چه عواملی باعث تضعیف اراده ی ما می شود؟؟؟
عوامل تضعیف اراده از منظر احادیث
در روایات به احادیثی بر میخوریم که نفسپروری و توجه بیش از حد به امیال نفسانی، محیط و فضای نامناسب، کمهمتی و نبود اعتماد به نفس را عامل تضعیف اراده انسان بر میشمارند.
در مقاله قبل راهکارهای علمی و عملی تقویت اراده را بیان کردیم و با توجه به اهمیت بحث ضعف اراده وعده کردیم تا در ادامه مطالب قبل دلائل ضعیف شدن اراده را مطرح کنیم که هم اکنون این عوامل را بررسی میکنیم:
1. نفسپروری و توجه بیش از حد به امیال نفسانی
اگر چه توجه به نیازهای جسمی و روحی و برآورده کردن آن امری لازم و شایسته است و بدون آن مشکلات فراوانی گربیانگیر انسان میشود اما آنچه مهم است رعایت حد و اندازه نمودن است، اگر پاسخگویی ما به نیازها به اندازه نباشد و فراتر از نیاز واقعی باشد، باعث آفتهای فراوانی میشود، ضعیف شدن اراده انسان از آن جمله است، چنانچه امیر بیان و علم حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «هر کس هوای نفسش قوی شود، عزم و ارادهاش ضعیف خواهد شد»1.
اگر چه خواب نیاز آدمی است، اما اگر زیادتر از حد شد، دین و دنیای آدمی را خراب میکند2 و باعث فوت شدن خیلی از چیزهایی میشود که دیگر نمیتوان در طول روز آنها را جبران کرد3، اگرچه خوراک و طعام نیاز انسان است، اما زیادهروی در خوراکیها و نوشیدنیها باعث ضررهای زیادی میشود. چنانچه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «إِیَّاکُمْ وَ فُضُولَ المَطْعَمِ فَإِنَّهُ یَسُمُّ الْقَلْبَ بِالْفَضْلَةِ وَ یُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ عَنِ الطَّاعَةِ وَ یُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِمَاعِ الْمَوْعِظَة»4؛ «از خوردن بیش از حد بپرهیزید که آن دل را سخت میگرداند و اعضای بدن را در اطاعت خدا تنبل میسازد و گوش همتها را از شنیدن پند و اندرز کر میکند».
اطاعت بیش از حد شهوات آدمی را مانند برده و اسیری میکند که هر جا شهوت خواست، بی چون و چرا به دنبالش میدود5 و از آن طرف رشد و تعالی و قوت اراده انسان در این است که مخالفت با شهوت خود کند6، پس اگر میخواهیم اراده ما ضعیف نشود و روز به روز قویتر شود، باید در پاسخگویی به نیازها و امیال رعایت حد و حدود را کرده و با زیادهخواهیهای نفس مخالفت کرد تا از آفات فراوان آن از جمله ضعیف شدن اراده در امان بود.
2. کوتاهی در اموری که اراده آن را داریم
کارهای مختلف از نظر سختی و آسانی متفاوت هستند؛ برخی آسانتر و برخی هم سختتر میباشند. از طرفی اراده هم دارای درجات متعدد میباشد. هیچ انسانی را نمیتوان یافت که اراده هیچ کار خیری را نداشته باشد، بلکه هر کدام از ما اراده انجام برخی کارها را داریم که همان کارها میتواند نقطه شروع ما در تقویت اراده ما باشد، هرچه به آنچه میتوانیم و اراده آن را داریم عمل کنیم، اراده ما برای کارهایی که تا به حال نمیتوانستهایم، تقویت میشود. چنانچه حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «من یعمل یزدد قوة، من یقصر فی العمل یزدد فترة»7؛ «هر کس عمل کند، قوت او زیادتر میشود و هر کس در عمل کردن کوتاهی کند، سستی و تنبلی او زیادتر میشود».
پس یکی از عوامل ضعیف کننده اراده کوتاهی در اموری است که توان انجام آن را داریم، از همین سستی کردنهاست که ناتوانی و تنبلی و کسالت در وجود ما تثبیت میشود 8، همین کوتاهی در عمل کردنهاست که باعث زیاد شدن غم و اندوه انسان میشود 9 و احساس ناتوانی را در ما بیشتر میکند، مهم نیست آنچه که اراده انجام آن را دارید کوچک است یا بزرگ، مهم آن است که نقطه شروع و نجات شما در آن است، پس از کارهای کوچک شروع کنید و بر انجام آنها مداومت داشته باشید تا به کارهای بزرگ موفق شوید. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «از کسالت و تنبلی بپرهیزید؛ چرا که پروردگار شما مهربان است و از کارهای کوچک هم تشکر میکند»، چه بسا انسانی دو رکعت نماز مستحبی میخواند، در حالی که نیت او خالص است، پس خداوند به خاطر همین دو رکعت او را بهشت میبرد و گاهی یک درهم انفاق مستحبی برای خدا میکند، پس خداوند او را به خاطر همین انفاق کوچک به بهشت میبرد10.
و در حدیث پر بشارتی رسول مکرم صلی الله علیه وآله و سلم میفرماید: «آنچه از مداومت بر کار نیک به دست میآید، عبارت است از، ترک زشتیها، دور شدن از سبکسری، بیرون آمدن از نگاه، پیدا کردن یقین، عشق به رستگاری و ...»11.
3. غنا
یکی از اموری که اراده انسان را تضعیف میکند، گوش دادن به موسیقی میباشد، چیزی که هم دانشمندان خارجی و هم علمای اخلاق و مهمتر از همه کلمات نجات بخش اهلبیت علیهمالسلام به آن اشاره فرمودهاند، دانشمند معروف، «الکسیس کارل» در کتاب راه و رسم زندگی چنین مینویسد: «رادیو و سینما و ورزشهای نامناسب روحیه فرزندان را فلج میکنند، تجربه نیز ثابت کرده است که اشخاصی که زیاد سرگرم موسیقی هستند، اغلب افراد بیاراده و مسامحهکار و در مقام تعقل و تفکر راکد و ضعیف هستند و پیشرفت چشمگیری در زندگی ندارند».
مرحوم امام خمینی (ره) میفرماید: «ای عزیز بکوش تا صاحب عزم و دارای اراده شوی که خدای نخواسته اگر بیعزم و اراده از این دنیا هجرت کنی، انسان صوری بیمغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی، زیرا که آن عالم محل کشف باطن و ظهور سریره است و جرئت بر معاصی کم کم انسان را بیعزم میکند و این جوهر شریف را از انسان میرباید»، استاد معظم ما دام ظله میفرمودند: «بیشتر از هر چه گوش کردن به تغنیات [موسیقیها] سلب اراده و عزم از انسان میکند»12.
موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش میآید، لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون میکند و به یک مطلب هزل میکشاند، دیگر یک جوانی که عادت کرد، روزی چند ساعت را با موسیقی سر و کار داشته باشد، از مسایل زندگی و از مسایل جدی به طور کلی غافل میشود، عادت میکند همان طور که به مواد مخدر عادت میکنند، کسانی که به مواد مخدر عادت میکنند، دیگر نمیتوانند یک انسان جدی باشند که بتوانند در مسایل سیاسی و زندگی فکر کنند، فکر انسان را طوری میکند که دیگر در غیر همان محیط موسیقی و مربوطه به شهوات نتواند اصلاً فکر کند13.
و امیر مؤمنان علی علیهالسلام میفرماید: «مؤمن از لهو (مانند موسیقی) به دور است و با جدیت و تلاش همراه میباشد» 14، کسی که به بازیها اشتیاق فراوان داشته باشد و به لهو و سرگرمیها (مانند موسیقی) ولع داشته باشد، هیچگاه تعقل نخواهد کرد.
4. محیط و فضای نامناسب
گاهی انسان با افرادی همنشین است که همه اهل هوی و هوس، خوشگذرانی و سستی و تنبلی هستند و جدیت در زندگی و وظایف خود ندارند، مجالست با چنین افرادی قطعاً انسان را سست و تنبل و بیاراده میکند.
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
با کسانی رفاقت کنید که دارای هدف، برنامه و جدیت هستند و تلاش و فعالیت روزانه قابل قبولی دارند، با کسانی نشست و برخاست کنید که برای وقت خود و شما ارزش قائل هستند و نسبت به شما موفقتر، بالاتر باشند تا در شما هم تولید انگیزه و اراده کنند، چنانچه وقتی حواریون از حضرت عیسی علیهالسلام سؤال کردند با چه کسی نشست و برخاست کنیم، فرمودند: «با کسی که دیدنش شما را به یاد خدا بیاندازد و گفتارش بر علم شما بیفزاید و رفتار و عملش شما را ترغیب به آخرت کند»15.
یکی از مصادیق دیگر محیط نامناسب محیطی است که در آن به شما «نتوانستن» را تلقین میکنند، دائماً به شما با روشهای مختلف گوشزد میکنند که نمیتوانی و تواناییهای شما را نادیده میگیرند و به شما فرصت و جرئت بروز تواناییهایتان را نمیدهند، از این محیطها هم باید پرهیز کرد.
5. تلقینهای منفی
از عوامل مؤثر دیگری که باعث ضعیف شدن اراده میشود، تلقین به نفس است که من ارادهام ضعیف است، من ناتوان و کوچک هستم، با توجه به مباحث قبل به این نتیجه میرسیم که ما بیاراده نیستیم، بلکه اراده انجام برخی کارها را داریم و اراده انجام برخی امور را نداریم، پس دیگر اصلاً نگویید من ضعف اراده دارم.
یکی از وظایفی که پدران، مادران، اولیا و معلمان این مرز و بوم دارند، القای روحیه توانستن به فرزندان و آیندهسازان این مرز و بوم است، چه جفایی به فرزندان خود میکنند، آن پدر و مادرانی که اجازه کوچکترین خودنمایی، تحرک و جسارت را به فرزندان خود نمیدهند، هر موقعی که او میخواهد کاری بکند، خودی نشان دهد و احساس توانایی کنند، چه بسا با دلسوزی مخرب و از روی مهربانی اجازه انجام آن کار را نمیدهند و خودشان انجام میدهند، در حالی که باید به فرزندانمان کارهایی که در حد و توان آنهاست را بدهیم و لو هزینه و خسارت احتمالی هم داشته باشد تا اعتماد به نفس، جرئت و جسارت مثبت و اراده در فرزندانمان تقویت شود، اگر بتوانیم «من میتوانم» معقول را در درون فرزندانمان نهادینه کنیم، بهترین ارث و میراث را به آنها دادهایم.
6. کم همتی
یکی از عواملی که اراده انسان را ضعیف میکند، کم همتی است، انسانهای کم همت انگیزهای برای کار و تلاش و فعالیت ندارند و ارادهشان تحریک نمیشود، در حالی که حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «هیچ چیزی به اندازه همت انسان را بلند نمیکند و هیچ چیزی هم به اندازه شهوت رانی او را خوار و پست نمیکند» 16 و شجاعت افراد را به اندازه همت ایشان میداند 17، وجود اهداف، مقاصد ارزشمند و بلند، اراده انسان را تحریک میکند و زندگی او را جهت میدهد، پس سعی کنید در زندگی خود اهداف معنوی، علمی، اجتماعی و خانوادگی متعدد و در یک راستا داشته باشید.
7. ترس و نبود اعتماد به نفس
از عوامل مهم دیگر تضعیف کننده اراده ترس و نبود اعتماد به نفس در افراد است، ترس از شکست، ترس از سرزنش و تحقیر دیگران، ترس از ضرر و ... عواملی هستند که جرئت، جسارت و در نهایت اراده را از انسان سلب میکنند و درمان این مشکل بزرگ خلوص نیت است، اگر کاری را که میکنید، برای خدا باشد و با بررسی و مشورت و تدبیر لازم باشد مهم نیست که موفق میشوید یا نه، بر فرض شکست هم بخورید، خداوند شما را به خاطر سعی و تلاشتان پیروز محسوب میکند، چنانچه در مورد مجتهد و اجتهاد او میفرمایند: «اگر در اجتهادش درست عمل کرد، دو اجر دارد و اگر اشتباه کرد یک اجر دارد» 18.
حضرت علی علیهالسلام هم میفرماید: «لَا تَخَافُوا فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ یَکْفِکُمْ مَنْ أَرَادَکُمْ وَ بَغَى عَلَیْکُمْ» 19؛ «در راه خدا از ملامت و سرزنش دیگران نترسید که خداوند شما را از شر کسانی که قصد اذیت شما را دارند کفایت خواهد کرد»، در نظر داشته باشید که ترس یک عیب و کاستی 20 و آفت 21 است و سر منشأ آن سوء ظن به خداوند 22 و نتیجه عجز نفس و ضعف یقین است 23 و در طرف مقابل اصل و ریشه قوت قلب و شجاعت توکل بر خداوند متعال است، پس برای خدا و با توکل بر قدرت لایزال او و فقط برای انجام وظیفه نه تحصیل نتیجه قدم بردارید و هرگونه ترس و دلهره را به خود راه ندهید و به آن فکر نکنید.
8. کنترل نکردن غرائز
یکی از مواردی که افراد از ضعف اراده خود ناله سر میدهند، در مواجهه با غرائز و شهوات به خصوص شهوت جنسی است، هنگامی که این شیر خفته سر بر میآورد، احساس میکنند دیگر اراده و قدرت مواجهه با آن را ندارند، در حالی که باید دید چه کسی و چگونه او را شیر نموده است و آیا واقعاً سرکشی، طغیان و ویرانگری لازمه غریزه است؟ آری این خود ما هستیم که با پاسخ ندادن به موقع، صحیح و شرعی به غرائز آن را آماده سرکشی میکنیم.
وقتی صرفاً جهت به دست آوردن بیشتر دنیا و قانع نبودن به حداقلها ازدواج را به تأخیر میاندازیم و زمینه پاسخگویی صحیح آن را فراهم نمیسازیم، آنگاه زمینه را برای شیر شدن غریزه و سرکشیهای او فراهم میسازیم، در حالی که مؤمن واقعی بیش از اینکه فراهم بودن همه امکانات و برپا نمودن جشنهای آنچنانی برایش مهم باشد، معصیت نکردن و مبتلا به گناه نشدن برایش مهم است؛ لذا با کمترین امکانات هم که شده به راه حلال و شرعی کنترل غریزه پناه میبرد و خود را از این پرتگاه نجات میدهد.
چنانچه حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «غَالِبِ الشَّهْوَةَ قَبْلَ قُوَّةِ ضَرَاوَتِهَا فَإِنَّهَا إِنْ قَوِیَتْ مَلَکَتْکَ وَ اسْتَفَادَتْکَ وَ لَمْ تَقْدِرْ عَلَى مُقَاوَمَتِهَا» 24؛ «قبل از اینکه عادت شهوت قوت پیدا کند، چرا که اگر او قوی شد، او مالک تو میشود و گریبانگیر تو میشود و تو نمیتوانی در برابر او مقاومت کنی»، یعنی افراد پرخوری میکنند، هر تصویر و صحنهای را هم میبینند و به هر محیط شهوتخیزی هم وارد میشوند، آنگاه از قوت شهوت و ضعف اراده خود شکایت میکنند، در حالی که مشکل از ضعف اراده نیست، بلکه مشکل اصلی زمینه سازی برای فوران نمودن شهوت و غریزه است که باید آن زمینهسازیها اتفاق نیفتد تا احساس ضعف اراده هم نشود.
9. شکستهای قبلی
هر کاری که انسان شروع میکند، اگر در انجام آن موفق شود، امید و نشاط و احساس توانایی در انسان تقویت میشود، اما اگر به هر دلیل در آن کار موفق نشود، ناامیدی، کسالت و احساس ضعف اراده و قدرت به او دست میدهد،یکی از عوامل ضعیف شدن ارادهها شکستهای پی در پی قبلی است، با هر شکست احساس ناتوانی و ضعف اراده در انسان تقویت میشود و ناامیدی به انسان دست میدهد که به فرموده حضرت علی علیهالسلام اعظم بلاها و سر منشأ تفریط و کمکاری میباشد.
در حالی که اگر هدف انجام وظیفه باشد و نه حصول نتیجه و این قاعده طلایی را در نظر داشته باشیم که «ما مأمور به وظیفهایم نه به دست آوردن نتیجه» دیگر شکست معنا نخواهد داشت و همه کارها به خاطر اینکه انجام وظیفه بوده پیروزی است، اگر هم در فعالیتهای قبلی کوتاهی بوده با استغفار و توبه تبدیل به حسنات خواهد شد، چرا که خداوند تبدیل کننده سیئات به حسنات است، مهم نیست که شما شکست خوردهاید، مهم آن است که تنبل و بیکار نبوده و تلاش و کوشش کردهاید و کارتان هم بینتیجه نبوده است، حداقل برای شما تجارب مهمی را در پی داشته است، پس دست از تلاش برندارید و با مشورت و فکر و تدبیر درست به دنبال فعالیت جدید باشید و فقط به انجام وظیفه فکر کنید نه تحصیل نتیجه، مطمئن باشید شما هم مثل دیگران توانایی و استعدادهایی دارید که اگر آنها شناختید و در راستای آنها قدم برداشتید، حتماً پیروز خواهید شد، از توکل بر خدا هم غافل نباشید.
10. آرمان گرایی افراطی
یکی از عواملی که در رشد انسان تأثیر بسزایی دارد نگاه به افقهای بلند و آرمانگرایی و راضی نبودن به وضع فعلی است، انسانهایی که به وضع معنوی، روحی و علمی خود قانع هستند و آرمانی را دنبال نمیکنند، همیشه ایستا و راکد هستند و چه بسا به عقب هم برگردند، اما اگر همین آرمان گرایی شکل افراطی به خود بگیرد و انسان افقهایی را که فعلاً یا اصلاً توان آن را ندارد، در نظر بگیرد و در راستای آن حرکت کند، موجب شکست و احساس ناتوانی و احساس ضعف اراده میشود. پس آرمانگرایی معقول و متناسب با ظرفیت و توان مفید و سازنده است.
لذا حتماً آرمانی را در نظر داشته باشید، اما حتماً باید متناسب با توان، ظرفیت و قابل دسترسی باشد و آن آرمان و هدف کلان را تبدیل به اهداف کوچکتر و جزئی کنید و رسیدن به آن هدف کلان را چند مرحلهای کنید و با رسیدن به هر مرحله احساس پیروزی را به خود هدیه دهید تا در نهایت مثلاً اگر در نظر دارید، به جایی برسید که حالات معنوی قوی داشته باشید و هر لحظه به یاد حق تعالی باشید، آن را به چند هدف جزئی تبدیل کنید، مثل خواندن نماز شب، نماز اول وقت، انس با قرآن هر روزی و گفتن برخی اذکار که در روایات وارد شده است تا کم کم به آن هدف بلند برسید.
11. ضعفهای جسمانی
یکی دیگر از دلائل ضعف اراده ناتوانی جسمی است، در نظر داشته باشید که عقل سالم و روحیه قوی و نشاط کاری و انرژی لازم برای انجام کارها در بدن سالم و قوی نهفته است، اگر جسم انسان ضعیف و کم تحرک باشد، احساس ناتوانی و ضعف در روحیه انسان زیاد میشود، چنانچه حکمای قدیم فرمودهاند که اگر برخی اخلاط مانند بلغم در خون انسان زیاد شود، موجب احساس رخوت و سستی و ضعف و بیارادگی میشود، لذا به فعالیت بدنی، ورزش، تغذیه مناسب اهمیت بدهید.
نفس اینکه شما مقصد بلندی مانند قله کوهی را در نظر بگیرید و برای فتح آن سختی بکشید و بدنتان را به زحمت بیندازید و آن را فتح کنید، در تقویت اراده شما بسیار مؤثر است، یکی از بزرگان اخلاق میفرمود: «با هر قدمی که در دامنه کوهی بر میدارید، درجه و ذرهای اراده شما قوی میشود».
پی نوشتها:
1. غررالحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، قم، دفتر تبلیغات، 1366 ش، ح 7959.
2. کَثْرَةُ النَّوْمِ مَذْهَبَةٌ لِلدِّینِ وَ الدُّنْیَا، کافی، کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 5، ص 84.
3. قال علی(ع): من کثر فی لیله نومه فاته من العمل ما لا یستدرکه فی یومه، غررالحکم، ح 7386.
4. بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسة الوفاء بیروت – لبنان، 1404 ق، ج 69، ص 199.
5. قال علی(ع): عبد الشهوة أسیر لا ینفک أسره، غررالحکم، ح 6967.
6. قال علی(ع): الرُّشْدُ فِی خِلَافِ الشَّهْوَةِ، بحارالانوار، ج 75، ص 53، ح 87.
7. غررالحکم، ح 2802 و 3008.
8. قال علی(ع): مِنَ التَّوَانِی یَتَوَلَّدُ الْکَسَلُ؛ غررالحکم، ح 10621.
9. قال علی(ع): مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ بِالْهَم؛ نهج البلاغه، حکمت 121.
10. ثواب الاعمال، ج 1، ص 62.
11. تحف العقول، ص 17.
12. چهل حدیث امام خمینی، ص 60.
13. صحیفه نور، ج 8، ص 198.
14. کافی، ج 1، ص 39.
15. همان.
16. قال علی(ع): ما رفع امرأ کهمته و لا وضعه کشهوته، غررالحکم، ح 6968.
17. قال علی(ع): شجاعة الرجل على قدر همته، غررالحکم، ح 10267.
18. عن النبی(ص): من اجتهد فأصاب فله أجران و من أخطأ فله أجر واحد، صراط المستقیم، علی بن یونس نباطی بیاضی، نجف،کتابخانه حیدریه، 1384 ق، ج 3، ص 236.
19. بحارالانوار، ج 75، ص 99.
20. الامام علی(ع):الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، نهج البلاغه، حکمت 3.
21. الامام علی(ع): الجبن آفة، غررالحکم، ح 7673.
22. الامام علی(ع): الجبن و الحرص و البخل غرائز سوء یجمعها سوء الظن بالله سبحانه، غررالحکم، ح 6514.
23. الامام علی(ع): شدة الجبن من عجز النفس و ضعف الیقین، غررالحکم، ح 5662.
24. غررالحکم، ح 4884.
نویسنده: حجتالاسلام سید حبیب حسینی رنانی، معاون پژوهشی موسسه فرهنگی دارالهدی