مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

آیا انسان دارای دو نفس است؟
منبع : فلسفه اخلاق، شهید استاد مرتضی مطهری

گفتیم که در اسلام از یک طرف توصیه شده به جهاد و مبارزه با نفس، بلکه به میراندن نفس: « موتوا قبل ان تموتوا » پیش از آنکه بمیرید، بمیرید، نفس اماره را بمیرانید، و از طرف دیگر توصیه هایی است سراسر کرامت نفس، عزت نفس، نفاست نفس، حریت نفس و غیره آیا انسان دارای دو نفس یعنی دارای دو خود است؟ دارای دو خویشتن است؟ دو خود دارد که یک خود را وظیفه دارد بمیراند و خود دیگر را وظیفه دارد محترم و مکرم بشمارد و عزیز بدارد؟ اگر اینطور باشد پس باید آنچه را که روانشناسی می گوید [ ( تعدد شخصیت " به معنی واقعی آن بپذیریم، یعنی قبول کنیم که هر کس در واقع دو " خود " است، دو " من " است، دو " شخص " است قطعا مقصود این نیست در واقع در یک کالبد دومن مجزا وجود ندارد، دو شخص وجود ندارد

یک فرض این است که در انسان دو شخص وجود دارد، دو من وجود دارد، دو خویشتن در مقابل یکدیگر وجود دارد، از این دو، یکی را باید ضعیف کرد و میراند، دیگری را باید محترم شمرد این جور که نیست فرض دیگر این است که انسان دارای دو " خود " است اما نه به این معنی که دو خود اصیل، دو " من " در کنار یکدیگرند، بلکه یک خود واقعی و یک خود پنداری که آن ناخود است ولی انسان ناخود را خود خیال می کند مگر می شود چنین چیزی؟ می گویند بله می شود آنجا که گفته اند با " خود " باید مبارزه کرد، آن خود، خود خیالی و پنداری است، آن چیزی است که خیال می کنی تو آن هستی، ولی تو آن نیستی. یک خود واقعی و اصیل است ، جدا شدن از خود، مسئله ای است که در فلسفه امروز شدیدا مطرح است و ظاهرا اول کسی که آن را طرح کرده هگل بوده است از هگل به این طرف این مسئله مطرح شده و حالا شدیدا مطرح است

قرآن هزار و چهارصد سال پیش گفت: " فراموش کردن خود " مگر انسان می تواند خودش، خودش را فراموش کند؟ انسان فکر می کند هر چه را بتواند فراموش بکند، خودش را نمی تواند فراموش بکند خود فراموش کردن مساوی است با مردن مگر می شود انسان خودش را فراموش بکند؟ ! ولی قرآن می گوید: بله، انسان خودش را فراموش می کند حال چگونه می شود، بعد عرض می کنم

به هر حال امروز این مسئله مطرح است که انسان خودش را گم می کند، خودش را فراموش می کند، خودش را می فروشد، خودش را با خودش اشتباه می کند.

انسان دارای دو " خود " است: خود فردی و شخصی و جزئی، و خود کلی. یعنی مثلا من یک " خود " دارم که به آن " خود "، این فرد و این شخص هستم، و شما یک " خود " دارید که به آن " خود "، آن فرد و آتش خص هستید با آن ابعاد خاص و با آن اضافات خاص که مثلا پدر و مادرتان کیست، صفات و احوال و اطلاعاتتان چیست، و یک " خود " دیگر در درون همه انسانها وجود دارد که آن، خود کلی است نه خود شخصی و فردی، خود انسانی است یعنی مثلا در من الان دو " خود " وجود دارد یک خود من مثلا الف فرزند ب است، و خود دیگر، انسان است که در من وجود دارد شما هم دارای دو خود هستید یک خود، خود فردی شما است، یکی هم انسان است که در شما وجود دارد افراد دیگر نیز همین طور این هم یک فرضیه است

گفتیم قرآن می گوید با یک خود باید مبارزه کرد و خود دیگر را باید محترم و عزیز و مکرم داشت، و با مکرم داشتن این خود است که تمام اخلاق مقدسه در انسان زنده می شود و تمام اخلاق رذیله از انسان دور می گردد، و اگر این خود کرامت پیدا کرد، شخصیت خودش را باز یافت و در انسان زنده شد، دیگر به انسان اجازه نمی دهد که راستی را رها کند دنبال دروغ برود، امانت را رها کند دنبال خیانت برود، عزت را رها کند دنبال تن به ذلت دادن برود، عفت کلام را رها کند دنبال غیبت کردن برود، و امثال اینها حال آیا این خود، همان خود [ کلی و انسانی ] است یا چیز دیگری است؟ 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۷
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی