مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت

   

متن آیه

1- 6. قُلْ یاأَیهَا الْکافِرُونَ* لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ* وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ* وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدتُّمْ* وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ* لَکمْ دِینُکمْ وَلِی دِینِ

متن ترجمه

بگو: «ای کافران!* آنچه را (شما) می پرستید (من) نمی پرستم،* و آنچه را (من) می پرستم شما نمی پرستید،* و آنچه را (شما) پرستیدید من نمی پرستم،* و آنچه را (من) می پرستم شما نمی پرستید؛* دین شما فقط برای شماست، و دین [من ] فقط برای من است.»

موضوع

لزوم مرزبندی با دشمن به تاسی از حضرت ابراهیم (ع)

کلام رهبر1

لزوم مرزبندی با دشمن به تاسی از حضرت ابراهیم (ع)

وظیفه‌ای که همیشه باید مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظیفه‌ی مرزبندی صحیح و صریح با جبهه‌ی دشمن است؛ مرزبندی. آیه‌ی شریفه می فرماید: قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءآؤُا مِنکُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ الله کَفَرنا بِکُم وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ وَالبَغضآءُ [ابداً] حَتّی‌ تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه. قرآن فقط تاریخ نگفته، تصریح میکند که این اسوه‌ی حسنه‌ای است برای شما - قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیم - یعنی باید این‌جوری باشید، مرزبندی باید بکنید. مرزبندی به معنای این نیست که ما رابطه‌مان را قطع بکنیم؛ توجه بکنید، مغالطه نکنند که شما می گویید ما با همه‌ی دنیا دشمنیم؛ نه، مرزبندی کنید، مرزها مخلوط [نشود]. مثل مرز جغرافیایی؛ در مرز جغرافیایی شما بین کشور خودتان و کشورهای اطرافتان مرز معین میکنید؛ معنای این مرز این نیست که شما نمیروید آنجا، آنها نمی‌آیند اینجا؛ معنای این مرز این است که هر رفت‌وآمدی منضبط خواهد بود. معلوم باشد کِی میرویم، چه کسی میرود، چه‌جور میرود؛ چه کسی می‌آید، کِی می‌آید، چه‌جور می‌آید، چرا می‌آید؛ مرزبندی در مرزهای جغرافیایی این‌جور است؛ در مرزهای عقیدتی هم همین‌جور است. در همین آیه‌ی شریفه، بعد از آنکه خدای متعال این اسوه‌ی حسنه را و عمل ابراهیم را بیان میفرماید، بعد میفرماید: اِلّا قَولَ ابراهیمَ لِاَبیهِ لَاَستَغفِرَنَّ لَک؛ یعنی این مرزبندی، مانع این نیست که ابراهیم به پدرش بگوید که من به تو ترحم میکنم، برای تو استغفار میکنم؛ اینها همه هست. بنابراین معنای مرزبندی این است که مشخص باشد ما چه کسی هستیم، شما چه کسی هستید. من گمان میکنم سوره‌ی مبارکه‌ی "قل یا ایها الکافرون" همین مرزبندی را بیان میکند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛  یعنی مرز مشخص باشد، مرز مخلوط نشود. کسانی که سعی میکنند این مرز را کمرنگ کنند یا محو کنند یا از بین ببرند، اینها خدمت نمیکنند به مردم، اینها خدمت نمیکنند به کشور؛ چه مرزهای دینی و عقیدتی، چه مرزهای سیاسی. استقلال، مرزی است برای کشور؛ این کسانی که سعی میکنند اهمیت استقلال یک ملت را - به‌عنوان جهانی شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعه‌ی جهانی - از بین ببرند و کمرنگ کنند، مقاله مینویسند، حرف میزنند، اینها هیچ خدمتی نمی کنند به این کشور.

کلام رهبر2

سوره کافرون سوره صف بندی و جنگ است نه سوره صلح

امروز، به فضل پروردگار، جمهوری اسلامی با شجاعت و بدون سرِ سوزن ترس و تردیدی، در این راه و برای این هدف ایستاده است تا باطل را افشا کند. البته ما نمی‌خواهیم دنیا و نیروهای گوناگون دنیا را به مبارزه‌ی رویارویِ نظامی دعوت کنیم. این بحث که «ما دفاع خواهیم کرد و بر دهن هر متجاوزی خواهیم زد»، بحث دیگری است که در جای خود محفوظ است. ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، به هیچ‌وجه مبارزه‌جوییِ نظامی نمی‌کند؛ اما حقیقت را افشا و روشن خواهد کرد و بر حقیقت پای خواهد فشرد و در مقابل باطل، کوتاه نخواهد آمد. «لا اعبد ما تعبدون. و لا انتم عابدون ما اعبد. » تا شما هستید، تا این مبانی را دارید و تا از آن خاستگاه حرکت می‌کنید، حرف ما را قبول نخواهید کرد. ممکن نیست که جبهه‌ی باطل، حرف حق را قبول کند. «و لا انا عابد ما عبدتم. » من هم به طرف شما گرایش پیدا نمی‌کنم. این، حرف جمهوری اسلامی است. بعضی خیال می‌کنند که سوره‌ی مبارکه‌ی «قل یا ایّها الکافرون»سوره‌ی صلح است، در حالی‌که سوره‌ی جنگ و صف‌بندی و جدا شدن راههاست. امروز، چه بخواهید و چه نخواهید، دنیا می‌داند که دو جناح وجود دارد.

کلام رهبر3

حرکت براساس معیارهای اسلام و عدم انفعال مقابل مخالفان

حاکمیت احکام و ارزشها و ملاکها و معیارهای اسلامی است، که قویترین و متقنترین و محکمترین ملاک و معیار برای اداره‌ی یک مجموعه‌ی قضایی است. نباید در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان و کسانی که هر نقطه‌ی مثبتی هم در جامعه‌ی اسلامی باشد، مورد انتقاد قرار می‌دهند، دچار انفعال بشویم.

فرهنگ غربی، شیوه‌ی قضایی اسلامی را قبول ندارد؛ ما هم شیوه‌ی قضایی آنها را قبول نداریم؛ «ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ماعبدتم» آنها حاضر نیستند موازین قضایی مبتنی بر ارزشهای اسلامی را درک کنند و بفهمند. اصلاً فرهنگ غربی اجازه نمی‌دهد که کسی ارزش بینه و قسم و حد و تعزیر و دیگر معیارهای قضایی اسلام را درک کند و بفهمد.

در اسلام، قاضی به جز هیبت قضاوت، هیبت دیگری ندارد، و مسلمانی مثل بقیه‌ی مسلمانهاست؛ روی خاک می‌نشیند، با مردم برادرانه برخورد می‌کند و ترتیب و آداب خاصی برای خود قایل نیست؛ اما در دنیا شکل و آداب دیگری برای قاضی و محکمه و کار قضایی قایلند. ما در مقابل دنیا منفعل نیستیم. ما به معیارهای قضایی متقنی که در اسلام وجود دارد، افتخار می‌کنیم و براساس همان معیارها نیز حرکت می‌کنیم و معتقدیم عدالت در جامعه‌ی اسلامی از طریق قضای اسلامی می‌تواند تأمین شود.

 

تفسیر مهر

شأن نزول

حکایت شده که گروهی از سران مشرکان مکه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: یک سال تو از آیین ما پیروی کن و بت های ما را بپرست، و یک سال نیز ما خدای تورا می پرستیم، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله نپذیرفت؛ و باز اصرار کردند که حداقل برخی از بت های ما را لمس کن و به آنها تبرک جوی تا ما نیز تو را تأیید کنیم و خدای تو را بپرستیم، ولی بازهم پیامبر صلی الله علیه و آله قبول نکرد و فرمود: «من منتظر فرمان خدا هستم.» در این هنگام سوره ی «کافرون» فرود آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله آن را در مسجد الحرام برای سران قریش خواند و آنان از شنیدن پیام این سوره کاملًا مأیوس شدند و به آزار پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش پرداختند.

نکته ها و اشاره ها

1. در این سوره بر توحید عبادی تأکید شده است؛ یعنی در اسلام، عبادت مخصوص خداست و انسان مسلمان باید فقط خدا را بپرستد و نباید در برابر غیر خدا، کرنش و عبادت کند و معبودان دروغین هم چون بت ها و موجودات دیگر را بپرستد، و کسی را شریک خدا در عبادت قرار دهد، که گرفتار شرک عبادی می شود.

2. این آیات خبر می دهند که نه پیامبر صلی الله علیه و آله غیر خدا را می پرستد و نه مشرکان دست از بت ها بر می دارند و خدا پرست می شوند. آری؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دست از حق و توحید بر نمی دارد چون آن را با دلیل پذیرفته و حقیقت آن را دریافته است.

ولی مشرکان با تقلید کورکورانه از نیاکان خود، به پرستش بت ها روی آورده اند و منافع خود را در آن می بینند؛ از این رو حاضر نمی شوند که دست از شرک بردارند و تسلیم توحید شوند.

3. مقصود از کافرانی که هرگز مسلمان نمی شوند، سران مشرکان مکه هم چون عاص، امیه و مانند آنهاست که در نهایت با حالت کفر و شرک از دنیا رفتند؛ وگرنه برخی از کافران و مشرکان قریش پس از فتح مکه مسلمان شدند.

4. کافران و مشرکان مکه، منکر خدا به عنوان آفریننده ی جهان نبودند، اما شرک در پرستش داشتند و معتقد بودند که باید بت ها را پرستید. با این اعتقاد غلط باید مبارزه می شد.

5. در این جا پرسشی مطرح می شود که چرا سوره ی «کافرون» و برخی دیگر از سوره های قرآن با واژه ی «قُل» (بگو) آغاز می شود؟ درحالی که این آیات بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده که برای مردم بگوید، و به طور طبیعی نباید این واژه را برای مردم حکایت کند.

پاسخ این پرسش آن است که واژه ی «قل» جزئی از وحی بوده، و نقل آن توسط پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه ی حفظ و اصالت وحی الهی است که ایشان عین کلام خدا و جبرئیل را بازگو می کند و حتی واژه ی «بگو» را هم تکرار می کند؛ یعنی هیچ تعبیر و تغییری در وحی رخ نمی دهد.

البته در مورد سوره ی «کافرون» نکته ی دیگری نیز وجود دارد و آن این که اگر واژه ی «قل» از اول آن حذف شود آیات بعد از نظر معنا مشکل پیدا می کنند؛ چون پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: من بت های شمارا نمی پرستم، نه این که خدا بگوید من بت نمی پرستم.

6. و پرسش دیگر این که تکرار جملات در سوره ی «کافرون» برای چیست؟

مفسران قرآن در این مورد چند پاسخ داده اند:

الف) تکرار جملات برای تأکید بر نفی شرک عبادی ومأیوس کردن کامل مشرکان است، تا دیگر برای دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله به شرک، اصرار نکنند و بدانند راه آنان از اسلام جداست؛

ب) هر کدام از جملات سوره ی «کافرون» در برابر جمله ای از مشرکان است که در شأن نزول بدان اشاره شد. آنان پیشنهاد کردند که یک سال تو معبودان ما را بپرست، و سال بعد، ما خدای تورا می پرستیم؛ باز سال سوم تو معبودان ما را بپرست، و سال چهارم ما خدای تو را می پرستیم.

از این رو قرآن نیز تمام این پیشهادات را جداگانه نفی کرد.

البته مانعی ندارد که این سوره اشاره به هردو تفسیر باشد؛ زیرا هر دو معنا با هم قابل جمع است.

7. از آیین بت پرستی با عنوان «دین» یاد شده است، «دین شما ارزانی خودتان و دین ما نیز برای خودمان».

مفهوم این سخن، جواز بت پرستی و تسامح و تساهل با کافران نیست بلکه نوعی تهدید و تحقیر بت پرستی است، و شاهداین مطلب آن است که قرآن با شرک و کفر در تمام ابعاد آن مبارزه می کند.

8. این آیات، مرز اسلام و کفر را روشن می سازد و راه مسلمان را برای همیشه از کافران و مشرکان برای همیشه جدا می سازد. آری؛ توحید، رمز تکامل و پیوند با حق و شرک، و رمز سقوط و جدایی از حق است؛ پس این دو قابل جمع وسازش نیستند، و هر انسانی باید یکی از این دو خط را بپیماید.

 موحد چه در پای ریزی زرش چه شمشیر هندی نهی بر سرش

 امید و هراسش نباشد زکس بر اینست بنیاد توحید و بس

 (سعدی)

 

آموزه ها و پیام ها

1. خط اصیل اسلامی، توحید عبادی است.

2. راه اسلام، از شرک و کفر جداست.

3. امیدی به مشرکان و کافران لجوج نداشته باشید که آنان توحیدگرا نخواهند شد.

4. توحیدِ عبادی خود را به همگان اعلام کنید و از شرک و کفر بیزاری جویید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۶
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی