات خود عرض کرده اید((اما شیعه می گوید که این ضمیر نمی تواند طبق ادعای بعضی از علمای اهل سنت مخصوص زنان باشد ، بلکه قطعا شامل مردان نیز می شود ، زیرا عده زیادی از علمای اهل سنت ادعا کرده اند مقصود از این ضمیر تنها همسران رسول خدا است !!!))بنده گفته بعضی از علمای سنی که میگویند این بخش از آیه فقط شامل زنان رسول خداست قبول ندارم و ادعای شما را نیز که میگویید این آیه فقط خطاب به 5 تن است قبول ندارم.با توجه به توضیحاتی که در مورد سیاق آیات قبل و بعد و حتی ابتدای آیه 33 احزاب داده ام این را قبول میکنم که این آیه خطاب به زنان رسول خدا هست وبه اعتبار حدیث کسا قبول میکنم که 5 تن نیز مشمول این آیه قرار گرفته اند.در این صورت حدیث کسا و روایات مربوط به آن با آیه 33 سوره احزاب سازگار است ودر غیر این صورت اگر ما بخواهیم روایات و احادیث را طوری معنا کنیم که گویی با سیاق آیات قرآن متفاوت باشند و قرآن در مورد یک موضع واحد یک چیز را بگوید و روایات چیز دیگری در این صورت احادیث مربوط از دیدگاه من از درجه اعتبار ساقط میشود.در عبارت بالا ذکر کردید((اگر تنها دلیل شیعه بر نزول این قطعه...الخ))یعنی اینکه شما دلایل دیگری نیز دارید که آنطور که بنده متوجه شده ام مهمترین دلیل شما همان روایات است و دلخوش بودنتان به تواتر آن به طوری که سیاق آیات قرآن را فراموش کرده اید که بنده مختصری در این مورد توضیح داده ام و اما توضیحات مفصل تر را ان شا الله در صفحات بعد به عرض میرسانم.اما دلیل دیگری را که فرمودید این بود((فرق اصلی این آیه ، با آیات دیگر در عبارت «تطهیرا» است ! که مفعول مطلق تاکیدی است !))که صاحب تفسیر گران قدر المیزان نیز به این نکته اشاره کرده اند.اما سوال اینجاست که آیا وجود مفعول مطلق تاکیدی به این معنی ست که مخاطب این قسمت از آیه فقط 5تن است؟بهتر است برای جواب به این سوال به جای رجوع به احادیث و روایات در درجه اول به قرآن رجوع کنیم و به سفارش امام علی علیه السلام که میفرمایند(قرآن عامل پیروزی ست برای آن کس که با آن استدلال کند.)توجه کنیم.با توجه به آیات قرآن زنان رسول خدا شان خاصی داشتند و وجود مفعول مطلق تاکیدی برای طهارت آنها در مورد زنان رسول خدا بی علت نیست.قبل از خطابهای مذکور ودر صدر آیات خداوند این نکته را به آنها گوشزد میکند که زن رسول خدا بودن وظیفه خاصی را میطلبد لذا اگر نمیتوانید از این مسئولیت سربلند بیرون بیایید و اگر میخواهید از لحاظ مسئولیت مانند دیگران باشید بیایید به خوشی و خوبی از آن حضرت جدا شوید.((ای رسول خدا به همسرانت بگو اگر خواهان نیکی دنیا و زینت آن هستید بیایید تا برخوردارتان کنم و به خوشی و نیکی رهایتان سازم.آیه 28 سوره احزاب))خداوند به آن زنان رسول خدا که این مسئولیت را قبول میکنند میفرماید((ینسا النبی لستن کاحد من النسا ان اتقیتن))((ای همسران رسول خدا شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید اگر تقوا پیشه کنید))با همین عبارت قرآنی مشخص میشود که زنان رسول خدا دارای منزلت خاصی هستند مشروط بر اینکه تقوا پیشه کنند مانند هیچ یک از زنان نیستند.حتی حساب و کتاب آنها نیز با دیگر زنان فرق دارد آنجا که خداوند در قبال کار زشت آنها عذاب دوچندانی وعده داده است و برای انجام کار شایسته انها پاداشی دوچندان وعده داده است.(نگاهی بیندازید به آیه 30 و 31 سوره احزاب) وهمچنین خداوند در آیه 6 سوره احزاب همسران رسول خدا را مادران امت(ازواجه امهاتهم)خوانده است.این خود نشانه التفات خاص خداوند به زنان رسول خداست.زنانی که ساکنین خانه ای هستند که در ان آیات حکمت آمیز خداوند نازل میشود(آیه 34 سوره احزاب)زنانی که آبروی رسالت رسول خدا به آنها نیز وابسته است زنانی که باید اسوه دیگر زنان باشند چرا که همسران برگزیده خدا-نبی اکرم- هستند اگر تقوا داشته باشند تاثیر بسزایی در رسالت نبی اکرم دارند و اگر به راه کج بروند از آنجایی که اسوه دیگر زنان و مادران امتند دیگران نیز از اطاعت از نبی اکرم سست میشوند.بنابراین شایسته است که مادران امت(همسران رسول خدا)با تاکیید بیشتری مورد توجه خدا قرار گیرند.و میتوان با توجه به این توضیحات نتیجه گرفت به چه دلیل خداوند از مفعول مطلق تاکیدی استفاده کرده است.حال سوالی پیش میاید و آن این است که با توجه به اینکه خداوند خواهان طهارت همه مومنین است پس چرا در این آیه همسران نبی اکرم را جدا از سایرین میکند؟با عنایت به مطالبی که در بالا ذکر شد اینان شان خاصی داشتند و مشابه این موضوع باز هم در قرآن موجود است.آنجایی که خداوند خطاب به نبی اکرم میفرماید(و انذر عشیرتک الاقربین)(خویشاوندان نزدیکت را هشدارده.شعرا 214)با اینکه رسول بزرگوار خدا مسئول تبشیر و اندرز همگان بوده است اما با توجه به اینکه رفتار عشیره نبی اکرم به سبب قرابت و خویشاوندی که با آن حضرت داشتند و رفتار آنان بیش از دیگران مورد توجه مردم بود به این دلیل خداوند فرمود به خصوص آنان را اندرز کن.یا ملاحظه کنید آیه 51 سوره انعام را که خداوند میفرمایند:و انذر به الذین یخافون ان یحشروا الی ربهم...یعنی؛و با این(قرآن)کسانی که از گرداوری شدن به سوی پروردگارشان میهراسند،هشدار ده...آیا میتوان از این آیه نتیجه گرفت که خداوند از پیامبر میخواهد فقط این گونه افرادی را که ذکرش در آیه است را هشدار دهد؟!! البته که نه بلکه خداوند با این بیان میخواهد بگوید بیشتر بر این افراد به منظور هشدار دادن تمرکز کن...
جواب نظر:

باسلام
دوست گرامی
1. تحریف قرآن به معنی کم و زیاده شدن آیات است نه جابجایی محل آنها! آنهم به دستور رسول الله صلی الله علیه و آله.
2. در مورد استفاده عصمت از آیه تطهیر در جواب به دیگر نظرات جنابعالی توضیحات لازم داده شد.
3. قائده تغلیب با وجود شان نزول و تواتر روایات و اجماع علمای سنی و شیعه کاربردی ندارد. بخصوص که علمای اهل سنت هم واقف بر این قائده بوده اند و از آن استفاده نکرده اند. بلکه با استفاده از مذکر بودن ضمائر آن را مخصوص اهل بیت دانسته اند که در ادامه ذکر خواهد شد.
4. زنان رسول الله از آن جهت دارای احترام اند که منتسب به رسول الله صلی الله علیه و آله اند و این انتساب است که او را در موقعیت خاص قرار می دهد که مواظب اعمال خود باشند چون عمل آنها به پای رسول الله صلی الله علیه و اله هم نوشته می شود. بیش از این شانیت ندارند.
5. انذر عشیرتک الاقربین شروع دعوت همگانی را اعلام داشته و خواسته است این کار را از نزدیکان خود شروع نمایند.
6. در انتها خوب است بدانید که علمای اهل سنت هم بر اختصاص این قسمت از آیه به اهل بیت تاکید داشته اند:
ما نام تعدادی از آنها را که ثعالبی در تفسیر خود آورده ذکر می کنیم.
1. أبو بکر نقّاش در تفسیرش : أجمع أکثر أهل التّفسیر أنّها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسن والحسین صلوات الله علیهم ( جواهر العقدین : 198 الباب الأول ، وتفسیر آیة المودّة : 112 ) .
2. علاّمة سیدی محمّد جسوس در شرح الشمائل المحمدیة : 1 107 ذیل باب ما جاء فی لباس رسول الله ) .
3. سمهودی: هم أهل الکساء ، فهم المراد من الآیتین ( المباهلة والتطهیر ) ( جواهر العقدین : 204 الباب الأول ) .
4. طّحاوی فی مشکل الآثار: أنّ المراد بما فیها هم رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم وعلیّ وفاطمة والحسن والحسین دون ما سواهم ( مشکل الآثار : 1 230 ح 782 باب 106 ما روی عن النبیّ فی الآیة ) .
5. فخر الرازی : وأنا أقول : آل محمّد
e هم الذین یؤول أمرهم إلیه ، فکلّ من کان أمرهم إلیه أشدّ وأکمل کانوا هم الآل ، ولا شکّ أنّ فاطمة وعلیّاً والحسن والحسین کان التعلّق بینهم وبین رسول الله e أشدّ التعلّقات ، وهذا کالمعلوم بالنّقل المتواتر ؛ فوجب أن یکونوا هم الآل .
6. أبو بکر حضرمی فی رشفة الصادی : ( والذی قال به الجماهیر من العلماء ، وقطع به أکابر الأئمّة ، وقامت به البراهین وتظافرت به الأدلّة أنّ أهل البیت المرادین فی الآیة هم سیّدنا علیّ وفاطمة وابناهما ( رشفة الصادی من بحر فضائل بنی النبیّ الهادی : 13 14 16 ط . مصر و 23 و 40 ط . بیروت الباب الأول ذکر تفضیلهم بما أنزل الله فی حقّهم من الآیات ) .
7. ابن حجر : أکثر المفسّرین على أنها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسن والحسین ( الصواعق المحرقة : 143 ط . مصر ، وط . بیروت : 220 الباب الحادی عشر ، فی الآیات الواردة فیهم ، الآیة الاولى ) .
8. نووی در شرح صحیح مسلم : والمعروف فی معظم الروایات فی غیر مسلم أنّه قال : ( نساؤه لسن من أهل بیته ) ، فَتُتَأول الروایة الاولى على أنّ المراد أنهنّ من أهل بیته الذین یسکنونه ویعولهم . . . ولا یدخلن فیمن حرم الصدقة ( صحیح مسلم بشرح النووی : 15 175 ح 6175 کتاب الفضائل فضائل علیّ ) .
9. قسطلانی : الجمهور على أنّهم علیّ وفاطمة والحسن والحسین وحجتهم ( عنکم ویطهِّرکم ) بالمیم ( المواهب اللدنیة : 2 517 529 الفصل الثانی من المقصد السابع ) .
10. أبو منصور ابن عساکر شافعی : بعد از ذکر قول أُمّ سلمة : ( وأهل البیت رسول الله وعلیّ وفاطمة والحسن والحسین ) هذا حدیث صحیح . . . والآیة نزلت خاصّة فی هؤلاء المذکورین ( کتاب الأربعین فی مناقب أمّهات المؤمنین : 106 ح 36 ذکر ما ورد فی فضلهنّ جمیعاً ) .
11. ابن بلبان( المتوفى 739 ه) فی ترتیب صحیح ابن حبّان : ذکر الخبر المصرّح بأنّ هؤلاء الأربع الذین تقدّم ذکرنا لهم هم أهل بیت المصطفى
e ثمّ ذکر حدیث نزول الآیة فیهم عن واثلة ( الإحسان بترتیب صحیح ابن حبّان : 9 61 ح 6937 کتاب المناقب ، ویأتی الحدیث بتمامه ) .
12. ابن الصبّاغ در فصول : أهل البیت على ما ذکر المفسِّرون فی تفسیر آیة المباهلة ، وعلى ما روی عن أُمّ سلمة : هم النبیّ
e وعلیّ وفاطمة والحسن والحسین ( مقدّمة المؤلف : 22 ) .
13. حاکم نیشابوری بعد از ذکر حدیث کساء و لزوم ذکر ذکر آل می گوید : إنّما خرّجته لیعلم المستفید أنّ أهل البیت والآل جمیعاً هم ( المستدرک : 3 148 کتاب المعرفة ذکر مناقب أهل البیت ( علیهم السلام ) ) .
14. حافظ گنجی : الصحیح أنّ أهل البیت علیّ وفاطمة والحسنان ( کفایة الطالب : 54 الباب الأول ) .
15. قندوزی : أکثر المفسِّرین على أنّها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسن والحسین لتذکیر ضمیر عنکم ویطهِّرکم ( ینابیع المودّة : 1 294 ط . اسلامبول 1301 ه و 352 ط . النجف ، باب 59 الفصل الرابع ) .
16. محبّ الدّین طبری : باب فی بیان أنّ فاطمة والحسن والحسین هم أهل البیت المشار إلیهم فی قوله تعالى : ) إنّمَا یُرِیْدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ البَیْتِ ویُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیْرَا ( وتجلیله
e إیّاهم بکساء ودعائه لهم ( ذخائر العقبى : 21 ) .
17. آلوسی : وأنت تعلم أنّ ظاهر ما صحّ من قوله
e : ( إنّی تارک فیکم خلیفتین وفی روایة ثقلین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وإنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض ) . یقتضی أنّ النّساء المطهَّرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثّقلین ( تفسیر روح المعانی : 12 24 مورد الآیة ) .
18. بدخشانی : وآل العباء عبارة عن هؤلاء لأنّه صحّ عن عائشة وأُمّ سلمة وغیرهما بروایات کثیرة أنّ النبیّ
e جلّل هؤلاء الأربعة بکساء کان علیه ، ثمّ قال : ) إنّمَا یُرِیْدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ البَیْتِ ویُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیْرَا ( .
19. توفیق أبو علم : فالرأی عندی أنّ أهل البیت هم أهل الکساء : علیّ وفاطمة والحسن والحسین ومن خرج من سلالة الزهراء وأبی الحسنین رضی الله عنهم أجمعین ( أهل البیت : 92 ذیل الباب الأول ، و : 8 المقدّمة ) .
20. شوکانی: قد ورد بالدلیل الصحیح أنّها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسنین ( إرشاد الفحول إلى تحقیق الحق فی علم الاصول : 83 البحث الثامن من المقصد الثالث ، وأهل البیت لتوفیق أبو علم : 36 الباب الأول ) .
21. أحمد بن محمّد شامی : وقد أجمعت امّهات کتب السنّة وجمیع کتب الشیعة على أنّ المراد بأهل البیت فی آیة التطهیر النبیّ
e وعلیّ وفاطمة والحسن والحسین ؛ لأنّهم الذین فسرّ بهم رسول اللهeالمراد بأهل البیت فی الآیة ، وکلّ قول یخالف قول رسول الله e من بعید أو قریب مضروبٌ به عرض الحائط ، وتفسیر الرسول eأولى من تفسیر غیره ؛ إذ لا أحد أعرف منه بمراد ربّه ( جنایة الأکوع : 125 الفصل السادس ) .
22. شبلنجی : هذا ویشهد للقول بأنّهم علیّ وفاطمة والحسن والحسین ما وقع منه
e حین أراد المباهلة ، هو ووفد نجران کما ذکره المفسِّرون ( نور الأبصار : 122 ط . الهند و 223 ط . قم ، الباب الثانی مناقب الحسن والحسین ) .
23. سندی: وهذا التحقیق فی تفسیر ( أهل البیت ) یعیّن المراد منهم فی آیة التطهیر ؛ مع نصوص کثیرة من الأحادیث الصحاح المنادیة على أنّ المراد منهم الخمسة الطاهرة رضوان الله تعالى علیهم أجمعین ( دراسات اللبیب فی الاسوة الحسنة بالحبیب )
24. رفاعی : وقیل علیّ وفاطمة وابناهما ، وهو المعتمد الذی علیه جمهور العلماء ( المشرع الروی : 1 17 ) .
25. دکتر عبّاس العقاد : واختلف المفسرون فیمن هم أهل البیت : أمّا الفخر الرازی فی تفسیره ( 6 783 ) ، والزمخشری فی کشافه ، والقرطبی فی تفسیره ، وفتح القدیر للشوکانی ، والطبری فی تفسیره ، والسیوطی فی الدر المنثور ( 5 169 ) ، وابن حجر العسقلانی فی الاصابة ( 4 407 ) ، والحاکم فی المستدرک ، والذّهبی فی تلخیصه ( 3 146 ) ، والإمام أحمد فی الجزء الثالث صفحة : 259 ؛ فقد قالوا جمیعاً : إنّ أهل البیت هم علیّ والسیدة فاطمة الزهراء والحسن والحسین رضی الله عنهم . وأخذ بذکر الأدلة . ( فاطمة الزهراء للعقاد : 70 ط . مصر دار المعارف الطبعة الثالثة . ) .

26. محمّد بن أحمد بنیس در شرح همزیّة البوصیری : أکثر المفسِّرین أنّها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسنین رضی الله عنهم ( لوامع أنوار الکوکب الدرّی : 2 86 ) .
و افراد دیگری همچون سخاوی و شاعر الحسن بن علیّ بن جابر الهبل و ...
ر.ک: الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، اسم المؤلف:  عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف الثعالبی الوفاة: 875 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت، ج 8 ، ص 36

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

(1)

33  

نام و نام خانوادگی:  دانشچیان     -   تاریخ:  18 مرداد 93 - 00:04:49
اما در جای دیگر برای اثبات مدعای خود گفتید((اهل سنت ادعا می‌کنند که در آیه غار ضمیر «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ » به أبی بکر بر می‌گردد ؛‌ در حالی که از اول آیه و بعد از این جمله به اتفاق شیعه و سنی تمامی ضمایر به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بر می‌گردد . اهل سنت هر جوابی در این جا دادند ، ما هم همان جواب را در آیه تطهیر خواهیم داد .))این دیگر چه روش اثباتی برای ادعایتان است؟!! طبیعتا شما گفته های اهل سنت در مورد این آیه که در مورد ابی بکر است را قبول ندارید چگونه است که جواب خودتان در مورد آیه تطهیر را قبول میکنید و از آنجا که گفته اهل سنت در این آیه اشتباه است در نتیجه گفته های شما نیز که مطابق با گفتهای اهل سنت است نیز اشتباه است!به عبارت دیگر اهل سنت بگوید به دلیل فلان آیه«فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ » خطاب به ابی بکر است شما نیز بگویید آیه تطهیر نیز به همین دلیل شما خطاب به 5تن است.در صورتی که شما دلایل اهل سنت را قبول ندارید اما از همان دلایل نادرست برای اثبات سخنان خودتان استفاده میکنید. . یا اینکه اهل سنت برای اثبات مدعای خود به شما بگویند(اهل شیعه هرجوابی در مورد آیه تطهیر دادند ما هم همان جواب را در مورد آیه(فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ)خواهیم داد.پس بنا بر همین سخن شما، باید گفته های اهل سنت را در مورد آیه«فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ »قبول کنید،چرا که گفته های خود را قبول دارید.یا اگر اهل سنت بگوید که اهل شیعه هر پاسخ ردی بر مدعای ما بدهند ما نیز همان پاسخ رد آنها را بر مدعایشان میدهیم. آیا این روش جواب دادن و اثبات مدعایتان است؟!!!

شما در جواب آقای حامد بیان کردید((ادعا کرده‌اید که «اهل بیت شامل زنان هم می شود (فلما قضی موسی الاجل وسارباهله)قصص29هنگامی که موسی مدت خودرابه پایان رسانیدوهمراه خانواده اش (ازمدین به سوی مصر)حرکت کرد.)درآن وقت کسی جزهمسرش همراه او نبود»!
به عکس علمای اهل سنت گفته‌اند که کلمه اهل در اینجا دلالت می‌کند که چند نفر غیر همسر همراه او بوده‌اند !
(وَسَارَ بِأَهْلِهِ) لیس فیه دلالة على أنه خرج منفرداً معها وقوله : ( امْکُثُواْ ) فیه دلالة على الجمع
اینکه در آیه آمده است وی همراه با خانواده اش را نمی توان دلیل بر آن گرفت که موسی همراه با همسرش تنها بوده است و عبارت «امکثوا» دلالت بر جمع می کند)) شما برای اثبات سخنانتان اگر علمای اهل سنت خلاف این نکته را بازگو میکردند باز هم به گفته هایشان استناد میکردید یا فقط آنجا که گفته های اهل سنت موافق شماست بازگو میکنید؟و گفته های مخالفان را از تفاسیر علما بازگو نمیکنید؟شیخ طوسی در التبیان در مورد آیه 29 سوره قصص میفرماید(ان موسی لما قضی الاجل تسلم زوجها و سار بها.)یعنی همانا هنکامی که موسی مدت پیمایش را بگذراند،همسرش را گرفت و با خود برد.طبرسی در مجمع البیان گفته(: اینکه خطاب را به صیغه جمع آورده و فرموده است (اتیکم) برایتان بیاورم، بدین سبب بوده که همسر او با اینکه یک نفر بوده ، اما قائم مقام چند نفر بوده است ، چون در مواقع حساس و جاهاى وحشت انگیز یک نفر در ایجاد انس در دل آدمى کار چند نفر را مى کند.)صاحب تفسییر المیزان نیز این قول را بیان کرده است ودر تفسیر آیه 7 سوره نمل که شباهت بسیاری با این ایه دارد بیان کرده است(مراد از اهل موسى ، همسرش ، یعنى دختر شعیب است ، که خداى تعالى در سوره قصص داستانش را آورده( . ورشد الدین میبدی نیز در کشف الاسرار و عده الابرار بیان کرده است(منظور از اهل همسر موسی است که دختر شعیب است.المراد بالاهل ههنا امراته،بنت شعیب)و ابوالفتح رازی نیز اهل را همسر موسی گرفته است. و تفسیر جلالین و فخر رازی و سید قطب مراد از اهل را همسر حضرت موسی گرفته اند و بیضاوی و قرطبی نیز ذیل آیه 29 سوره قصص مراد از اهل را همسر حضرت موسی دانسته اند.مولفین تفسیر نمونه نیز در جلد 15 در این رابطه میگویند(ایـن در هـمـیـن شـبـى بـود کـه مـوسـى با همسرش دختر شعیب در طریق مصر در بیابانى تـاریـک و ظلمانى گرفتار آمد، راه را گم کرد...)
شما که فقط سخنان علمای موافق قول خود را بیان میکنید لازم است سخنان علمای مخالف را نیز بیان کنید که همانطور که واقفید در میان علمای مخالف قول شما، علمای شیعه نیز وجود دارند.
شما در جواب آقای حامد آنجا که فرمودند((کلمه تطهیرمعنای معصوم بودن نمی دهدهمان طور که درقرآن هست:(خذمن امولهم صدقه تطهرهم وتزکیهم بها وصل علیهم ان صلوتک سکن لهم والله سمیع علیم.توبه 103)جالب است دراین آیه تطهیر معنی معصومیت نمی دهد بعدش هم کلمه تزکیه آمده که مهم تر ازتطهیر است.درصورتی که درآیه تطهیر تزکیه نیامده پس این آیه محکم ترازآیه تطهیر است.))سکوت کرده اید و چیزی نگفته اید.البته که تزکیه مرتبه ای بالاتر از تطهیر دارد(چنان که که صاحب تفسیر المیزان نیز این قول را قبول دارند و تزکیه را به گونه ای رشد دادن و بالاتر بودن از تطهیر دانسته اند)چرا هیچ کس نمیگوید کسانی که صدقه میدهند معصوم اند هرچند که در این ایه مفعول مطلق تاکیدی نیامده است اما تزکیه آمده است(در مورد اینکه چرا در انتهای آیه 33 سوره احزاب مفعول مطلق تاکیدی آمده است پیش تر مطالبی را ذکر کرده ام.) سوال اینجاست که اگر به قول شما این قسمت از آیه منحصرا در مورد 5تن است چرا آیه مقصود خود را واضحتر بیان نکرد.یا چرا در جای دیگری از قران در مورد موضوعی این چنین مهمی ایات دیگری وجود ندارد و قرآن مقصود واضح خود را در مورد موضوعی به این مهمی بیان ننموده است
اما در مورد اینکه این قسمت از ایه اراده تکوینی را میرساند یا تشریعی،بدون اینکه تکوینی بودن آیه را اثبات کنید در جواب بیان داشتید(اثبات اینکه این آیه در مقام بیان اراده تکوینی است ، امری بسیار واضح است !)تنها دلیل شما دستاویزیتان به روایات، بدون توجه به آیات دیگر قرآن است.یا دلیل دیگرتان بر تکوینی بودن این آیه میتواند همان قول خودتان باشد که اظهار داشتید طهارت در این آیه طهارت خاصی است بنابرین اراده در این آیه تکوینی است.که در مورد اینکه به چه دلیل این طهارت خطاب به زنان نبی اکرم هست مطالبی را عرض کرده ام و نیز گفته آقای ایمانی نسب علی آنجا که فرمودند(که اگر در این آیه خداوند فقط یک تطهیر معمولی(یطهرکم) که آن را از همه مردم بخواهد را اراده نکرده است بلکه یک تطهیر خاص را را اراده کرده است که آن را با اذهاب( الرجس) که دال بر دوری اهل بیت از هر آلودگی باشد و همچنین با مفعول مطلق تاکیدی(تطهیرا) بیان کرده است. واین یعنی خداوند نمی خواهد که همه مردم به گونه ای که در آیه تطهیر بیان شده است پاک شوند، و خداوند فقط از مردم (یطهرکم) را میخواهد؛ ولی از اهل بیت صرف نظر از اینکه چه کسانی هستند به خاطر اینکه نسبت نزدیکی با پیامبر دارند و تحت تربیت پیامبر قراردارند واز شرایط بهتری برای خودسازی برخوردارند تطهیر کامل را میخواهد(یطهرکم تطهیرا). لطفا جواب مستوفایی به این قضیه بدهید ودلایل اینکه اراده در این آیه تکوینی است نه تشریعی است را برشمرید؛ وحتی المقلدور به دلایل قرآنی وعقلی تکیه کنید)که جواب زیبایی در توضیح اینکه چرا در این ایه مفعول مطلق تاکیدی آمده است، داده اند.شما بهتر است دلایل خود را مبنی بر اراده تکوینی خدا را بازگو کنید نه اینکه فقط دلایل دیگران را به قلم نقد بگیرید.در جای دیگر آنجا که از شما خواسته شد دلیل قرآنی برای اراده تکوینی بودن این ایه بیاورید شما در پاسخ گفتید(وقتی با مدارک اهل سنت ثابت شود که مقصود از تطهیر در این آیه اراده تکوینی است ، دیگر نیازی به رجوع به آیات قرآن در این زمینه نیست !)این گفته شما و بسیاری از گفته هایتان نشان میدهد که روایات نسبت به قرآن برای شما صحیح تر است و ارجحیت دارد.آنجا که از شما دلایل قرآنی خواسته میشود فقط جواب سر بالا میدهید و باز به روایات رجوع میکنید.حضرت علی علیه السلام در خطبه 198 نهج البلاغه میفرمایند(قرآن برهانی است بر آن کس که با ان سخن بگوید،عامل پیروزی ست برای آن کس که با آن استدلال کند...و حدیث کسی است که از آن روایت کند)حال شما برخلاف سخنان گران بار امام اول مان میگویید تا وقتی روایت است دیگر نیازی به رجوع به قرآن نیست؟هرچند که مخاطب شما سنی هم هستند اما نه همه آنها.حتی اگر همه سنی باشیم شما بهتر است بیش از روایات به قرآن رجوع کنید.
جواب نظر:

باسلام

دوست گرامی

1. شما منظور ما را از این جواب متوجه نشده اید! منظور این است که اختلاف در تخاطب در یک آیه ممکن است. اما چون مستشکل این حقیقت را نمی پذیرد ما مثالی را از جای دیگری که او این واقعیت را پذیرفته(آیه غار) می آوریم تا او را در تناقض قرار دهیم و مجاب نماییم ما نظر او را در مورد آیه غار قبول نداریم ولی مساله دیگری که در عرض این مساله از استدلال فرد استفاده می شود را قبول داریم و آن اختلاف در خطاب است. لذا این استدلال اشکالی ندارد.

2. در استناد به سخن علما اگر موافق انسان باشند می تواند قرینه ای بر صحت سخن ما باشد و چنین استناداتی در مباحث علمی یک روش کاملاً رایج است و برخی مواقع هم استناد بخاطر اقرار آنهاست که باز هم مورد استناد است و می تواند معارضی برای دیگر اقوال علما باشد و در تضعیف سخن آنها ما را یاری کند لذا ذکر می شود و اسنتاد به سخن یک عالم هیچ لزومی را برای استناد به سخن او در جاهای دیگر نمی آورد چون انسانها جایز الخطا اند و ممکن است در جای دیگر به خطا برود.

3. اما در مورد سخن علما در مورد آیه 29 قصص اولاً همراهی زن با حضرت موسی دلیل حضور او در ضمن کلمه اهل نمی شود چون معلوم نیست که چه افرادی همراه حضرت موسی بوده اند ثانیاً ذکر دلایل مختلف برای آوردن ضمیر جمع بخصوص در مجمع البیان برای بیان تمام احتمالات موجود در مساله است و دلالتی بر قبول آن از طرف ایشان نیست ثالثا همچنانکه در نظرات قبلی بیان داشتیم سخن در اینجا در مورد حضور زن در معنای لغوی اهل نیست بلکه در مورد معنای اصطلاحی آن در آیه تطهیر است بخصوص که در ایه تطهیر ابتدا رجس را از افرادی با ذکر ضمیر «کم» دور می داند سپس آنها را متصف به اهل البیت می کند لذا نمی توان به کلیت صفت استناد کرد.

علامه طباطبایی هم ذیل آیه می فرماید: «فی قوله خطابا لأهله: "امکثوا" إلخ، شهادة على أنه کان معها من یصح معه خطاب الجمع.» و آقای مکارم هم در تفسیر نمونه در ادامه سخنی که ذکر کردید می فرماید: ضمیر شما به صورت جمع است این تعبیر ممکن است به خاطر این بوده که علاوه بر همسرش فرزند یا فرزندانى نیز با او همراه بوده است ، چـرا که ده سال از ازدواج او در مدین گـذشته بوده.

4. در مورد فرق بین آیه تطهیر و آیه زکات بسیار واضح و روشن است که در آیه زکات هدف از کار را بیان می کند ولی در آیه تطهیر خبر از کاری که به آن اراده قطعیه الهی تعلق گرفته می دهد و فرق بین این دو بسیار ظاهر است. چون وقتی هدف از کار را بیان می کند ممکن است هدف محقق شود و یا نشود چنانکه هدف از ارسال قرآن هدایت انسانها بوده(هدی للمتقین) ولی بسیاری از افراد هدایت نیافته اند. لذا نمی توان از آن، نتیجه ای که از آیه تطهیر گرفته می شود را گرفت. در آیه تطهیر خداوند خبر از اراده قطعی خود می دهد و مورد آن را هم مشخص کرده و آنها را با انما منحصر کرده لذا می توان به آن استناد کرد.

5. اینکه چرا خداوند چنین نکرد و چنان کرد و آیه نداد و اینکه این مساله مهم است و فلان مهم نیست چرا در قرآن آمد یا نیامد چیزی جز فضولی در امر الهی نیست. خداوند هیچ گاه نگفته که من مسائل مهم را در قرآن می آورم و غیر مهم را نمی آورم و... چنین استدلالی را باید کسی انجام دهد که به تمام حکمتها و اسرار کتاب الهی با خبر اند نه من و شما!

6. اراده تکوینی(نظام آفرینش) یعنی همان قول الهی که می فرماید وقتی در موررد چیزی اراده کنیم می گوییم کن فیکون اراده ای که تخلف بردار نیست.تمام سنن الهی ذیل این اراده الهی قرار دارند این اراده به فعل خداوند تعلق می گیرد. امام اراده تشریعی(نظام قانون گذاری) اراده ای است که اختیار انسانها در آن تاثیر دارد ممکن است انجام نشود اراده ای است که خداوند انجام آن را مقید به اراده انسانها کرده است تمام اوامر و نواهی الهی که در احکام مطرح است همانند نماز و روزه و... ذیل اراده تشریعی قرار می گیرند این اراده به افعال ما تعلق می گیرد نه فعل خداوند و انسانها هم مختارند لذا تخلف بردار است. حال با این تفسیر به آیه مورد بحث مراجعه می کنیم در این آیه واضح است که سخن از بیان فضیلت است و فضیلت بودن با اراده تکوینی سازگاری دارد چون اراده تشریعی خداوند بر پاکی و طهارت همه انسانها تعلق گرفته اینکه خداوند این افراد را منحصراً در این آیه به طهارت فضیلت داده باید اراده تکوینی باشد والا لغو خواهد بود. ثانیاً اراده به فعل خداوند تعلق گرفته و چنین اراده ای تکوینی است. ثالثاً اختیار انسانها در آن اخذ نشده و اصلا به فعل و اختیار انسان کاری ندارد. رابعاً اراده تشریعی خداوند بر پاکی انسانها مطلق است و بر طهارت همه انسانها قرار گرفته، انحصار اراده بر پاکی اهل بیت در این آیه باید اراده دیگری باشد والا با اطلاق آن که از آیات بسیاری استفاده می شود در تناقض خواهد بود. و...

7. سنت، مفسر قرآن و در کنار قرآن است ولی به هیچ وجه بالاتر از آن نیست اما ممکن است یک روایت متواتر یا صحیح و یا مستفیض ظهور یک آیه را قید بزند چون سنت برای بیان قرآن آمده است . شما که به سخنان حضرت علی علیه السلام استناد می کنید خوب بود تمام سخنان ایشان را مد نظر قرار دهید بخصوص آن کلامی که ایشان به ابن عباس برای محاجه با خوارج بیان داشتند که فرمودند: با آنها بر اساس سنت بحث کن نه با قرآن چون قرآن تحمل معانی مختلف را دارد ولی سنت اینگونه نیست بلکه راه را بر آنها می بندد. ((لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ... وَ لَکِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً .)) نامه 77 نهج البلاغه.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

(1)

34  

نام و نام خانوادگی:  دانشچیان     -   تاریخ:  18 مرداد 93 - 00:06:00
ایه 1 سوره تحریم:ای پیامبر چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده است بر خود حرام میکنی و از این راه خوشنودی همسرانت را میجویی
این قبیل آیات نشان میدهند که پیامبر نیز دچار اشتباه میشد ولی خداوند اشتباه را به پیامبر گوشزد میکرد اما این ارتباط میان خدا و غیر پیامبر نبود لذا ائمه نیز اشتباه میکردند اما چون مقام نبوت نداشتند خدا آنها را از اشتباهشان آگاه نمیساخت.
برای نمونه میتوانید به نامه 71 نهج البلاغه رجوع کنید آنجا که حضرت علی علیه السلام نامه ای به منذر بن جارودی عبدی نوشت.(منذربن جارودی عبدی به دستور حضرت علی علیه السلام فرماندار شیراز شده بود.او 4000 درهم از بیت المال تصرف کرده بود و به نزد معاویه گریخت.که حضرت علی علیه السلام در مورد انتخاب این شخص دچار اشتباه شده بود)
در بخشی از این نامه آمده است(شایستگی پدرت مرا در مورد تو فریب داد و گمان کردم دنبال هدایت او میروی و از طریقی که پدرت رفت رهسپار میشوی.)حضرت علی علیه السلام گمان میکرد منذر مانند پدر خود مردی صالح و شایسته است که اینطور نبود.
نمونه ای دیگر:در کتاب بحار الانوار مجلسی جلد 8 صفحه 353 آمده است:امام حسن به پدر خود فرمود:ای پدر از مدینه بیرون برو و از مردم کناره گیری کن پس مردم ناگزیر از تو هستند و به سراغ تو خواهند امد هرچند تو در صنعا باشی و من میترسم که عثمان کشته شود در حالی که تو در مقتل او (مدینه) باشی.)امام علی در پاسخ فرمودند:(ای پسر جان آیا من از سرای هجرت خود بیرون روم.گمان نمیکنم کسی جرات کند چنین تهمتی به من بزند که موجب کشتن عثمان شده ام.)دیدیم که گمان حضرت علی اشتباه بود و به واقعیت نپیوست.
وباز نمونه دیگر:
دینوری در کتاب أخبار الطوال بمناسبت حرکت علی
برای جنگ جمل در صفحه ی 125 از کتاب خود می نویسد:
(فدنا منه الحسن فقال یا أبت أشرت علیک حین قتل عثمان وراح الناس إلیک
وغدوا وسألوک أن تقوم بهذا الامر ألا تقبله حتى تأتیک طاعة جمیع الناس فی الآفاق و
أشرت علیک حین بلغک خروج الزبیر و طلحه بعایشة الی البصرة أن ترجع إلى
المدینة فتقیم فی بیتک، و أشرت علیک حین حوصر عثمان أن تخرج من المدینه فإن
ُقتل، ُقتل و أنت غائب فلم تقبل رأیی فی شئ من ذلک) یعنی امام حسن به علی
نزدیک شد و گفت: ای پدر هنگامی که
عثمان کشته شد و مردم صبحگاه بسوی تو آمدند و از تو در خواست کردند
که خلافت را بر عهده بگیری من به سوی تو اشاره کردم که قبول نکنی تا
همه ی مردم در تمام آفاق از تو اطاعت کنند و نیز هنگامی که خبر خروج
طلحه و زبیر با عائشه بسوی بصره به تو رسید، اشاره کردم که به مدینه باز
گردی و در خانه ات بنشینی، و همچنین هنگامی که عثمان محاصره شد، به
تو اشاره نمودم که از مدینه خارج شوی پس اگر او کشته شد در حالی
کشته شده که تو در مدینه نبودی و تو در هیچیک از این امور رأی مرا قبول
نکردی
با این وجود آیا می توان گفت امام حسن از هر خطایی معصوم بوده و
رأی او را نمی پذیرفته است؟ البته خیر! حضرت علی در پاسخ فرمود
أما انتظاری طاعة جمیع الناس من جمیع الآفاق، فإن البیعة لا تکون إلا لمن حضر الحرمین من المهاجرین و الأنصار فإذا رضوا و سلموا وجب على
جمیع الناس الرضا و التسلیم. و أما رجوعی إلی بیتی و الجلوس فیه فإن رجوعی لو
رجعت کان غدراً بالأمة و لم آمن، إن تقع الفرقة و تتصدع عصا هذه الأمة و إما
خروجی حین حوصر عثمان فکیف أمننی ذلک؟ و قد کان الناس أحاطوا بعثمان
فاکفف یا بنی عما أنا أعلم به منک)
پاسخ داد: اما درباره ی انتظار من که همه ی مردم در تمام
آفاق اطاعتم کنند، بیعت تنها حق کسانی است از مهاجرین و انصار که در
حرمین(مکه و مدینه) حضور دارند و چون آنان راضی و تسلیم شدند
واجب است که همه ی مردم راضی و تسلیم گردند. و اما بازگشت من به
خانه و نشستنم در خانه، اینکار را اگر انجام میدادم، نیرنگ و مکری
درباره ی این امت انجام داده بودم و آسوده خاطر نبودم از اینکه تفرقه بیفتد
و این امت وحدتشان به پراکندگی تبدیل شود. و اما خروج من از مدینه
هنگامی که عثمان محاصره شده بود چگونه برای من امکان داشت در
حالیکه من نیز محاصره بودم (مانند عثمان مورد احاطه ی مردم قرار گرفته
بودم). پس ای پسر جانم! خود را از سخن گفتن درباره ی امری که من به آن
از تو داناترم بازدارو اعتراض مکن.
خلاصه آنکه اهل بیت هم مانند دیگر مردم از سهو و خطا دور نبوده اند.
(این مسئله شاید در اینجا مطرح نشد،این را آورده ام برای کسانی که اعتقاد دارند که ائمه به دور از خطا و اشتباهند.)
بنده در این مقاله برخی از شبهات را بیان کردم به این دلیل که من را با پاسختان قانع کنید.خواهشمند است که استدلالتان فقط بر پایه روایات نباشد به خصوص روایاتی که در کتاب اهل سنت آمده است چرا که بنده شیعه هستم. و در پاسخ به مقاله بنده گزینشی عمل نکنید و به تمام گفته های بنده پاسخ دهید و ترجیحا برای اثبات مدعایتان از آیات قرآن کمک بگیرید...
و اما سخن خود را با خطبه ای از خطبات گران قدر نهج البلاغه به پایان میرسانم
{دو دسته به سبب نگرش خویش نسبت به من تباه خواهند شد دوستی که کار را به افراط کشاند و محبت، او را به راه غیر حق کشاند و کینه ورزی که اندازه نگاه ندارد و بغضش او را به راهی که راست نیست در آرد درباره من،حال آن دسته نکوست که راه میانه پوید و از افراط و تفریط دوری جوید.همراه آنان شوید(خطبه 127 نهج البلاغه) } ان شا الله همه ما جز آن دسته باشیم که راه میانه و اعتدال را انتخاب میکند و از افراط و تفریط و تعصب بیجا بیزار است
والحمد للهِ أولاً وآخرا ً
جواب نظر:

باسلام

دوست گرامی ؛ از شما می خواهیم اگر شبهه ای در مورد آیات برایتان پیش می آید به تفاسیر مراجعه نمایید تا با تفسیر آنها آشنا شوید آنگاه در صورت عدم رضایت به سخن مفسران، به کارشناسان مربوطه مراجعه نمایید. مثلاً در مورد آیه ای که در ابتدای سخنانتان مبنی بر اشتباه کردن اهل بیت علیهم السلام بیان داشته اید علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آن عتاب را نسبت به همسر رسول الله صلی الله می دانند نه بر خود ایشان و برای سخن خود قرائنی آورده اند. با در نظر گرفتن لحن و مقتضی و سیاق کلام، معنای این آیه را اینگونه می توان دانست: ای نبی ما چرا همسرانت از اخلاق نیکوی تو سوء استفاده می کنند و تو را در مضیقه قرار می دهند تا حلال خداوند را با عملی که خود خداوند انجام آن را تشریع کرده و اجازه داده(قسم خوردن) بر خود حرام کنی؟ چون معلوم است که عتاب در مقابل اشتباه است و در اینجا رسول الله صلی الله علیه و آله هیچ گونه اشتباهی مرتکب نشده اند چون خوشبو بودن در خانه و زینت کردن طبق سلیقه همسر از امور مورد سفارش اسلام است و قسم خوردن هم از امور جایز در اسلام است که توسط خود خداوند تشریع شده است اما در مقابل، این دو همسر رسول الله صلی الله علیه و اله بودند که در اینجا دچار اشتباه شدند و به گفته قرآن، قلبشان از حق منحرف شده بود پس عتاب متوجه آنهاست و خداوند خواسته است اینگونه پیامبر خود را علیه آنها یاری کند.

و همچنین ممکن است تفسیر ارائه شده در تفسیر نمونه را مد نظر قرار دهیم و بگوییم این عتاب نیست بلکه نوعی دلسوزی و شفقت خداوند بر رسول الله است و چون ایشان تنها به خودشان متعلق نیستند، بلکه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق اند، بنا بر این اگر در داخل خانه ایشان توطئه‏ اى علیه ایشان، هر چند به ظاهر کوچک و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از کنار آن گذشت، تا حیثیتشان نعوذ باللَّه بازیچه دست این و آن گردد، و اگر چنین برنامه‏ اى پیش آید باید با قاطعیت با آن‏ بر خورد کرد.

در نامه 71 نهج البلاغه هم حضرت امیر علیه السلام دچار اشتباهی نشدند بلکه نسبت به فردی طبق قرائن خوشبین بودند که سفارش دین است و او را برای امارت مناسب دیدند و برای آن کار او را انتخاب کردند اما او خیانت کرد بله اگر ایشان بعد از این خیانت، او را دوباره برای اینکار ابقا می کردند اشتباه بود.

مگر خوش گمانی اشتباه است؟ مگر خداوند در آیه 12 سوره نور نمی فرماید: مومنان نسبت به همدیگر خوشبین باشند؟ آیا این رفتار ایشان خلاف قرآن است یا سنت که اشتباه باشد؟

ثانیاً ایشان می فرمایند: شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب(خوشبین) داد. هر فریبی که اشتباه نیست بلکه فریبی که از روی اعتماد و خوشبینی به افراد باشد زمینه زندگی در این دنیاست و چاره ای از آن نیست. مورد بعدی هم همینگونه است.

خبر اخبار الطوال هم بدون سند و ضعیف است و حدیث بحار الانوار هم باید سند آن بررسی شود و ما به جهت اختلاف نسخه آن حدیث را نیافتیم متن عربی آن را بگذارید تا سند و قبل و بعد مطلب برسی شود.

خداوند در قرآن سخن رسول الله صلی الله علیه و آله را وحی الهی می داند. «ان هو الا وحی یوحی» و طبق آیه تطهیر، ایشان و اهل بیتشان از هر خطایی مصون اند. بلحاظ عقلی هم معلوم است که اگر فرستاده الهی از خطا و اشتباه مصون نباشد زمینه بی اعتمادی و اعراض مردم از او فراهم خواهد شد و طبق قرآن، رسول الله اسوه و الگوی مردم اند(لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه) اگر در عملی اشتباه کنند و مردم از ایشان الگو بگیرند موجب انحراف مردم از خط مستقیم الهی خواهد شد و با هدف ارسال پیامبران مطابقت نخواهد داشت همین استدلال در مورد آیاتی که مردم را امر به اطاعت از ایشان می کند هم جاری است بنا براین انبیار و اولیای الهی باید در رفتار و گفتار از هرگونه اشتباه و خطایی مصون باشند.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

(1)

35  

نام و نام خانوادگی:  مجنون و عاشق سینه چاک اهل البیت سلام الله علیها     -   تاریخ:  31 مرداد 93 - 16:16:57
برای اثبات اینکه همسران پیامبر جزو اهل البیت نیستند به هیچ عنوان نیاز به برسی ضمایر و این چیز ها نداریم.درایه تطهیر الرجس از اهل البیت دور شده یعنی مثلا قلبشان دچار انحراف نمیشود و نسبت به آیات خدا بی ایمان نیستند این معانی را در بخش قبلی آورده ام.اما خداوند به عایشه و حفضه در سوره ی تحریم میفرماید قلبتان منحرف شده!!!!!!!!!!!!خداوندا مگر تو درآیه تطهیر قلب این دورا به صورت مستمر(یریدالله) از هر انحراف و مرضی پاک نکردی؟..این نکته فراموش نشود که سوره ی تحریم پس از سوره ی احزاب نازل شده است.یا در اآیه قبل از تطهیر خداوند میفرماید ای همسران پیامبر درخانه بمانید.اما عایشه به این آیه پایبند نماند یعنی نسبت به این آیه بی ایمان بود آیا کسی که از هر الرجسی به دور است نسبت به آیه قرآن بی ایمان میشود؟یکی از معانی رجس درقرآن بی ایمانیست.درضمن اهل سنت با سند معتبر دارند که قتیلیه همسر پیامبر بعد از ایشان مرتد شدند.اوج فضیلت همسر پیامبر درقرآن این است که اگر گناهی نکند با بقیه فرق دارد.http://valiiasr.aj.glxweb.ir/

36  

نام و نام خانوادگی:  میثم     -   تاریخ:  30 مهر 93 - 22:07:08
سلام
اهل سنت در جواب میگویند که :
در پاسخ این باید گفت نظر به حدیث و روایت نبوی هم اهل بیت زنان پیامبر صلی الله و علیه و علی آله وسلم هستند.
به طور مثال در صحیح مسلم » کتاب النکاح » باب فضیلة إعتاقه أمته ثم یتزوجها آمده است که در عروسی زینب پیامبر ص به همه زنانش سر زد و گفت: سَلَامٌ عَلَیْکُمْ، کَیْفَ أَنْتُمْ یَا أَهْلَ الْبَیْتِ؟ و حتی در صحیح البخاری » کتاب تفسیر القرآن » سورة الأحزاب » باب قوله لا تدخلوا بیوت النبی آمده است که وقتی به خانه عایشه رفت گفت:السلام علیکم أهل البیت ورحمة الله عایشه در جواب ایشان گفت: وعلیک السلام ورحمة الله کیف وجدت أهلک بارک الله لک…
جواب نظر:

با سلام 

دوست گرامی

اگر به ذیل این روایت و روایات قبل از این در صحیح بخاری نگاه کنید متوجه می شوید  که مراد از بیت در این روایت محل سکونت مراد است؛ زیرا عده ای بدون اذن پیامبر به مدت طولانی در خانه حضرت می ماندند که آیه حجاب نازل شد که خداوند فرمود:یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النبی إلا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ لذا آیه حجاب مشخص می کند که مراد چیست؟؟

روایتی که شما نقل کردید چنین است:
حدثنا أبو مَعْمَرٍ حدثنا عبد الْوَارِثِ حدثنا عبد الْعَزِیزِ بن صُهَیْبٍ عن أَنَسٍ رضی الله عنه قال بُنِیَ على النبی صلى الله علیه وسلم بِزَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ بِخُبْزٍ وَلَحْمٍ فَأُرْسِلْتُ على الطَّعَامِ دَاعِیًا فَیَجِیءُ قَوْمٌ فَیَأْکُلُونَ وَیَخْرُجُونَ ثُمَّ یَجِیءُ قَوْمٌ فَیَأْکُلُونَ وَیَخْرُجُونَ فَدَعَوْتُ حتى ما أَجِدُ أَحَدًا أَدْعُو فقلت یا نَبِیَّ اللَّهِ ما أَجِدُ أَحَدًا أَدْعُوهُ قال ارْفَعُوا طَعَامَکُمْ وَبَقِیَ ثَلَاثَةُ رَهْطٍ یَتَحَدَّثُونَ فی الْبَیْتِ فَخَرَجَ النبی صلى الله علیه وسلم فَانْطَلَقَ إلى حُجْرَةِ عَائِشَةَ فقال السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ فقالت وَعَلَیْکَ السَّلَامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ کَیْفَ وَجَدْتَ أَهْلَکَ بَارَکَ الله لک فَتَقَرَّى حُجَرَ نِسَائِهِ کُلِّهِنَّ یقول لَهُنَّ کما یقول لِعَائِشَةَ وَیَقُلْنَ له کما قالت عَائِشَةُ ثُمَّ رَجَعَ النبی صلى الله علیه وسلم فإذا ثَلَاثَةٌ رَهْطٍ فی الْبَیْتِ یَتَحَدَّثُونَ وکان النبی صلى الله علیه وسلم شَدِیدَ الْحَیَاءِ فَخَرَجَ مُنْطَلِقًا نحو حُجْرَةِ عَائِشَةَ فما أَدْرِی آخْبَرْتُهُ أو أُخْبِرَ أَنَّ الْقَوْمَ خَرَجُوا فَرَجَعَ حتى إذا وَضَعَ رِجْلَهُ فی أُسْکُفَّةِ الْبَابِ دَاخِلَةً وَأُخْرَى خَارِجَةً أَرْخَى السِّتْرَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ وَأُنْزِلَتْ آیَةُ الْحِجَابِ. صحیح البخاری  ج 4   ص 1799

پس ذیل روایت قرینه بر این است که مراد از اهل بیت در این روایت ،محل سکونت آنها را مشخص می کند نه اهل بیت که شامل آیه تطهیر می شود و عصمت را  ثابت می کند

بله درابتدا اهل بیت الرجل شامل زن فرزند وحتی بستگان وی هم می شود.اما در مورد اصطلاح دینی ،اصطلاح خاصی برای معنی اهل وضع شده است که زنان پیامبر (ص) از اصطلاح خاص خارجند همچنانکه وقتی پیامبر به ام سلمه فرمودند: تنحى عن اهل بیتى «از اهل بیت من دور شو»، اگر زن پیغمبر جزء اهل بیت بود چگونه این جمله صحیح بود؟ بلکه خود این عبارت مى رساند که به زن آن حضرت عنوان اهل بیت باز نمى گردد، اهل بیت افرادى هستند جدا، و زوجه فردى است جدا غیر از آنها.
همچنین وقتی پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند :اللهم ان هؤلاء اهل بیتى «خدایا اینان اهل بیت من اند» یعنى این افراد فقط اهل بیت مرا تشکیل مى دهند، و اگر افراد دیگرى مانند زنهاى پیغمبر یا اقوام و عشیره آن حضرت نیز جزء اهل بیت بودند باید بفرماید: هؤلاء من اهل بیتى «خدایا این افراد زیر کساء از جمله اهل بیت من هستند» نه اینکه بگوید: اهل بیت من هستند
آنچه اهمیت دارد این است که روشن شود منظور از اهل بیت درخصوص آیه تطهیر چیست؟  رسول اکرم صلى الله علیه وآله که از هر کس به اهداف ومعانى قرآن آگاه تر است، آن را مشخص و معین فرموده است. پیامبرصلى الله علیه وآله توضیح داده است که منظور خصوص اهل کساء هستند و تصریح نموده که دیگران و خصوصا همسرانش از دایره شمول آن خارج مى باشند. پیامبرصلى الله علیه وآله تایید کرده که آنان از اهل اویند ونه از اهل
و جالب است که خود پیامبر در روایات مختلف  زنان خودش را از اهل بیت خودش خارج کرده است  و وقتی دستور صلوات میدهد اینها را دو قسمت مجزا اعلام می کند
احمد بن حنبل  ذکر کرده است:
23221 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا مَعْمَرٌ عَنِ بن طَاوُسٍ عن أبی بکر بن مُحَمَّدِ بن عَمْرِو بن حَزْمٍ عن رَجُلٍ من أَصْحَابِ النبی صلى الله علیه وسلم عَنِ النبی صلى الله علیه وسلم أَنَّهُ کان یقول اللهم صل على مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَعَلَى أَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّتِهِ کما صَلَّیْتَ على آلِ إبراهیم إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ وَبَارِکْ على مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَعَلَى أَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّتِهِ کما بَارَکْتَ على آلِ إبراهیم إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ قال بن طَاوُسٍ وکان أبی یقول مِثْلَ ذلک
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میفرمودند : خدایا درود بفرست بر محمد و اهل بیت او و بر زنان و فرزندان او آنچنان که درود فرستادی بر آل ابراهیم تو ستوده هستى ، و برکت بده به محمد و اهل بیت او و زنان و فرزندان او آنچنان که بر آل ابراهیم برکت دادی ، به درستی که تو ستوده بزرگ هستی ابن طاوس گفت : پدرم چنین می گفت
مسند أحمد بن حنبل  ج 5   ص 374، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر

همچنین اگر بگوییم هرکس نام اهل بیت پیامبر بر او گذاشته شده است در این صورت باید سلمان نیز که از اهل بیت است مصداق آیه تطهیر باشد!؟!!! در حالی که هیچکس نمی گوید سلمان از اهل بیتی است که مصداق آیه تطهیر می باشد. با این وجود زنان پیامبر نیز اگر به آنها گفته می شود اهل بیت مراد معنی خاص و اصطلاح دینی آن نیست بلکه مراد معنای لغوی است

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

زنان پ

37  

نام و نام خانوادگی:  محمد     -   تاریخ:  20 آذر 93 - 09:36:52
با سلام
واقعا مستدل و خوب بود
ای کاش روایاتی که اهل سنت آورده اند که بعد از نزول این آیه ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند در خانه امیرالمومنین علی علیه السلام و صدا میزدند السلام علیکم یا اهل بیت را هم می آوردید
جواب نظر:

با سلام
دوست گرامی
در خصوص رفتن پیامبر (ص) بر در خانه حضرت علی و فاطمه علیهما السلام و خواندن آیه تطهیر،روایات فراوان و معتبر نقل شده است که به چندین مورد اشاره می کنیم
1-حدثنا أبو بکر محمد بن عبد الله الحفید ثنا الحسین بن الفضل البجلی ثنا عفان بن مسلم ثنا حماد بن سلمة أخبرنی حمید وعلی بن زید عن أنس بن مالک رضی الله عنه أن رسول الله صلى الله علیه وسلم کان یمر بباب فاطمة رضی الله عنها ستة أشهر إذا خرج لصلاة الفجر یقول الصلاة یا أهل البیت إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه
المستدرک على الصحیحین ، ج 3   ص 172 محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا
2- حدثنا عبد بن حُمَیْدٍ حدثنا عَفَّانُ بن مُسْلِمٍ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أخبرنا على بن زَیْدٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم کان یَمُرُّ بِبَابِ فَاطِمَةَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ إذا خَرَجَ إلى صَلَاةِ الْفَجْرِ یقول الصَّلَاةَ یا أَهْلَ الْبَیْتِ ) إنما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ( قال هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ من هذا الْوَجْهِ إنما نَعْرِفُهُ من حدیث حَمَّادِ بن سَلَمَةَ قال وفی الْبَاب عن أبی الْحَمْرَاءِ وَمَعْقِلِ بن یَسَارٍ وَأُمِّ سَلَمَةَ
الجامع الصحیح سنن الترمذی ، ج 5   ص 352 محمد بن عیسى أبو عیسى الترمذی السلمی الوفاة: 279 ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت -  - ، تحقیق : أحمد محمد شاکر وآخرون
موفق باشید

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۵
khademoreza kusar

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی