مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت خادم الرضا ( علیه السّلام )کوثر

مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت
۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۷:۵۱

مهرورزی به یاران

مهرورزی به یاران

رسول خدا صلی الله علیه و آله با خلق زیبا و خصلت مهرورزی افراد را اصلاح نمود و به مقامات عالیه انسانی رسانید. در مقابل مسلمانان نیز در راه تحقق اهداف آسمانی رسول خدا صلی الله علیه و آله از هستی خود گذشتند و به اطاعت محض آن گرامی می پرداختند. نمونه هایی از مهرورزی این یاران عاشق را با هم می خوانیم:

الف. ابوذر غفاری

ابوذر از جمله کسانی بود که محبت پیامبر را چشیده بود و آنچنان آتش عشق رسول خدا صلی الله علیه و آله در جان و دلش شعله ور شده بود که همه زندگیش را فدای پیامبر می کرد.

در غزوه تبوک ابوذر خسته و تشنه از راه رسید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به او آب دهید که خیلی تشنه است. ابوذر گفت: آب همراه دارم. حضرت فرمود: با وجود آن، تشنه کامی؟ گفت: وقتی آب را چشیدم با خود گفتم هرگز پیش از دوستم و محبوبم رسول خدا که تشنه است، از این آب نخواهم نوشید.

پیامبر در حالی که از عشق و صفای ابوذر لذّت می برد، فرمود:

«رَحِمَ اللَّهُ اباذَرٍّ یمْشی وَحْدَهُ وَیمُوتُ وَحْدَهُ وَیبْعَثُ وَحْدَهُ»؛[1]

خدا ابوذر را رحمت کند تنها می رود تنها می میرد و تنها برانگیخته می شود.

عشق وعلاقه به پیامبر صلی الله علیه و آله آنچنان در وجود یاران مخلص، نفوذ کرده بود که تمام مشکلات وموانع را به جان خریده وذرّه ای از محبتشان کم نمی شد.

ب. بلال حبشی

بلال بن رباح حبشی یکی دیگر از محبت یافتگان مکتب نبوی است.

او در اثر علاقه به پیامبر صلی الله علیه و آله به درجه ای رسیده بود که شدیدترین شکنجه های طاقت فرسا را که هر انسانی را از پای در می آورد، با آغوش باز پذیرا شد و ندای ملکوتی توحید را در فضای ستم زده و خفقان آور سرزمین حجاز طنین انداز نمود.

 

تن فدای خار می کرد آن بلال

خواجه اش می زد برای گوشمال

 

که چرا تو یادِ احمد می کنی

بنده بَد، مُنکرِ دینِ منی

 

می زد اندر آفتابش او به خار

او احَد می گفت بهر افتخار

                                                                          

عشق قهّارست و من مقهور عشق

چون شَکرشیرین شدم ازشورعشق

                                                                          

برگ کاهم پیش تو ای تندباد

من چه دانم که کجا خواهم فتاد

 

گر هِلالم گر بِلالم می دوم

مقتدی آفتابت می شوم

 

ماه را با زفتی و زاری چه کار

در پی خورشید پوید سایه وار

                                                                          

ج. سمیرا دختر قیس

سُمیراء دختر قیس از زنان مسلمانی است که در سایه مهر نبوی پرورش یافت. او در نبرد احد برای امدادگری حضور یافت. دو پسرش نعمان بن عبد عمرو و سُلَیم بن حارث در این غزوه به شهادت رسیدند.

وقتی خبر شهادت دو پسر فداکارش را به او دادند فقط پرسید: رسول خدا صلی الله علیه و آله در چه حال است؟ گفتند: سلامت است! گفت: آن حضرت را به من نشان دهید. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله را مشاهده کرد، عرضه داشت: ای رسول خدا! هر مصیبتی در مقابل سلامتی شما ناچیز و قابل تحمّل است. آنگاه پیکرهای خونین دو جوانش را بر شتری نهاد و به سوی مدینه رهسپار شد.

عایشه او را دید و از اوضاع پرسید. او گفت: خدا را شکر که رسول خدا صلی الله علیه و آله زنده و سلامت است سپس این آیه را خواند که:

(وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ کفَرُوا بِغَیظِهِمْ لَمْ ینالُوا خَیراً وَ کفَی اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتالَ[2]

و خدا کافران را با دلی پر از خشم باز گرداند، بی آنکه نتیجه ای از کار خود گرفته باشند و خداوند در این میدان، مؤمنان را از جنگ بی نیاز ساخته (و پیروز گردانید).

عایشه گفت: این جنازه ها از آن کیست؟ گفت: دو پسرم. آنگاه بدون سستی و درنگ شتر را حرکت داد و راهی شد.[3] کمند عشق

می گویند انسان در ابتدا باید در دلها نفوذ کند و آنگاه انتظار اطاعت داشته باشد؛ زیرا وقتی که انسان محبت کسی را در دل جای داد، به دنبال کسب رضایت محبوب خواهد بود. امام صادق علیه السلام فرمود:

«ما احَبَّ اللَّهَ مَنْ عَصاهُ»؛[4]

خدا را دوست ندارد کسی که گناه و معصیت او را می کند.

چرا که اگر واقعاً دوست دار او باشد، مطمئناً اطاعت خواهد کرد. استاد شهید مرتضی مطهری در زمینه نفوذ عمیق پیامبر صلی الله علیه و آله در قلب مسلمانان صدر اسلام و دلدادگی های شگفت انگیز آنان به پیامبر صلی الله علیه و آله که موجب اطاعت بی چون و چرایشان از رهبر محبوبشان شده بود، می نویسد:

صفحات تاریخ صدر اسلام پر است از این شگفتی ها و دلدادگی ها و از این زیبایی ها. در همه تاریخ بشر نتوان کسی را یافت که باندازه رسول اکرم صلی الله علیه و آله محبوب و مراد یاران و معاشران و زنان و فرزندانش بوده باشد و تا این حد از عمق جان او را دوست داشته باشند.

استاد مطهری در ادامه سخن خود به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی می افزاید:

کسی سخن او (رسول خدا صلی الله علیه و آله) را نمی شنید، مگر اینکه محبت او در دلش جای می گرفت و به او متمایل می شد. لهذا قریش مسلمانان را در دوران مکه «صُباة» (شیفتگان و دلباختگان) می نامیدند و می گفتند:

«نَخافُ انْ یصبُوَ الولید بن الْمُغَیرَة الی دینِ مُحَمَّد»؛

یعنی بیم آن است که ولید بن مغیره دل به دین محمد صلی الله علیه و آله بدهد و اگر ولید که گل سرسبد قریش است، دل بدهد، تمام قریش به او دل خواهد سپرد.

می گفتند: سخنانش جادو است، بیش از شراب، مست کننده است.

فرزندان خویش را از نشستن با او نهی می کردند که مبادا با سخنان و قیافه گیرای خود آنها را جذب کند. هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار کعبه در حجر اسماعیل می نشست و با آواز بلند قرآن می خواند و یا خدا را یاد می کرد، انگشت های خویش را در گوش هایشان فرو می کردند که نشنوند تا مبادا تحت تاثیر جادوی سخنان او قرار گیرند و مجذوب او گردند. جامه های خویش بر سر می کشیدند و چهره خویش را می پوشاندند که سیمای جذاب او آنها را نگیرد. به همین جهت اکثر مردم به مجرد شنیدن سخنش و دیدن قیافه و منظره اش و چشیدن حلاوت الفاظش به اسلام ایمان می آوردند.

از جمله حقایق تاریخی اسلام که موجب اعجاب هر بیننده و محقق انسان شناس و جامعه شناس می شود، انقلابی است که اسلام در عرب جاهلی به وجود آورد. روی حساب عادی و با ابزار آموزش ها و پرورش های معمولی اصلاح چنین جامعه ای به گذشت زمانی بسیار نیاز دارد تا نسل کهنه و مأنوس با رذائل منقرض گردد و از نو نسلی جدید پی ریزی شود؛ امّا از اثر جذبه ها و کشش ها نباید غافل بود که همچون زبانه های آتش ریشه سوز مفاسد است.

اغلب یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن حضرت سخت عشق می ورزیدند و با مرکب عشق بود که این همه راه را در زمانی کوتاه تاختند و جامعه خویش را دگرگون ساختند.

 

پر و بال ما کمند عشق اوست

مو کشانش می کشد تاکوی دوست [5]

                                                                          

پی نوشت ها

[1] سیره نبوى، دفتر سوّم، ص 97.

[2] سوره احزاب، آیه 25.

[3] سیره نبوى، دفتر سوم، ص 101؛ المغازى، ج 1، ص 292.

[4] مصباح الهدایه، ص 49.

[5] جاذبه و دافعه على علیه السلام، ص 88- 90.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۹
khademoreza kusar
آیه قرآن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی