چرا فقط این چند نفر گلچین شدند..پس بقیه...؟؟؟
سؤال کننده : علی اکبر سلیمی توضیح سؤال :سوال 1 : مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر وآیه اهل بیت در آیه حضرت ابراهیم علیه السلام در آیه اول مقصود اهل بیت حضرت ابراهیم و در آیه دوم مقصود اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است. اما اینکه اهل بیت در هرکدام از دو آیه چه کسانی هستند بین اهل تسنن وتشیع بحث است . اهل سنت آن را عام برای تمامی بستگان دانسته وشیعیان تنها عده خاصی را مطرح می کنند . در این بین شیعیان برای اثبات مدعای خویش به آیات قرآن روایات اهل تسنن استشهاد می کنند. اما اهل تسنن چون در این زمینه از منبع وحی فاصله گرفته اند حتی بین خود نیز در مورد معنای اهل بیت ( که کدام دسته از بستگان هستند ) اختلاف دارند. دلیل بر نظر شیعه:اهل بیت در لغت:در لغت عرب اهل الرجل را در مورد خاصه ونزدیکان شخص به کار می برند . پس در ابتدا اهل بیت الرجل شامل زن فرزند وحتی بستگان وی هم می شود.اهل بیت در اصطلاح قرآن: اما در مورد اصطلاح دینی ،اصطلاح خاصی برای معنی اهل وضع شده است : در قرآن می بینیم که لفظ اهل برای بعضی خاص از خاندان انبیا استعمال شده است و مقصود تمامی نزدیکان ایشان نیست . زیرا در قرآن حتی پسر نوح نبی علیه السلام هم از اهل ایشان استثنا شده است . تا چه رسد به همسر( مانند همسر نوح ولوط) قَالَ یَا نُوحُ إنَّهُ لَیسَ مِن أهلِکَ إنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ (سوره هود آیه 46) خداوند فرمود ای نوح او از خاندان تو نیست او (صاحب) عمل ناشایست است. پس برای فهمیدن معنای اهل بیت هر رسولی باید به منبع وحی تمسک جسته از او معنای اهل بیت را پرسید . و در مورد اهل بیت رسول خدا بهتر است به روایات نبوی مورد اتفاق شیعه وسنی مراجعه کرد. در مورد شان نزول این آیه سوره احزاب ، اهل تسنن روایت حدیث کساء را نقل می کنند: عن صَفِیَّةَ بِنْتِ شَیْبَةَ، قَالَتْ قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم غَدَاةً وَعَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا). صحیح مسلم: 130/7 ح 6414 عائشه گفت که رسول خدا صبح هنگام بیرون رفتند و بر روی دوش ایشان عبایی طرح دار از موی سیاه بود . پس حسن بن علی آمد پس او را در زیر عبا گرفت . پس حسین آمد و او را نیز وارد کرد . پس علی آمد او را نیز وارد کرد . سپس فرمود : خداوند می خواهد از شما اهل بیت پلیدی ها را دور کند و شما را پاک نماید . ودعا رسول الله صلى الله علیه وسلم الحسن والحسین وعلیا وفاطمة فمد علیهم ثوبا فقال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا سنن النسائی الکبرى ج5/ص113 رسول خدا، حسن حسین علی وفاطمه را خواست پس پارچه ای بر روی ایشان کشید و گفت خداوندا ایشان اهل بیت من هستند پس بدی را از ایشان دور گردان وایشان را پاک نما 3871 حدثنا محمود بن غیلان حدثنا أبو أحمد الزبیری حدثنا سفیان عن زبید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة أن النبی صلى الله علیه وسلم جلل على الحسن والحسین وعلی وفاطمة کساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا فقالت أم سلمة وأنا معهم یا رسول الله قال إنک إلى خیر قال هذا حدیث حسن وهو أحسن شیء روی فی هذا وفی الباب عن عمر بن أبی سلمة وأنس بن مالک وأبی الحمراء ومعقل بن یسار وعائشة سنن الترمذی ج5/ص699 ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : رسول خدا بر روی حسن ، حسین ، علی وفاطمه عبایی کشید .پس فرمود که حداوندا ایشان اهل بیت من و نزدیکان من هستند . از ایشان پلیدی را ببر و ایشان را پاک گردان . ام سلمه می گوید : از رسول خدا پرسیدم که آیا من همراه ایشان هستم (از اهل بیتم)؟ فرمودند تو بر خوبی هستی (از اهل بیت نیستی اما از نیکانی) . ترمذی گفته است که این حدیث خوبی است و بهترین روایت در این زمینه است ... البانی در کتاب خود (صحیح سنن الترمذی، الألبانی 3: 306 ح 3205) این روایت را صحیح دانسته است . همچنین این روایت را حاکم نیشابوری نقل کرده وگفته است: هذا حدیث صحیح على شرط البخاری ولم یخرجاه. المستدرک: 416/2، 146/3. این روایت طبق نظر بخاری ومسلم صحیح است ولی آن را ذکر نکرده اند. همچنین بعد از ذکر روایتی با همین مضمون می گوید: هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه. المستدرک: 416/2. این روایت طبق نظر مسلم صحیح است ولی آن را نقل نکرده است. وحتی طبرانی در ج3/ص52 از حدیث 2662 تا 2673 ده روایت می آورد که در آنها تصریح به همین مضمون شده است که اهل بیت رسول خدا تنها علی فاطمه حسن وحسین هستند و حتی ام سلمه از همسران رسول خدا در آن مجموعه نیست . نیز احمد بن حنبل و طبرانی در ضمن این روایت نقل کرده اند که ام سلمه گفت : فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی وقال: إنّک على خیر. مسند أحمد ج 6 ص 323، المعجم الکبیر للطبرانی ج 3 ص 53 پس من عبا را بالا بردم تا همراه ایشان داخل شوم، پس حضرت آن را از دست من کشیده و فرمودند تو بر خیر هستی جالبتر اینکه ابن تیمیه که رهبر نظری وهابیون است در مورد ایشان چنین می گوید : والحسن والحسین من أعظم أهل بیته اختصاصا به کما ثبت فی الصحیح أنه دار کساءه على علی وفاطمة وحسن وحسین ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا منهاج السنة النبویة ج4/ص561 معنی این عبارت واضح است که خدایا ایشانند که خاندان من هستند پس از ایشان پلیدی ها را دور کن وپاکشان گردان در این عبارت هیچ شرطی برای طهارت اهل بیت قرار داده نشده است .یعنی تقوای ایشان فرض شده است . اما در مورد همسران رسول خدا در قرآن می بینیم که فرموده است : یَا نِسَاءَ النبی لَستُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إن اتَّقَیتُنَّ (سوره احزاب آیه 32) ای زنان رسول خدا مانند بقیه زنان نیستید اگر تقوا داشته باشید. نیز در بعضی رویات صحیحه اهل تسنن آمده که بعضی از بزرگان صحابه صریحا همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را جزو اهل بیت نمی دانند: عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ دَخَلْنَا عَلَیْهِ فَقُلْنَا لَهُ لَقَدْ رَأَیْتَ خَیْرًا لَقَدْ صَاحَبْتَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَصَلَّیْتَ خَلْفَهُ وَسَاقَ الْحَدِیثَ بِنَحْوِ حَدِیثِ أَبِی حَیَّانَ غَیْرَ أَنَّهُ قَالَ أَلَا وَإِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ مَنْ اتَّبَعَهُ کَانَ عَلَى الْهُدَى وَمَنْ تَرَکَهُ کَانَ عَلَى ضَلَالَةٍ وَفِیهِ فَقُلْنَا مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ نِسَاؤُهُ قَالَ لَا وَایْمُ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکُونُ مَعَ الرَّجُلِ الْعَصْرَ مِنْ الدَّهْرِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَى أَبِیهَا وَقَوْمِهَا أَهْلُ بَیْتِهِ أَصْلُهُ وَعَصَبَتُهُ الَّذِینَ حُرِمُوا الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ صحیح مسلم ج4/ص1874 کتاب فضائل الصحابة باب من فضائل علی بن أبی طالب پس گفتیم (از زید بن ارقم) که اهل بیت رسول خدا کیانند؟ همسران او؟ پاسخ داد : نه قسم به خدا که زن چند وقتی با شوهرش خواهد بود سپس وی را طلاق داده وبه نزد خانواده اش وبستگانش باز می گردد . غیر از این روایت روایات دیگری هم آمده است که در مضمون با این روایت مخالف است اما همانطور که گفته شد علت این اختلاف عدم استفاده از قرآن وکلام خود رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است . اما ما در ابتدا با استفاده از قرآن مشخص کردیم که در نظر دین اهل بیت هر پیغمبری عده خاصی هستند . سپس با روایات خود اهل تسنن از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم مصداق آن را مشخص نمودیم.
موفق باشید گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
|
فهرست نظرات |
|
1 |
نام و نام خانوادگی: کاظم باقری - تاریخ: 06 آذر 86 - 00:00:00 |
2 |
نام و نام خانوادگی: hadez803 - تاریخ: 13 اسفند 86 - 00:00:00 |
3 |
نام و نام خانوادگی: یوسفی - تاریخ: 08 مهر 87 - 00:00:00 |
4 |
نام و نام خانوادگی: یوسفی - تاریخ: 14 مهر 87 - 00:00:00 جناب یوسفی ! این کتاب&zwnjها هم اکنون در صدها سایت اینترنتی وجود دارد و همه کاربران می&zwnjتوانند با یک جستجوی ساده به آن&zwnjها دسترسی پیدا کنند . ضمن این که نرم افزارهای مختلفی ؛ از جمله : مکتبة&zwnj اهل اللبیت ، مکتبة&zwnj الشاملة ، الجامع الکبیر و ... وجود دارند و همه کاربران می&zwnjتوانند با تهیه این نرم افزارها به تمامی کتاب&zwnjهای شیعه و سنی دسترسی پیدا کنند ؛ پس دوران در جهالت نگه داشتن مردم به سر رسیده است ،&zwnj نه شما می توانید مردم را فریب دهید و نه ما .
صحیح مسلم در رتبه اول باشد و یا دوم ،&zwnj فرقی ندارد ؛ زیرا از دیدگاه اهل سنت تمامی روایات موجود در این کتاب صحیح السند و قطعی الصدور هستند و در این کتاب دو روایت وجود دارد که ثابت می&zwnjکنند زنان جزء «اهل اللبیت» نیستند . برای اهل حق همین کفایت می&zwnjکند .
زبان عربی ، آن قدر هم بی در و پیکر و بی قاعده نیست که شما هر جا خواستید از ضمیر مذکر و هر جا دلتان خواست از ضمیر مؤنث استفاده کنید .
چرا خداوند قبل و بعد از آیه تطهیر از ضمایر مؤنث استفاد کرده است : بُیُوتِکُن&rlm ، تَبرََّجْن&rlm ، أَقِمْن&rlm ، ءَاتِین&rlm ، أَطِعْنَ ، وَ اذْکُرْن&rlm ... اگر واقعاً در این جا نیز مراد زنان پیامبر بود&zwnj ، چرا از ضمیر مذکر استفاده شده است ؟
چون زنان پیامبر دارای خانه&zwnjهای متعدد بودند و هر کدام خانه مستقلی داشتند ، قبل و بعد از آیه تطهیر از کلمه «بیوتکن» استفاده شده است و اگر در این جا نیز مراد زنان پیامبر بودند ، باید از کلمه جمع استفاده می&zwnjشد نه از کلمه مفرد . این مطلب کاملاً با قرآن سنخیت دارد .
ما هرگز نگفته&zwnjایم که مراد از بیت پیامبر خانه امیر المؤمنین علیه السلام است و آیه اشاره به خانه آن حضرت دارد ؛ بلکه طبق بیش از هفتاد روایتی که در کتاب&zwnjهای اهل سنت وجود دارد ، آیه «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ&rlmْ تَطْهِیرًا » در خانه ام سلمه نازل شده است و پیامبر گرامی اسلام با کشیدن کساء بر سر پنج نفر و پس زدن دست ام سلمه و ممانعت از ورود او به داخل کساء ، اهل اللبیت را تفسیر و مرز آن را مشخص کرده است . اگر ام سلمه جزء اهل بیت بود ، چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، عبا را از دست او می&zwnjکشد و از ورود او به داخل کساء ممانعت می&zwnjکند ؟
وحدت سیاق نیز در صورتی دلیل می&zwnjشود که همه آیات در یک زمان و در باره یک مسأله نازل شده باشد ، در حالی که طبق همین هفتاد روایت جمله « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ&rlmْ تَطْهِیرًا » به صورت مستقل نازل شده و بعدها توسط رسول خدا با در نظر گرفتن مصالحی ،در این جا قرار داده شده است . و جمله&zwnjهای قبل و بعد آن نیز در جای دیگر و در زمان دیگر نازل شده است .
هیچ روایت صحیح السندی وجود ندارد که پیامبر اسلام از خداوند درخواست کرده باشد که امیر المؤمنین ، صدیقه شهیده و حسنین علیهم السلام را جزء اهل بیت قرار دهد ؛ بلکه طبق همان هفتاد روایت ، رسول خدا به خداوند عرضه می&zwnjدارد که فقط این&zwnjها اهل بیت من هستند ، آن&zwnjها را پاک و مطهر گردان ، نه این که آن&zwnjها جزء اهل بیت من نیستند ، آن&zwnjها را جزء اهل بیت قرار بده .
از این گذشته حتی یک روایت ضعیف السند نیز وجود ندارد که زنان رسول خدا ادعا کرده باشند که جزء اهل بیت هستند ، شما ها کاسه&zwnjهای داغتر از آش شده&zwnjاید و چیزهای را به زنان پیامبر نسبت می&zwnjدهید که روح آنان از آن بی خبر هستند .
چطور می&zwnjشود که خداوند اراده کند ( آن هم به اراده تکوینی) که کسی را پاک و مطهر نماید ؛ ولی اراده خداوند عملی نشود و شخص مورد نظر نه تنها پاک و مطهر نشود ؛ بلکه مدتی بعد علیه خلیفه رسول خدا خروج کرده و بیش از بیست هزار نفر از فرزندانش را از دم تیغ بگذارند ؟! مگر اراده خداوند تخلف پذیر است ؟!
|
5 |
نام و نام خانوادگی: امیر هاشمی - تاریخ: 27 اردیبهشت 88 - 00:00:00 |
6 |
نام و نام خانوادگی: معصومه رضانژاد - تاریخ: 30 اردیبهشت 88 - 00:00:00 |
7 |
نام و نام خانوادگی: خراسانی - تاریخ: 21 بهمن 88 - 00:00:00 |
8 |
نام و نام خانوادگی: خراسانی - تاریخ: 21 بهمن 88 - 00:00:00 |
9 |
نام و نام خانوادگی: الاحقر - تاریخ: 29 خرداد 89 - 17:05:41 |
10 |
نام و نام خانوادگی: حسن - تاریخ: 01 تیر 89 - 02:57:43 |
11 |
نام و نام خانوادگی: سید محمد رضا هاشمی زاده - تاریخ: 13 تیر 89 - 09:18:37 با سلام دوست گرامی میتوانید برای گرفتن پاسخ خویش به آدرس ذیل مراجعه نمایید : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=7661 موفق باشید گروه پاسخ به شبهات |
12 |
نام و نام خانوادگی: سید محمد رضا هاشمی زاده - تاریخ: 13 تیر 89 - 10:01:06 با سلام دوست گرامی همانطور که در بخش نظرات گفته ایم ، اگر بخواهیم تنها و تنها به آیه قرآن تمسک کنیم ، قطعا زنان رسول خدا (ص) مخاطب این آیه نیستند (چه همراه با کسی دیگر و چه به تنهایی)زیرا در مورد آنها در ابتدای آیه کلمه «بیوت» به کار رفته است و در مورد تطهیر کلمه «اهل البیت» و اگر مقصود ،همه زنان بود ، باید میفرمود «اهل البیوت» و نه «اهل البیت» اما مخاطب آن کیست ، باید به روایات مراجعه کرد ، زیرا در خود قرآن فرموده است «انزلنا الیک الذکر لتبین للناس» و تبیین مقصود از این آیه در روایات صحیحه اهل سنت آمده است ! البته ، اگر بخواهیم به صورت منطقی نیز پیش برویم ،مخاطب آیه مشخص میشود ؛ زیرا در اقوال مربوط به این آیه که به برخی از آنها اشاره میشود : ا. همسران رسول خدا فقط ب. همسران رسول خدا به همراه ایشان ج. تمامی بستگان رسول خدا و همسران ایشان د. بستگان رسول خدا بدون همسران ه. اهل خانه امیرمومنان به همراه رسول خدا (ص) در تمامی این اقوال ، یا همسران رسول خدا موجود هستند ، که طبق قرآن ثابت شد که مخاطب آنها نیستند ، پس نظری که شامل همسران باشد ، باطل است ! یا اهل یک خانه نیستند که آن نظر نیز باطل است و تنها و تنها نظر مربوط به اهل خانه امیرمومنان یعنی آن حضرت و فاطمه و حسن و حسین به همراه رسول خدا مقصود آیه است . موفق باشید گروه پاسخ به شبهات |
13 |
نام و نام خانوادگی: فروغی ( مشهور به فروغ ) - تاریخ: 04 شهریور 89 - 15:21:17 با سلام |
14 |
نام و نام خانوادگی: عسگر شریفی راد - تاریخ: 11 اردیبهشت 90 - 20:29:31 |
15 |
نام و نام خانوادگی: امید - تاریخ: 19 خرداد 90 - 23:41:57 |
16 |
نام و نام خانوادگی: علیرضا ن - تاریخ: 22 آذر 90 - 11:53:04 |
17 |
نام و نام خانوادگی: علیرضا ن - تاریخ: 22 آذر 90 - 12:42:06 |
18 |
نام و نام خانوادگی: زمانی پور - تاریخ: 24 دی 90 - 05:48:16 با سلام دوست گرامی مسلمانان بعد از پیامبر اکرم(ص) به فرقه های مختلفی تقسیم شدند و هر یک برای خویش طریقه ای را برگزیدند. تعالیم اسلام نیز دستخوش ذوق ها و سلیقه ها و نیز تمایلات افراد و حکومت ها گردید. در این بین با مراجعه به گفته های پیامبر(ص) و نیز قرآن، به دنبال راه می گردیم که در این جنجال و هیاهو بالاخره باید به چه راهی رفت و تعالیم دین و احکام آن را از چه کسی باید فرا گرفت؟با کمی تحقیق، به این نتیجه خواهیم رسید که پیامبر اکرم(ص) برای پس از خود، مردم را در سر در گمی رها نساخته و برای آنان راه و طریقه ای را مشخص کرده است. آن حضرت فرموده اند: «من دو چیز گرانبها در بین شما میگذارم.قرآن و اهل بیت». با تمسّک به همین کلام نورانی درمی یابیم که پس از پیامبر باید به دنبال اهل بیت آن حضرت حرکت نمود تا در پیچ و خم افکار و عقاید و راههای گوناگون، اسیر گمراهی نشد. با این وجود آیا می شود در انتخاب راه سردرگم شد ؟! موفق باشید گروه پاسخ به شبهات
|
19 |
نام و نام خانوادگی: الیاس - تاریخ: 06 اسفند 90 - 16:19:23 |
20 |
نام و نام خانوادگی: عبد الزهرا - تاریخ: 07 شهریور 92 - 13:49:24 با سلام دوست گرامی اولا: اگر ضمیری به کلمه اهل رجوع کند بخاطر ظاهر لفظش می باشد که مذکر می آید ثانیا: کلمه «اهل» مانند کلمه «قوم» است که دلالت بر یک جمعیت چه مرد و جه زن دارد اما اینکه این جمعیت مردند یا زن این کلمه دلالت ندارد در اینجا به نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که آیا زنان پیامبر صلی الله علیه و اله آیه را خوب می فهمند یا کسانی که ادعا می کنند ایه شامل زنان نیز می شود ؟! خامسا: روایات فراوانی از خود اهل سنت نقل شده است که زنان جزء آیه نیستند موفق باشید گروه پاسخ به شبهات |
21 |
نام و نام خانوادگی: حسن م - تاریخ: 26 شهریور 92 - 12:21:47 |
22 |
نام و نام خانوادگی: عثمان - تاریخ: 12 مهر 92 - 16:03:21 |
23 |
نام و نام خانوادگی: شمس الدین جلیلیان - تاریخ: 13 مهر 92 - 19:24:18 |
24 |
نام و نام خانوادگی: معصومه وحیدی - تاریخ: 03 دی 92 - 14:20:13 |
25 |
نام و نام خانوادگی: یسی - تاریخ: 23 بهمن 92 - 21:25:17 |
26 |
نام و نام خانوادگی: حسین - تاریخ: 10 اردیبهشت 93 - 17:42:37 |
27 |
نام و نام خانوادگی: م - تاریخ: 01 تیر 93 - 17:03:37 |
28 |
نام و نام خانوادگی: مجنون و عاشق سینه چاک اهل بیت سلام الله علیها - تاریخ: 04 تیر 93 - 14:25:38 |
29 |
نام و نام خانوادگی: انا شیعه و اخی سنی - تاریخ: 23 تیر 93 - 00:44:28 |
30 |
نام و نام خانوادگی: دانشچیان - تاریخ: 18 مرداد 93 - 00:03:02 با سلام دوست گرامی اولا: بیش از هفتاد حدیث از طریق شیعه و اهل سنت در مورد این آیه وارد شده است که همگی اتفاق دارند این آیه در حق علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام وارد شده است و بسیاری از بزرگان اهل سنت، اعتراف کرده اند که آیه تطهیر،در حق پنج تن آل عبا نازل شده و تاکید کرده اند بر اینکه زنان پیامبر (ص)،جزو این اهل بیت مخصوص نیستند. این حجر هیثمی می گوید:(إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا)، أکثر المفسرین على أنها نزلت فی علی وفاطمة والحسن والحسین.اکثر مفسرین نظرشان این است که این آیه در حق علی،فاطمه،حسن و حسین نازل شده است . الصوائق المحرقه ص199 مکتبه الحقیقه آیا می شود گفت تمام این هفتاد روایت دستخوش تغییر و تحریف شده است؟!! ثانیا: اگر در خود آیه نیز دقت کنید متوجه می شوید که زنان از آیه تطهیر خارجند ؛ از جمله ضمیر «کم» که جمع مذکر مخاطب است که در آیه دو بار ذکر شده است، توضیح اینکه درست است، که این آیه در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر (ص) است ولی آیه تطهیر لحن جداگانه ای دارد و هدف دیگری را دنبال می کند زیرا که آیات قبل و بعد همه با ضمیرهای جمع مؤنث است ولی آیه مورد بحث با ضمائر جمع مذکر آمده است و این بهترین شاهد و قرینه است که آیه تطهیر ناظر به همسران پیامبر (ص) نمی باشد و کسانی که این قسمت از آیه را ناظر به آنها دانسته اند سخنی بر خلاف ظاهر آیه و قرینه موجود در آن یعنی تفاوت ضمیرها گفته اند. خصوصاً با توجه به اینکه لحن آیاتی که متوجه زنان پیامبر (ص) است با لحنی که در این آیه شریفه است در مقابل هم قرار دارند.در آیات سورة احزاب که به زنان پیامبراکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خطاب شده هستند، ضمیرها همه مؤنث است مثل: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمِیلامعلوم است که مخاطب زنهای پیامبرند و بعد از چند آیه یک مرتبه ضمیر مذکر میشود ثالثا: ابا دقت در آیات دیگر نیز متوجه خواهید شد که زنان پیامبر نمیتوانند جزء اهلبیت پیامبر (ص) باشند، زیرا طبق تصریح قرآن همه زنهای پیامبر حتّی جزء محسنات هم نبودند، چه رسد به اینکه جزء خاصان رسالت او باشند، قرآن درباره زنهای پیامبر (ص) میگوید «اعد للمحسنات منکنّ اجراً عظیماً» (خداوند برای خوبان از شما اجر بزرگی آماده کرده) اگر همه زنهای پیامبرخوب بودند، خداوند تعبیر «محسنات» را برای همه آنها بکار میبرد. نه برای برخی از آنها که از کلمه من تبعیضیه در «منکنّ» فهمیده میشود، بنابراین طبق این آیه زنهای پیامبر(ص) همه خوب نبودند و همانطور که فرزند نوح بخاطر خوب نبودن از اهل نوح نبود، چنانکه قرآن میگوید إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ زنهای غیر خوب پیامبر اسلام هم جزء اهل بیت رسولالله و خاصان او نبودند روی این حساب اهلبیت در آیه مورد بحث شامل زنهای پیامبر (ص) نیست، چون کسی بین زنان خوب و بد تفکیک نکرده، یا همه را داخل اهلبیت میدانند و یا همه را خارج میکنند. خامسا: هیچ کدام از زنان پیامبرصلی الله عله و آله، ادعا نکردند که ما هم جزء اهل بیت منظور هستم حال شما چرا این همه دلائل را نادیده گرفته و بر حرف خود پافشاری می کنید تا ثابت کنید زنان نیز از اهل بیت در آیه هستند مشخص نیست؟! موفق باشید گروه پاسخ به شبهات |
31 |
نام و نام خانوادگی: دانشچیان - تاریخ: 18 مرداد 93 - 00:03:44 باسلام دوست گرامی؛ از آشنایی و حضور شما در این سایت خرسندیم امیدواریم این گفتگوها، سازنده و بدون حاشیه ادامه داشته باشد. در مورد قرآن چند نکته را باید به عنوان اصل ابتدایی مد نظر قرار دارد: 1. قرآن آیات متشابه و محکم و مقید و مطلق و... دارد. (منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات) 2. قرآن نیاز به مفسر دارد. (انا انزلنا الیک الکتاب لتبین للناس ...) 3. در بیان و تفسیر قرآن باید شان نزول آنها را مد نظر قرار داد. 4. ممکن است در یک آیه دو موضوع مطرح شود که هر کدام شان نزول خاصی داشته باشد لذا لزومی بین اتحاد در خطاب در یک آیه نیست. و... . اما توضیحاتی در مورد برخی از انتقادات شما: 1. برداشت یک صحابی آنهم مانند زید بن ارقم و سوال فرد مقابل چند چیز را می تواند به ما بفهماند: الف) برداشت معنی لغوی از کلمه اهل بیت در آن زمان یک برداشت قطعی آنطور که شما برداشت داشته اید نبوده. ب) مردم بعد از نزول آیات منتظر تفسیر رسول الله صلی الله علیه و آله بودند و اینطور نبوده که برداشت خود را ملاک قرار دهند. ج) سندیت سخن صحابی بخاطر دریافت او از رسول الله صلی الله علیه و اله است. 2. وقتی چندین دلیل بر تفسیر یک آیه دلالت دارد مانند: اینکه این قسمت آیه شان نزول خاص دارد و روایات بصورت متواتر تفسیر آیه را بیان می دارد و تغییر در خطاب هم بر آن دلالت دارد و اخبار تاریخی هم موافق آن است و طرف مقابل با یک دلیل آنهم دلیل مردود یعنی قرار گرفتن در یک ایه بخواهد برداشتی را از آیه داشته باشد بنظر شما کدامیک به زور چیزی را بر آیه تحمیل کرده است؟3. اینکه این آیه جابجا شده یا نه و اینکه این قسمت بخاطر فلان دلیل اینجا قرار گرفته و یا رد آن تحلیلاتی ظنی و گمانی بیش نیست که با وجود دلایل قطعی بیان شده نیازی به طرح انها نیست. انشاءالله بعد از ظهور، به قطعیت خواهد پیوست. 3. نظر آقا میثم و کلام آقای مجلسی را هم متوجه نشدیم کجا چنین سخنی زده شده است. موفق باشید گروه پاسخ به شبهات (1) |
32 |
نام و نام خانوادگی: دانشچیان - تاریخ: 18 مرداد 93 - 00:04:13 باسلام 26. محمّد بن أحمد بنیس در شرح همزیّة البوصیری : أکثر المفسِّرین أنّها نزلت فی علیّ وفاطمة والحسنین رضی الله عنهم ( لوامع أنوار الکوکب الدرّی : 2 86 ) . موفق باشید گروه پاسخ به شبهات (1) |
33 |
نام و نام خانوادگی: دانشچیان - تاریخ: 18 مرداد 93 - 00:04:49 باسلام دوست گرامی 1. شما منظور ما را از این جواب متوجه نشده اید! منظور این است که اختلاف در تخاطب در یک آیه ممکن است. اما چون مستشکل این حقیقت را نمی پذیرد ما مثالی را از جای دیگری که او این واقعیت را پذیرفته(آیه غار) می آوریم تا او را در تناقض قرار دهیم و مجاب نماییم ما نظر او را در مورد آیه غار قبول نداریم ولی مساله دیگری که در عرض این مساله از استدلال فرد استفاده می شود را قبول داریم و آن اختلاف در خطاب است. لذا این استدلال اشکالی ندارد. 2. در استناد به سخن علما اگر موافق انسان باشند می تواند قرینه ای بر صحت سخن ما باشد و چنین استناداتی در مباحث علمی یک روش کاملاً رایج است و برخی مواقع هم استناد بخاطر اقرار آنهاست که باز هم مورد استناد است و می تواند معارضی برای دیگر اقوال علما باشد و در تضعیف سخن آنها ما را یاری کند لذا ذکر می شود و اسنتاد به سخن یک عالم هیچ لزومی را برای استناد به سخن او در جاهای دیگر نمی آورد چون انسانها جایز الخطا اند و ممکن است در جای دیگر به خطا برود. 3. اما در مورد سخن علما در مورد آیه 29 قصص اولاً همراهی زن با حضرت موسی دلیل حضور او در ضمن کلمه اهل نمی شود چون معلوم نیست که چه افرادی همراه حضرت موسی بوده اند ثانیاً ذکر دلایل مختلف برای آوردن ضمیر جمع بخصوص در مجمع البیان برای بیان تمام احتمالات موجود در مساله است و دلالتی بر قبول آن از طرف ایشان نیست ثالثا همچنانکه در نظرات قبلی بیان داشتیم سخن در اینجا در مورد حضور زن در معنای لغوی اهل نیست بلکه در مورد معنای اصطلاحی آن در آیه تطهیر است بخصوص که در ایه تطهیر ابتدا رجس را از افرادی با ذکر ضمیر «کم» دور می داند سپس آنها را متصف به اهل البیت می کند لذا نمی توان به کلیت صفت استناد کرد. علامه طباطبایی هم ذیل آیه می فرماید: «فی قوله خطابا لأهله: "امکثوا" إلخ، شهادة على أنه کان معها من یصح معه خطاب الجمع.» و آقای مکارم هم در تفسیر نمونه در ادامه سخنی که ذکر کردید می فرماید: ضمیر شما به صورت جمع است این تعبیر ممکن است به خاطر این بوده که علاوه بر همسرش فرزند یا فرزندانى نیز با او همراه بوده است ، چـرا که ده سال از ازدواج او در مدین گـذشته بوده. 4. در مورد فرق بین آیه تطهیر و آیه زکات بسیار واضح و روشن است که در آیه زکات هدف از کار را بیان می کند ولی در آیه تطهیر خبر از کاری که به آن اراده قطعیه الهی تعلق گرفته می دهد و فرق بین این دو بسیار ظاهر است. چون وقتی هدف از کار را بیان می کند ممکن است هدف محقق شود و یا نشود چنانکه هدف از ارسال قرآن هدایت انسانها بوده(هدی للمتقین) ولی بسیاری از افراد هدایت نیافته اند. لذا نمی توان از آن، نتیجه ای که از آیه تطهیر گرفته می شود را گرفت. در آیه تطهیر خداوند خبر از اراده قطعی خود می دهد و مورد آن را هم مشخص کرده و آنها را با انما منحصر کرده لذا می توان به آن استناد کرد. 5. اینکه چرا خداوند چنین نکرد و چنان کرد و آیه نداد و اینکه این مساله مهم است و فلان مهم نیست چرا در قرآن آمد یا نیامد چیزی جز فضولی در امر الهی نیست. خداوند هیچ گاه نگفته که من مسائل مهم را در قرآن می آورم و غیر مهم را نمی آورم و... چنین استدلالی را باید کسی انجام دهد که به تمام حکمتها و اسرار کتاب الهی با خبر اند نه من و شما! 6. اراده تکوینی(نظام آفرینش) یعنی همان قول الهی که می فرماید وقتی در موررد چیزی اراده کنیم می گوییم کن فیکون اراده ای که تخلف بردار نیست.تمام سنن الهی ذیل این اراده الهی قرار دارند این اراده به فعل خداوند تعلق می گیرد. امام اراده تشریعی(نظام قانون گذاری) اراده ای است که اختیار انسانها در آن تاثیر دارد ممکن است انجام نشود اراده ای است که خداوند انجام آن را مقید به اراده انسانها کرده است تمام اوامر و نواهی الهی که در احکام مطرح است همانند نماز و روزه و... ذیل اراده تشریعی قرار می گیرند این اراده به افعال ما تعلق می گیرد نه فعل خداوند و انسانها هم مختارند لذا تخلف بردار است. حال با این تفسیر به آیه مورد بحث مراجعه می کنیم در این آیه واضح است که سخن از بیان فضیلت است و فضیلت بودن با اراده تکوینی سازگاری دارد چون اراده تشریعی خداوند بر پاکی و طهارت همه انسانها تعلق گرفته اینکه خداوند این افراد را منحصراً در این آیه به طهارت فضیلت داده باید اراده تکوینی باشد والا لغو خواهد بود. ثانیاً اراده به فعل خداوند تعلق گرفته و چنین اراده ای تکوینی است. ثالثاً اختیار انسانها در آن اخذ نشده و اصلا به فعل و اختیار انسان کاری ندارد. رابعاً اراده تشریعی خداوند بر پاکی انسانها مطلق است و بر طهارت همه انسانها قرار گرفته، انحصار اراده بر پاکی اهل بیت در این آیه باید اراده دیگری باشد والا با اطلاق آن که از آیات بسیاری استفاده می شود در تناقض خواهد بود. و... 7. سنت، مفسر قرآن و در کنار قرآن است ولی به هیچ وجه بالاتر از آن نیست اما ممکن است یک روایت متواتر یا صحیح و یا مستفیض ظهور یک آیه را قید بزند چون سنت برای بیان قرآن آمده است . شما که به سخنان حضرت علی علیه السلام استناد می کنید خوب بود تمام سخنان ایشان را مد نظر قرار دهید بخصوص آن کلامی که ایشان به ابن عباس برای محاجه با خوارج بیان داشتند که فرمودند: با آنها بر اساس سنت بحث کن نه با قرآن چون قرآن تحمل معانی مختلف را دارد ولی سنت اینگونه نیست بلکه راه را بر آنها می بندد. ((لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ... وَ لَکِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً .)) نامه 77 نهج البلاغه. موفق باشید گروه پاسخ به شبهات (1) |
34 |
نام و نام خانوادگی: دانشچیان - تاریخ: 18 مرداد 93 - 00:06:00 باسلام دوست گرامی ؛ از شما می خواهیم اگر شبهه ای در مورد آیات برایتان پیش می آید به تفاسیر مراجعه نمایید تا با تفسیر آنها آشنا شوید آنگاه در صورت عدم رضایت به سخن مفسران، به کارشناسان مربوطه مراجعه نمایید. مثلاً در مورد آیه ای که در ابتدای سخنانتان مبنی بر اشتباه کردن اهل بیت علیهم السلام بیان داشته اید علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آن عتاب را نسبت به همسر رسول الله صلی الله می دانند نه بر خود ایشان و برای سخن خود قرائنی آورده اند. با در نظر گرفتن لحن و مقتضی و سیاق کلام، معنای این آیه را اینگونه می توان دانست: ای نبی ما چرا همسرانت از اخلاق نیکوی تو سوء استفاده می کنند و تو را در مضیقه قرار می دهند تا حلال خداوند را با عملی که خود خداوند انجام آن را تشریع کرده و اجازه داده(قسم خوردن) بر خود حرام کنی؟ چون معلوم است که عتاب در مقابل اشتباه است و در اینجا رسول الله صلی الله علیه و آله هیچ گونه اشتباهی مرتکب نشده اند چون خوشبو بودن در خانه و زینت کردن طبق سلیقه همسر از امور مورد سفارش اسلام است و قسم خوردن هم از امور جایز در اسلام است که توسط خود خداوند تشریع شده است اما در مقابل، این دو همسر رسول الله صلی الله علیه و اله بودند که در اینجا دچار اشتباه شدند و به گفته قرآن، قلبشان از حق منحرف شده بود پس عتاب متوجه آنهاست و خداوند خواسته است اینگونه پیامبر خود را علیه آنها یاری کند. و همچنین ممکن است تفسیر ارائه شده در تفسیر نمونه را مد نظر قرار دهیم و بگوییم این عتاب نیست بلکه نوعی دلسوزی و شفقت خداوند بر رسول الله است و چون ایشان تنها به خودشان متعلق نیستند، بلکه به تمام جامعه اسلامى و عالم بشریت متعلق اند، بنا بر این اگر در داخل خانه ایشان توطئه اى علیه ایشان، هر چند به ظاهر کوچک و ناچیز، انجام گیرد نباید به سادگى از کنار آن گذشت، تا حیثیتشان نعوذ باللَّه بازیچه دست این و آن گردد، و اگر چنین برنامه اى پیش آید باید با قاطعیت با آن بر خورد کرد. در نامه 71 نهج البلاغه هم حضرت امیر علیه السلام دچار اشتباهی نشدند بلکه نسبت به فردی طبق قرائن خوشبین بودند که سفارش دین است و او را برای امارت مناسب دیدند و برای آن کار او را انتخاب کردند اما او خیانت کرد بله اگر ایشان بعد از این خیانت، او را دوباره برای اینکار ابقا می کردند اشتباه بود. مگر خوش گمانی اشتباه است؟ مگر خداوند در آیه 12 سوره نور نمی فرماید: مومنان نسبت به همدیگر خوشبین باشند؟ آیا این رفتار ایشان خلاف قرآن است یا سنت که اشتباه باشد؟ ثانیاً ایشان می فرمایند: شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب(خوشبین) داد. هر فریبی که اشتباه نیست بلکه فریبی که از روی اعتماد و خوشبینی به افراد باشد زمینه زندگی در این دنیاست و چاره ای از آن نیست. مورد بعدی هم همینگونه است. خبر اخبار الطوال هم بدون سند و ضعیف است و حدیث بحار الانوار هم باید سند آن بررسی شود و ما به جهت اختلاف نسخه آن حدیث را نیافتیم متن عربی آن را بگذارید تا سند و قبل و بعد مطلب برسی شود. خداوند در قرآن سخن رسول الله صلی الله علیه و آله را وحی الهی می داند. «ان هو الا وحی یوحی» و طبق آیه تطهیر، ایشان و اهل بیتشان از هر خطایی مصون اند. بلحاظ عقلی هم معلوم است که اگر فرستاده الهی از خطا و اشتباه مصون نباشد زمینه بی اعتمادی و اعراض مردم از او فراهم خواهد شد و طبق قرآن، رسول الله اسوه و الگوی مردم اند(لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه) اگر در عملی اشتباه کنند و مردم از ایشان الگو بگیرند موجب انحراف مردم از خط مستقیم الهی خواهد شد و با هدف ارسال پیامبران مطابقت نخواهد داشت همین استدلال در مورد آیاتی که مردم را امر به اطاعت از ایشان می کند هم جاری است بنا براین انبیار و اولیای الهی باید در رفتار و گفتار از هرگونه اشتباه و خطایی مصون باشند. موفق باشید گروه پاسخ به شبهات (1) |
35 |
نام و نام خانوادگی: مجنون و عاشق سینه چاک اهل البیت سلام الله علیها - تاریخ: 31 مرداد 93 - 16:16:57 |
36 |
نام و نام خانوادگی: میثم - تاریخ: 30 مهر 93 - 22:07:08 با سلام دوست گرامی اگر به ذیل این روایت و روایات قبل از این در صحیح بخاری نگاه کنید متوجه می شوید که مراد از بیت در این روایت محل سکونت مراد است؛ زیرا عده ای بدون اذن پیامبر به مدت طولانی در خانه حضرت می ماندند که آیه حجاب نازل شد که خداوند فرمود:یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النبی إلا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ لذا آیه حجاب مشخص می کند که مراد چیست؟؟ روایتی که شما نقل کردید چنین است: پس ذیل روایت قرینه بر این است که مراد از اهل بیت در این روایت ،محل سکونت آنها را مشخص می کند نه اهل بیت که شامل آیه تطهیر می شود و عصمت را ثابت می کند بله درابتدا اهل بیت الرجل شامل زن فرزند وحتی بستگان وی هم می شود.اما در مورد اصطلاح دینی ،اصطلاح خاصی برای معنی اهل وضع شده است که زنان پیامبر (ص) از اصطلاح خاص خارجند همچنانکه وقتی پیامبر به ام سلمه فرمودند: تنحى عن اهل بیتى «از اهل بیت من دور شو»، اگر زن پیغمبر جزء اهل بیت بود چگونه این جمله صحیح بود؟ بلکه خود این عبارت مى رساند که به زن آن حضرت عنوان اهل بیت باز نمى گردد، اهل بیت افرادى هستند جدا، و زوجه فردى است جدا غیر از آنها. همچنین اگر بگوییم هرکس نام اهل بیت پیامبر بر او گذاشته شده است در این صورت باید سلمان نیز که از اهل بیت است مصداق آیه تطهیر باشد!؟!!! در حالی که هیچکس نمی گوید سلمان از اهل بیتی است که مصداق آیه تطهیر می باشد. با این وجود زنان پیامبر نیز اگر به آنها گفته می شود اهل بیت مراد معنی خاص و اصطلاح دینی آن نیست بلکه مراد معنای لغوی است موفق باشید گروه پاسخ به شبهات زنان پ |
37 |
نام و نام خانوادگی: محمد - تاریخ: 20 آذر 93 - 09:36:52 با سلام |